منبع تحقیق با موضوع فرزند پروری، مواد مخدر، مصرف مواد

دانلود پایان نامه

كننده فراينده جامعه پذيري نظير مدارس و مذهب از مصاديق مهم اين نظريه است بنابراين نوجواني با چنين ويژگي‌هايي ارزش‌ها و معيارهاي مورد قبول جامعه را دروني نمي‌كنند و در واقع چنين افرادي احتمال بيشتري دارد كه با همسالاني احساس پيوند و وفاداري نمايند كه ماده مخدر استفاده مي‌كنند. (همان منبع ص192).
2-8-6 نظريه كنترل اجتماعي:
اين ديدگاه در مورد علل سست شدن تعهد فرد به جامعه و تعلق شكننده به الگوهاي نقش بيان مي‌دارد كه فشار يا فرسودگي براثر فاصله بين آرزوهاي نوجوانان و برداشت او از فراهم بودن شرايط لازم براي دست‌يابي به آن آرزوها تحقق پيدا مي‌كند براساس اين ديدگاه نوجوانان كه به دليل شرايطي نامساعد تربيتي و شغلي به اميدها آرزوها، اهداف تحصيلي و شغلي خويش نرسيده است نسبت به اجتماع و ارزش‌هاي آن تعهدي احساس نكرده و بيشتر به سوي همسالان منحرف كه مصرف مواد را تشويق مي‌نمايند گرايش پيدا مي‌كنند علاوه براين اگر نوجوان ارتباط صميمانه‌اي با والدين نداشته باشد فشار درون خانواده دلبستگي نوجوان را به خانوده‌اي كه معمولاً مخالف مصرف مواد است تضعيف مي‌كند و به نوعي سبب گرايش به همسالاني مي‌شود كه معمولاً مشوق مصرف مواد هستند. فارينگتون بي‌نظمي اجتماعي را عاملي كه بيان‌گر ضعف يا فروپاشي نمادهاي اجتماعي است مي‌داند به گونه‌اي كه ناتواني اين موسسات در كنترل رفتار شهروندان زمينه‌هاي گسترش مشكلاتي نظير اعتياد را فراهم مي‌سازد بر اين اساس اگر نوجوانان در محله‌هايي زندگي كند كه جرم و بي‌كاري در آن زياد باشد مدارس كفايت لازم را ندارند و نهادهاي اجتماعي هم عملكرد ضعيفي دارند او نيز به ارزش‌ها و قواعد اجتماعي پايبند نخواهد بود و احساس تعهدي نيز پديد نخواهد آمد همچنين احساس دلبستگي در خانواده از هم پاشيده و يا عدم وجود يكي از والدين و يا متاركه كمتر مي‌باشد. (همان منبع ص194).
2-8-7 نظريه الگوي رشد اجتماعي:
هاوكينز و ويس طراحان اين نظريه براين باورند كه احساسي عدم تعهد نوجوانان به جامعه و قراردادهاي آن و احساس عدم صميمت با والدين و سيار الگوهاي نقش باعث گرايش فرد به همسالان مصرف كننده مواد مخدر مي‌شود در اين نظريه تاكيد برافراد، رشد اجتماعي و تعاملات اجتماعي آنهاست يعني تاثيري كه خانواده مدارس و همسالان بررفتار نوجوان دارند با رشد فردي نوجوان تغيير مي‌نمايد به طوري كه والدين در سالهاي پيش از مدرسه معلمان در سالهاي مدرسه و پيش نوجواني و همسالان در دوره نوجواني بيشترين تاثير را دارند براساس اين ديدگاه اگر شرايط و فرصت كافي براي تقويت تعاملات نوجوان در خانه و مدرسه فراهم نشده باشد مهارتهاي بين فردي و تحصيلي او براي تعاملات موفق و مطلوب در خانواده و مدرسه كم باشد و سرانجام تعاملات وي با والدين و معلمان ضعيف باشد نوجوانان بيشتر  به سوي همسالان مصرف كننده مواد روي مي‌آورند. (گلپرور،1382 ص:239 ).
2-9 آسیب های سوء مصرف مواد مخدر
در جامعه شناسی مسائل و آسیب های اجتماعی سه مفهوم اساسی ساختار اجتماعی5 ، شبکه روابط اجتماعی6 و رفتار و عمل اجتماعی 7مطرح است. بر این اساس می توان سوء مصرف مواد مخدر را نیز در سه سطح کلان، میانه و خرد بررسی کرد. همچنین می توان نطریه های مطرح شده را در این زمینه در این سه سطح قرار داد، به گونه ای که نظریه دورکیم و پارسونز در سطح کلان، نطریه های ساترلند و مرتون را در سطح میانه و نظریه استیون گلد در سطح خرد جای می گیرند. البته نکته اساسی آن است که دسته بندی این عوامل به صورت نطری است و هر یک از این عوامل را می توان در سطوح دیگر نیز قرار داد. البته بدیهی است که این سطوح در ارتباط متقابل با یکدیگر قرار دارند و هر یک از این سطوح هم اثر گذارند و هم اثرپذیر(آقا بخشی،1388).
2-10 عوامل تأثيرگزار در پيشگيري از مواد مخدر
1- خانواده                         2- مراكز تعليم و تربيت           3- رسانه‌هاي عمومي
4- هنرمندان                    5- مبلغان مذهبي                     6- بازدارنده‌هاي قانوني
7- فعاليتهاي جايگزين و پركردن اوقات فراغت (اسعدي،1380).
الف: عوامل فردي محافظت كننده در برابر اعتياد
– تقويت صفات شخصيتي مثبت
– آموزش مهارتهاي زندگي و روشهاي حل مسأله
– تصحيح نگرشها وباورهاي غلط
– تقويت اعتقادات مذهبي
– شناخت ويژگيهاي مراحل مختلف رشد
ب: عوامل خانوادگي محافظت كننده در برابر اعتياد
– توجه به نيازهاي اعضاء خانواده
– شيوه‌هاي تربيت كودك
– اهميت انتخاب همسر
– آشنايي خانواده با نشانه‌هاي اوليه اعتياد در فرزندان
ج: عوامل اجتماعي محافظت كننده در برابر اعتياد
– نقش خدمات مشاوره‌اي و روانشناختي
– رهنمودهاي مذهبي در پيگيري از آسيب‌هاي اجتماعي
– ويژگيهايي قانون مبارزه با مواد مخدر
– سودمندی ورزش و تفريحات سالم
– تدابير نظام آموزشي در مصون سازي شاگردان
– ارائه الگوهاي مطلوب اجتماعي(همان)
2-11 تاريخچه شیوه‌های فرزند پروری
شیوه های پرورش کودک ، در گذر سده ها دگرگون شده است. در سه دهه اول میلادی قرن گذشته، یعنی بین سال های 1910 تا 1930 روش‌های فرزندپروری تا حدود زیادی خشک و خشن بودند. متخصصان تعلیم و تربیت کودکان را به عنوان یک شیء فرض می‌کردند که می‌توان آن ها را به صورت نظام مندی شکل داد و شرطی کرد، و به احساسات و احتیاجات طفل یا والدین و تغییرات اجتماعی و استعدادهای ژنتیکی و یا ویژگی های موقتی کودکان چندان توجهی
نمی‌شد. در آن زمان به والدین توصیه می شد که با بغل کردن کودک به هنگام گریه کردن او را لوس نکنند ، طبق برنامه ثابتی به او غذا بدهند (اعم از اینکه گرسنه باشد یا نباشند) و آداب توالت رفتن را در همان سال اول زندگی به او آموزش دهند. این روش کاملا خشک تا حدودی تحت نفوذ مکتب رفتارگرایی بود و هدف والدین این بود که عادتهای پسندیده را شکل دهند و از بروز عادات ناپسند جلوگیری کرده یا آنها را سرکوب کنند (اتکینسون 8و همکاران، 2006).
در دهه 1940 روند شیوه های فرزند پروری در جهت سهل گیری و انعطاف بیشتر دگرگون شد. در این دهه
نظریه فرزند پروری، زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار گرفت، مکتبی که در آن بر امنیت عاطفی کودک و زیانهای ناشی از کنترل شدید تکانههای طبیعی در کودک و تاثیر محرومیتهای سنین پایین بر رفتارهای بعدی کودک تاکید داشت. در 1940 علاوه بر نفوذ مکتب روانکاوی فروید، شیوههای تربیتی بر اساس نظریههای بنیامین اسپاک نیز استوار بود. وی معتقد بود والدین باید از شم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامههای انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنان و هم با نیازهای کودک سازگاری داشت استفاده کنند. این نگرشهای آزادگرانه در مورد کودک در سال های 1940 پدیدار شد و با تاثیر مداوم مربیان مترقی مانند جان دیوئی و نوشتههای روان شناسان بشر دوستی چون مزلو و کارل راجرز نیروی محرکه بیشتری پیدا کرد (هترینگتون9،2008).
در اواسط دهه 1960 بر نقشی که علاقه پدر و مادر در محیط کودک ایفا میکنند تاکید زیادی شده است. به نظر میرسد در حال حاضر شاهد نوسانی در جهت عکس هستیم. چنین به نظر میرسد که امروزه والدین احساس میکنند که سهل گیری پاسخ گوی مشکل آنان نیست. اکنون متخصصان به والدین توصیه میکنند که برای شکل دادن به رفتار کودک کمی سخت گیرتر ولی فعالتر باشند. برخی از ویژگیهای فرزند پروری فعلی عبارتند از کنترل در حد اعتدال، انضباط محکم و حتی توسل به تنبیه در صورت لزوم. در عین حال والدین باید حدودی را برای کودکان تعیین کنند و در مواردی که فرزند قادر به قضاوت منطقی نیست، قدرت تصمیم گیری داشته باشند. در عین حال آن ها باید نظرات کودک را بشنوند و خود را با آن ها تطبیق دهند(ماسن 10و همکاران،2005).
از سوی دیگر امروزه کودکان نیز با گذشته تفاوت زیادی دارند و حاضر نیستند حتی جزئی از حقوقشان را تقدیم قوانین مستبدانه بزرگسالان کنند. کودکان امروز انتظار دارند که والدین محدودیتها و مقررات را برایشان توضیح دهند. آنان بر این باورند که والدین نباید هرگز قدرت بیشتر خود را برای کنترل فرزند به طور نامعقول استفاده کنند(گاری11 و همکاران،2003).
2-11-1 اهمیت شیوه‌های فرزند پروری
شیوه‌های فرزند پروری، اعتقاد و نظر والدین نسبت به چگونگی ارتباط با کودک است که والدین در رابطه با فرزندان خود اعمال می‌کنند و در شکل گیری شخصیت آینده کودک نقش بسزایی دارد. هدف تمامی شیوههای فرزند پروری، پرورش کودک و آماده سازی وی برای ایفای نقشی است که گروه و حوزهی فرهنگی وی بر عهدهاش میگذارند. کودکان چنان پرورش مییابند که بتوانند راه و رسم زندگی والدین خود را در ایفای نقش خود پی گیرند. والدین واسطه انتقال آرمانهای فرهنگی کودک به اجتماع هستند. آرمانهای فرهنگی هر اجتماع تعیین کنندهی نوع و چگونگی آموزشهایی است که کودک باید فرا گیرد و از آنجا که الگوها و ایدهآلهای خود، کودکان را به شیوههای متفاوت پرورش میدهند. کودک اولین بارایده آلها و آرمانها و بایدها و نبایدها را از محیط خانواده و والدین خود میآموزد. خانواده یکی از عوامل موثر در رفتار افراد است. کودک در محیط خانواده تجارب گوناگونی را کسب می کند و از طریق این محیط کوچک است که با دنیای خارج آشنا می گردد و طرز معاشرت با دیگران را میآموزد (احدی،1381).
خانوادهها از جنبههای مختلف با هم تفاوت دارند، بنابراین تاثیر خانواده در رفتار افراد متفاوت است. در یک خانواده سالم محیط به گونهای است که شرایط برای تامین احتیاجات اساسی کودکان در زمینههای مختلف فراهم می باشد. رفتار کودکی که در این خانواده پرورش می یابد با رفتار کودکی که محیط خانواده وی، مانع تامین احتیاجات اساسی اوست کاملا متفاوت است (برک12،2008).
بدون تردید هر گونه نقص و نارسایی در ساخت خانواده می تواند از همان طفولیت در رشد کودک تاثیر نامطلوبی داشته باشد. نتیجه تحقیقات نشان می دهد که محیط های نامساعد خانوادگی موجب ناسازگاری و احساس عدم امنیت در کودکان شده، و محیط های سرشار از عشق و تفاهم و دوستی ، کودکانی شاد، سازگار و دارای اعتماد به نفس به وجود می آورند. در سال های اخیر پژوهش های زیادی درباره ی عوامل خانوادگی موثر در رفتار و طرز فکر کودک صورت گرفته است. این پژوهش ها نشان می دهد در بین عوامل مختلفی که در پرورش شخصیت سالم در کودکان و نوجوانان موثرند، شیوه های تربیتی و فرزندپروری والدین و نحوه ی ارتباط والدین و کودک از اساسی ترین عوامل محسوب می شود(نوابی نژاد،1387).
2-11-2 تعامل والدین- فرزند
دانشمندان برجسته ای چون فروید، اریکسون، بالبی، پیاژه ، ویگوتسکی و اسکینر معتقدند کودک در تعامل با
محیط خود رشد می کند (احدی ، 1381). اگرچه هر کدام از آن ها تعریف کم و بیش متفاوتی از تعامل دارند. اولین تماس های کودک در محیط با والدین خویش است و والدین برای او منبع غذا، عشق و آسایش هستند. کیفیت این تعامل زمینه ساز اصلی شکل گیری احساس ایمنی در کودک است که پیامدهای گوناگونی درپی دارد (جان بزرگی، نوری، آگاه هریس، 1387).
روا
بط بین کودکان و والدین و سایر اعضای خامواده را می توان به عنوان شبکه ای از بخش هایی دانست که در کنش متقابل با یکدیگرند. نظام خانواده در مجموعه ای از نظام های بزرگتری قرار دارد. این نظام به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق روش های مختلف تربیتی بر کودکان تاثیر می گذارد. جامعه بزرگتر نیز جزئی از زمینه ی فرهنگی برای الگوهای رفتار خانوادگی است. یک الگوی خانواده که مناسب جامعه یا دوره ی زمانی خاصی است، ممکن است در یک جامعه دیگر نابهنجار باشد و در نتیجه برای کودکان پیامدهای مختلفی داشته باشد. بنابراین طبقه اجتماعی ، نظام یا قلمروی بزرگتری است که نظام خانواده در درون آن عمل می کند (ماسن 13و همکاران، 2005).
رابطه فرزند و والدین، هم چنان که این دو با یکدیگر کنش متقابل دارن رشد می کنند. رفتار فرزندان هم مانند رفتار و نگرش والدین به این کنش متقابل کمک می کند. هیچ پدر و مادری در پی آن نیست که زندگی فرزند خود را تباه کند و هیچ پدر و مادری قصد نمی کند که کودک خود را ترسو ، کمرو ، لجباز ، سهل انگار یا بی حصوله بار آورد،

Author: mitra8--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *