پایان نامه با واژگان کلیدی حيوان، توتميسم، پيوند

دانلود پایان نامه

به شمار مي آورند. براي مثال، يک پاپوايي798 چنين حکايت مي کند: “يکي از اقوام من، در آن جزيره ساکن است؛ مدت ها پيش يکي از اجدادم دو قلو به دنيا آورد: يک بچ? حقيقي و يک سوسمارِ درختي؛ مادر به هر دو شير مي داد و زماني که سوسمار، بزرگ شد، مادر، او را به آن جزيره برد؛ اين سوسمار همچنان در آن جزيره در غاري زندگي مي کند و به دليل احترامي که نسبت به او دارند او را زنده نگه مي دارند. فاخت? کاکل دار و طوطي کاکل سياه نيز به قبيل? من تعلق دارند. (مبلّغ مذهبي اي که اين مطلب را نقل مي کند اضافه مي نمايد:) وي احترام کمتري نسبت به طوطيان کاکل سياه نشان مي دهد چراکه هر وقت که بتواند آن ها را شکار مي کند و براي من مي آورد؛ فقط شخص ديگري بايد آن ها را براي او حمل کند؛ او هرگز آن ها را نمي خورد و حتي به آن ها دست نمي زند.”799 در داستان هاي پريان که از اين جهت، بازتابي قابل اعتماد از احساسات نسبت به زندگي در گذشته است، انسان در پيوند نزديکِ مشابهي با حيوانات قرار دارد: آن ها نيز تولد از حيوان و ازدواج با حيوان را پيشامدهايي کاملا عادي و متعارف تلقي مي کنند.
بر اين اساس، حيوان، از يک سو، غير انسان، به کلّي متفاوت، ناميمون يا متعالي است و از سوي ديگر، پيوندخورده [با انسان] و شناخته شده است؛ و اين نحوه پيوند هر دو بُعد، پرستش حيوان را به مثاب? موضوعي اسرار آميز و مقدس، قابل درک مي سازد.
حيوان انزجارآور و عجيب به تمام معنا، مار است. مار در افسانه هاي بي شماري به صورت يک هيولا (اژدها و مانند آن) نقش ايفا مي کند؛ بيرون آمدن مار از خاک، آن را با اسرار مرگ پيوند مي زند حال آن که شباهتش به آلت تناسلي مرد که آن را حتي در تجرب? رواني امروزي، نماد جنسي مي سازد (هر زمان که از سرکوب و واپس زني رها شود چنان که در مورد روان رنجورها چنيني است)، آن را با رمز و راز هستي نژادي مرتبط مي سازد. نيروي مار عمدتا مصيبت بار و تهديدآميز تجربه مي شود.
حيوان مأنوس و مرتبط ترين حيوان، حيوان خانگي و اهلي است. اهلي کردن حيوانات نزد اقوام مختلف، سيرهاي متفاوتي را دنبال کرد. در يک جا، سگ و خوک، پليد و ناپاک (به عبارت ديگر مقدس اما شوم) شمرده مي شوند و در جاي ديگر، دوستان انسان. در ميان تمام حيوانات اهلي، گاوها محبوب ترينند و اديان هند و ايران باستان در احترام نهادن به گاو با يکديگر رقابت مي کنند. حتي امروزه همانند اعصار کهن، بول گاو، از نگاه هنديان، مهمترين وسيله براي تطهير است و حيات گاو، مقدس و محترم است. هندوي امروزي، گاوي را که به دردنخور شده، در جنگل رها مي کند که در آن جا سگ ها آن را پاره پاره مي کنند يا آن را به قصابِ (مسلمان) مي فروشد اما خودش آن را نمي کشد.
حيوان خانگي در مرتب? يکي از اعضاي خانواده قرار مي گيرد. مدت زيادي از اين جريان نگذشته که در هلند شرقي، مرگ کشاوز را طي مراسم و تشريفاتي به اطلاع گاوها و حتي زنبورهايش رساندند؛ نيز مردم روستايي در استان گِلدرلند800، از “طالع زنبورها” سخن مي گويند که به افراد شايسته داده مي شود؛ عروس و داماد نيز برکت ازدواج خود را از زنبورها درخواست مي کنند.801 يونانيان باستان، کشتن گاو نر را به مثاب? کشتن برادر خود مي دانستند و به هنگام قرباني، نوحه هايي براي مرگ قرباني، مي خواندند.802 مدت زيادي از زماني که دادگاه هاي حيوانات، نهاد هاي واقعي بودند نمي گذرد؛ حيوانات مي توانستند به عنوان شاهد، متهم و شاکي حاضر شوند. در سال 1565م، ساکنان شهر ارلِس803، خواستار اخراج ملخ ها شدند و دادگاه مقامات رسميِ804 آن عصر به اين دادخواهي پرداخت و استاد مارين805، نمايندگي حشرات را بر عهده گرفت و با شور و حرارت زياد، از حقانيت آن ها دفاع کرد. اما ملخ ها با مجازات فرمان اخراج، محکوم به رفتن شدند و حتي در همين اواخر در سال 1845م، در فرانسه يک دادگاه حيوانات برگزار شد.806
بنابراين، اگر از يک سو، حسّ برابري يا حتي برتري حيوانِ نيرومند، خود را بسيار محکم و استوار ثابت کرد، با اين حال، از سوي ديگر، از مدت ها پيش، تلاش ها براي عقلاني کردن حيوانات بر اساس اين روابط انساني در جريان بوده است. از اين رو، ارجح اين بود که همسر فائوستولوس807، اکا لارِنتيا808، يک فاحشه809 باشد تا يک ماده گرگ810.811 اما همانندِ اشياي نيرومند، بازگشت به احساس انسان ابتدايي را فقط شاعر مي تواند از راه آرزو کشف کند:
من فکر مي کنم که مي توانم برگردم و با حيوانات زندگي کنم؛ آن ها بسيار آرام و تودار و مستقلّند،
مي ايستم و مدتهاي مديدي به آن ها مي نگرم.812

2.توتميسم، پيوند تنگاتنگي با ايد? حيوان نيرومند دارد. شايد درست باشد که بگوييم توتم مي تواند يک گياه يا در واقع يک پديد? طبيعي نيز باشد؛ با اين حال، “توتمِ حيواني، آن چنان غلبه دارد و انسان به اعتقاد آن چنان محکمي نسبت به اينکه تمام چيزهاي ديگر، خاستگاه متاخرتر داشته اند مي رسد که رابط? انسان با حيوان را مي توان هسته و محور حقيقي توتميسم دانست”.813
توتميسم هم به شکل فردي وجود دارد و هم به شکل اجتماعي؛ اما توتميسم فردي را بهتر است بر حسب باور مربوط? ساکنان آمريکاي مرکزي، ناگواليسم814 و بر حسب باور ساکنان آمريکاي شمالي، مانيتوييسم815 بناميم.816 با توجه به عنوان دوم، روشن مي شود که مساله، مسال? تصرّف نيروي حيوان و ارتباط با آن است؛ بر اين اساس، سرخپوست جوان، وارد بيابان مي شود و در آنجا، در يک رويا، حيوان توتمش، برايش ظاهر مي شود و خود را با او متحد مي کند در حالي که در ميان اسکيموهاي شرقي، کاگ ساگ سوک817 ، نوع
ي سافت جاني818 است که مسخره و با آن بد رفتار مي شود تا اينکه در نقطه اي دورافتاده در کوه ها، او اماروک819 را مي يابد: يک حيوان اهريمني که نيروي عظيمي به او مي بخشد.820 بر اساس باورهاي مکزيکي ها، خدايان نيز يک ناگوال821 يعني روح حفاظت کنند? شخصي دارند.822
اين روح نگهبان فردي، پيوند نزديکي با “روح خارجي” دارد که در يک حيوان ساکن است که بعدا با آن آشنا خواهيم شد.823 توانايي حيوان برتر به شکل نيروي بشري تجربه مي شود؛ ازاين رو، وونت824، به “ارواح حيواني” اشاره مي کند و مي کوشد از اين ايده، ايد? نياکان توتم را نتيجه بگيرد.825
اما با اين امر، به خود توتميسم اجتماعي مي رسيم. مُبدع اين اصطلاح، مترجم انگليسي، جان لانگ826، بود که نخستين بار آن را در معناي روحي خيرخواه و خوش نيت به کار برد که به شکل يک حيوان از انسان ها مراقبت مي کند و به دليل محافظتش از انسان، هيچ گاه کشته يا خورده نمي شود.827 اما در تحقيقات امروزي، بحث هاي طولاني اي در مورد توتميسم صورت گرفته است. توتميسم در اين بحث ها به شيوه هاي مختلف و در آزادترين و مبهم ترين معاني و با دلخواهانه ترين تحديدها به کار رفته است. نه تنها محققان مختلف، به نتايج متفاوت مي رسند و نتايج متنوعي را بيان مي کنند بلکه حتي يک دانشمند يعني فريزر در طي زمان، سه نظري? متفاوت دربار? توتميسم بسط داده است. با وجود هم? اينها، به عنوان ويژگي هاي عموما تاييد شد? اين پديده به حق مي توان چنين گفت:
(1) سعادت و بهروزي يک جامع? انساني، به طور برگشت ناپذيري، در گروِ توتم است؛ و مي توان (اما نه لزوما) از اين مطلب چنين نتيجه گرفت که الف- گروه، نام توتم را دارد و ب- توتم، نياي گروه به حساب مي آيد.
(2) توتم، مستلزم تابوهاي متعددي است نظير:
1.ممنوعيت کشتن يا خوردن؛ اما در موارد خاص يا تحت شرايط خاص، ممکن است خوردن آن، ضروري گردد زيرا پيوند ميان توتم و گروه اجتماعي بايد تقويت شود.
2.ممنوعيت ازدواج درون گروهي افرادي که يک توتم دارند (که اصطلاحا برون همسري828 خوانده مي شود). اما با برشمردن اين ويژگي ها، به درک صحيحي از توتميسم نمي رسيم؛ و تنها در صورتي مي توان به اين درک رسيد (البته به انداز? توفيق ذهن انسان مدرن) که چنان که بايد و شايد، مبناي ديني توتميسم را مورد ملاحظه قرار دهيم. البته توتم ها به هيچ وجه خدايان نيستند و معمولا “پرستيده نمي شوند” به اين معنا که قرباني و مانند آن پيشکش شان شود. اما اين، نقطه ضعف انديش? امروزي است که در خصوص واژ? دين، بايد بلافاصله “خدايان” را به ياد آورد. با اين حال، توتميسم به خدايان نياز ندارد؛ اما متضمن غوطه ور شدن در نيروي يک حيوان است.” زماني که انسان در مرحل? شکار … به اجبارِ ضرورت زندگي و سرگرمي و کار روزان? تغييرناپذيرش، صرفا حيوانات را که همزمان دشمنان او و غذاي اويند مورد توجه قرار مي دهد، اگر او، به عبارتي، خود را به طور کامل در حيوان ادغام و يکي کند، آن گاه کاملا طبيعي است که اين محتوا و درون ماي? خودآگاهيش، مصرّانه خود را اظهار کند”829؛ و اين غوطه ورشدن در هستيِ يک نيروي برتر، که البته نمي توان آن را تحت انقياد در آورد، گوهر? توتميسم را شکل مي دهد و آن را به صورت يک دين، در مي آورد. هر امر اجتماعي، صرفا ثانوي و در درج? دوم اهميت و نتيج? تجرب? قدرت است. حيوان توتم، به عنوان يک دسته، نوعي منبع نيروي قبيله يا طايفه است.830
حيات جامعه به توتم بسته است. قبيل? بانتو831 که جزء با-رونگا832هاست، گاوميش را “جادوگر دشت” مي خوانند؛ جادوگري که تمام انواع کارها را انجام مي دهد: “تمام زندگي ما به او بستگي دارد”؛ اگر او بميرد چيزي براي قبيله نمي ماند مگر خودکشي دسته جمعي. در اين مثال، مسال? “توتميسم” در معناي يک نظام اجتماعيِ داراي طبقات توتم و مانند آن، آن گونه که در استراليا يافت مي شود، وجود ندارد. با اين حال، تمام پيش فرض هاي لازم موجودند833 و زماني که رابط? ماهوي با حيوان، به شکل يک نژاد نمايانده مي شود، به مرحله اي نزديک تر به اين نظام ره مي يابيم. براي مثال، يک جوان اماندابيلي834 از دوشيدن شير يک گاو خاص اجتناب مي ورزد: “از نگاه او، اين گاو، بسيار نيرومند است و او مي ترسد شير مادرش را بدوشد”.835 اگر اين نقطه نظر، نظام مند شود، آن گاه مي توان به جاي صرف پيوند خوني، نشات گرفتن از توتم را به حساب آورد. از اين رو، به گفت? وونت، ستون هاي توتم836 که بالاي آن، حيوان و زير آن، سلسل? نياکان است، نوعي شجره نام? غيرشخصي است837؛ در آمريکاي شمالي، نمونه هاي ديگري وجود دارد.838 عمدتا در استرالياست که نظام هاي توتميِ بسيار پيچيده را مي يابيم که در آن ها، توتم، معيار و ضابط? کل سازمان اجتماعي جامعه را فراهم مي سازد.
با اين حال، اگر نقط? آغاز خود را ايد? انباشت قدرت در برخي گونه هاي حيواني قرار دهيم (نه اين نظام)، آن گاه مي توانيم پس مانده هاي بسياري از اين ديدگاه را که در مجموعه هاي فرهنگيِ کمتر بدوي بر جاي مانده اند درک کنيم. براي مثال، توتميست خواندن مصريان باستان به اين معنا که به يک نظام توتمي باور داشتند، بي ترديد حرفي بي معني است. اما اگر مرادمان صرفا ايد? پيوند ماهوي با حيوان و امکان زنده ماندن بر اساس نيروي اين حيوان باشد، نامعقول نيست. چنان که قبلا ملاحظه کرديم، مصريان در معناي دومي که ذکر شد، بي ترديد توتميست بودند و همين وضعيت در مورد قبايل خرس و گرگ در دنياي باستاني ژرمن ها صادق است.839

3.در رابط? عميق ميان حيوان و انسان، حيوان مي توان انسان باشد و انسان، حيوان. ب
ر اين اساس، در افسانه هاي پريان، حيوان که در ابتدا به ندرت اين گونه بود، به شهرياري افسون شده تبديل شده است در حالي که هر کس، آن طور که بايد و شايد، تحت تاثير داستان هاي سرخپوستان شمال و جنوب آمريکا قرار مي گيرد بايد دريابد که به نظر آن ها، هيچ تفاوتي ميان حيوان و بشر وجود نداشت. ازدواج و تولد، جنگ و پيمان، آن ها را به يکديگر پيوند مي زند؛ و براي بوجود آوردن يک حيوان از انسان و بالعکس هيچ گونه تغيير شکل و استحاله اي لازم نيست. اگر تقابل ميان انسان و حيوان با وضوح بيشتري فهميده شود اين جابجايي، ضروري تر مي گردد و آن گاه تعبير به اصطلاح خود ددانگاري840 پديد مي آيد. گرچه شناخته شده ترين کاربرد اين واژه براي هيات انساني است که در ظاهر يک گرگ حرکت مي کند، امتزاج حيوان و انسان به هيچ وجه، خود

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *