منابع پایان نامه ارشد درمورد انتخاب همسر، اعتماد متقابل، خانواده ها

دانلود پایان نامه

مي كنند ( اند روا ساپينگتون به نقل از حميد رضا شاهي برواتي 1385)
بيان مسئله
شادكامي كلي زناشويي با رضايت مندي جنسي رابطه دارد زوجهاي شادكام نسبت به زن و شوهر ناشاد از زندگي جنسي خود خشنود ترند كه اثبات شده است كه ناشادي از زندگي جنسي مي تواند در هوش هيجاني تاثير بسزايي داشته باشد پتول و ويرنيگ (‌1985) دريافتند كه صميميت جنسي در ازدواج با صميميت عاطفي رابطه دارد اما علت اين همبستگي ها روشن نيست شايد رضايت مندي جنسي به اين خاطر منجر به يك ازدواج شادتر مي گردد كه بر پاداشهاي مرتبط با زوجين مي افزايد اما اين احتمال نيز وجود دارد كه در يك ازدواج خوب به ويژه ازدواجي كه در آن ارتباط و تبادل نظر خوبي نيز به چشم مي خورد ، آگاهي از اين نكته كه براي هر كدام از طرفين چه چيزي از لحاظ جنسي لذت بخش است آسانتر مي باشد ممترز و جانسون معتقدند كه مشكلات هيجاني اغلب به خاطر ارتباط ضعيف در زندگاني زناشويي است قسمتي از درمان آنها براي مشكلات جنسي عبارت است از كمك به زوجها براي بهبود رابطه كلي خود با طرف مقابل كه مي تواند در هوش هيجاني تاثير بسزايي داشته باشد ( ناتن وجوانينگ 1985) متوجه شدند برنامه اي كه به طورخاص براي بهبودكاركردهيجاني زن وشوهرها طراحي شده است گاهي اوقات موجب خشنودي زناشويي نيز مي شود و به نظر مي رسد كه احتمالادر برخي موارد ، رفتار جنسي ضعيف هم مي تواند در هيجانات تاثير بسزايي داشته باشد واضح است كه عشق براي افراد مختلف معنايي متفاوت دارد در كل ، عشق به مجموعه اي از احساسات مثبت و عميق اشاره مي كند كه معطوف به فردي ديگر است براي اينكه زندگي زناشويي به خشنودي بينجامد بايد احساسات عميق اعلام شود و پاسخي مناسب از طرف مقابل دريافت كند بديهي است كه ازدواج اولين تعهد عاطفي و حقوقي است كه ما در بزرگسالي قبول مي كنيم به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پيمان زناشويي نقطه ي عطفي در پيشرفت شخصي تلقي مي شود و بي ترديد يكي از مهمترين تصميم هايي كه ما در طول زندگي خود مي گيريم انتخاب يك شريك زندگي است كه اين مقوله مي تواند با هوش هيجاني و هيجانات آدمي بخصوص زوجين نقش بسزايي داشته باشد و به نظر مي رسد در جامعه امروزي سه دليل اصلي براي رضايت و همگام آن با خصوصيات فردي ديگر عشق و هم نشيني و تحقيق انتظار ما باشد . (ناتن و جوانينگ 1985)
آيا بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي در بين دانشجويان متاهل رابطه معني دار وجود دارد ؟
اهميت و ضرورت تحقيق :
رضايت مندي زناشويي را نمي توان صرفا بر اساس فشارهاي رواني بيروني تبيين كرده زيرا تمامي ازدواجها دست كم با چند فشار رواني مواجه هستند . در بسياري از خانواده ها فقر و تعدد فرزندان و بيماري وجود دارد اما در عين حال موفق بوده و بسياري از ازدواجهايي كه هيچ كدام از اين موارد در آنها وجود نداشته است به شكست منتهي شده اند تفاوت ازدواجهاي شادكام و خوب با رضايت بالا و ازدواجهاي ناشاد و حداقل تا حدودي مي بايست در پرتو شيوه اي تبيين كرد كه طرفين به فشار رواني پاسخ مي دهند و يا با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين موارد مي توان در هيجانات تاثير مثبتي بگذارد كه گاهي اوقات از لحاظ رواني و روحي باعث مشكلاتي در فرد به وجود مي آمد و اين مسئله كه همسران چگونه مي توانند يكديگر را بهتر بشناسند به گفتگو اولين ابزار براي به حداقل رساندن كژ فهمي در ازدواج تبادل پيام است اگر زن و شوهرها در وضعيت گشوده و بي پرده با يكدگير صحبت كنند احتمال اينكه يك نفر بدون آگاهي طرف مقابل تغيير كند وجود نخواهد داشت و طرفين از آنچه ديگري را خشنود يا ناخشنود مي سازد بيشتر مطلع بوده و اگر همسر او درباره امري ناراحت و ناراضي باشد متوجه اين قضيه مي شود بك وجونز ( 1973) دريافتند كه ارتباط ضعيف را يجترين مشكل ازوداجهاي پردردسر است كه هر كدام مي تواند در هوش هيجاني تاثير بسزايي داشته باشد .
هدف كلي تحقيق حاضر:
تعيين رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي است
و اهداف جزئي عبارتند از :
1- تعيين رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي در زنان
2- تعيين رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي در مردان
3-تعيين رابطه ابعاد مختلف هوش هيجاني با رضايت زناشويي
فرضيه هاي تحقيق
1- بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي رابطه وجود دارد
2- بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي در زنان رابطه وجود دارد
3- بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي در مردان رابطه وجود دارد
واژه ها و متغيرهاي تحقيق:
هوش هيجاني : متغير مستقل
رضايت زناشويي : متغير وابسته
تعاريف عملياتي و نظري :
تعريف عملياتي هوش هيجاني : عبارتند از نمره اي است كه آزمودني از آزمون هوش هيجاني بدست آمده است .
تعريف مفهومي هوش هيجاني : هوش هيجاني عبارتند از روحيه هيجان خواهي و هيجان طلبي كه با رويارويي مشكلات و اوضاع نامناسب زندگي در جهت منفي آن قدم گذاشته و باعث بهم ريختن روحيه و توانايي فرد از لحاظ هيجان خواهي مي شود .
رضايت زناشويي : عبارتند از نمره اي است كه آزمودني از آزمون رضايت زناشويي اينريچ بدست آمده است رضايت شده زناشويي عبارتند از رابطه مناسب و مثبت كه بين زنان و مردان در زندگي متاهلي است و اينكه زوجين تا چه حد مي توانند در كنار هم با هم زندگي خوب و مناسبي داشته باشد و جهت رسيدن به خود شكوفاي در زندگي خود تلاش داشته باشد .
فصل دوم
پيشينه و ادبيات تحقيق
پيشينه نظري
رضايت زناشويي
واضح است كه عشق براي افراد مختلف معنايي بسيار متفاوت دارد در كل عشق به مجموعه اي از احساسات مثبت و عميق اشاره مي كند كه معطوف به فردي ديگر است براي اينكه زندگي زناشويي به خشنودي بينجامد بايد احساسات عميق اعلام شود و پاسخي مناسب از طرف مقابل دريافت كند بديهي است كه ازدواج اولين تعهد عاطفي و حقوقي است كه ما در بزرگسالي قبول مي كنيم به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پيمان زناشويي نقطه ي عطفي در رشد و پيشرفت شخصي تلقي مي شود بي ترديد يكي از مهمترين تصميم هايي كه ما در طول زندگي خود مي گيريم انتخاب يك شريك زندگي است به نظر مي رسد در جامعه ي امروزي سه دليل اصلي براي ازدواج وجود دارد ( عشق ، هم نشيني ، تحقق انتظارها )‌واضح است كه عشق براي افراد مختلف معنايي بسيار متفاوت دارد در كل عشق به مجموعه اي از احساسات مثبت و عميق اشاره مي كند كه معطوف به فردي ديگر است براي اينكه زندگي زناشويي به خشنودي بينجامد بايد احساسات عميق اعلام شود و پاسخي مناسب از طرف مقابل دريافت كند افراد با هدف هم نشيني نيز ازدواج مي كنند عشق مربوط به هم نشيني محبتي است كه نسبت به افرادي احساس مي كنيم كه زندگيمان به طور عميق با آنها پيوند خورده است اين همان عشقي است كه بر شراكت در تجربه استوار است عشقي كه در ‌آن مي دانيم طرف مقابل هميشه در كنار ماست عشقي كه با آن مي دانيم هميشه به خاطر آنچه هستيم پذيرفته مي شويم زوج هاي امروزي با هدف تحقق انتظارشان ازدواج مي كنند شناخت انتظارات ، بيان آنها و تلاش براي تحقق آن در حد اعتدال چيزي است كه خشنودي را در روابط زناشويي محقق مي سازد . افراد انتظار دارند كه از همسرانشان به طور خاص و از ازدواج به طور عامل سود مطمئني عايدشان شود در مجموع مي توان گفت كه در عصر حاضر باورهاي غلط متعددي توسط زوج ها پذيرفته شده اند زوج ها اين عقيده را پذيرفته اند كه ازدواج ارضاي هر نياز روان شناختي را به همراه دارد و همين عقيده غير واقع بينانه است كه دامي براي سرخوردگي زناشويي خواهد بود .
انتظارهميشه شاد بودن ، رفع نيازها و تحت حمايت و تاييد بودن هميشگي از جمله همين عقايد است شاد بودن به عنوان يك فرد يا يك زوج پيوسته و در تمام عمر كار سختي است هيچ فردي هميشه شاد نيست و براي زوج ها طبيعي است كه دوره هايي از ناشادي ، كشمكش يا فشار را تجربه كنند ، تصويري كه مي توان از ازدواج ارائه داد خوشي و سعادت پيوسته زناشويي است واقعيت اين است كه ازدواج فرد را شاد نمي كند ، شاد نگه نمي دارد يا به وي كمك نمي كند از زحمت و سختي دور شود به طور قطع كسي كه هدفش از ازدواج هميشه شاد بودن است ، محكوم به شكست است .
گرچه در ازدواج هاي موفق الگو ها متنوع اند ولي قواعد مشتركي وجود دارد بعضي از قواعد مشترك در ازدواج هاي موفق با الگوهاي عملكردي متنوع مشاهده مي شوند همسران در يك زندگي زناشويي موفق ، بادوام ، توام با رضايت به يكديگر احترام مي گذارند هر يك از همسران بعضي ويژگي ها يا توانايي هاي قابل احترام را در ديگري مي يابد ، مثل : همسر خوبي بودن ، تامين مخارج كردن ، طبع و ذوق هنري داشتن و…. هر چه ميزان احترام گذاري به يكديگر وسيع تر باشد زندگي زناشويي رضايت مندانه تر خواهد بود .
اين همسران تاييد و ارزش گذاري خود براي همسرشان را نشان مي دهند و به طور پيوسته كارهايي انجام مي دهند و مطالبي بيان مي كنند كه عواطف ، عشق و احترامشان را به يكديگر نشان مي دهند و كلمات و اعمالي را كه اهداف مثبت ازدواجشان را حمايت و تاييد مي كند انتخاب مي كنند .
همسران نسبت به يكديگر بردبارند آنها درك مي كنند كه امكان فريب خوردن يا خطا كردن خودشان نيز وجود دارد انسان را آسيب پذير مي بينند و به اين ترتيب مي توانند قصور و كوتاهي ديگري را بپذيرند آنها مسئوليت رفتار و عزت نفس خودشان را به طور فردي مي پذيرند و انتظار ندارند كه شريك زندگي شان مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن آنها باشد به همين دليل از سرزنش و انتقاد يكديگر اجتناب مي كنند و در عوض آنچه را در مورد همسرشان درست است تاييد مي كنند با همدلي به سخنان يكديگر گوش مي دهند و در جستجوي عوامل اند كه در روابط آنها تاثير مثبت به جا مي گذارد .
همسران بر پايه ي اعتماد متقابل به تشريك مساعي مي پردازند آنها آزادند كه نه تنها فقط از يكديگر ، بلكه از هر آنچه ممكن است يعني شركت در فعاليت ها و كارهاي فرعي خارج از محيط زناشويي همراه همديگر و يا به طور فردي لذت ببرند .
در يك ارتباط زناشويي توام با حس همكاري و مشاركت ممكن نيست زن و مرد هميشه با يكديگر موافق باشند اما مي توانند به راحتي مخالفت خود را اعلام كنند و اين امر مورد پذيرش قرار مي گيرد كه با هم به دنبال راه حلي بگردند كه مورد تاييد هر دو قرار گيرد .
زوج هاي خشنود و راضي از مهارت هاي ارتباطي خود به نحو احسن در زندگي مشترك استفاده مي كنند رفتار و حالات يكي از زوجها هميشه محرك نوع خاصي از واكنش هاي طرف ديگر است چون اين حالات اعمال ناشي از آن بسياري از اوقات از سطح ناخود آگاه فرد ناشي مي شود همسران خشنود تلاش مي كنند رفتار و حالات خود را بازشناسي كنند و نسبت به محرك هاي يكديگر چه به صورت كلامي و چه غير كلامي آگاهانه واكنش نشان دهند زوج هايي كه نقص مهارت هاي ارتباطي دارند در معرض خطر نقص عملكرد زناشويي و بروز اختلاف منجر به طلاق و جدايي مي شوند .
ناخشنودي و طلاق در خانواده و علل آن :
در مقابل مفهوم رضايت زناشويي ، ناخشنودي و احتمالا يكي از نتايج آن ، يعني طلاق وجود دارد طلاق را مي توان از مهم ترين پديده هاي حيات انساني تلقي كرد اين پديده داراي ابعادي به تعداد تمامي جوانب و ابعاد جامعه انساني است و تاثيرات متفاوت رواني ، اقتصادي ، و اجتماعي دارد طلاق نخست يك پديده رواني است ، زيرا بر تعادل رواني نه تنها دو انسان ، بلكه فرزندان ، بستگان ، دوستان و نزديكان آنها اثر مي نهد ، دوم اينكه طلاق پديده اي است اقتصادي زيرا به گسست خانواده به عنوان يك واحد اقتصادي مي انجامد و با بر هم زدن تعادل رواني انسانها موجبات بروز اثرهاي سهميگين در حيات اقتصادي آنها را نيز فراهم مي سازد سوم اينكه طلاق پديده اي است موثر بر تمامي

Author: y7oozita

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *