پایان نامه تاثیر گروه درمانی شناختی- رفتاری بر میزان استرس

عنوان :
بررسی تاثیر گروه درمانی شناختیرفتاری بر میزان استرس ورزشکاران    رزمی­کار شهرستان گیلانغرب
 
زمستان ۹۳

   

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب
عنوان                                                                                                            صفحه
 
چکیده.۱
فصل اول: کلیات تحقیق
۱-۱-مقدمه. ۳
۱-۲-بیان مسئله. ۵
۱-۳-اهمیت و ضرورت پژوهش. ۷
۱-۴-اهداف تحقیق ۸
۱-۴-۱-اهداف کلی تحقیق. ۸
۱-۴-۲-اهداف فرعی ۸
۱-۵-فرضیات پژوهش. ۸
۱-۵-۱-فرضیه اصلی ۸
۱-۵-۲-فرضیه های فرعی ۸
۱-۶-تعریف اصطلاحات مهم. ۹
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
تاریخچه استرس. ۱۲
استرس چیست ؟. ۱۳
انواع استرس. ۱۶
عوامل استرس زا ۱۷
فیزیولوژی استرس. ۲۱
مهم ترین واکنش های دفاعی افراد در برابر استرس. ۲۴
مکانیزم های نظم دهی به تنیدگی : ۲۵

شخصیت مقاوم در برابر استرس. ۲۶
روانشناسی استرس. ۲۶
موضع گیری های نظری در خصوص شیوه های مقابله. ۲۷
مدل لازاروس و فولکمن ۲۸
هنر به عنوان روش مقابله. ۳۲
چند شیوه دیگر برای مقابله با استرس. ۳۳

دانلود مقاله و پایان نامه

کنترل فشار های روانی در ورزشکاران. ۳۴
علت فشار های روانی در ورزشکاران. ۳۵
سه راه برای تنظیم فشار های روانی ۳۸
تعریف گروه. ۴۰
تاریخچه گروه درمانی ۴۱
ساختار و سازمان گروه. ۴۳
شرایط انتخاب اعضاء ، اندازه ، تعداد جلسات و گروه درمانی ۴۴
ویژگی های رهبر گروه. ۴۶
تعریف روان درمانی گروهی ۴۷
مزیت های روان درمانی گروهی ۴۷
رویکرد گروه درمانی ۴۸
درمان شناختی رفتاری ۴۸
تاریخچه و تکامل درمان شناختی – رفتاری ۵۰
مرحله اول : شکل گیری و رشد رفتار درمانی ۵۱
مرحله دوم : شکل گیری شناخت درمانی ۵۱
مرحله سوم : تلفیق رویکرد های شناختی و رفتاری ۵۲
ویژگی های درمان شناختی – رفتاری ۵۴
روش های جسمانی «رفتاری» ۵۶
بازخورد زیستی ۵۶
آرامش پیش رونده ۵۷
آرامش بدون تنش. ۵۸
برنامه ریزی فعالیت. ۵۸
ایفای نقش. ۵۹
مواجهه تدریجی ، حساسیت زدایی منظم. ۵۹
تکنیک های شناختی ۵۹
پذیرش یا تفکر منطقی ۵۹
روش پیکان نزولی ۶۰
مقیاس فاجعه ۶۰
روش استفاده از آیینه. ۶۱
روش وسوسه شیطان. ۶۱
هدف گزینی ۶۱
متوقف ساختن فکر. ۶۲
اعتماد به نفس. ۶۲
مروری بر تحقیقات مرتبط با پژوهش. ۶۲
پژوهش های خارجی ۶۳
پژوهش های داخلی ۶۵
فصل سوم:روش پژوهش
مقدمه. ۶۹
روش تحقیق و طرح پژوهش. ۶۹
متغیر های مورد مطالعه. ۷۰
جامعه آماری ۷۰
نمونه و روش نمونه گیری ۷۰
ابزار پژوهش. ۷۱
روش ارزیابی و نمره گذاری ۷۱
نحوه ی اجرای پژوهش. ۷۲
چگونگی و ساختار جلسات آموزش. ۷۳
جلسه اول : جلسه توجیهی ۷۳
اهداف ۷۳
جلسه دوم : معرفی استرس و نشانه های آن. ۷۳
اهداف : ۷۳
جلسه سوم : تن آرامی پیش رونده. ۷۴
اهداف : ۷۴
جلسه چهارم : تکرار تمرین تن آرامی پیشرونده. ۷۴
اهداف : ۷۴
جلسه پنجم : تن آرامی بدون انقباض عضلانی ۷۴
اهداف : ۷۴
جلسه ششم : درمان منطقی – هیجانی  الیس. ۷۴
اهداف : ۷۴
جلسه هفتم : ادامه درمان منطقی هیجانی الیس. ۷۵
اهداف : ۷۵
جلسه هشتم : ادامه درمان منطقی –هیجانی الیس. ۷۵
اهداف : ۷۵
جلسه سوم : مرورکلی بر کلیه جلسات. ۷۵
اهداف : ۷۵
جلسه دهم : پس آزمون با پرسشنامه نشانه های فشار روانی کوپر. ۷۵
اهداف ۷۵
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
یافته های توصیفی پژوهش. ۷۸
یافته های استنباطی پژوهش. ۷۹
بررسی فرضیه های پژوهش. ۸۰
فصل پنجم:نتیجه گیری و بحث
بحث و نتیجه گیری ۸۳
بحث و نتیجه گیری فرضیه اصلی ۸۳
بحث و  نتیجه گیری فرضیه اصلی ۸۹
محدودیت های پژوهش. ۸۹
پیشنهادات پژوهش. ۸۹
منابع و مآخذ. ۹۰
منابع فارسی ۹۰
منابع لاتین ۹۵
 
 
 
فهرست جداول
عنوان                                                                                                            صفحه
 
جدول ۲-۱ : فهرست هولمز – راهه برای اندازه گیری شدت استرس .۱۹
جدول ۲-۲: تغییرات فیزیولوژیکی ، روان شناختی و رفتاری افراد .۳۶
جدول ۳-۱ : پژوهش پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش.۷۰
جدول ۴-۱ : توزیع فراوانی بر اساس گروه.۷۸
جدول ۴-۲ : میانگین و انحراف استاندارد پس تست قبل و بعد از کنترل متغیر پیش تست .۷۸
جدول ۴-۳ : تحلیل کواریانس گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون با بررسی تاثیر پیش آزمون نمرات استرس۸۰
جدول ۴-۴ : مقایسه سطح معنادار بودن نمرات گروه کنترل در پیش تست و پس تست .۸۱
جدول ۴-۵ : مقایسه سطح معنادار بودن نمرات گروه آزمایش در پیش تست و پس تست استرس .۸۱
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهرست نمودار و شکل ها 
عنوان                                                                                                            صفحه
 
شکل ۲-۱ : پاسخ فیزیولوژیابی به استرس ۲۳
نمودار ۴-۱ : مقایسه نمرات پیش آزمون و پس آزمون در گروه کنترل و آزمایش ۷۹

چکیده

استرس همواره به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیدایش شکل گیری بیماری های مختلف جسم و روان و مرگ و میر افراد است . افراد تحت استرس ، اشتغال زایی پیدا کرده و اغلب دارای احساسات و افکار مداخله گر و خود شکن هستند . هدف از این پژوهش ارزیابی میزان تاثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری در میزان استرس ورزشکاران رزمی کار بوده است . گروه نمونه این پژوهش را ۲۴ نفر از ورزشکاران رزمی کار که استرس بیشتری داشته اند تشکیل می دهند . روش نمونه گیری در دسترس و با مراجعه به سازمان تربیت بدنی شهرستان گیلانغرب بوده است . آزمودنی به طور تصادف در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفته اند . پیش از مداخله درمانی هر دو با تست فشار های روانی کوپر مورد ارزیابی قرار گرفتند . گروه آزمایش در ده جلسه گروه درمانی شناختی –رفتاری در هر هفته یک جلسه و جلسه ای ۵/۱ ساعت به مدت ۵/۲ ماه در مرکز تربیت بدنی گیلانغرب شرکت نمودند و در گروه کنترل هیچ گونه مداخله روانشناختی انجام نشد . در پایان مداخله درمانی هر دو گروه ، بار دیگر با آزمون یاد شده یاد شده مورد ارزیابی قرار گرفتند . داده های بدست آمده با بهره گرفتن از روش تحلیل کواریانس و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها نشان داد گروه درمانی شناختی – رفتاری به طور معنی داری در کاهش استرس ورزشکاران رزمی کار موثر بوده است . به بیان دیگر این پژوهش نشان داد که گروه درمانی شناختی – رفتاری در زمینه کاهش استرس ورزشکاران رزمی کار موثر بوده است . در پایان به برخی از پیشنهادات و محدودیت های پژوهش اشاره شده است .
کلیدواژه ها : گروه درمانی شناختی – رفتاری ، استرس ، ورزش کاران رزمی کار
 
 
 
 
 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

۱-۱-مقدمه

فشار های روانی بیش از هر عامل دیگر به تحلیل انرژی جسمی ورزشکاران و کاهش لذت بردن آنها از ورزش و شکست منجر می شود . در صورتی که ورزشکاران به این اعتقاد برسند که آنها لیاقت ندارند ، این فشار می تواند باعث فرو ریختن اعتماد به نفس گردد و ورشکاران را از لذت به نمایش گذاردن مهارت های که بر اثر ساعت های بیشمار تمرین در آن تبحر پیدا کرده اند ، محروم سازد و آنها را از شعف زاید الوصفی که از انجام روان مهارت ها به آنها دست می دهد دور سازد و فشار های روانی سبب تعارض میان فردی ، افزایش صدمات بدنی و هدایت ورزشکار به بازنشستگی زود رس می شود . فشار روانی ، مرضی است موذی و اگر ادامه پیدا کند ، ورزشکار درحالت تحلیل رفتگی ظاهر می شود ، نه تنها ورزشکاران به آن مبتلا می شوند، بلکه مربیان نیز از این مرض مصون نیستند (مارتنر ، دینر ، ۱۹۴۲ ؛ ترجمه خیبری ، ۱۳۸۶ ).
در زندگی امروزی افرادی که سطح بالایی از استرس را نشان می دهند ، تمایل زیادی برای انجام رفتار هایی دارند که امکان بیمار شدن و آسیب دیدن آنها را افزایش می دهد . به عنوان مثال استرس باعث افزایش سیگار کشیدن در مقابل کاهش انجام تمرینات ورزشی و آثار زیان بار بر رژیم غذایی می شود . (سارافینو ، ۲۰۰۲ ) ، ترجمه میرزایی (۱۳۸۴) .
استرس همواره به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیدایش شکل گیری بیماری های جسم و روان و مرگ و میر افراد است . افراد دارای استرس اشتغال ذهنی پیدا کرده  و اغلب دارای احساسات و افکار مداخله گر و خود شکن هستند .
اشتغال ذهنی فرد با چنین احساسات و افکاری احتمالا سطح عملکرد بهینه او را پایین می آورد و احتمال آسیب پذیری و ابتلا به اختلالات رفتاری و هیجانی را افزایش می دهد (ساراسون و ساراسون ۱۹۸۷ ؛ ترجمه نجاریان ، ۱۳۷۱ ) .
البته استرس به مقدار کم برای انسان مفید است ، چرا که یادگیری را پایدار تر و حافظه را نیرومند تر و عملکرد را بهتر می کند . در حقیقت استرس مثبت تا زمانی که در فرد احساس کنترل وجود داشته باشد نیروی محرک لازم را برای رعایت تقدم و تاخیر فعالیت ها یا اتمام به موقع کارها فراهم می آورد . مهم ترین نکته در امر استرس مدیریت استرس است که لازم است به عدم مواجهه با عوامل استرس زا توجه نموده و در صورت برخورد با آن ، قدرت مقابله با استرس مورد توجه قرار گیرد . اگر چه هدف این نیست که از موقعیت های استرس زای زندگی اجتناب کنیم ، بلکه هدف این است که با این عوامل استرس زا برخورد بهتری داشته باشیم (سیمونتون و همکاران ، ۱۹۹۱ ؛ ترجمه عزیزی ، ۱۳۸۳ ) .
یکی از روش های درمانی که می تواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد روش درمان شناختی – رفتاری به صورت گروهی است . در زمینه روان درمانی با رویکرد شناختی – رفتاری (CBT ) به دو شکل فردی و گروهی مورد استفاده قرار می گیرد اما با توجه به محدودیت های روان درمانی فردی از جمله بالا بودن هزینه آن و کمبود درمانگر با کفایت و آموزش دیده در مقایسه با شیوع اختلالات روانی (فری ، ۱۳۸۲) و با در نظر گرفتن مزیت های روان درمانی  گروهی مثل پیوستگی گروهی ، عمومیت به معنای داشتن درد مشترک ، امید به درمان ، یاد گیری مشاهده ای ، تسهیل تخلیه هیجانی و خود افشاگری (بلاچ ، ۱۳۷۴) درمانگران رفته رفته علاقه مند شدند که رویکرد درمانی خاص خود را به صورت گروهی در مورد مراجعان به کار گیرند . (صاحبی ، ۱۳۸۱) .
هدف کلی گروه درمانی افزایش آگاهی افراد ازخودشان و دیگران و کمک به آنها در جهت روشن ساختن تغییراتی است که در زندگی مایل اند بدانها دست یابند و فراهم ساختن ابزار های لازم برای انجام این تغییرات ، همچنین کمک کردن به مراجعان است تا بتوانند احساس هایی را که دارند شناسایی و تجربه کنند (تخلیه هیجانی) ، شیوه تاثیر پیش فرض هایشان بر نحوه احساس و رفتار هایشان را درک نمایند روش های شناختی و طرق رفتاری جایگزین دیگری را تجربه کنند . (کوری – کوری ، ۱۳۸۲ ) .
 

۱-۲-بیان مسئله

دوران ما دوران استرس است چه بخواهیم چه نخواهیم باید باید این واقعیت را بپذیریم که استرس عصر ما را تصاحب کرده است و با آنکه هر روز ، هر ساعت و هر لحظه و در هر جای دنیا کشف و اختراع جدیدی به منظور رفاه انسان ها می شود تا در آسایش بیشتری زندگی کنند ، اما می بینیم استرس در زندگی بشر امروزی بیش از هر زمان دیگر مطرح است (شهنی، ۱۳۸۳ ) .
امروزه استرس به عنوان بخش جدایی ناپذیر در زندگی انسان ها مطرح است و افراد باید دائما روش های مقابله جدیدی برای برطرف کردن آن اتخاذ کنند نیاز های اقتصادی ، درگیری های خانوادگی ، آلودگی های زیست محیطی و درگیری های روزمره همه باعث افزایش استرس در افراد شده است تخمین زده  شده که عامل ۵۰ تا ۸۰ درصد بیماری ها استرس است (فیس و وودز ، ترجمه نام آور ، ۱۳۷۴ ) .
در زندگی اجتماعی امروز استرس امری اجتناب ناپذیر است . انسان در سراسر زندگی خود و در جریان سازگاری با آن در معرض انواع فشار های روانی قرار دارد . افراد جامعه کنونی بیش از پیش نسبت به زندگی و پیامدهای آن هوشیار شده اند . بزرگسالان ، نوجوانان و حتی کودکان از آلودگی زیست محیطی ، امکان وقوع یک جنگ هسته ای ، به پایان رسیدن منابع طبیعی و سخن می گویند و تمامی این مسائل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل می دهد . (دادستان ، ۱۳۷۷) .
استرس عموما به عنوان بیماری عظیم قرن و بیماری جدید تمدن در نظر گرفته می شود ، هر چند در عرف به آن بر چسب  “چیز بد” زده می شود که در جای خود درست می باشد . اما به طور فزاینده ای فرض شده که تنیدگی ما را به سمت اسیب پذیری بیشتر و اختلالات روانی جسمانی هدایت می کند . اگر حتی نیمی از جمعیت انسان ها به تنیدگی اعتقاد داشته باشند که درست باشد همین دلیل برای طرح موضوع تنیدگی که در میان دیگر مفاهیم مورد علاقه متخصصین بهداشت روانی در مکان اول قرار گیرد ، می تواند کافی باشد (چاوشی ، ۱۳۷۹ ، به نقل از احمدی ۱۳۸۷ ) .
کان (۱۹۸۸) اظهار می دارد که فشار و تنیدگی قسمت بهنجاری از زندگی می باشد اما وقتی این فشار شدید بوده و به مدت طولانی ادامه یابد می تواند آسیب جدی به سلامت فرد وارد سازد از طرف دیگر تنیدگی یک عامل رفتاری است که مستقیما بر روی سلامت و تندرستی فرد اثر می گذارد (دادستان ، ۱۳۷۷) .
در حالی که تنیدگی زیاد می تواند پیامد های ناگواری داشته باشد ، مقدار کم آن می تواند مفید واقع شده و ایجاد انگیزه کند .
سلیه محقق بر جسته در زمینه استرس ، میزان مشخصی از استرس را برای زندگی سالم مفید می داند ، وی این موضوع را تحت عنوان تنیدگی مفید مطرح کرده و آن را شرایط لازم زندگی می داند . چنانچه او اظهار نموده به طور مطلق ، زندگی بدون تنیدگی مرگ است . همانطور که در رویداد های مهم نامطلوب زندگی از قبیل فشار های شغلی ، مشکلات زناشویی و یا مشکلات مالی ایجاد تنیدگی می کند ، رویداد های خوشایندی از قبیل مسافرت ، شغل جدید ، ورزش و . نیز منجر به ایجاد تنیدگی می شود . لذا یک زندگی سالم باید مقدار متوسطی از تنیدگی را به همراه داشته باشد (دادستان ، ۱۳۷۷) .
در دهه دوم قرن بیستم مشاهده افراد مبتلا به بیماری های عفونی مختلف که دارای نشانه های مشابه و فاقد علائم معینی بودند ، سیله را بر آن داشت تا به « نشانگان عمومی بیماری »  به عنوان یک پاسخ نام معین ارگانیسم نسبت به بیماری توجه کند . بررسی های سیله منجر به ارائه  « نشانگان عمومی سازش » (GAS) گردید و آن را مجموعه پاسخ های نامعین که برای هر نوع عامل مهاجم جسمانی در ارگانیسم بروز می کند ، توصیف نمود (دادستان ، ۱۳۷۷) .
بنابر آنچه گفته شد تنها با بررسی ویژگیهای استرس زا نمی توان به پیامد آن پی برد بلکه این پیامد ها را باید در چهار چوب تاریخچه فردی و خانوادگی ، منابع فردی و خانوادگی تفسیر و ارزیابی کرد . (دادستان ، ۱۳۷۷) .

اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه ورزش نقش مهمی در ایجاد روابط بین کشور های دنیا دارد ، لذا ما شاهد سرمایه گذاری های کلانی در این زمینه در کشور های مختلف دنیا هستیم ، کشور ما نیز از این اصل مستثنی نیست . قشر عظیمی  از جامعه ما را ورزشکاران تشکیل می دهد . که عوامل و روانی نقش مهمی در نتیجه گیری آنها دارد . نگرانی یک ورزشکار درباره موقعیتش که به پیامد های زیانباری ، از جمله عملکرد ضعیف یا ابزار خشونت می انجامد ، از موضوع هایی است که نظریه های ورزش را به خود جلب کرده است . ممکن است همان موقعیت برای ورزشکار دیگری سبب بهبود عملکرد شود ، فرایندی که این امر طی آن روی می دهد فشار روانی ممکن است سبب شود ، تحرک و بهبود عملکرد ورزشکار شود یا بدان آسیب برساند . در حقیقت کمبود پژوهش در رابطه با استرس ورزشکاران با توجه به نقش که استرس در عملکرد ورزشکاران دارد از یک طرف و فقدان سابقه پژوهشی در رابطه با نقشی با کاربرد درمان های گروهی بخصوص گروه درمانی به شمار می رود و علاوه بر موارد فوق ، تاثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری به جای درمان های انفرادی علاوه بر صرفه جویی در وقت و هزینه مزایای دیگری از قبیل : ایجاد امید ، انتقال اطلاعات ، نوع دوستی، رشد مهارت های اجتماعی ، رفتار تقلیدی ، یادگیری هم نشینانه و . را به همراه دارد (ثنایی ، ۱۳۸۳) .
 

۱-۴-اهداف تحقیق

۱-۴-۱-اهداف کلی تحقیق

تعیین میزان اثر بخشی گروهی درمانی –شناختی – رفتاری در کاهش استرس ورزشکاران رزمی کار .
 

۱-۴-۲-اهداف فرعی

  • بررسی رابطه بین تحصیلات و میزان استرس
  • بررسی رابطه بین سن و میزان استرس
  • بررسی رابطه بین سابقه ورزشی و میزان استرس

 

۱-۵-فرضیات پژوهش

۱-۵-۱-فرضیه اصلی

گروه درمانی شناختی – رفتاری منجر به کاهش استرس در ورزشکاران رزمی کار می شود .
 

۱-۵-۲-فرضیه های فرعی

  • بین میزان استرس و تحصیلات ورزشکاران رابطه وجود دارد .
  • بین میزان استرس و سن ورزشکاران رابطه وجود دارد .
  • بین میزان استرس و سابقه ورزشی ورزشکاران رابطه وجود دارد .

۱-۶-تعریف اصطلاحات مهم

تعریف گروه

پایان نامه بررسی تأثیرگذاری گروه درمانی شناختی _ رفتاری بر سلامت عمومی معتادین

دکتر فریده حسین ثابت
شهریور ۱۳۹۴


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


چکیده
در پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری بر سلامت روان بیماران وابسته به مواد مخدر افیونی، پرداخته شده است.
روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل ـ آزمایش و دوره پیگیری می باشد. همچنین، جامعه آماری شامل بیماران مصرف کننده مواد افیونی می شدند که در سال ۱۳۹۳ به مرکز ترک اعتیاد شهر تهران مراجعه کردند. در این میان ۴۰نفر، از آنان که دارای تشخیص افسردگی نیز بودند با بهره گرفتن از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش ۲۰ نفر و گروه کنترل ۲۰ نفر جای گرفتند. ابزار مورد استفاده،  پرسشنامه سلامت عمومی GHQ-28 که خود دارای ۴ مولفه نشانه های جسمانی، کارکرد اجتماعی، نشانه های افسردگی وخیم، اضطراب و بی خوابی می باشد، بودند. شایان ذکر است اعتبار و روایی ابزارهای مزبور در تحقیقات مختلف داخلی و خارجی تایید شده است. پس از انجام مداخلات شناختی رفتاری گروهی طی ۱۲ جلسه، دو گروه مورد آزمون مجدد با بهره گرفتن از ابزار مزبور قرار گرفته و یافته ها با بهره گرفتن از روش تحلیل کوواریانس قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دهندی موثر بودن درمان شناختی رفتاری در سطح معناداری، p<0/05، بر کاهش افسردگی(F=17/21) و افزایش سلامت روان(F=11/08) ، کاهش نشانه های جسمانی(F=26/39) و افزایش کارکرد اجتماعی(F=32/22) در پس آزمون به صورت معنی دار می باشد. اما در دوره پیگیری T بدست آمده برای سلامت عمومی، کارکرد اجتماعی و نشانه های جسمانی به ترتیب ۶۱/۰، ۹۱/۱ و -۸۹/۰ میباشد که از میزان ارزش T بحرانی کمتر بوده و در سطح ۰۵/۰ معنادار نمیباشند که نشان دهنده عدم تاثیرگذاری رویکرد شناختی_ رفتاری گروهی در دوره پیگیری است. اما T بدست آمده برای افسردگی و اضطراب به ترتیب ۸۰/۷ و ۹۱/۶ میباشد که T بدست آمده از میزان ارزش T بحرانی بیشتر بوده و در سطح ۰۵/۰ معنادار میباشند که نشان دهنده تاثیرگذاری شناختی _ رفتاری گروهی در دوره پیگیری است. بنابراین، گروه درمانی شناختی رفتاری بر افکار غیر منطقی و ناکارآمد این افراد که خود در بروز خلق افسرده و اضطراب و کاهش سلامت روان موثر است، تاثیر گذاشته و بدین ترتیب، باعث افزایش سلامت روان و کاهش افسردگی می شود.

پایان نامه ها

 کلیدواژه ها: درمان شناختی رفتاری، اعتیاد، سلامت عمومی

 عنوان                                                  فهرست مطالب                                                       صفحه
فصل اول: طرح و کلیات تحقیق. ۱۱
۱-۱ مقدمه. ۲
۲-۱ بیان مساله. ۵
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق. ۷
۴-۱ اهداف پژوهش ۹
۱-۴-۱ هدف اصلی. ۹
۹
۳-۴-۱ اهداف کاربردی ۹
۵-۱ فرضیه های پژوهش ۹
۱-۶ تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم ۱۰
۱-۶-۱ سلامت عمومی. ۱۰
۲-۶-۱ افسردگی. ۱۰
۳-۶-۱ اضطراب ۱۰
۴-۶-۱ اختلال در کنش اجتماعی. ۱۱
۵-۶-۱ رویکرد شناختی ـ رفتاری ۱۱
۶-۶-۱ معتاد. ۱۱
فصل دوم:ادبیات و پیشینه پژوهش ۱۳
۱-۲ مبانی نظری و پیشینه تحقیق. ۱۴
۲-۲ همه گیر شناسی اعتیاد به مواد مخدر. ۱۷
۱-۲-۲ مصرف مواد در ایران. ۱۸
۳-۲ نوروفارماکولوژی ۱۸
۴-۲ ملاکهای (دی. اس. ام- ۵ ) برای مسمومیت با مواد. ۱۹

پایان نامه ها

۵-۲ ملاک های (دی. اس. ام- ۵) برای ترک مواد. ۱۹
۶-۲ ملاکهای تشخیصی (دی. اس. ام- ۵)  برای سوء مصرف مواد. ۲۰
۷-۲ ملاکهای تشخیصی (دی. اس. ام- ۵) برای وابستگی مواد. ۲۰
۸-۲ اعتیاد. ۲۱
۱-۸-۲ سبب شناسی اعتیاد به مواد مخدر ۲۱
۲-۸-۲ عوامل روان شناختی. ۲۲
۳-۸-۲ عوامل محیطی /اجتماعی و فرهنگی. ۲۳
۴-۸-۲ نظریات رفتاری و شناختی. ۲۳
۵-۸-۲ علل فردی اعتیاد. ۲۵
۶-۸-۲ عوامل بین فردی، محیطی و اجتماعی. ۲۶
۷-۸-۲ مشکلات هیجانی. ۲۷
۸-۸-۲ پیشگیری از عود مواد مخدر ۳۰
۹-۸-۲ عود و لغزش ۳۱
۹-۲ درمان ۳۱
۱۰-۲ درمان دارویی ۳۲
۱-۱۰-۲ روش کم کردن تدریجی. ۳۲
۲-۱۰-۲ روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد به طور سرپایی. ۳۲
۳-۱۰-۲ روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان. ۳۲
۴-۱۰-۲ روش سم زدایی. ۳۳
۱۱-۲ درمان های غیر دارویی ۳۳
۱-۱۱-۲ رویکرد فرانظری در مورد اعتیاد. ۳۴
۱۲-۲ گروه درمانی ۳۹
۱۳-۲ مقایسه دارودرمانی با تلفیق دارودرمانی و درمانهای روانشناختی ۴۱
۱۴-۲ دانش به دست آمده در مورد اعتیاد و چگونگی شکل گیری اعتیاد. ۴۲
۱۵-۲ مداخلات چند جانبه. ۴۵
۱۶-۲ اصول یک درمان موفق برای اعتیاد. ۴۶
۱-۱۶-۲ مهمترین اصول یک روان درمانی موفق در اعتیاد رامی توان به این شرح نام برد: ۴۷
۱۷-۲ تحقیقات انجام شده در خارج از کشور. ۴۸
۱۸-۲ پژوهش های انجام گرفته در ایران ۵۰
فصل سوم:روش تحقیق. ۵۸
۱-۳ طرح پژوهش ۵۹
۲-۳ جامعه آماری روش نمونه گیری ۶۰
۳-۳ روش نمونه گیری ۶۰
۴-۳ روش جمع آوری اطلاعات. ۶۱
۵-۳ ابزار پژوهش ۶۴
۶-۳ روایی و پایایی آزمون ۶۵
۷-۳ نمره گذاری آزمون ۶۶
۸-۳ توصیف ابعاد  پرسشنامه سلامت عمومیی ۲۸ سوالی ۶۶
۹-۳ شاخص های روانی:. ۶۷
۱-۹-۳ جی. اس. آی ۶۷
۲-۹-۳ پی. اس. دی. آی ۶۷
۳-۹-۳ پی. اس. تی. ۶۷
گروهی ۶۸
فصل چهارم:یافته ها ۶۹
۱-۴ آماره های توصیفی و متغیر های جمعیت شناختی ۸۰
۲-۴ تحلیل آماری فرضیات تحقیق: ۸۲
۱-۲-۴ فرضیات آزمون آماری ۸۲
فصل ۵:نتیجه. ۸۹
۱-۵ خلاصه. ۹۰
۲-۵ بحث و نتیجه گیری ۹۱
۱-۲-۵  فرضیه اصلی: . ۹۱
۲-۲-۵ فرضیه اول: ۹۲
۳-۲-۵ فرضیه دوم: ۹۵
۴-۲-۵ فرضیه سوم: ۹۶
۵-۲-۵ فرضیه چهارم: است. ۹۷
۲-۵ نتیجه گیری نهایی ۹۸
۳-۵        محدودیت های پژوهش ۹۸
۴-۵ پیشنهادات پژوهش ۹۹
۱-۴-۵ پیشنهادات پژوهشی. ۹۹
۲-۴-۵ پیشنهادات کاربردی ۹۹
فهرست منابع. ۹۲
الف منابع فارسی ۹۳
منابع لاتین ۹۵
پیوست. I

۱-۱ مقدمه

اعتیاد بیماری پیچیده ای است که با ویژگی هایی همچون رفتارهای اجباری، وسوسه های مقاومت ناپذیر، رفتارهای جست جوگرانه مواد و مصرف مداوم آن حتی در شرایطی که پیامدهای منفی بسیاری برای فرد به همراه دارد، مشخص می شود. تداوم مصرف مواد در طی زمان و تأثیرات سمی طولانی مدت مصرف آن بر عملکرد مغز، منجر به دامنه وسیعی از بدکارکردی های رفتاری، روانشناختی، اجتماعی و فیزیولوژیکی شده که مانع از انجام رفتار و عملکرد طبیعی معتادان در سطحی وسیعتر در جامعه می شود (مک هاگ، ۱۹۹۹).
انجمن روانپزشکی امریکا، اعتیاد را شرایطی تعریف می کند که بدن برای اجتناب از سمپتوم های روانشناختی و فیزیولوژیکی ملزم به دریافت مواد می باشد.
مرحله اول در اعتیاد، وابستگی است که در طی آن تلاش برای یافتن مواد بر زندگی فرد غلبه پیدا می کند و به صورت اولویت زندگی فرد قرار می گیرد، همچنین در فرد معتاد به مرور زمان تحمل دارویی به وجود می آید که در آن فرد مجبور به افزایش دوز مصرف برای دستیابی به اثر اولیه دارو می باشد (انجمن روانپزشکی امریکا؛ ۲۰۱۳ ).
در حال حاضر اختلا ل های مصرف مواد و پیامدهای ناخوشایند ناشی از آن یکی از مهم ترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان به شمار می آید (پرینس، ۲۰۰۵) .
افرادی که به وابستگی به مواد مبتلا می شوند همزمان با اختلالات دیگر مواجه می شوند (گلدر و همکاران: ۱۹۹۶). از آن جمله می توان به افسردگی و اختلالات شخصیت اشاره کرد (جوی و همکاران، ۱۹۹۱). وابستگی به مصرف مواد از شایع­ترین اختلالات روانی است. به طور کلی مصرف مواد مخدر بر خلق فرد تاثیر می­گذارد. داده­های همه­گیر شناسی نشان می­دهد که ۵۳ درصد از مصرف­کندگان مواد مخدر دارای یک بیماری جدی روانی هستند (دارک، ۲۰۰۹). اختلالات خلقی و در راس آن افسردگی نیز از جمله شایع­ترین اختلالات محور یک همبود با اعتیاد است.
شیوع اختلال افسردگی اساسی در این افراد حدود ۵۰-۶۰ درصد و اختلال افسردگی جزیی نزدیک به ۱۰ درصد می­باشد (ایلگن و همکاران، ۲۰۰۸). افسردگی در بیماران معتاد بسیار شایع و در بسیاری از موارد آن­قدر شدید است که مشخصه­های اصلی یک افسردگی اساسی را برآورده می­ کند (مک­گاورن و همکاران، ۲۰۰۶). در سال­های اخیر توجه خاصی به درمان روان­شناختی یکپارچه­ی اختلال افسردگی همراه اختلال مصرف مواد شده است (ویس، ۲۰۰۴). به اعتقاد محققان با وجود نرخ شیوع بالای همبودی این دو اختلال و تعامل آن­ها با یکدیگر و نقش بازدارانه­ی اختلال افسردگی در بهبود از مصرف مواد روان­درمانی­های ارائه شده برای مصرف مواد، اختلالات خلقی همراه را به ندرت در نظر گرفته­اند و همین مسئله مداخله­های انجام گرفته در حوزه­ اختلالات مصرف مواد را کم­ اثر ساخته و عود مکرر را در بیماران در پی داشته است (هاسین و همکاران، ۲۰۰۲) در حالی­که شواهد نشان می­دهد درمان اختلالات خلقی می ­تواند سوء مصرف مواد را کاهش دهد (فلانگان، ۲۰۰۵).
اضطراب و افسردگی در تمام مراحل زندگی معتاد، اعم از وقتی که مقادیر بیشتر از حد معمول را مصرف کرده یا به علت ترک مصرف مواد دچاره علائم شده است مشهود است (چین و همکاران۱۹۹۳). این علایم با آسیب شناسی معنادار در حوزه های شناختی، عاطفی، هیجانی، فیزیولوژیکی و همچنین فردی مشخص می شود. اختلال افسردگی اساسی از نظر سبب شناسی و بالینی ناهمگون بوده و با خلق افسرده یا کاهش قابل ملاحظه علاقه یا لذت در همه فعالیت ها مشخص می شود. حتی زمانی که ملاک های تشخیص وجود ندارد علایم زیر آستانه ای افسردگی باعث ناراحتی جدی میشود (دابسون و دوزویس، ۲۰۰۲).
 به طور متوسط ۱۲ درصد از بیماران مراجعه کننده به مراکز مراقبت های اولیه دارای افسردگی عمده می باشند (اسپایزر، کرونکه، لینزر، هان، ویلیامزو همکاران۱۹۹۵). درجه ای از رنج و ناتوانی همراه با بیماری افسردگی این قابلیت را دارند که با اکثر شرایط پزشکی مزمن مقایسه شوند (هایز، ولز، شربورن، راجرز، اسپرایزر.۱۹۹۵). خوشبختانه، شناسایی زود هنگام و درمان مناسب به طور قابل توجهی تاثیر منفی افسردگی را در اغلب بیماران می کاهد (کولهان و همکاران، ۱۹۹۷).
 اکثر بیماران با افسردگی می توانند به طور موثری با مداخلات دارو درمانی و روان درمانی مورد درمان قرار گیرند (الکین، شیا، واتکینز، استوسکی، کالینز و همکاران،۱۹۸۹). در مورد تأثیر و کارایی مداخله های شناختی ـ رفتار ی در درمان اختلال های مصرف مواد، ارزشیابی های زیادی صورت گرفته که نتایج آن ها نشا ن دهنده کارایی این رویکرد درمانی است. در این تحقیقات، کارایی رویکرد شناخت ـ رفتار درمان گری با رویکردهای بدیل و گروه کنترل مقایسه شده است (میلر، ویلبورن۲۰۰۳). در سا ل های اخیر این نوع درمان پیشرفت زیادی کرده است و روش هایی ایجاد شده است که به نحو وسیعی در درمان افسردگی، اضطراب، ترس، درد و اعتیاد کارایی دارد.
نیک (۲۰۰۶ ) در مطالعه ای برا ی چهار مورد با لینی معتادا ن مر د درمان شناختی ـ رفتاری را مؤثر گزارش کرده است. او نتیجه گیری می کند که یافته ها به طو ر آشکار نشان می دهند که رویکرد شناختی ـ رفتاری برای حل مشکلات اعتیاد و درماندگی مفید بوده است و می توان از آن در درمان اعتیاد استفاده کرد. نتایج پژوهش فیرو (۲۰۰۹) نیز در مورد میزان بهبودی اعتیاد به مواد مخدر نشان داد که از بین انواع مد ل های مختلف درمان، روش شناختی ـ رفتاری از بیشترین میزان تأثیر برخوردار بوده است.
 وابستگی به مواد در اکثر جوامع یک مشکل سلامت عمومی محسوب می شود. این مشکل، یک اختلال چند عاملی سلامت است که اغلب سیری مزمن، عود کننده و فروکش کننده دارد. در کشور ما بار اختلالات سوء مصرف مواد پس از سوانح و حوادث، بیماریهای قلبی و عروقی و افسردگی در رده چهارم طبقه بندی بار بیماری ها قرار دارد. هپاتیت نوع سی، هزینه های مراقبت سلامت، ویروس ایدز بار وابستگی به مواد ناشی از مرگ و میر، انتقال هزینه های قضایی، انتظامی و هزینه های کمتر آشکار مثل از هم گسیختگی خانواده و از دست رفتن  توانایی مولد بودن است.
وابستگی به مواد و سوء مصرف مواد غیرقانونی با مشکلات تندرستی، فقر، خشونت، رفتار مجرمانه و طرد اجتماعی همراه بوده و تخمین تمام هزینه های آن برای اجتماع دشوار است. علاوه بر هزینه های مراقبت بهداشتی و سایر هزینه های ناشی از پیامدهای سوء مصرف مواد، بستگی به مواد هزینه های اجتماعی متعددی دارد که شامل کاهش توانایی تولید ودرآمد خانواده، خشونت، مشکلات امنیتی، حوادث ترافیکی و کار بوده و با فساد مالی ارتباط دارد. این هزینه ها منجر به هزینه های سرسام آوراقتصادی و هدر رفتن غیرقابل قبول منابع انسانی می شود.
 وابستگی به مواد را مشکل چند وجهی دانسته زیستی-  روانی – اجتماعی در طول سالیان اخیر مدل است که نیاز به تخصص در رشته های مختلف دارد. رویکردی چند رشته ای در این ارتباط می تواند برای پژوهش، پیشگیری و درمان به کار گرفته شود. تلاش برای درمان و پیشگیری سوء مصرف مواد از طریق اعمال مجازات های سخت گیرانه مصرف کنندگان مواد، موفق نخواهد بود، زیرا این رویکردها تغییرات عصب شناختی را که سوء مصرف مواد روی مسیرهای عصبی انگیزش مغز ایجاد می کنند، در نظر نمی گیرد.
 آنچه مهم است، اعتیاد قابل پیشگیری و قابل درمان است، اما درمان آن ساده نیست، زیرا اعتیاد ابعاد گوناگون دارد و جنبه های مختلف زندگی فرد را مختل می کند. هدف از هر نوع درمان این است که فرد بتواند مصرف مواد خود را قطع نموده، به سبک زندگی عاری از مواد بازگشته و کارکرد خود را در خانواده، محل کار و اجتماع بدست آورد.
 برنامه های مؤثر در درمان اعتیاد نوعاً از اجزای مختلفی تشکیل یافته که هر کدام به یکی از جنبه های بیماری اعتیاد یا عوارض آن می پردازد. بهترین نتایج درمانی زمانی بدست می آید که رویکردی چند رشته ای و جامع شامل مداخلات متنوع دارویی و روان شناختی برای پاسخ به نیازهای گوناگون به کار گرفته شود

۲-۱ بیان مساله

انسان از دیرباز با مواد تخدیر کننده آشنایی داشته است. زندگی مدرن زمینه ساز تبدیل این آشنایی به بحرانی شده است که امروزه از مشکلات بزرگ در حوزه سلامت به شمار می رود. اعتیاد یک معضل جدی، عمیق و همه جانبه است که مورد توجه علوم مختلف قرار دارد و سوء مصرف مواد به عنوان یک اختلال در روان شناسی مورد توجه بوده است. اختلال سوء مصرف مواد از جمله نابهنجاری هایی است که تلاش های زیادی از سوی بخش های مختلف برای درمان آن انجام شده است.
وابستگی به مواد افیونی به مجموعه ای از نشانه های فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری اطلاق میشود که مجموعا نشان دهنده تداوم استفاده از مواد افیونی با وجود مشکلات شدید ناشی از مصرف آن میباشد. نسبت ابتلاء مردان به زنان در حدود ۳ به ۱ بوده و مصرف کنندگان مواد افیونی عموما مصرف مواد را در دوره نوجوانی و اوایل دهه سوم عمر شروع میکنند. در حال حاضر اکثر افراد وابسته به مواد افیونی در دهه چهارم و پنجم عمر میباشند. اختلالات مرتبط با مواد شایع ترین اختلالات روانی در مردان و دومین اختلال روانپزشکی شایع در کل جمعیت میباشند (سادوک ،۲۰۰۷).
پدیده وابستگی و سوء مصرف مواد افیونی (تریاک و هروئین) امروزه به یک معضل بزرگ جهانی تبدیل شده است و پس از بحران هسته ای، انفجار جمعیت و آلودگی محیط زیست به عنوان چهارمین مسئله بحران ساز، ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته است (مولودی، ۱۳۸۰) مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور به علت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص به وجود می آوردکه قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می گیرد و در نتیجه بر روی حالات جسمانی-  روانی فرد اثر می گذارد.
تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب، افسردگی و بی قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت، تشدید موقت عاطفه مثبت و میزان هوشیاری از جمله نتایج مصرف این مواد است و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب، افسردگی، بی قراری، ناراحتی و عصبانیت و تضادهای گوناگون مواجه بوده اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می گردد مانند بی قراری، اضطراب، خستگی مفرط، گیجی، حالات تهوع، استفراغ و اسهال، عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحله ای معتاد با چنین حالاتی روبرو می گردد که در واقع برگشت تمای مشکلات قبلی به گونه ای مضاعف است. بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو می بیند.
وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفاً بدنی نیست و جنبه های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی، هیجانی و روانی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است. پیشینه تحقیقات مختلف حاکی از این است که مداخلات شناختی در درمان افسردگی (منیکاو اسگار، پارکر و پریچ، ۲۰۱۱) در مدیریت خشم (مورلند و همکاران، ۲۰۱۱) در بیماران روانی (حس و کلینبرگ، ۲۰۱۱) و در مورد بیماران وابسته به مواد (المستید، استرو، و کارل ۲۰۱۰) میتواند به تغییرات معناداری منجر شود.
 در مورد تأثیر و کارایی مداخله های شناختی ـ رفتاری در درمان اختلال های مصرف مواد، ارزشیابی های زیادی صورت گرفته که نتایج آن ها نشان دهنده کارایی این رویکرد درمانی است. در این تحقیقات، کارایی رویکرد شناخت ـ رفتار درمانگری و گروه کنترل مقایسه شده است (سرودی وهمکاران، ۲۰۰۸ ). در سالهای اخیر این نوع درمان پیشرفت زیادی کرده است و روشهایی ایجاد شده است که به نحو وسیعی در درمان افسردگی، اضطراب، ترس، درد و اعتیاد کارایی دارد. نتایج پژوهش مک گاورن (۲۰۰۹) نیز در مورد میزان بهبودی اعتیاد به مواد مخدر نشان می دهد که از بین انواع مدلهای مختلف درمان، روش شناختی ـ رفتاری از بیشترین میزان تأثیر برخوردار بوده است.
تحقیق حاضر به طور کلی بر آن است که تأثیر رویکرد شناختی رفتاری گروهی بر بهبود علائم افسردگی بیماران وابسته به مواد افیونی و همچنین افزایش سلامت عمومی این بیماران را در درازمدت بررسی کند. در ضمن این رویکرد چه تأثیری در مولفه های سلامت عمومی (اختلال در کنش اجتماعی، نشانه های اجتماعی، علائم اضطراب و علائم افسردگی) میتواند داشته باشد. اما در مورد اثربخشی شناختی ـ رفتاری بر معتادین مواد افیونی تناقضاتی از نتایج تحقیقات گذشته وجود دارد. در تحقیقی از مومنی (۱۳۹۲) نتایج نشان داده که این رویکرد درمانی در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی چندانی بر بهبود روابط اجتماعی معتادان مواد افیونی نداشته است.
این در حالی است که پرینس (۲۰۰۹) در تحقیقی نشان میدهد که این روش درمانی در بهبود وضعیت روانی اجتماعی معتادین نقش مهمی دارد. با توجه به این تناقضات و ابهامات موجود در مورد تأثیر گذاری بلندمدت یا کوتاه مدت این شیوه درمانی و اینکه این شیوه درمان به چه میزان میتواند روی سلامت عمومی بیماران و مولفه های آن تأثیر بگذارد سؤالاتی در این بین پیش می آید مبنی بر اینکه:
 آیا این شیوه درمانی میتواند تأثیر قابل توجه ای روی عملکرد بین فردی و کیفیت زندگی این بیماران در درازمدت بگذارد؟ آیا این میزان تأثیرگذاری اثرات بلند مدت و بادوامی  بر بیماران میگذارد یا فقط اثرات کوتاه مدت میگذارد؟ آیا این شیوه درمانی میتواند اثرات مفید و مثبتی روی فرد گذارد یا اینکه نه فقط اثرات منفی اعتیاد را به نحوی میتواند فقط کاهش دهد؟ و در نهایت با توجه به تحقیقات اندکی که در مورد اثربخشی این شیوه درمانی بر سلامت عمومی معتادین در ایران انجام شده، تحقیق حاضر به تعیین میزان اثربخشی گروه درمانی شناختی _ رفتاری بر سلامت عمومی بیماران وابسته به مواد افیونی در درازمدت پرداخته است.

۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق

جهان در حال حاضر با بحران مواد مخدر به عنوان یک تهدید جدی مواجه است و اهمیت آن به حدی است که به عنوان یکی از چهار بحران عمده جهانی موجود در کنار تهدید اتمی، آلودگی محیط زیست و فقر مورد توجه قرار گرفته است. این آمار بر طبق آمار رسمی در حدود ۲۰۰ میلیون نفر یا به عبارتی ۵ درصد کل جمعیت عمومی در دنیا را وابسته یا سوء مصرف کننده مواد ساخته است (سازمان جهانی مبارزه با مواد مخدر، ۲۰۰۵). که از این میزان در حدود ۱۹۰ میلیون نفر فقط به مواد افیونی اعتیاد دارند. رقم افراد معتاد به این ماده در ایران تقریبا ۲ میلیون نفر میباشد (ممتازی، ۱۳۸۴).
از این رو هزینه های هنگفتی در سراسر جهان و در ایران که در مسیر انتقال مواد مخدر میباشد صرف مبارزه با قاچاق و مصرف مواد مخدر میشود. کشور ما دارای مرزی مشترک به طول ۱۹۲۵ کیلومتر مربع با دو کشور بزرگ تولید کننده مواد مخدر یعنی افغانستان و پاکستان است. این هم مرز بودن باعث شده ایران نه تنها به عنوان یکی از مسیرهای اصلی عبور مواد مخدر مطرح شود بلکه خود نیز به بازار مناسبی برای
 مصرف مواد مخدر تبدیل شود (خدایاری فرد، شهابی، اکبری زردخانه، ۱۳۸۸).
از آنجا که در کشور ما کوشش همواره در راستای کاهش عرضه مواد افیونی بوده و کمتر به کاهش تقاضا توجه شده است امروزه مبارزه فرهنگی با اعتیاد و کاهش تقاضا در اولویت قرار گرفته است (مهریار وجزایری، ۱۳۸۴).

پایان نامه بررسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری بر شاخص توده بدنی، عزت نفس



چکیده
زمینه  و ﻫﺪف : اﻳﻦﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖﺷﺎﺧﺺﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺪنو عزت نفس در زﻧﺎنﻣﺒﺘﻼﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﻲ و ﺑﻪﻣﻨﻈﻮرﻣﻘﺎﻳﺴﻪﻧﻘﺶگروه درمانی شناختی – رفتاری  در اﺻﻼحﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺪن زﻧﺎنﻣﺒﺘﻼﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و نیز بهبود عزت نفس  اﻧﺠﺎمﮔﺮﻓﺖ. ﻣﻮاد و روﺷﻬﺎ : پس از انجام مطالعات مقدماتی، راهنمای گروه درمانی چاقی تدوین شد. سپس با توجه به آن برنامه زمانبندی جهت اجرا در نظر گرفته شد . در اولین گام، فهرستی از ۱۶۸ نفر آزمودنی تهیه شد . در غربالگری نهایی تمام ملاک های ورود و خروج لحاظ شد و از افراد حایز این شرایط تعداد ۱۶ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند که در دو گروه ۸ نفره ترکیب شناخت درمانی گروهی و رژیم درمانی ( گروه درمان ترکیبی) و رژیم درمانی به صورت تصادفی گمارش شدند. هر ۱۶ آزمودنی، قبل از دریافت هر گونه مداخله ای ، تمایل خود را برای شرکت در این پژوهش ، طی امضا فرم رضایت آگاهانه اعلام کردند. سپس اعضای هر دو گروه مورد وزن کشی قرار گرفتند. مداخله شناخت درمانی گروهی به گروه درمان ترکیبی ارائه شد و از جلسه چهارم مداخله گروهی هر دو گروه، تحت مداخله رژیمی در ۸ جلسه و هر دو هفته یکبار قرار گرفتند.پس از اتمام مداخله آزمودنی های حاضر در مطالعه مجدد مورد وزن کشی قرار گرفتند. دادهﻫﺎی ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﺷـﺎﺧﺺ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﺪن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ رواﺑﻂﭼﻨﺪﺑﻌﺪیﺧﻮد – ﺑﺪن و دادهﻫﺎیﻣﺮﺑـﻮطﺑـﻪ عزت نفس ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪعزت نفس روزنبرگﮔﺮدآوریﺷﺪ.ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴـﻞ داده ﻫـﺎﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ﻧـﺮم اﻓـﺰار SPSS ﻧﺴﺨﻪ ۱۶ و آزﻣﻮن تحلیل کوواریانس بررسی گردیده است. ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: ترکیب گروه درمانی شناختی با رژیم درمانی در مقایسه با رژیم درمانی منجر به کاهش وزن بیشتر و  عزت نفس و نیز بهبود تصویر  در زنان مبتلا به چاقی می گردد.نتیجه گیری : به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که بین عزت نفس وبهبود تصویر بدن  با شرکت در جلسات گروه درمانی شناختی – رفتاری رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد. نتایج برخی تحقیقات داخلی و خارجی نیز نشان می دهند که بهبود تصویر بدن و افزایش عزت نفس درگروه شرکت کننده در گروه درمانی ، بیش ازگروه کنترل است.

دانلود مقاله و پایان نامه

 کلید واژه ها : گروه درمانی شناختی – رفتاری  ، عزت نفس  ، توده بدنی ،تصویر بدن  .
فهرست مطالب
 عنوان                                                                                  صفحه
:
۲
۴
۶
۷
۷
۸
۸
۹
۹
۱۰
۱۰
۱۰
۱۰
:
۱۲
۱۲
۱۲
۱۳
۱۳
۱۳
۱۳
۱۶
۱۸
۱۸
۲۲
۲۲
۲۲
۲۵
۲۵
۲۶
۲۶
۲۶
۲۷
۲۹
۳۰
۲-۶-۱- تحقیقات انجام شده در داخل کشور ۳۰
۲-۶-۲- تحقیقات انجام شده در خارج کشور ۳۲
۳۴
:
۳۶
۳۶
۳۷
۳۷
۳-۵- روش اجرا ۳۸
۳۹
۴۲
۴۲
۴۲
۴۲
۴۳
۴۳
۴۴
۳-۷-۴- مصاحبه بالینی ساخت یافته برای اختلالات محور یک در
۴۴
۳-۷-۵- مصاحبه بالینی ساخت یافته اختلالات شخصیت در
۴۴
۳-۷-۶- پرسشنامه الگوهای خوردن و وزن (QEWP-R) 45
۳-۷-۷- ترازو ۴۶
۳-۷-۸- متر ۴۶
۴۶
:
۴۸
۴۸
۴۹
۵۰
۵۱
۴-۲-۲- فرضیه شماره دو ۵۲
۵۴
:
۵۸
۵-۲-تجزیه و تحلیل فرضیه ها ۵۸
۵۸
۵-۲-۲- فرضیه شماره دو ۶۰
۶۱
۶۲
۶۳

۶۴
۶۶
پیوست‌ها
پیوست یک: تعهدنامه ی رازداری در گروه. ۷۲
پیوست دو: فرم رضایت نامه آگاهانه داوطلبان انسانی شرکت کننده در طرح تحقیقاتی ۷۳
پیوست سه: راهنمای گروه درمانی شناختی چاقی مبتنی بر نظریه جودیت بک (۲۰۰۸)     78
پیوست چهار: فرم ثبت اطلاعات دموگرافیک ۹۸
پیوست پنج: پرسش نامه تصویر بدن و سبک زندگی مربوط به وزن. ۱۰۰
پیوست شش: پرسشنامه الگوی خوردن و وزن (QEWP-R) 101
پیوست هفت: پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ ۱۰۴
چکیده و صفحه عنوان به انگلیسی
کلیات
در قرن حاضر، تغییر در شیوه زندگی، رویکردتمایل به شهرنشینی و صنعتی شدن با افزایش شیوع بیماریهای غیر واگیرهمراه شده است. تغذیه یکی از عوامل مهم در بروز بیماریهای غیر واگیر به حساب می آید و چاقی به عنوان مهمترین مشکل تغذیه ای کشورهای پیشرفته و کشور های در حال توسعه محسوب می شود که با سرعت قابل ملاحظه ای در حال افزایش است. تغییر الگوی غذایی روزانه و کاهش فعالیت فیزیکی روزمره که ناشی از روند روز افزون مشاغل کم تحرک است، در بروز این مشکل نقش اساسی دارند.
این مشکل درجامعه بشری گسترش یافته است، به نحوی که چاقی را بیماری قرن نامیده اند.اضافه وزن و چاقی تهدیدی جدی برای سلامت محسوب میشود و شیوع چاقی در جهان رو به افزایش است(اگدن، ۲۰۱۰ ).
چاقی باعث ایجاد عوارض جسمی، نظیر بیماری های قلبی عروقی، دیابت، آسیب دیدگی مفاصل و غیره   می گردد. چاقی پیامدهای روان شناختی نیز در پی دارد. این پیامدها شامل کاهش کیفیت زندگی،کاهش سطح اعتماد به نفس، خودکار آمدی و . می شود.

اﻣﺮوزه ﭼﺎﻗﯽ ﺑﻌﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻌﻀﻞ اﺻﻠﯽ ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻮازات د ﯾﺎﺑﺖ ﻗﻨﺪ ی اﭘﯿﺪﻣﯽ دو ﻗﻠﻮ ی ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺖ و ﯾﮑﻢ ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ . ﺑﻄﻮرﯾﮑﻪ ﻃﯽ ﺳـﻪ دﻫـﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﯿﻮع ﭼﺎﻗﯽ در دﻧﯿﺎ ﺑﻪ دو ﺑﺮاﺑﺮ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ۶۵ درﺻﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺟﻬﺎن در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ وزن و ﭼـﺎﻗﯽ ﺑـﯿﺶ از ﮐﻢ وزﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺮدﻧﺪ . ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺣﺪود ۲/۸ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻧﻔﺮ از اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ دﻧﯿﺎ ﺑﻌﻠﺖ ﭼﺎﻗﯽ دﭼﺎر ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ ﻣـﯽ ﺷـﻮﻧﺪ . ﺑﻌـﻼوه ۴۴ درﺻـﺪ ﺑـﺎر دﯾﺎﺑﺖ“ ۲۳ درﺻﺪ ﺑﺎر ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎی اﯾﺴﮑﻤﯿﮏ ﻗﻠﺐ و ﺑﯿﻦ ۷ ﺗﺎ ۴۱ درﺻﺪ ﺑﺎر ﺑﺮﺧﯽ از ﺳﺮﻃﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﯽ ﻧﺴﺒﺖ داده ﻣﯽ ﺷﻮد( عزیزی،۱۳۹۲).
چاقی یک اختلال روانی نیست و هم چنین در اغلب موارد پیامد فرآیندهای روانشناختی نابهنجار نیز محسوب می گردد. با این وجود این مشکل در بسیاری از افراد مبتلا به آن اضطراب گسترده ای ایجاد می کند. واکنش های مردم به چاقی یک از علل اصلی این اضطراب به شمار می آید. رسانه های گروهی، افراد کوچه و بازار و حتی متخصصان بهداشت اغلب چاقی را شرم آور و افراد فربه را واجد بیماریهای شحصیتی می دانند و بدین ترتیب این افراد قربانی تبعیض های متعددی در قلمرو حرفه ای، تحصیلی و ارتباطی در می آیند(دادستان،۱۳۷۸). 
در چهارمین مجموعه تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا (۱۹۹۲)  پرخوری به عنوان عمده ترین اختلالات تغذیه شناخته شده اند. اختلال پرخوری به مفهوم بالینی بر اساس برانگیختگی ناگهانی، مقاومت ناپذیر و مهار نشدنی نسبت به خوردن مشخص می شود. مدت زمان آن محدود است و از چند دقیقه تا یک ساعت طول می کشد. مقدار غذایی که بیمار در خلال این مدت مصرف می کند آشکارا بیش از بسیاری دیگر از افراد است که در همین مدت و شرایط توانایی خوردن آن را دارند (انجمن روانپزشکی آمریکا، ۱۹۹۲؛ به نقل از دادستان، ۱۳۷۸).
تاکنون برنامه های متعددی برای درمان چاقی ارائه شده، که در اغلب این برنامه ها تاکید بر کاهش دریافت انرژی و افزایش فعالیت بوده است. نتایج تحقیقات نشان داده است که این خصوص مداخله های طولانی مدت نسبتا ناکارآمد هستند و نهایتا به صورت چرخه معیوب به افزایش وزن منتهی می گردد. درمان شناختی رفتاری با تغییر در تفکر و نگاه فرد به مواد غذایی، تغذیه و با تغییر سبک زندگی نقش مهمی در درمان چاقی داشته است.
بر مبنای نظریه های شناختی- رفتاری انسان زندگی خود را بر مبنای گرایش های ذاتی  منطقی و تجربی بنا می کند که از این طریق بتواند از آشفتگی های هیجانی اجتناب نماید. اگر به عقل به عنوان راهنمای خود در زندگی توجه کنید رابطه انسان با خود، دیگران و جهان می تواند مؤثرتر باشد. هر چند عقل برای مهار مشکلات به تنهایی کافی نیست و نقاط ضعف هم دارد و این نقاظ  ضعف انسان را ناراحت می کند اما برای به حداقل رساندن اختلال های هیجانی مبنای بهتری از بکار بردن شناخت برای مهار رویدادهای شخصی و بین فردی وجود ندارد و تفکر نوعی نور در تاریکی است. بر این اساس در درمان عقلانی -هیجانی الیس  عقاید و تفکرات غیر منطقی افراد می تواند سبب کاهش عزت نفس و توانمندی فرد در موقعیت های فردی و اجتماعی گردد (پروچسکا و نورکراس،۱۳۸۹).
۱-۲- بیان مساله
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی  پدیده چاقی در۲۰ سال گذشته  افزایش چشمگیری داشته است. این سازمان سلامت زنان راازشاخصهای رشدیافتگی کشورها معرفی نموده است.چاقی یکی ازمهمترین چالشها در حوزه سلامتی است که در تمام کشورها هزینه های اقتصادی و روانشناختی زیادی را برای مهار آن به خود اختصاص داده است.تغییردرشیوه زندگی؛مانندمصرف  غذاهای پرچرب وکاهش فعالیت فیزیکی،موجب رشدروزافزون چاقی وافزایش وزن درکشورهای توسعه یافته ودرحالت وسعه شده است. این عوامل واجد جنبه های زیستی،روانشناختی واجتماعی هستند که در نتیجه برای مهار و درمان آن نیز نیاز برنامه های درمانی ترکیبی و همه جانبه است.
   ﭼﺎﻗﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﯾﮏ واﮐﻨﺶ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺑﯿﻦ اﺳﺘﻌﺪاد ژﻧﺘﯿﮑﯽ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﻋﻮاﻣﻞ رﻓﺘﺎری در ﯾﮏ ﻓﺮد اﺳﺖ. ﻣﺼﺮف ﻏﺬا ﻫﺎی ﭘﺮ ﮐﺎﻟﺮی و زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻢ ﺗﺤـﺮک ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ اﭘﯿﺪﻣﯽ ﭼﺎﻗﯽ در دﻧﯿﺎ اﺳﺖ . ﺑﺎ ا ﯾﻦ وﺟﻮد ﺑﺮوز و اﺳﺘﻤﺮار ﭼﺎﻗﯽ ﭼﻨﺪ ﻋﻠﯿﺘﯽ ﺑﻮده و ﻣﺪاﺧﻼت ﺑﺮای ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی و درﻣـﺎن آن اﻣﯿـﺪوار ﮐﻨﻨـﺪ ه ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. اﻧﺠﺎم ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ ی ﺑﻨﯿﺎدی« اﭘﯿﺪﻣﯿﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ ﺟﻬﺖ ﭘﯽ ﺑﺮدن ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ زﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎز ﺑﺮوز و اﺳﺘﻤﺮار ﭼﺎﻗﯽ و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎری زاﯾﯽ و ﻣﺪاﺧﻼت درﻣﺎﻧﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﯽ و اراﺋﻪ راﻫﮑﺎر ﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮﺷﻮاﻫﺪ ﺑﻮﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ اراﺋﻪ دﻫﻨﺪه ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ-درﻣﺎﻧﯽ ﮐﺸﻮر ﺑـﻪ ﻣﻨﻈـﻮر ﺟﻮاﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ » اﺻﻼح رﻓﺘﺎرﻫﺎ و ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮدن زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎ ی ﺳﺒﮏ ﺳﺎﻟﻢ ﺷﯿﻮه زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺨﺼﻮص در ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮ ﺟﻮاﻧﺎن ﺗﺎﺛﯿﺮات ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ای در ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی از ﺑﺮوز ﭼﺎﻗﯽ و روﻧﺪ رو ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ آن در ﮐﺸﻮر ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﺳﺎزد(هاشمی،۱۳۹۲).
    تحقیق (کنت ،۲۰۰۰) نشان داد که بافت فرهنگی جامعه بر ارزشمندی وجذابیت ظاهری فردبه ویژه برای زنان تاثیر می گذارد، و به بتدریج این پدیده شرایط و زمینه بروز نگرانی راجع به تصویربدن را نیز فراهم میکند.
     نا رضایتی از تصویر بدن پبامدهای چون اضطراب،افسردگی ،انزوای اجتماعی و اختلالات روانی گوناگونی در بر دارد .
       رژیم بکبر اساس اصول درمانگری شناختی بنا شده است. شناخت به فکر کردن اشاره دارد. در این روش اصول درمان بر تغییر تفکر و در نتیجه تغییر رفتار استوار است. در اواخر دهه ۱۹۵۰ بک اصول درمان شناختی را پایه گذاری نمود . او متوجه شد می توان افراد افسرده را با تغییر تفکر درمان نمود . در روش شناختی که اصولا درمان خودیارمیباشد در ابتدا دوره درمان اهداف درمانی تنظیم می گردد و مهارت های تغییررفتار به بیماران آموزش داده می شود. بیش از ۴۰۰ مطالعه پژوهشی نشان داده اند که روش شناختی رفتاری برای بسیاری  از مشکلات و اختلالات موثر واقع می شود . این مطالعات در زمینه اختلالات خوردن و نیز علل شکست رژیم های درمانی نیز بوده است. جودیت بک بر اساس روش شناختی رفتاریبرنامه ۸ هفته ایی را ارائه داده است که در این برنامه به افراد در کنار رژیم درمانی روش های شناختی جهت شناسایی افکار ناکارآمد برای ادامه رژیم درمانی یاد داده می شود و به افراد مهارت نه گفتن در شرایط مختلف  آموزش داده می شود . در این روش شناسایی افکار و مهارت های کنترل بر خود به فرد آموزش داده می شود .با توجه به افزایش مهارت های فردی اعتماد به نفس در فردکامل تر خواهد شد. در این روش به فردراه های مقابله باشکست آموزش داده خواهد شد.
     با توجه به سبک زندگی در کشور امارات، نوع آب و هوا و نیز آمارهای تکان دهنده از جمعیت چاق و نیز گرایش شدید برای عمل های زیبایی رفع چاقی در این کشور و تغییر فرهنگ غذا خوردن این تحقیق در پی بررسی اثربخشی درمانی روش های شناختی- رفتاری بر شاخص توده بدنی، تصویر بدنی و عزت نفس زنان اماراتی دارای اضافه وزن است.
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
دنیای کنونی همراه با تغییرات پرشتاب به سمت آینده در حرکت است و نیز با توجه به افزایش روز افزون شیوع چاقی در جهانی ( کمبپل و جانسون، ۱۹۹۴؛ پری و کوریسکا،۲۰۰۶ و اگدن، ۲۰۱۰)  به نظر می رسد باید روش هایی برای کنترل وزن و جلوگیری از شیوع چاقی اندیشید.امروزه افزایش روز افزون مصرف غذای آماده و نیز عدم تحرک در جهان فراگیر شده است. بنابراین بررسی راه های مهار آن ضروری و مهم است.
      ﭼﺎﻗﯽ ﺑﯿﺶ از ﯾﮏ اﺣﺴﺎس ﻧﮕﺮاﻧﯽ و ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪی در ﺣﯿﻄﻪ زﯾﺒﺎﯾﯽ اﺳﺖ. ﺻﺮﻓﻨﻈﺮ از ﻧﻮع ﻧﮕﺎه ﻣﺎ ﺑﻪ ﭼﺎﻗﯽ ﺑﻌﻨﻮان ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎری ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻌﻨﻮان ﯾﮏ ﻋﺎﻣـﻞ ﺧﻄﺮ، اﻓﺮاد ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﯽ ﺑﺎ ﻃﯿﻒ وﺳﯿﻌﯽ از ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎ و ﻋﻮارض ﺣﺎﺻﻠﻪ روﺑﺮو ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﻗـﺪاﻣﺎت ﺗﺸﺨﯿـﺼﯽ و درﻣـﺎﻧﯽ دﻗﯿـﻖ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺷﻮاﻫﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد . ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭼﺎﻗﯽ ﺑﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺷﻐﻠﯽ و ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﺎر اﻗﺘﺼﺎدی – اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آن را ﻣﯽ اﻓﺰاﯾﺪ ﺑﻄﻮرﯾﮑﻪ ﺑﯿﺶ از ۱۰ درﺻﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ-درﻣﺎﻧﯽ را ﻋﻮارض ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﭼﺎﻗﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص ﻣﯽ دﻫﺪ. اﻣﺮوزه ﭼﺎﻗﯽ ﺑﻌﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻌﻀﻞ اﺻﻠﯽ ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻮازات دﯾﺎﺑﺖ ﻗﻨﺪی اﭘﯿﺪﻣﯽ دو ﻗﻠﻮ ی ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺖ و ﯾﮑﻢ ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ . ﺑﻄﻮرﯾﮑﻪ ﻃﯽ ﺳـﻪ دﻫـﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﯿﻮع ﭼﺎﻗﯽ در دﻧﯿﺎ ﺑﻪ دو ﺑﺮاﺑﺮ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ۶۵ درﺻﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺟﻬﺎن در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ وزن و ﭼـﺎﻗﯽ ﺑـﯿﺶ از ﮐﻢ وزﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ ﻣﯽﮔﺮدﻧﺪ . ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺣﺪود ۲/۸ ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻧﻔﺮ از اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ دﻧﯿﺎ ﺑﻌﻠﺖ ﭼﺎﻗﯽ دﭼﺎر ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ ﻣـﯽ ﺷـﻮﻧﺪ . ﺑﻌـﻼوه ۴۴ درﺻـﺪ ﺑـﺎر دﯾﺎﺑﺖ“ ۲۳ درﺻﺪ ﺑﺎر ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎی اﯾﺴﮑﻤﯿﮏ ﻗﻠﺐ و ﺑﯿﻦ ۷ ﺗﺎ ۴۱ درﺻﺪ“ ﺑﺎر ﺑﺮﺧﯽ از ﺳﺮﻃﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﯽ ﻧﺴﺒﺖ داده ﻣﯽ ﺷﻮد.
اﻓﺰاﯾﺶ ﺷﯿﻮع اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﯽ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎری از ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺑﺎ در آﻣﺪ ﭘﺎﺋﯿﻦ و ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺟﻬﺎن را ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺑﺎر دوﮔﺎﻧﻪ ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎ روﺑـﺮو ﻧﻤﻮده اﺳﺖ . در ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻫﻨﻮز ﮔﺮﻓﺘﺎر ﻣﺸﮑﻼت ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎی ﻋﻔﻮﻧﯽ و ﺳﻮء ﺗﻐﺬﯾﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺷﯿﻮع ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﻄﺮ ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎی ﻏﯿﺮ واﮔﯿـﺮ از ﺟﻤﻠـﻪ اﺿﺎﻓﻪ وزن و ﭼﺎﻗﯽ ﺑﺨﺼﻮص در ﺟﻤﻌ ﯿﺖ ﺷﻬﺮ ﻧﺸﯿﻦ ا ﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ رو ﺑﻪ افزایش اﺳﺖ . اﻓﺰاﯾﺶ روﻧﺪ ﭼﺎﻗﯽ در ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮ ﺟﻮاﻧﺎن ﻧﯿـﺰ از ﻧﮕﺮاﻧـﯽ ﻫـﺎی وﯾﮋه ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﮔﺮدد.
 امروزه برنامه بسیار مختلفی به منظور درمان چاقی و اضافه وزن ارائه شده که در اغلب این برنامه ها تاکید بر کاهش دریافت انرژی و تحرک بدنی بوده است( وریژر، جانسا، مولکنسا و همکاران ، ۲۰۰۹) علاوه بر این مداخله ها عمدتا از کارآیی برخوردار نبوده اند( وریژر و همکاران، ۲۰۱۰ ) . بر این اساس لازم است که یک برنامه درمانی مناسب و اثر بخش در این تحقیق در معرض آزمایش بالینی قرار گیرد.
 1-4- تعاریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات علمی
 1-4-1- شاخص توده بدنی
تعریف مفهومی
شاخص توده بدنی (BMI) یک شاخص برای اندازه گیری میزان چربی بدنی، بر مبنای قد و وزن افراد است که برای زنان و مردان ۱۸ تا ۶۵ ساله بکار می رود.
شاخص توده بدنی می تواند برای تشخیص اضافه وزن، چاقی مفرط، کمبود وزن و وضعیت نرمال افراد مورد استفاده قرار گیرد. شاخص بدنی نرمال بین ۲۰ تا ۲۵ می باشد. عدد زیر ۲۰ نشان می دهد که شما کمبود وزن داشته و عدد بالای ۲۵ هم نشان دهنده اضافه وزن است.
تعریف عملیاتی شاخص توده بدنی:  شاخص توده بدنی یکی از ملاک های افزایش وزن است که از تقسیم وزن بر حسب کیلو گرم بر مجذور میزان قد به دست می آید.
۱-۴-۲- عزت نفس
تعریف مفهومی
ارزیابی فرد در مورد خود با قضاوت فرد در مورد ارزش خود را عزت نفس می نامند(کوپر اسمیت،۱۹۶۷) انسانها توسط رویداد های خارجی برانگیخته نمیشود بلکه توسط نگرش و شناخت افراد نسبت به اشیاء خارجی باعث بر انگیختگی آنها میگردد(عرفانی،۱۳۷۴).عزت نفس را رابط میان خودواقعی و خود ایده آل شخص در نظر می توان گرفت(ویلیام جیمز،۱۹۱۰) نتایج تحقیقات شایماکو داینر (۲۰۰۳)نشان داده اند که حرمت به خودو عزت نفس یکی از عوامل بهداشت روانی است .
تعریف عملیاتی: عزت نفس نمره ای است که از مقیاس روزنبرگ به دست می آید.
مقیاس عزت نفس روزنبرگ (۱۹۶۵)، عزت نفس کلی و ارزش شخصی را اندازه می گیرد.
۱-۴-۳-تصویر بدنی
تعریف مفهومی: تصویر بدنی هر فرد معرف تصویری است که وی از اندازه و شکل بدن خود دارد و نیز احساس فرد نسبت به هر یک از اعضاو کل اعضاءبدنش می باشد.
تعریف عملیاتی:  نمره ای است که از طریق اجرای پرسشنامه ابعادی رابطه خود –بدن (کش وهمکاران، ۱۹۸۷) به دست می آید.
 
۱-۴-۴-چاقی
تعریف مفهومی
شاخص توده بدنی یکی از ملاک های افزایش وزن است که از تقسیم وزن بر حسب کیلو گرم بر مجذور میزان قد ( ویلیامسون ،نیوتن و والدن، ۲۰۰۶ ) به دست می آید.
تعریف عملیاتی 
      سازمان  بهاشت جهانی، اضافه وزن را توده بدنی بین ۲۵ تا ۳۰ اعلام کرده و که اگر این میزان به بالای ۳۰ برسد نشانگر چاقی است .
۱-۴-۵-گروه درمانی

پایان نامه بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی  SCET))

بر روی بحران هویت زندانیان
تابستان ۹۴


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


چکیده
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه .۳
بیان مسئله .۳
اهمیت و ضرورت پژوهش۷
اهداف پژوهش .۸
اهداف کلی.۸
اهداف جزئی۸
فرضیه های پژوهش ۹
تعریف نظری متغیرها ۱۰
تعریف عملیاتی متغیرها.۱۰
معرفی انواع متغیرها.۱۰
فصل دوم: پیشینه تحقیق۱۱
مروری بر تعاریف اصطلاحات زندان وهویت   12
زندان۱۲
زندانی۱۲
بحران هویت۱۲
شناخت درمانی.۱۴
هیجان.۱۵
معنویت.۱۷
جرم چیست؟۱۷
زندان و زندانی۱۸
عوامل مرتبط با جرم و زندانی شدن۱۹
هویت۲۰
تعریف هویت.۲۰
دیدگاه اریکسون.۲۰
دیدگاه مارسیا ۲۱
دیدگاه اریک فروم ۲۲
دیدگاه ساختارگرایان۲۳
دیدگاه معنادرمانی فرانکل.۲۳
دیدگاه واقعیت درمانی گلاسر۲۵
عوامل موثر بر شکل گیری هویت .۲۵
عوامل شناختی۲۶
عوامل مربوط به والدین.۲۶
عوامل اقتصادی.۲۶
عوامل مربوط به مدرسه۲۶
نقش مذهب.۲۶
عوامل اجتماعی فرهنگی۲۷
عامل تفاوتهای جنسیتی.۲۷   
عامل سن.۲۷
سبک های هویت.۲۸
سبک اطلاعاتی.۲۸
سبک هنجاری۲۸
سبک سردرگم اجتنابی۲۹
معنویت و روان درمانی.۲۹
 معنا درمانی۳۰
 هوش معنوی ۳۱
توحید درمانی.۳۲
مداخله های معنوی.۳۵
دعا.۳۵
بحث درباره ی مفاهیم الهیات و کتاب های مقدس۳۶
 استفاده از آرامش معنوی  و فنون تصویر سازی.۳۶
ترغیب مراجعان به بخشایشگری۳۷
کمک به مراجعان برای هماهنگ شدن با ارزش های مذهبی خویش۳۷

خود فاش سازی عقاید و تجربه های معنوی.۳۸
بهره گیری از متون دینی.۳۸
استفاده از شهود  یا الهام۳۹
رویکردهای عمده در روان درمانی۳۹
رویکرد روان تحلیل گری۳۹
رویکرد رفتاری.۴۰
رویکرد انسان گرایی۴۱
رویکرد درمانی راجرز۴۲
رویکرد شناختی.۴۲
درمان شناختی آرون بک۴۳
درمان عقلانی – هیجانی الیس۴۳
نظریه شناختی – هیجانی معنوی SCET44
مبانی فلسفی نظریها۴۴
دیاگرام درمان SCET46
باورهای اساسی دینی چه هستند؟۴۷
باورهای مربوط به خدا۴۷
باورهای مربوط به انسان.۴۸
باورهای مربوط به هستی.۴۸
فرآیند درمان.۴۸
پیامدها و دستاوردهای نظریه.۵۱
تفاوت این نظریه با نظریه های دیگر۵۱
پیشینه تحقیق.۵۲
مطالعات داخلی۵۲
مطالعات خارجی۵۴
فصل سوم:طرح تحقیق.۵۶
روش پژوهش .۵۷
جامعه آماری۵۷
نمونه و روش نمونه گیری۵۷
طرح پژوهش۵۷
ملاکهای ورود۵۷
ابزارهای پژوهش.۵۸
پرسشنامه بحران هویت.۵۸
روایی پرسشنامه۵۸
پایایی پرسشنامه۵۸
روش نمره گذاری۵۹
روند اجرای پژوهش۶۰
محتوای درمان شناختی-هیجانی معنوی (SCET).61
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.۶۱
فصل چهار:تجزیه و تحلیل آماری۶۲
مقدمه.۶۳
یافته های توصیفی۶۳
یافته های استنباطی.۶۹
فصل پنجم:بحث ونتیجه گیری.۷۳
بحث۷۴
نتیجه گیری۷۵
همسو یا غیر همسو بودن۷۶
کاربرد نتایج.۷۷
محدودیت های پژوهش۷۷
پیشنهادات تحقیق.۷۷
منابع فارسی۷۸
منابع انگلیسی۸۳
پیوست.۸۵
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان شناختی-هیجانی معنوی(  SCET) بر بحران هویت زندانیان می باشد.
روش و مواد:روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی دارای پیش آزمون وپس آزمون می باشد. جامعه آماری زندانیان زندان چناران می باشند که همه با جرم مواد مخدر میباشند. در ابتدا پرسشنامه های بحران هویت (رجایی و همکاران،۱۳۸۷) در میان ۱۴۰ نفر اززندانیان که درداخل دو بند از زندان چناران حضور داشتند توزیع گردید و بعد از جمع آوری، افرادی را که دارای ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند بر اساس اطلاعات مندرج در پرسشنامه انتخاب کرده که این تعداد ۷۰ نفر بودند ، نمونه آماری پژوهش ۷۰ نفر و گمارش هدفمند در دو گروه آزمایش و گواه قرارگرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه بحران هویت (ICQ) که از لحاظ آماری پایا و روا می باشد. روش تجزیه تحلیل داده ها باتوجه به شاخص های توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد) و شاخص استنباطی (آزمون کوواریانس) می باشد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Spss16 استفاده می شود.
یافته ها: نتایج نهایی آزمون کواریانس نشان می داد، درمان شناختی هیجانی معنوی بر کاهش غمگینی، بی ارزشی، عدم اعتماد به نفس، نا امیدی، پوچی، بی هدفی و کل بحران هویت اثر معناداری داشت که این معناداری با آلفای ۰٫۰۵p< مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه گیری: فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه، درمان شناختی هیجانی معنوی به شیوه گروهی بر بحران هویت تاثیر دارد، مورد تایید قرار گرفت.
واژگان کلیدی:  درمان شناختی هیجانی معنوی، بحران هویت، زندانیان.
مقدمه
انسان امروزی در جامعهای زندگی میکند که خطرات زیادی، آرامش و امنیت او را تهدید میکنـد. جرم، تخلف و جنایت یکی از جمله این خطرات هستند و هر روزه اخبـار و گـزارشهـای آشـفته کنندهای در مورد جرایم مختلف که منجر به مرگ، نقص عضو و سایر آسیبهـای جسـمانی افـراد جامعه میشود به گوش میرسد. علل ارتکاب به جـرم بسـیار متفاوتنـد. انـدریوز و بونتـا (۱۹۹۴) بیکاری، پایین بودن سطح تحصیلات، مشکلات و مسایل خـانوادگی و زناشـویی، شـبکه اجتمـاعی جرم آفرین، مصرف مواد و الکل، کارکردهای اجتماعی ضعیف، نگـرشهـای ضـداجتماعی، عوامـل شخصـی و هیجـانی و اخـتلالات شخصـیتی و روانـی را از جملـه علـل و عوامـل ارتکـاب جـرم میدانند وبه دنبال آن مساله زندانی بودن است. امروزه توجه به مسائل تربیتی در زندان نسبت به گذشته بیشتر شده است و گام گذاشتن جهت بهبود وضعیت زندانیان امری لازم و ضروری به نظر می رسد. همچنین بخاطر وجود مشکلات عاطفی-شناختی و رفتاری در زندان باید روند کاهش سلامت روانی را در این قشر به حداقل رساند.
بیان مساله
یکی از مسائل مهم زندانیان و مجرمین مشکلات روانی می باشد. اختلالات روانی یکی از مشکلات بزرگ دنیای امروز است. به طوری که گزارشهـا حـاکی از آن است که یک چهارم از افراد جامعه آمریکا، برخی از انواع مشکلات روانـی را در طـول زنـدگی خود تجربه میکنند. در اغلب موارد وجود اختلالهای روانی در فرد نه تنها از میزان سـازگاری فردی و اجتماعی وی میکاهد، بلکه امنیت و بهداشت روانی خانواده و سایر گروه های اجتماعی را  نیز دچار مشکل میکند. در برخی موارد نیز، نوع و شدت مشکل به حدی میرسد که موجبات آزار و تهدید حقوق اعضای دیگر اجتماع را فراهم می آورد و نتیجه آن، درگیری فرد بیمـار بـا قـانون و مراجع کیفری را فراهم می آورد. به عبارت دیگر، فرد بیمار به سبب داشتن اختلال روانی و پیامد آن ارتکاب جرم، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد و نهایتا وارد زندان میشود.

یافته های تحقیقات مختلف نشان داده انـد کـه بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از زندانیان دچار اختلال روانی هستند و میزان شیوع اختلال های روانی در نمونه های متشکل از افراد مجرم وزندانی بسیار بالاتر از افراد دیگر جامعه است. (چیلس، میلر و کاکس، ۱۹۸۰).
بوردکین (۱۹۹۳) در پژوهش ملی خود در مورد رعایت حقوق بشر در افراد استرالیایی مبتلا به بیماری های روانی گزارش کرد که بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از نوجوانان حاضر در کانونهای اصـلاح تربیت، مبتلا به یکی از مشکلات سلامت روانی هستند. همچنـین یافتـه هـای ایـن پـژوهش نشـان میدهد که میزان شیوع اختلالات روانی در بـین ایـن نوجوانـان ۷ برابـر بیشـتر از سـایر نوجوانـان است.
گروهی از متخصصان سلامت روانی در آمریکا نیز با مطالعه ۵۴۱ نوجوان ۱۳ تا ۱۸ ساله مجرم دریافتند که   میزان مشکلات درونی سازیاز (جمله افسـردگی، وسـواس، شـکایات جسمانی واسکیزوئید)ومشکلات بیرونی سازی از جمله بیشفعالی، پرخاشگری و بزهکاری) در این نوجوانان دو برابـر سـایر نوجوانـان بـود. از طرفـی مشـاهده شـده اسـت کـه مددجویان مبتلا به مشکلات سلامت روانی نه تنها در زندان بیشتر مرتکب خـلاف مـیشـوند و درنتیجه به طول دوره محکومیت آنان افزوده میشود، بلکه احتمال بیشتری است که قربانی خشـونت، سوءاستفاده و آزار و اذیت سایر مددجویان شوند (اوکنر و همکاران، ۲۰۰۲).
مکشان (۱۹۸۹) مشاهده کرد که مـددجویان مبتلا به مشکلات و بیماریهای روانی پنج برابر سایر مدد جویان بـه کارکنـان زنـدان و مـددجویان دیگر حمله ور میشوند.
از طرفی تاریخچه زندان و مقابله با جرایم نیز نشان داده است که روش های متکی بـر تنبیـه و مجازات نه تنها نمی تواند از بروز و ارتکاب مجدد جرم جلوگیری کنـد؛ بلکـه در مـواردی نیـز بـر شدت و تعداد این موارد افـزوده اسـت. از ایـن رو، امـروزه اعتقـاد بـر ایـن اسـت کـه اسـتفاده از روش های بازپروری و تأکید بر توانبخشی روانی مددجویان، بخصوص در آن دسته از مـددجویانی که دچار نواقص شناختی و اختلالات روانی هسـتند، بسـیار مفیـد و مـؤثر اسـت (کریتون و تاول، ۲۰۰۵). سـوریال و مکنزی [نقل از تاول، ۲۰۰۳)]. تأثیر برنامههـای مداخلـهای متکـی بـر مجـازات و برنامـههـای مداخلهای متکی بر تقویت رفتارهای مثبت را در یک اردوگاه از مددجویان مورد مقایسـه کردنـد و دریافتند که هرچه تأکید بر مجازات در مددجویان بیشتر شود، میـزان ارتکـاب جـرم و محکومیـت مجدد نیز افزایش مییابد. براین اساس طی چند دهـه گذشـته تاکیـد مسـئولان و دسـتانـدرکاران جامعه و زندان بر جایگزینی فعالیتهای تـوانبخشـی و بـازپروری بـه جـای تنبیـه و مجـازات در زندان ها است.
فرندشیپ وهمکاران (۲۰۰۳) کارایی برنامـه هـای شـناختی- رفتـاری را در کـاهش نشـانگان روانشناختی و میزان ارتکاب جرم مجدد در دو گـروه از مـددجویان مـردی کـه دارای دو سـال و بیشتر محکومیت بودند مقایسه کردند. گروه اول یا گروه آزمایشی متشکل از ۶۶۷ زنـدانی وگـروه دوم یا گروه کنترل متشکل از۸۰۱نفر از مددجویانی بودند که از نظر چند متغیـر مـرتبط بـا هـدف تحقیق با گروه اول همتاسازی شده بودند. مددجویان گروه آزمایشـی در جلسـات رواندرمـانگری گروهی مبتنی بر فنون شناختی- رفتاری شرکت کردند. نتایج نشان داد که گـروه آزمایشـی و گـروه کنترل هنگام کنترل سایر متغیرها از نظر وضعیت روانشناختی و از نظـر میـزان محکومیـت مجـدد تفاوت معناداری داشتند.
یکی از عمده ترین مشکلاتی که در زندان برای فرد به وجود می آید بحران هویت است. بنا به تعاریف بحران هویت فرد در زندان با یک من آشفته و بهم ریخته رو به رو می شود. من زندانی در مقابل ارزشهای قانون و هنجارهای کشورش است که این عامل باعث بهم ربختگی شدید هویتی در او می شود( جلالی، ۱۳۷۶).
بحران هویت واژه ای است که اولین بار اریکسون ارائه داده است و عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد را بحران هویت نامید ولی اکنون دیگر این تعریف اصلاح شده است. از نگاهی دیگر بحران هویت، اینگونه تعریف شده است: عدم موفقیت فرد در شکل دادن به هویت فردی خود اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی با شرایط فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت نامیده می شود (سیدنژاد، ۱۳۸۱).
اما آن تعریفی که در این پژوهش از بحران هویت و نشانه های آن مدنظر قرار می گیرد عدم توانایی و پاسخ گویی به سوال های اساسی است که انسان ها با آن ها روبرو می شوند و بدون یافتن پاسخ به این سوالات، زندگی ان ها پوچ و بی هدف خواهد شد و در نتیجه از بحرانی تحت عنوان بحران هویت رنج خواهند برد. برای پاسخ گویی به این سوالاتی که ذهن انسان ها را درگیر می کنند، باید ابتدا به باورهای مذهبی اساسی در رابطه با خداوند، هستی و انسان اعتقاد داشت تا بحران هویت کمتری را تجربه کرد زیرا زندگی برای کسانی که دچار بحران هویت هستند بی معنا، پوچ و بی هدف می شود و آنان دچار احساس ناامیدی و گم گشتگی می شوند. در حالیکه باور های مذهبی اساسی می تواند باعث احساس امیدواری، هدفمندی و آرامش در افراد دچار بحران شود (رجایی، ۲۰۰۸).
فرانکل (۲۰۰۰) نیز عنوان کرده است که جستجو برای یافتن معنای زندگی از نیازهای اساسی بشر است که بایستی براورده شود به نظر او هنگامی که فرد نتواند معنای زندگی خودش را دریابد دچار خلا هستی می شود. خلا هستی در واقع شکلی از پوچی منحصر به فرد است. در میان مراجعین بسیاری که با مشکلات روانشناختی روبرو بوده اند و مخصوصا معتادن اعم از مصرف کننده و بهبود یافته، نشانه ای شبیه به خلا هستی دیده شده است که منجربه عدم شکل گیری تلاشهای هدفمند در زندگی و احساس پوچی و نا امیدی و بیچارگی در زندگی افراد می شود و در نهایت به نظر می رسد که این افراد دچار بحران هویت شده اند.
یالوم (۱۹۹۵) در مورد امیداوری بیان می کند،که امید یک عنصر اساسی فرایند درمان است. افراد به هنگام درمان معمولا شرایط مبهمی دارند و در مورد آینده مردد هستند. لذا لازم است تا با توسل به راه های مختلف افراد برای سپری کردن دوره درمان اراده و هدفمندی و امید خود را تا پایان حفظ کنند.
بک (۱۹۷۴) نیز در مورد ناامیدی به تحقیق پرداخته و رابطه تنگاتنگی میان نا امیدی  وافسردگی و افکار خودکشی یافته است به گونه ای که مقیاس نا امیدی او به گونه ای پیش بینی کننده خطر خودکشی در افراد است.
متغیر سوم این پژوهش درمانی است که برای اولین بار توسط رجایی (۱۳۸۸) مطرح شده است. این درمان، درمان شناختی- هیجانی معنوی (SCET) نام دارد که درمانی شناختی با رویکرد معنوی است در این درمان علاوه بر توجه به سطوح فیزیولوژیکی  و شناختی به سطح معنوی نیز در درمان اختلالات روانشناختی توجه شده است. در سطح شناختی درمان، درمانگر سعی می کند تا تفکرات غیر واقعی و غیر منطقی مراجع را که منجر به پیدایش احساسات ناخوشایند شده است شناسایی کند. در این مرحله از درمان می توان از خطاهای فکری که توسط بک مطرح شده اند و یا باورهای غیر منطقی  که توسط الیس عنوان شده اند استفاده کرد.
در سطح فیزیولوژیکی، درمانگر با در نظر گرفتن واکنشهای جسمانی و هیجانی مراجع نظیر تپش قلب و نفس نفس زدن سعی می کند این احساسات ناخوشایند را از طریق آموزش آرامش دهی یا ریلکسیشن کنترل و کاهش دهد و اما در سطح معنوی، ابتدا از مراجع خواسته می شود تا در مورد خودش ودیگران و اینکه در مورد ماهیت انسان چگونه می اندیشد، صحبت کند. اغلب مراجعین تصویر منفی از خود و انسان دارند. احساس پوبی ارزشی و نا امیدی می کنند و هدفی در زندگی ندارند. درمانگر از طریق ارائه باورهای اساسی دینی که ۱۰ مورد هستند و راجع به انسان، هستی و خداوند می باشند سعی در کاهش احساسات ناخوشایند مراجع دارد وبکارگیری این باورها در زندگی می تواند منجربه رشد و تعالی روان در او شود.
لذا از این رو زندانیان بعلت مشکلات اجتماعی .اقتصادی. اعتقادی و مصرف مواد مخدر دچار اختلالات روانی و بحران هویت میباشند که روان درمانی شناختی –هیجانی معنوی میتواند بر بهبود اختلالات روانی و بحران هویت بوجود آمده در زندانیان برای برگشت به زندگی عادی و اجتماع لازم باشد.
چالش بحران هویت هم بعد روان شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی(شرفی، ۱۳۸۰)
در نظریه شناختی-هیجانی معنوی فرض بر این است که راهی از بحران هویت از طریق پاسخ به سوال های اساسی زندگی و باتوجه به باورهای اساسی دینی امکان پذیر است. با عنایت بر آنچه بیان شد سوال این است که آیا درمان شناختی-هیجانی معنوی( SCET )می تواند بر بحران هویت زندانیان تاثیر بگذارد؟
اهمیت و ضرورت پژوهش:
تعداد کل زندانیان کشور، ۲۱۰ هزار و ۶۷۲ نفر است. این آمار نسبت به آخرین آمار ارائه شده به سازمان‌های جهانی توسط ایران با کاهش حدود ۷ هزار نفری روبه‌رو شده است. براساس این آمار، استان تهران با ۳۱ هزار و ۹۰۰ زندانی، در صدر لیست استان‌های کشور در این زمینه قرار دارد. پس از استان تهران، خراسان رضوی با ۲۰ هزار و ۱۱۹ زندانی، فارس با ۱۵ هزار و ۵۴۰ زندانی، اصفهان با ۱۴ هزار و ۱۴۷ زندانی، خوزستان با ۱۳ هزار و ۲۸۵ زندانی و کرمان با ۱۱ هزار و ۴۱۹ زندانی در جایگاه‌های بعدی بیشترین تعداد زندانی قرار دارند (پایگاه خبری الف ، ۱۳۹۳٫به نقل از سازمان زندانهای کشور)
همانطور که ملاحظه می شود پس از استان تهران، استان خراسان دومین استانی است که بیشترین فراوانی زندانیان را به خود اختصاص داده است. ازجایی که عوامل سبب شناسی هر زندانی نسبت به دیگری تفاوت دارد نمی توان به طور یقین بیان کرد که کل زندانیان با یک مشکل وارد زندان می شوند. همانطور که می دانید یکی از سبب شناسی های بررسی های ورودی زندان، عامل روانی است. که یکی از عوامل مهم روانی که روانشناسی همچون اریکسون و مارسیا به آن ها دامن زده اند و موفقیت فردی را در گروی آن می بینند، هویت می باشد (فرهنگی، ۱۳۹۰). حال اینکه چه تعداد از زندانیان بحران هویت یعنی تعهد را طی کرده اند بسیار سخت خواهد بود. نتایج پژوهش هایی نشان داده است که بین دلبستگی نا ایمن دوسوگرا و هویت زودرس و آشفته رابطه وجود دارد، که ویژگی اینگونه افراد، بی عاطفگی، بی اعتمادی، تاثیر سریع از محیط اطراف خود می باشد (باقری و همکاران، ۱۳۸۸).
شواهد نشان می دهند افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکنند احتمالا در آن ها آشفتگی، بی اعتمادی، خودتنظیمی کمتر، انعطاف پذیری پایین تر خواهیم دید (فرهنگی، ۱۳۹۰).
به طور کلی می توان گفت کسب هویت و تعهد کسب کردن به ارزش ها و رسیدن فرد به وفاداری امری بسیار مهم جهت مقابله با مشکلات زندگی است که آن می تواند جلوی آسیب های اجتماعی از جمله زندان رفتن را بگیرد. حال توجه به بهبود افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکردند و دچار این مشکل هستند امری ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر باتوجه به درمان گروهی شناختی-هیجانی معنوی می خواهیم بحران هویت را کاهش دهیم.
اهداف پژوهش:
هدف های کلی:
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بحران هویت زندانیان
هدف های جزئی:
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی هدفی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پوچی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نا امیدی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عدم اعتماد به نفس زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی ارزشی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نارضایتی از زندگی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر اضطراب زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر غمگینی زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پرخاشگری زندانیان
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عصبانیت زندانیان
فرضیه های پژوهش:
۱-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عصبانیت زندانیان می شود.
۲-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پرخاشگری زندانیان می شود.
۳-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش غمگینی زندانیان می شود.
۴-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش اضطراب زندانیان می شود.
۵-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نارضایتی زندانیان می شود.
۶-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی ارزشی زندانیان می شود.
۷-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عدم اعتماد به نفس زندانیان می شود.

پایان نامه بررسی اثربخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی

تابستان ۱۳۹۴


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


فهرست مطالب
چکیده ۱
. ۲
کلیات تحقیق ۲
۱-۱- مقدمه. ۳
۱-۲- بیان مسئله. ۴
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق. ۷
۱-۴- اهداف پژوهش. ۷
۱-۵- سوالات پژوهش. ۸
۱-۶- فرضیه های پژوهش. ۸
۱-۷- تعاریف متغیرها ۸
۱-۷-۱- اعتیاد. ۹
۱-۷-۲- افسردگی ۹
۱-۷-۳- خودکارآمدی ۹
۱-۷-۴- درمان شناختی گروهی ۱۰
۱-۷-۵- ذهن آگاهی ۱۰
۱-۷-۶- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 10
۱-۸- تعاریف عملیاتی ۱۱
اعتیاد: ۱۱
افسردگی: ۱۱
. ۱۲
۱۲
۲-۱- مقدمه. ۱۳
۲-۲- پیام دبیر کل سازمان ملل متحد(۲۶ ژوئن ۲۰۰۵) ۱۳
۲-۳- تعاریف و مفاهیم اعتیاد. ۱۴
۲-۳-۱-  ماده ۱۴
۲-۳-۲- وابستگی ۱۶
۲-۳-۳- معتاد. ۱۷
۲-۳-۴- پیشگیری ۱۷
۲-۳-۵-  نظریه های سوء مصرف مواد، وابستگی و درمان آن. ۱۸
-۳-۵-۱-  نظریه های علوم اعصاب ۱۸
۲-۳-۵-۲-  نظریه های زیست شناختی ۱۹
۲-۳-۵-۳-  نظریه های روانشناختی ۲۰
۲-۳-۵-۴-نظریه دو وجهی اعتیاد. ۲۵
۲-۳-۶-علل خانوادگی ۲۷
۲-۳-۷-عوامل فرهنگی و اجتماعی ۲۸
۲-۳-۸-مواد اعتیاد آور. ۲۹
۲-۳-۹- تقسیم بندی انواع مواد. ۲۹
۲-۳-۹-۱- تحریک کننده های سیستم عصبی مرکزی CNS ) ) 29
۲-۳-۹-۲- کند کننده های سیستم عصبی مرکزی ۳۰
۲-۳-۹-۳- شبه افیونها ۳۲
۲-۳-۹-۴- توهم زاها ۳۴
۲-۳-۱۰- سوء مصرف مواد و سلامت روانی ۳۵
۲-۳-۱۱-آزمایش های ترک اعتیاد. ۳۵
۲-۳-۱۲- چرا جامعه ایران در مقایسه با سایر جوامع بیشترین معتاد را دارد؟. ۳۷
۲-۴- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 38
۲-۴-۱حضور ذهن ۳۹
۲-۴-۲- اهداف MBCT 42
۲-۴-۳- ملاحظاتی در ارتباط با کاربرد حضور ذهن برای متخصصین ۴۴

۲-۴-۴- آیا حضور ذهن در گروه یاد گرفته می شود یا در درمان انفرادی؟. ۴۴
۲-۴- ۵-دستورالعمل جلسات MBCT 45
۲ – ۴ – ۶ – کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی ۵۰
۲ – ۵- افسردگی ۵۲
۲ – ۵ –۱- شیوع افسردگی ۵۳
۲ – ۵ – ۲- سبب شناسی ۵۳
۲ – ۵ – ۳- طبقه بندی و نشانه های افسردگی ۵۵
۵۷
۲ – ۵ – ۵- خصایص بالینی ۵۸
۲ – ۵ – ۶- سیر و پیش آگهی افسردگی ۵۹
۲ – ۵ – ۷- معنای نابهنجاری ۵۹
۲ – ۵ – ۸- مفهوم افسردگی ۵۹
۲ – ۵ – ۹- عارضه­های افسردگی ۶۰
۲ – ۵ – ۱۰- ویژگیهای افراد افسرده ۶۱
۲ – ۵ – ۱۱- همه گیر شناسی ۶۳
۲ – ۵ – ۱۲- تحریفهای شناختی در افسردگی ۶۳
۲ – ۵ – ۱۳- تبیین مکاتب مختلف در مورد افسردگی ۶۵
۲ – ۶- خودکارآمدی ۶۹
۲ – ۶ – ۱- مفهوم خودکارآمدی ۶۹
۲ – ۶ – ۲ – خودکارآمدی و سلامت روانی ۷۰
۲ – ۶ – ۳ – مولفه ها و ساختار خودکارآمدی ۷۱
۲ – ۶ – ۴ – منابع خودکارآمدی ۷۲
۲ – ۶ – ۶- خودکارآمدی و جنسیت ۷۴
۲ – ۶ – ۷- نظریه خودکارآمدی ۷۵
۲ – ۶ – ۸ – مراحل رشد خودکارآمدی ۷۶
۲ – ۷- درمانهای رایج ۷۸
۲ – ۷ – ۱ -شناخت درمانی ۷۸
۲ – ۷ – ۲ – جلسات شناخت درمانی ۷۸
۲ – ۷ – ۳ -روانکاوی ۷۹
۲ – ۷ – ۴ – نور درمانی ۸۰
۲ – ۷ – ۵ – الکترو شوک درمانی ۸۰
۲ – ۷ – ۶ – موسیقی درمانی ۸۰
۲ – ۷ – ۷ – حرکت یا رقص درمانی ۸۱
۲ – ۷ – ۸ – درمان شناختی- رفتاری ۸۱
۲ – ۷ – ۹ – واقعیت درمانی ۸۱
۲ – ۷ – ۱۰ – گروه درمانی ۸۳
۲ – ۷ – ۱۱ – روان درمانی حمایتی ۸۴
۲ – ۷ – ۱۲- رواندرمانی خانواده ۸۴
۲ – ۷ – ۱۳ – درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد. ۸۶
۲ – ۷ – ۱۴ – یادگیری مهارتهای اجتماعی ۸۷
۲ – ۷ – ۱۵ – مهارت دهگانه زندگی ۸۸
۲-۸-۱-پیشینه تحقیقات انجام شده ۹۰
۲-۸-۲- پیشینه مربوط به ذهن آگاهی ۹۰
۲ – ۸ – ۳- پیشینه تحقیقات مربوط به افسردگی ۹۷
۲– ۸– ۴- پیشینه تحقیقات مربوط به خودکارآمدی ۱۰۰
. ۱۰۴
۱۰۴
۳-۱- مقدمه. ۱۰۵
۳-۲- طرح پژوهش. ۱۰۵
۳-۳-جامعه آماری ۱۰۵
۳-۴- حجم نمونه و شیوه نمونه گیری ۱۰۵
۳-۵- روش جمع آوری داده­ ها ۱۰۶
۳-۶- ابزار گردآوری داده­ ها ۱۰۶
پرسشنامه خودکارآمدی شرر. ۱۰۶
۳-۶-۲- پرسشنامه افسردگی بک۲ (BDI-II) 107
۳-۶-۳-  پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی ۱۰۸
۳-۸- روش تجزیه وتحلیل داده ها ۱۰۸
۳-۹- نحوه رعایت نکات اخلاقی ۱۰۸
. ۱۰۹
۱۰۹
یافته­ های توصیفی ۱۱۰
تحلیل داده ها ۱۱۴
بررسی فرضیه ­های پژوهش. ۱۱۴
فرضیه اول. ۱۱۵
فرضیه دوم. ۱۱۶
. ۱۱۷
. ۱۱۷
۵-۱-مقدمه. ۱۱۸
۵-۲-تبیین فرضیات پژوهش. ۱۱۸
۵-۳-محدودیت­های پژوهش. ۱۲۱
۵-۴- پیشنهادات ۱۲۲
. ۱۲۳
پیوست ۱٫ ۱۳۲
خلاصه راهنمای جلسات ۱۳۲
پیوست ۲٫ ۱۳۷
پیوست ۳٫ ۱۳۹
پرسشنامه افسردگی بک. ۱۳۹
۱۵۰

چکیده

اعتیاد یکی از شایعترین بیماری­های مزمن روانی اجتماعی است و افسردگی یکی از شایعترین بیماری­های روانی همراه در بیماران مبتلا به این بیماری است که خود مداخلات روان­شناختی مجزایی را طلب می­ کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناخت گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه­ های افسردگی بر روی افراد وابسته به مواد مخدر بوده است. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی همراه با آزمایش و کنترل بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل ۳۰ نفر از بین افرادوابسته به مواد مخدر تحت درمان که تمایل خود را برای شرکت در پژوهش اعلام کرده بودند، بوده است.
پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفی آزمودنی­ها در گروه­های آزمایش و کنترل، پرسشنامه­های پیش آزمون افسردگی و خودکارآمدی توسط آنان تکمیل شد. سپس برای شرکت کنندگان در پژوهش گروه آزمایش۸ جلسه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) به صورت گروهی(هر جلسه به مدت ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه) در مرکز سوء مصرف مواد آناهیتا شهر تهران برگزار شد. در جلسه هشتم نیز از افراد خواسته شد تا پرسشنامه­های افسردگی و خودکارآمدی را مجدداً تکمیل نمایند. در طی هشت جلسه دوره کارگاه، نتایج حاصل از آزمون آنالیز کوواریانس نشان می­دهد بین نمره خودکارآمدی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود ندارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش خودکارآمدی موثر نبوده است(۰۷۸/۰=F؛ ۷۸۲/۰=SIG، ۰۱/۰<P). ولی همین آنالیز نشان می­دهد بین نمره افسردگی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نشانه­ های افسردگی موثر بوده است(۶۸/۱۰=F؛ ۰۰۳/۰=SIG، ۰۱/۰>P).

پایان نامه

با توجه به نتایج بدست آمده می­توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد افسردگی  موثر و مفید بوده ولی در مورد خودکارآمدی این چنین نبوده که می­توان این عدم تاثیر را مربوط به شرایط محیطی و یا عدم همکاری آزمودنی­ها دانست. در کل از این رویکرد می­توان برای افزایش کیفیت زندگی و بهره­وری شخصی و البته اجتماعی افراد بیمار و همچنین افزایش کیفیت زندگی افراد عادی استفاده کرد.
کلید واژگان: اعتیاد، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)، افسردگی، خودکارآمدی،ذهن آگاهی.

۱-۱- مقدمه

دلایل نخستین استفاده از مواد با توجه به گذشته، علایق و انگیزه هر فرد، متفاوت است و یک عامل مشترک سبب شناسی برای افراد وجود ندارد. در خصوص سبب شناسی اعتیاد ، عوامل مختلفی مطرح است که از آن جمله مسائل زیست شناختی، جامعه شناختی و روان شناختی هستند. اما به نظر می رسد پاسخ شخص به داروها و موادمخدر به تلفیقی از این عوامل مربوط باشد. از آنجا که اعتیاد برآیند مجموعه ای از اختلالات مراحل رشد، تکوین شخصیت، اختلال روانی و ساختار نامطلوب محیطی است، لاجرم در درمان اعتیاد اصلاح کل این مجموعه باید مورد توجه قرار گیرد(نابدل ، ۱۳۸۶).­­­­
سو­مصرف مواد یکی از مشکلات بزرگ جوامع بشری است، با وجود اینکه تلاشهای زیادی برای کنترل و از بین بردن آن به عمل آمده است، ولی هنوز این بلای اجتماعی قربانیان زیادی می گیرد. کشور ما ایران نیز به دلایل موقعیت­های جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و مسائل دیگر با این معضل رو به رو است و برای کنترل و مقابله با آن هزینه­ های مادی و انسانی زیادی پرداخته است. سوء مصرف مواد زیان­های قابل توجهی را به جامعه جهانی به لحاظ از دست رفتن بهره وری، انتقال بیماری های عفونی، ایجاد مشکلات خانوادگی و اجتماعی، افزایش جرم و لزوم تشخیص مراقبت های بهداشتی و درمانی تحمیل می کند. علل شیوع اعتیاد متعدد بوده و با توجه به ویژگی های جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد. یکی از عواملی که برای سو­مصرف مواد، در اکثر نظریه های روانشناختی مطرح شده است آسیب پذیری افراد در مقابل مسائل و مشکلات طبیعی و غیر طبیعی زندگی است. سبک زندگی و شیوه های تصمیم گیری افراد به مسائل و مشکلات زندگی حائز اهمیت بسیار است. با توجه به اینکه در پروتکل های درمانی اعتیاد در کشور ما توجه چندانی به مسائل روانشناختی این بیماران نمی شود، بررسی های بیشتر در این خصوص ضروری به نظر می رسد.
اعتیاد به مواد یکی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جهان امروز است اعتیاد به داروهای مجاز و غیر مجاز در چند دهه گذشته بسیار فراگیر شده و حاکی از بروز یک مشکل جدی در سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است. در ایجاد اعتیاد، عوامل اجتماعی و روان شناختی از یک طرف و عوامل زیست شناختی و داروشناختی از طرف دیگر نقش دارند. عوامل اجتماعی و روان شناختی بیشتر در شروع و عوامل زیست شناختی در ادامه وابستگی مطرح هستند.
سومصرف مواد و وابستگی و اعتیاد به آن اختلالی پیچیده است که با علل و آثار زیستی، روانی ، اجتماعی و معنوی همراه است. در هم پیچیدگی عوامل زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این گرفتاری و معضل را به یکی از پیچیده ترین مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرده است. امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی و بهداشت عمومی در سرتاسر جهان و در تمام کشورها محسوب می شود(باتون و همکاران، ۲۰۰۱) به ندرت کشوری در روی کره زمین می­توان پبدا کرد که با مشکل سومصرف مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار درگیر نباشد.
آثار و نتایج منفی، زیانبار و مخرب فردی، خانوادگی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و فرهنگی سومصرف، وابستگی و اعتیاد به مواد سبب شده است تا افراد معتاد و خانواده های آنان و مسولان جامعه برای پیشگیری، ترک و جلوگیری از بازگشت اقدام کنند و از افراد متخصص مثل روان پزشکان، روان شناسان، مشاوران و مددکاران اجتماعی یاری بخواهند. در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته متخصصان بهداشت روانی و موسسات آموزشی و درمانی نظریه ها، مدل ها، روش ها، راهکارها و فنون مختلفی را در پیشگیری و درمان اعتیاد و جلوگیری از بازگشت پس از ترک اعتیاد ابداع، آزمایش و تجربه کرده اند . با وجود این، هنوز شیوه درمان قطعی برای آن یافت نشده است. حتی پس از آن که فرد وابسته، مصرف مواد مخدر را برای مدتی طولانی قطع نماید، نیز نمی توتن امیدوار بود که مصرف مواد را از سر نگیرد.

۱-۲- بیان مسئله

تاریخچه پیشگیری از بازگشت اعتیاد به اواسط دهه ۱۹۷۰ بر می­گردد. در طی این سال­ها عده­ای به رواج استراتژی­های پیشگیری علاقمند شدند(دیپونت، ۱۳۸۸). بررسی­ها نشان می­ دهند ۲۰ تا ۹۰ درصد معتادانی که تحت درمان قرار می­گیرند، دچار بازگشت می­شوند. مرور مطالعات گذشته نشان می­دهد، اثربخشی درمان­های نگهدارندۀ دارویی، بدون مداخله­های روانی اجتماعی، به علت اطلاعات دارویی پایین و میزان بالای ریزش ضعیف می­باشد(روزن و همکاران،۲۰۰۶).
تحقیق بر مراقبه متعالی(TM)، مراقبه ذهن آگاهی، مراقبه ویپاسانا، یوگا و سایر فنون مراقبه­ای بهبودهای معناداری را در توان بخشی نوجوانان و زندانیان الکلی گزارش کرده­اند(ویتکیویتز ، مارلات و واکر، ۲۰۰۵). کاهش فشار روانی به وسیله مراقبه ممکن است عامل عمده­ای در پیشگیری از بازگشت باشد(هاوکینز ، ۲۰۰۳). در اوایل سال ۱۹۷۵ مراقبه در کاهش فشار روانی در سیستم عصبی پاراسمپاتیک مفید تشخیص داده شد(بنسُن، ۱۹۷۵ به نقل از سالوستری، ۲۰۰۹).
مطالعات جدید بر مراقبه ذهن آگاهی، رویکرد اصلی کابات – زین(۱۹۹۰) را برای درمان سومصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده­اند. مکانیزم شناختی چگونگی انجام این کارها با پیشگیری از بازگشت و نیز فواید طولانی مدت مراقبه ناشناخته باقی مانده است(ویتکیویتز ، مارلات و واکر ، ۲۰۰۵).
عناصر مراقبه ذهن آگاهی شامل وارسی بدنی، یا فن آگاهی از بدن، شامل یکسری از تغییرات عمدی می­باشد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوه بدون داوری متمرکز می­شود. فراگیران برای مشاهده هیجانات، شناخت و اتفاق های بیرون در ضمن برگشت آگاهی از تنفس آموزش می­بینند. تمرین­های رسمی ذهن آگاهی نیز شامل مراقبه قدم زنی می­باشد. از نظر کابات-زین هدف ذهن آگاهی حالتی تغییر یافته از هوشیاری نیست بلکه حالتی از خود مشاهده­گری بدون ارزیابی یا در لحظه بودن است(کابات-زین، ۱۹۹۰).
به عقیده ویتکیویتز و مارلات(۲۰۰۴)، تعدادی عوامل تعیین کننده بازگشت وجود دارد که عبارتنداز: خودکارآمدی؛ یعنی درجه ای که در آن فرد احساس اطمینان و توانایی انجام رفتار معینی را دارد، انتظارات پیامد؛ یعنی این که چگونه فرد اعتیاد را با اشتیاق به عنوان پیش بین بی اثر بازگشت، انگیزش به عنوان عاملی قوی در پیشگیری از بازگشت، مهارت­های مقابله­ای، حال­های هیجانی نظیر اضطراب و افسردگی؛ و حمایت میان فردی یا اجتماعی در نظر می­گیرد.
به عقیده ویتکیویتز و مارلات(۲۰۰۴) ، خود- کارآمدی یک پیش بین پیامدها از میان همه نوع رفتارهای اعتیادی نظیر قماربازی، سیگارکشیدن، مصرف مواد می­باشد. به هر حال سازوکاری که به وسیله آن خود-کارآمدی عمل کند هنوز معین نشده است. سنجش خود-کارآمدی تاکنون دشوار بوده است. به عقیده گوالتنی و همکاران، زمینه ­های پرخطر از کمترین میزان خود-کارآمدی برخوردارند(ویتکیویتز و مارلات ،۲۰۰۴).
درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) ترکیبی از تمرین­های مدیتیشن، یوگا و شناخت درمانی است که به وسیله سگال و همکارانش(۲۰۰۲) پدید آمد و برای تسکین و درمان رنج انسان­ها، به خصوص رنج­های هیجانی که مردم را برای ابتلا به افسردگی آماده می­ کند گسترش یافت.
ذهن آگاهی به تجربه بر می­گردد که در آن فرد به شیوه­ای خاص، هدفمند، در زمان حاضر و خالی از قضاوت به درون و بیرون خود آگاهی می­یابد(کابات زین،۱۹۸۵).
در واقع، ذهن آگاهی یعنی، بودن در لحظه با هر آنچه که اکنون هست، بدون قضاوت درباره آنچه اتفاق     می­افتد. یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح. ذهن آگاهی را می­توان به عنوان شیوه «بودن» یا یک شیوه «فهمیدن»توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است و مطمیناً به طور ضمنی شامل ایجاد و اصلاح راهی برای نزدیک تر شدن به تجربیات فردی شخصی از طریق مشاهده شخصی نظام­مند است که این کار شامل به تعویق انداختن تکانه­ها، ارزیابی کردن و قضاوت کردن به طور عمدی است و توانایی انجام فرصت­های چند گانه برای حرکت فراسوی عادات قدیمی که نسبت به آنها شرطی شده­ایم، پردازش فکر امتحان نشده و واکنش پذیری هیجانی را فراهم می­ کند(سگال و همکاران، ۲۰۰۲).
ذهن آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فرا شناختی ویژه برای متمرکز کردن فرآیند توجه است که به نوبه خود به جلوگیری از خلق منفی– فکر منفی– گرایش به پاسخ های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدید آور افکار و هیجان­های خوش آیند منجر می­شود(سگال و همکاران ۲۰۰۲).
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، از روی مدل کاهش استرس مبتنی بر روش ذهن آگاهی کابات–زین  ساخته شده و اصول درمان شناختی به آن اضافه شده است. این نوع شناخت درمانی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگا­ی کشیدگی، آموزش مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و چندین تمرین شناخت درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس های بدنی را نشان می­دهد. تمامی این تمرین­ها به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در«لحظه حاضر» میسر می­سازد و پردازش های خودکار افسردگی زدایی را کاهش می­دهد(یونسی و رحیمیان بوگر، ۱۳۷۸).
ذهن آگاهی معمولاً به عنوان حالت آگاهی و داشتن توجه به آنچه که در زمان حال روی می­دهد تعریف     می­شود(براون و رایان، ۲۰۰۳). پژوهش­ها نشان می­دهد که افزایش حضور ذهن با انواع پیامد­های سلامتی نظیر کاهش درد(کابات زین، ۲۰۰۳) اضطراب، افسردگی(کابات زین و همکاران، ۱۹۹۲)، خوردن مرضی(کیستلر و هال، ۱۹۹۹) و استرس(اسپکاو همکاران ، ۲۰۰۰) ارتباط دارد. حضور ذهن می ­تواند در رهاسازی افراد از افکار اتوماتیک، عادت­ها و الگو­های رفتاری ناسالم کمک کند و از این رو نقش مهمی را در تنظیم رفتاری ایفا می­ کند(رایان و دسی، ۲۰۰۰). به علاوه با افزودن وضوح و حیات به تجربیات می ­تواند سلامتی و شادمانی را به همراه داشته باشد. بسیاری از نظریه­ های آسیب شناسی روانی و روان درمانی اهمیت آگاهی، حضور و مشاهده­گری را در سلامت روانی مورد بحث قرار داده­اند(بروینو همکاران ، ۱۹۹۸).
بر طبق این یافته ها، محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال می باشد که آیا درمان شناختی مبتنی برذهن آگاهی(MBCT) به عنوان یک درمان تکمیلی باعث افزایش خودکارآمدی و کاهش افسردگی افراد تحت درمان اعتیاد می­شود.

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

اعتیاد به عنوان یک بیماری جسمی – روانی عامل بوجود آمدن بسیاری از مشکلات در جامعه می باشد، مانند مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و. و مهمترین سازه اجتماعی که همان خانواده می­باشد را مورد آسیب و تحت تاثیر قرار می­دهد که بررسی این بلای خانمان سوز اهمیت زیادی دارد.
با توجه به تبیین­های صورت گرفته می­توان مشاهده کرد که اعتیاد پدیده پیچیده­ای است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، همچنین جنبه­های زیادی از زندگی را تحت تاثیر قرار می­دهد لذا تبیین شکل گیری آن نیاز به بررسی های نظری گسترده و عمیق دارد.
طبق بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که در بررسی عوامل موثر در اعتیاد متغییر­های  «افسردگی» و «خودکارآمدی» و« درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)»  کمتر مورد توجه دقیق بوده اند لذا لازم دیدیم بررسی های بیشتری در این زمینه بر اساس این روش درمانی انجام دهیم.
بنابراین بر آن شدیم تا با ارائه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT)به افراد وابسته به مواد مخدر، خودکارآمدی و مقابله با افسردگی این افراد را افزایش دهیم و توان مقابله آنها را با این شرایط روحی و روانی را ارتقا بخشیم.

۱-۴- اهداف پژوهش

تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان
تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان

۱-۵- سوالات پژوهش

آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر دارد؟
آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش نشانه های افسردگی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر گذار است؟

۱-۶- فرضیه ­های پژوهش

با در نظر گرفتن اهمیت و اهداف پژوهش حاضر به دو متغیر پرداخته شده در این پژوهش دو فرضیه را مد نظر قرار می دهیم که به شرح زیر است.
درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) باعث افزایش خودکارآمدی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.
درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT)باعث کاهش نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.

پایان نامه اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های شناختی در کاهش نا امیدی و افسردگی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


فهرست مطالب
 فصل یکم  2
۱-۱ بیان مسئله. ۳
۱-۲ ضرورت مسئله. ۴
۱-۳ اهداف پژوهش. ۶
۱-۳-۱ هدف کلی پژوهش. ۶
۱-۳-۲ اهداف ویژه ی پژوهش. ۷
۱-۴ اهداف کاربردی ۷
۱-۵ فرضیه های پژوهش. ۷
۱-۶ تعریف نظری و عملی متغیرها ۸
۱-۶-۱ گروه درمانی شناختی- رفتاری ۸
۱-۶-۲ وابستگی به مواد افیونی ۹
۱-۶-۳   MMT 9
۱-۶-۴  وسوسه. ۹
۱-۶-۵ افسردگی ۱۰
۱-۶-۶  ناامیدی   11
۱-۶-۷ افکار خودآیند منفی ۱۱
۱-۶-۸ طرح واره های ناسازگار. ۱۱
۱-۶-۹ پذیره های ناکارآمد. ۱۲
     فصل دوم. ۱۳
۲-۱ اعتیاد. ۱۴
۲-۲ تاریخچه مواد مخدر. ۱۶
۲-۳ شیوع مواد مخدر. ۱۷
۲-۳-۱ ابعاد وابستگی به مواد. ۱۷
۲-۴ طبقه بندی کلی مواد و اثرات آنها ۱۸
۲-۴-۱ کند کنننده ها ۱۸
۲-۴-۲ محرک ها ۱۸
۲-۴-۳ کانابیس و توهم زاها ۱۹
۲-۴-۴ مواد افیونی (اپیوئیدی) ۱۹
۲-۴-۵ تریاک ۲۰
۲-۴-۶ مورفین ۲۰
۲-۴-۷ کراک ۲۱
۲-۴-۸ کدئین ۲۱
۲-۴-۹ هروئین ۲۲
۲-۴-۱۰ متادون. ۲۳
۲-۴-۱۱ اعتیاد به مواد خانوادۀ تریاک ۲۳
۲-۵ عوارض وابستگی به مواد. ۲۴
۲-۶ معیارهای DSM-5 برای مسمومیت ناشی از اپیوئید. ۲۵

۲-۷ معیارهایDSM-5 برای اختلال مصرف اوپیود. ۲۵
۲-۸ معیارهای DSM-5 برای سندرم پرهیز از اوپیود. ۲۶
۲-۹ سبب شناسی ۲۷
۲-۱۰ تئوری های روان پویشی(عوامل روان پویایی و آسیب شناسی روانی) ۲۷
۲-۱۱ تئوری رفتاری ۲۸
۲-۱۲ تئوری های زیست شناختی و ژنتیک. ۲۸
۲-۱۳ عوامل نو رو شیمیایی – گیرنده ها وسیستم های گیرنده ۲۹
۲-۱۴ مدل انتقال فرهنگی ۳۰
۲-۱۵ مدل زیست ،روان ،اجتماعی ۳۰
۲-۱۶ عوامل فردی ۳۱
۲-۱۷ رابطه افسردگی و اعتیاد. ۳۱
۲-۱۸ افسردگی ۳۲
۲-۱۹ معیارهای DSM-5 برای افسردگی اساسی ۳۲
۲-۲۰ نظریه شناختی ۳۴
۲-۲۱ اسناد ( نسبت دادن ) و بی پناهی در افسردگی ۳۴
۲-۲۲ دلایل ابتلا به افسردگی ۳۵
۲-۲۳ مولفه های شناختی ۳۶
۲-۲۴ افکار خودآیند منفی ۳۶
۲-۲۵ پذیره های زیربنایی ۳۶
۲-۲۶ باورهای اصلی(طرح واره) ۳۷
۲-۲۷ نا امیدی ۳۷
۲-۲۸ اشتیاق (وسوسه) ۳۸
۲-۲۹   درمان. ۳۸
۲-۳۰ تاریخچه ایجاد درمان نگهدارنده متادون ۳۹
۲-۳۱ درمان نگهدارنده متادون. ۴۰
۲-۳۲ تبیین شناختی رفتاری اعتیاد. ۴۱
۲-۳۳ شناخت درمانی ۴۴
۲-۳۴ روان درمانی گروهی ۴۴
۲-۳۵ تاریخچه ی گروه درمانی ۴۵
۲-۳۶ مقایسه ی راهنمایی و مشاوره ی گروهی و انفرادی ۴۶
۲-۳۷ نقش در مانگر به عنوان رهبر گروه ۴۷
۲-۳۸ ملاک های عضویت در گروه درمانی ۴۷
۲-۳۹ اهداف گروه های مختلف براساس نظریه های مختلف. ۴۸
۲-۴۰ درمان همزمان اعتیاد و افسردگی ۴۸
۲-۴۱ درمان شناختی-رفتاری در اعتیاد. ۴۹
۲-۴۲ پژوهش های داخلی ۵۰
۲-۴۳ پژوهش های خارجی ۵۲
    فصل سوم  54
۳-۱ طرح پژوهش. ۵۵
۳-۲ نوع داده ها ۵۵
۳-۳ جامعه آماری ۵۵
۳-۴ متغیر های پژوهش. ۵۵
۳-۵ ابزار پژوهش     56
۳-۶ مقیاس ناامیدی بک (BHS) 57
۳-۷ مقیاس نگرش ناکارآمد (DAS) 57
۳-۸ پرسش نامه  افکار خودآیند(ATQ) 58
۳-۹ پرسش نامه  ی طرح واره ی یانگ. ۵۹
۳-۱۰ پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) 60
۳-۱۱ روش مداخله ی گروه درمانی شناختی- رفتاری ۶۰
۳-۱۲ شیوه ی اجرا ۶۱
۳-۱۳ روش تحلیل داده ها ۶۲
۳-۱۴ خلاصه جلسات گروه درمانی ۶۳
  فصل چهارم  66
۴-۱ یافته‌های توصیفی ۶۷
۴-۲ یافته های استنباطی ۷۲
   فصل پنجم  78
۵-۱ بحث و نتیجه گیری ۷۹
۵-۲ محدودیت های پژوهش. ۸۷
۵-۳ پیشنهاد های نظری ۸۸
۵-۴ پیشنهاد های کاربردی ۸۸
    منابع   90
    پیوست    101
چکیده:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری بر مولفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، ناامیدی و افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT  است.
روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با بهره گرفتن از پیش آزمون _ پس آزمون می باشد. حجم نمونه ۳۴ نفر بود که در دو گروه آزمایش و گواه مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان شناختی – رفتاری منطبق بر پروتکل درمانی مایکل فری قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های عقاید وسوسه انگیز رایت( CBQ) ،افسردگی بک (BDI-II) ،ناامیدی بک ( BHS )، افکار خودآیند منفی (ATQ  )، طرحواره ی یانگ ، نگرش های ناکارآمد( DAS ) استفاده شد. نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی – رفتاری موجب کاهش معنادار افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در در افراد وابسته به مواد افیونی می شود. این نتایج در مورد اثربخشی این درمان بر طرحواره های ناسازگار اولیه معنادار نبود.
کلید واژه: افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی، نگرش های ناکارآمد، طرحواره های ناسازگار اولیه، درمان شناختی – رفتاری، مواد افیونی، درمان MMT.

۱-۱      بیان مسئله

امروزه سوء مصرف مواد مخدر با کاهش کیفیت زندگی، افزایش میزان مرگ و میر، تقلیل ارزش های اجتماعی و اخلاقی و افزایش رفتارهای مجرمانه، یکی از مهم ترین موضوعات مرتبط با سلامت است (بکر، سالیوان، تترالت، دسی و فیلین،۲۰۰۸).  
مصرف کنندگان مواد از اختلالاتی مانند اختلالات شخصیتی، جنسی، اضطرابی، افسردگی و اختلالات جسمی رنج می برند که در این میان وجود افسردگی بارزتر است. در سال های اخیر توجه خاصی به درمان روان شناختی یکپارچه ی اختلال افسردگی همراه با اختلال مصرف مواد شده است.(هسین،۲۰۰۲) افسردگی با ایجاد علایمی چون درماندگی مانعی در مقابله با ترک اعتیاد و بهره گیری از منابع مقابله ای موجود محسوب می شود. این مسئله در حالی مطرح می شود که نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهند درمان اختلالات خلقی همراه با اعتیاد ممکن است شروع و عود مجدد را کاهش دهد.( کویلو، برادی و سونه،۲۰۰۵؛ سارا، رزماری، مارتین و رازنو،۲۰۰۸؛ فستیمونز، وادیا و جونز،۲۰۰۷). در این میان از بین رویکردهای روانی-اجتماعی که در زمینه ی درمان سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند، درمان های شناختی- رفتاری حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (کتلین،۲۰۰۲). در این رویکرد درمانگر به مراجع کمک می کند تا افکاری را که برانگیزنده ی نگرش مثبت به مواد مخدر است را باز شناسد و افکار غیر منطقی و باورهای غلط را تغییر دهد. بنابراین با توجه به چرخه ی اعتیاد و مداخلات مختلف درمانی، باید با بهره گرفتن از روش های آموزشی در نگرش های معتاد تغییر ایجاد شود تا او بتواند به مراحل مختلف که باعث تغییر نگرش وی می شود وارد شده و موفق به ترک مواد شود، زیرا بازگشت مجدد افراد به سمت اعتیاد به دلیل تأثیرات عوامل شناختی و موقعیتی است و در این میان نقش عوامل شناختی مهم تر است(شکوهی، امیرآبادی،صفوی، مهدی و وکیلی،۱۳۹۱). اعتقاد بر این است که گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر است. زیرا فرد در گروه نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود، ضمن این که تجارب جدید برای برقراری ارتباط با دیگران را یاد می گیرد، با افراد جدید آشنا شده،احساس قدرت می کند و اعتماد به نفس وی بالا می رود(جنتی، عظیمی و محمودی،۱۳۸۲). امروزه گروه درمانی به عنوان درمان انتخابی وابستگی به مواد دارای توان بالقوه برای حمایت و مواجهه ی بیمار با اختلال و به چالش کشیدن بینش اعضا پیرامون مسایل فردی و شخصیتی است (خانتازیان،۱۹۹۹).
درمان نگه دارنده ی متادون(MMT) یکی از درمان های طولانی مدت (حداقل یک دوره ی دو ساله) با هدف کاهش آسیب مواد مخدرمی باشد، به این معنی که بیمار مصرف مواد مخدر را متوقف کرده و داروی متادون را به جای آن مورد استفاده قرار می دهد. این دارو در اشکال قرص های ۴۰، ۲۰و ۵ میلی گرمی به صورت محلول در هر سی سی موجود می باشد که متناوب با نوع ماده ی مصرفی و شرایط جسمی بیمار مقدار آن مشخص می شود و سپس روند بهبود بیمار در طول زمان بررسی می شود( فرهودیان و همکاران،۱۳۹۰).
به اعتقاد پژوهشگران با وجود نرخ بالای همبودی اختلالات افسردگی و مصرف مواد و تعامل آن ها با یکدیگر، نقش بازدارنده ی اختلال افسردگی در بهبود از مصرف مواد، روان درمانی های ارائه شده برای مصرف مواد اختلالات خلقی همراه را به ندرت در نظر گرفته اند و همین مسئله مداخله های انجام گرفته در حوزه ی اختلالات مصرف مواد را کم اثر ساخته عود مکرر را در این بیماران در پی داشته است. این مسئله در حالی است که شواهد نشان می دهند که درمان اختلالات خلقی همراه می تواند سوء مصرف مواد را کاهش دهد(کئلو، برادی و سونه،۲۰۰۵)
بدین سان مسئله ی اصلی در این پژوهش این است که گروه درمانی شناختی- رفتاری تا چه حد می تواند از طریق تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خودآیند منفی و پذیره های ناکارآمد در کاهش وسوسه و بهبود افسردگی و ناامیدی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT مؤثر باشد.

۱-۲      ضرورت مسئله

براساس جدیدترین اعلام نماینده ی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران، کشور ما دارای دومین مقام در شیوع مصرف مواد مخدر است و براین اساس مسئله اعتیاد را از مرحله ی هشدار و زنگ خطر گذرانده و ضرورت تلاش سریع تر برای درمان این پدیده ی اجتماعی را طلب می کند(دلئو، ۱۳۹۰؛ به نقل از شکوهی، امیرآبادی، مهدی و وکیلی،۱۳۹۱). در بین افرادی که برای درمان وابستگی به مواد مخدر از جمله مواد شبه افیونی مراجعه می کنند، سایر اختلالات روانی شیوع بالایی دارند و در برخی مطالعات، میزان اختلالات روان پزشکی همزمان در بین معتادان، ۵۰% گزارش شده است. در این میان، علایم افسردگی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد شایع است.(سادوک،۲۰۰۸، ترجمه ی رضایی،۱۳۹۰)، اگر چه در مورد رابطه ی اعتیاد و افسردگی آچو و وینزیت(۱۹۹۶) معتقدند که در معتادان دارای نشانه های افسردگی، اغلب تعیین این که آیا حالت خلقی به عنوان پیامدی از مصرف دارو به شمار می رود و نشانه های محرومیت را بازنمایی می کند و یا این که یک بیماری روانی اولیه محسوب می شود، دشوار است. اما چیزی که مشهود است این نکته می باشد که ترکیب اعتیاد و افسردگی درمان را دشوار می سازد، چون وقتی فرد احساس درماندگی، ناامیدی یا غمگینی می کند، مقابله با اعتیاد او کار دشواری است که نیاز به مداخلات چند جانبه دارد(گودرزی،۱۳۸۰). افسردگی هم چنین می تواند نشان از درماندگی و ناامیدی در معتادان باشد که این امر می تواند به واسطه ی فعال کردن چرخه ی افکار ناکارآمد و معیوب در مصرف کنندگان مواد، مانعی برای انجام رفتارهای مؤثر برای مبارزه با اعتیاد و یا بهره گیری از منابع مقابله ای موجود در سوء مصرف کنندگان مواد محسوب شود.(آبرامز ویائورا،۱۹۸۷؛به نقل از سارال و همکاران،۲۰۰۸) تاکنون شیوه های درمانی متعددی از درمان های دارویی، درمان های روان کاوی، رفتاردرمانی و غیره برای بیماران مبتلا به اعتیاد صورت گرفته است اما هر یک از این شیوه ها تا حدی تأثیر گذار بوده اند و لغزش و بازگشت مجدد سوء مصرف مواد را به همراه داشته اند. به نظر می رسد که مشکل عمیق تر باشد و چیزی در جایی از درون فرد وی را در حالت مصرف مجدد قرار دهد. جانسون و همکاران (۲۰۰۴)  طی پژوهشی دریافتند که شواهدی در ارتباط با باورهای افراد مبتلا به اختلال در حوزه ی سوء مصرف الکل و داروها وجود دارد که آن ها را در چرخه ی مصرف مجدد و لغزش قرار می دهد(جانسون،۲۰۰۴). پژوهش ها  نشان می دهد که گروه درمانی شناختی- رفتاری و درمان نگه دارنده ی متادون در درمان اختلالات افسردگی و اضطراب همبود با سوء مصرف مواد مؤثرند.(قدسی و ماکسول ،۱۹۹۰؛ اتو، پاوزر و فیشمن،۲۰۰۵؛ اسپادا، نیک و ویک، مونتا و ایرسون،۲۰۰۶؛ پورنقاش تهرانی، ۱۳۷۸؛ رسولی آزاد، قنبری هاشم آبادی و طباطبایی،۱۳۸۸).
درمان نگه دارنده با متادون یک رویکرد شناخته شده جهت درمان وابستگی به مواد اپیوئیدی و به خصوص کاهش آسیب است (سادوک،۲۰۰۸؛رضایی، ۱۳۸۲).متادون با جلوگیری از بروز علایم محرومیت و کاهش اشتیاق(وسوسه) برای مصرف و متوقف نمودن گیرنده های اوپیوئیدی در درمان اعتیاد به مواد افیونی مؤثر واقع می شود(فاگینو و همکاران،۲۰۰۳) از آن جا که لغزش بیماران تحت درمان نگه دارنده با متادون موجب مشکلات عدیده ای از قبیل ادامه ی رفتارهای پرخطر و انتقال عفونت ها به جمعیت عمومی، مسمومیت، ارتباط با مواد فروشان، عدم ماندگاری در درمان و دست نیافتن به اهداف درمانی می گردد، توجه به لغزش و کاهش آن به وسیله ی مداخلات روان شناختی ضروری است.(اصلی نژاد، مشکی، علیمردانی وتوکلی زاده،۱۳۹۲).
درمیان رویکردهای روانی-اجتماعی که زمینه ی سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند درمان شناختی- رفتاری به خصوص به شیوه ی گروهی حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (شکوهی، امیرآبادی، صفوی، مهدی و وکیلی،۱۳۹۱).براساس نظریه ی شناختی- رفتاری وابستگی به مواد مخدر مانند سایر رفتارها، متشکل از یک رشته رفتارهای آموخته شده است که از طریق تقلید از الگوها در اثر پی بردن به نتایج ماده ی مخدر استفاده شده، مانند کاهش اضطراب و افسردگی، تسکین درد، کاهش خلق منفی و بالا بردن توانایی معاشرت اجتماعی آموخته می شود. بنابراین مهم ترین هدف درمان آن است که پیش آیند های مهم را شناسایی و روش های مؤثر تسلط بر آن ها را برای گسیختن رابطه با مواد به مراجع آموزش دهد. هم چنین، در این درمان بر شیوه های مدیریت خلق منفی و اضطراب و کنترل خشم تأکید می شود.(مارلات و اون،۲۰۰۱).
بنابراین پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این پیش فرض که گروه درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری با تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خود آیند منفی ، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگارانه باعث کاهش معنی دار وسوسه و بهبود افسردگی  و ناامیدی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل می شود، به بررسی تأثیر درمان گروهی شناختی- رفتاری در بین مصرف کنندگان مواد افیونی تحت درمان MMT پرداخته است.

۱-۳      اهداف پژوهش

۱-۳-۱  هدف کلی پژوهش

هدف کلی این پژوهش دستیابی به شواهد تجربی در مورد اثر بخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر مؤلفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد است.

۱-۳-۲  اهداف ویژه ی پژوهش

برای نیل به هدف اصلی و کلی، پژوهش حاضر می کوشد تا جنبه های زیر را مشخص نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی از جمله افکار خودآیند منفی، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگار.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی.

۱-۴      اهداف کاربردی

هم چنین این پژوهش هدفهای کاربردی زیر را تعقیب می نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری به منظور استفاده از آن در کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی و از آن طریق کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد به منظور تعمیم این برنامه به سایر گروه ها از بیمارانی که مولفه های شناختی معیوب و آسیب رسان دارند.
  • آموزش درمان شناختی- رفتاری به افراد شرکت کننده در این پژوهش به منظور تسهیل در رفع تنش ناشی از حوادث احتمالی پیش آمده در آینده و یا افکار ناراحت کننده ی پردازش نشده در این پژوهش.
  • اقدام به گروه درمانی شناختی- رفتاری برای گروه کنترل که فقط مشاوره ی معمول کلینیک را دریافت کرده، بعد از انجام پس آزمون، در صورت وجود علایم.

۱-۵      فرضیه های پژوهش

پژوهش حاضر به بررسی فرضیه های زیر می پردازد:
فرضیه ی یکم : گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنادار افکار خودآیند منفی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.
فرضیه ی دوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار پذیره های ناکارآمد در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.
فرضیه ی سوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دارطرح واره های ناسازگار در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.
فرضیه ی چهارم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.
فرضیه ی پنجم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.
فرضیه ی ششم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

۱-۶      تعریف نظری و عملی متغیرها

۱-۶-۱  گروه درمانی شناختی- رفتاری

الف- تعریف نظری
عبارت است از مجموعه روش های گروهی حاصل از تکنیک های تلفیق شده از دو رویکرد شناخت درمانی و رفتار درمانی که عمدتاً بر اساس نظریه های بک و الیس پایه گذاری شده اند. این مدل درمانی یکی از کارآمدترین مدل ها درباره ی تغییر رفتار و برداشت فرد از رویدادهاست. مخصوصاً اهمیتی که در آن به جنبه های رفتاری و عملی به شکل تکلیف خانگی، یادداشت برداری، تمرین عملی، خودبازنگری، ذهن ورزی، سنجش و عینی سازی در ارزیابی و درمان داده می شود و سازمان بندی مناسبی که در طراحی و اجرای برنامه ی درمانی آن وجود دارد در گسترش قابلیت های کاربردی آن در افراد مختلف و متناسب با شرایط مختلف فرهنگی و اجتماعی تأثیر داشته است (قاسم زاده،۱۳۸۰).
ب- تعریف عملی
در این پژوهش منظور از گروه درمانی شناختی- رفتاری، پروتکل درمان شناختی- رفتاری مایکل فری به صورت گروهی است. که در طول ده جلسه ی یک ساعته (۶۰ دقیقه ای) برای یک گروه ۱۷ نفره (گروه آزمایش) اجرا می شود.

۱-۶-۲  وابستگی به مواد افیونی

الف- تعریف نظری
وابستگی به مواد افیونی(اپیوئیدی) شایع ترین نوع گرایش به اعتیاد می باشد. مواد افیونی شامل طبقه ای از ترکیبات هستند که از ریشه ی گیاه خشخاشبه دست می آیند و از جمله ی آن ها می توان به تریاک، مرفین، هروئین اشاره نمود (رزنهان و سلیگمن، ۱۹۹۵؛سید محمدی، ۱۳۹۰).
ب- تعریف عملی
در این پژوهش شامل کلیه ی افرادی است که از لحظه ی ورود به درمان، وابسته به مواد افیونی شامل تریاک، شیره، کراک، هروئین، متادون غیر قانونی تشخیص داده شده اند ( طبق تست مورفین و مصاحبه ی انفرادی).

۱-۶-۳  MMT

الف- تعریف نظری
از نظر لغوی به معنای درمان نگه دارنده با متادون است. این دارو اثراتی مشابه مورفین ولی با طول اثر بلندمدت تر دارد و یکی از برنامه های متداول برای درمان وابستگی به هروئین است که عبارت است از دادن جایگزین های هروئین، یعنی داروهایی که از لحاظ شیمیایی شبیه هروئین هستند(آگونیست ) و می توانند جایگزین هوس بدن به آن ماده شوند (اشتراین و همکاران،۱۹۹۴).
ب- تعریف عملی
در این پژوهش شامل مراکزی است که از درمان نگه دارنده ی متادون جهت درمان افراد وابسته به مواد مخدر استفاده می کنند.

۱-۶-۴  وسوسه

الف- تعریف نظری
وسوسه  یا اشتیاق به مصرف را می توان عامل ایجاد علایم ترک روانی و جسمانی دانست.وسوسه را می توان یک وضعیت روان شناختی طلب مواد دانست که انگیزه ی مصرف مواد را ایجاد می نماید (بادگر و همکاران، ۲۰۰۶).
ب- تعریف عملی
در این پژوهش  شامل نمراتی است که از اجرای پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) رایت (۲۰۰۳) به دست می آید.

۱-۶-۵  افسردگی

الف- تعریف نظری
حداقل ۵مورد از علایم زیر همزمان در یک دوره ی دو هفته ای وجود داشته باشد و تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا ۱٫ خلق افسرده یا ۲٫بی علاقگی و بی لذتی.
این علایم عبارت اند از خلق افسرده در اکثر اوقات روز تقریباً در تمام روزها، کاهش واضح علاقه مندی یا لذت بردن از همه ی فعالیت ها، کاهش یا افزایش وزن، کاهش یا افزایش اشتها، کم خوابی یا پرخوابی، سراسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریباً همه ی روزها، احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً در تمام روزها، احساس بی ارزشی یا احساس گناه، کاهش قدرت تفکر و تمرکز، افکار عود کننده درباره ی مرگ. این علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری ایجاد کرده باشد  یک اختلال دیگر یا بیماری جسمی و یا مصرف مواد و یا داغ دیدگی توجیه بهتری برای این علائم نباشد.(سادوک و سادوک،۲۰۰۷)
بایستی توجه داشت که وابستگی به مواد مخدر طبق نتایجی که پژوهش ها به دست آورده اند، همایندی بسیار بالایی با افسردگی دارد. لذا در این پژوهش دارا بودن معیارهای تشخیص اختلال افسردگی بر اساس متن بازنگری شده ی چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی است و صرفاً ممکن است خلق افسرده یا برخی علایم همراه را شامل باشد.
ب- تعریف عملی

پایان نامه اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


فهرست مطالب
چکیده پژوهش.
فصل اول (کلیات پژوهش)
مقدمه ۲
بیان مسأله ۳
اهمیت و ضرورت پژوهش. ۶
اهداف پژوهش. ۸
فرضیه های پژوهش ۹
متغیرهای پژوهش ۹
تعاریف مفهومی و عملیاتی. ۹
تعاریف مفهومی متغیرها. ۹
تعاریف عملیاتی متغیرها. ۱۰
فصل دوم (ادبیات و پیشینه ی پژوهش)
پیشگفتار. ۱۳
اختلال افسردگی. ۱۳
تعریف افسردگی. ۱۸
انواع افسردگی. ۲۰
نظریه های افسردگی. ۲۵
جنسیت و افسردگی. ۳۲
تفاوت های فردی و افسردگی. ۳۴
تأثیر افسردگی بر ابعاد زندگی. ۳۴
علائم افسردگی اساسی. ۳۶
علل افسردگی ۳۹
ویژگی ها و ابعاد تشخیصی اختلال افسردگی. ۴۳
درمان افسردگی. ۴۳
روان درمانی ۴۴
روان درمانی از دیدگاه های مختلف ۴۷
دارو درمانی. ۴۸
شوک درمانی ۵۰
شناختی درمانی . ۵۰
درمان شناختی- رفتاری ۵۱
فرایندهای درمان شناختی- رفتاری ۵۶
راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری ۶۱
آموزش مثبت نگری. ۶۶
احساس تنهایی. ۶۷
سبب شناسی احساس تنهایی. ۷۰
احساس تنهایی در بیماری های نوروتیک ۷۲
خودکارآمدی. ۷۴
تأثیر خودکارآمدی بر سلامت ۷۶
عوامل مرتبط با احساس کارآمدی. ۷۸
پیشینه ی پژوهشی. ۷۹
پژوهش های انجام شده در داخل کشور. ۷۹
پژوهش های انجام شده در خارج از کشور. ۸۲
فصل سوم (روش‌شناسی)
روش پژوهش ۸۷
جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری ۸۷
ابزارهای اندازه گیری ۸۷
روش اجرای پژوهش. ۸۹
روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها. ۸۹
خلاصه­ی پروتکل درمانی. ۸۹
فصل چهارم (تجزیه و تحلی داده ها)
مقدمه ۹۴
یافته­ های توصیفی و جمعیت شناختی ۹۵
تحلیل یافته­ های پژوهش. ۱۰۰
فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری)
مقدمه. ۱۰۹
بحث و نتیجه گیری ۱۱۱
محدودیت ها. ۱۱۷
پیشنهادهای کاربردی. ۱۱۸
پیشنهادها پژوهشی. ۱۱۸
منابع فارسی. ۱۲۰
منابع انگلیسی. ۱۲۴
پیوست ها. ۱۲۷
چکیده­ی انگلیسی. ۱۳۸
چکیده
     افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مسأله­ای چالش برانگیز در عرصه­ بهداشت روانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بوده است روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون دو گروهی آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه­ی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بودند که در نیمه ی دوم  سال ۱۳۹۳ به مراکز و کلینیک های درمانی و مشاوره ای شهر ماسال مراجعه کرده بودند. نمونه ی آماری پژوهش شامل دو گروه ۱۵ نفری (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) بود که به طور داوطلبانه و به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خود کارآمد عمومی(GSE-10 و پرسشنامه احساس ­تنهایی(دهشیری، ۱۳۸۷) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده گردید. یافته­ های پژوهش حاضر نشان داد که روش درمانی شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی بر افرایش خودکارآمدی عمومی و نیز کاهش احساس تنهایی بیماران با افسردگی اساسی مؤثر است(۰۵/۰>P). با توجه به شیوع بالا و هزینه­ های جانی و مالی اختلال افسردگی اساسی، این یافته که درمان شناختی- رفتاری به شیوه­ی گروهی، موجب بهبودی افراد مبتلایان به افسردگی اساسی از طریق افزایش خودکارآمدی عمومی و کاهش احساس­تنهایی می­گردد، می ­تواند مورد استفاده­ی درمانگران و مشاوران در این گروه از بیماران قرار گیرد.

دانلود مقاله و پایان نامه

واژه­های کلیدی: افسردگی اساسی، خودکارآمدی عمومی، احساس تنهایی
مقدمه
    واقعیت این است که افسردگی، بیماری شایع عصر ماست و این بیماری نه فقط در جامعه­ی ایران بلکه در کشورهای مختلف جهان روندی فزاینده دارد. بیماری افسردگی با اینکه اختلالی شایع و آزار دهنده در سطح جامعه است، هنوز به عنوان یک برچسب نامطلوب در میان مردم شناخته می­شود. به همین دلیل، گاهی افراد تمایل دارند احساس افسردگی را انکار کنند یا تنها به عوامل استرس­زای محیط نسبت دهند. اختلال افسردگی با شیوع گسترده­ای با حدود ۱۲-۵ درصد در مردان و ۲۵-۱۰ درصد در زنان، به عنوان سرماخوردگی روانی از سالها پیش مورد توجه بوده است(سادوک و سادوک، ۲۰۰۷، ص۹۷). این در حالی است که آمار موجود حاکی از افزایش روزافزون مبتلایان به این بیماری است. در سبب شناسی این اختلال نیز از عوامل چندی یاد نموده ­اند که عوامل زیست شناختی، توارث و عوامل روانی و اجتماعی از آن جمله­اند. متناسب با سبب شناسی این اختلال، شیوه های درمانی گوناگونی پیشنهاد شده است. زیرا افسردگی اگر درمان نشود یک بیماری ناتوان کننده و مزمن می­شود که بهترین دوران عمر شخص را به هدر می دهد. اما در صورت درمان به موقع و صحیح می تواند از عواقب بعدی آن جلوگیری شود. یکی از این رویکردها؛ درمان شناختی- رفتاری است که از دهه­ی ۱۹۷۰ برای درمان انواع بیماران افسرده مطرح شد و سودمندی آن در برخی از پژوهش ها تأیید گردیده است(به نقل از رنجبر و همکاران، ۱۳۸۹، ص۳۰۰).  

    اغلب صاحب نظران براین باورند که اختلال افسردگی به دلیل اینکه از شیوع بالایی برخوردار است، روان درمانی فردی نمی­تواند پاسخگوی این مشکل باشد(مهرابی و همکاران، ۱۳۸۳، ص۷). از این رو، گروه درمانی شناختی- رفتاری که از نظر هزینه و مدت درمان با صرفه تر است، جایگزین مناسبی در روان درمانی فردی گردیده است. همچنین، به تجربه اثبات شده است که گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر بوده است. به این دلیل که فرد در گروه، نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می­بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود. ضمن اینکه تجارب جدیدی را برای برقراری ارتباط با دیگران آموخته، و ضمن آشنایی با افراد جدید، احساس قدرت می­ کند و اعتماد به نفس وی بالا می­رود(عظیمی و همکاران، ۱۳۸۲، ص ۵۴).
     در همین راستا، مؤلفه های شناختی متعددی از جمله احساس تنهایی و کارآمدی عمومی در تبیین اختلال افسردگی اساسی مطرح شده اند. از نظر محققان افراد افسرده دچار احساس تنهایی هستند و به دلیل عدم گرایش به فعالیت خاص، بیشتر فرصت های ارتباط‌ اجتماعی را از دست می‌دهند(دیوریو ، ۲۰۰۳؛ ترجمه نجاریان، ۱۳۸۱). همچنین، این افراد به دلیل خودکارآمدی پایین، سطح تلاش و فعالیت و نیز موفقیت آنها تحت­الشعاع قرار می گیرد(مایباک و مورفی ، ۱۹۹۵؛ به نقل از سعید و همکاران، ۱۳۹۰، ص۱۸). به نظر می­رسد که در فرایند درمان گروه درمانی شناختی- رفتاری، احساس تنهایی افراد افسرده، که گویای کاستی ها و کمبودهایی در برقراری پیوندهای عاطفی و اجتماعی در آنها می باشد، تخفیف پیدا می­ کند. و خودکارآمدی عمومی که در واقع اطمینان خاطری است که شخص درباره ی انجام یک فعالیت خاص احساس می کند، در این بیماران افزایش می یابد.
  بیان مسأله
 امروزه افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مساله­ای چالش برانگیز در عرصه ی بهداشت روانی است. اختلال افسردگی؛ یکی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلال روانپزشکی است(بایلینگ و همکاران، ۲۰۰۶؛ ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، ۱۳۸۹، ص۳۰۳) که در صورت عدم درمان، آسیب­های روانی و عوارض اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای این قبیل بیماران ایجاد می‌کند. از علایم اصلی افسردگی، خلق افسرده و فقدان علاقه و لذّت است. از میان انواع افسردگی ها، اختلال افسردگی اساسی، از رایج ترین انواع افسردگی است که برحسب یک یا چند دوره ی افسردگی مشخص می شود. افسردگی اساسی در مقایسه با دیگر بیماری های پزشکی و اختلال­های روانی چهارمین علت سپری شدن عمر افراد همراه با بیماری است و پیش بینی می شود در سال ۲۰۲۰ دومین علت این مشکل باشد(مورای و لوپز، ۱۹۹۷). گزارش سازمان جهانی بهداشت نیز حاکی از افزایش دامنه­ی شیوع افسردگی در میان ملل درحال رشد است(به نقل از اکبری، ۱۳۸۷، ص۲۱۲). از طرفی، افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. فقدان احساس لذّت، گوشه گیری اجتماعی، عزت نفس پایین، ناتوانی در تمرکز حواس، تغییر در کارکردهای زیستی مانند خواب و اشتها و شکایت های جسمانی از جمله مواردی هستند که در اختلال افسردگی مشاهده می شوند(کاپلان، سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی، ۱۳۸۹، ص ۸۷).
   به رغم مشکلات فراوانی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی با آن درگیر هستند، خوشبختانه در سال های اخیر روش های درمانی مختلفی برای درمان و بهبود افسردگی اساسی بکارگرفته شده است. به ویژه شواهد درحال رشدی وجود دارد که نشان دهنده ی کارآیی روش گروه درمانگری شناختی- رفتاری در بهبود اختلال های روانپزشکی از جمله افسردگی است. در روش شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی، هم قرارگرفتن فرد در گروه باعث افزایش آگاهی بیمار در باره ی خود، در اثر تعامل با سایر اعضا و دریافت بازخورد از آنها می شود، و هم به ارتقای مهارت های بین فردی، اجتماعی و انطباق افراد با محیط کمک می کند(اسپیرا و رید، ۲۰۰۰).
     همچنین، از آنجا که اختلال افسردگی می تواند برخاسته از افکار منفی و شناخت های معیوب باشد، امروزه روان درمانگران شناختی- رفتاری تأثیر باورها و تفکّرات فرد را در ایجاد انواع مسائل روان شناختی مهم می دانند. آنها معتقدند که بیشتر اختلال ها از جمله افسردگی، برآمده از شناخت­های معیوب هستند، به این معنی که وقایع به خودی خود تعیین کننده احساسات ما نیستند، بلکه معانی که ما به آنها نسبت می دهیم، نقش تعیین کننده را دارند. در مورد اثر بخشی درمان افسردگی، در یک مطالعه ی فراتحلیلی، با مقایسه ی روش درمان شناختی– رفتاری و درمان های دیگر، نشان داده شد که با وجود مزیّت دارو درمانی به جهت هزینه کمتر و پاسخ سریع تر به علائم جسمانی و خلقی، درمان شناختی- رفتاری تأثیر عمیق تری بر ساختار شخصیت و نظام پردازش شناختی و هیجانی بیمار از خود باقی می گذارد(صولتی دهکردی، ۱۳۹۱، ص۴۹۱).
    از طرف دیگر، اختلال افسردگی منشأ هیجانات، افکار، و عملکرد جسمانی متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی همراه است(فریدونی و همکاران، ۱۳۹۱، ص۹۹). احساس­تنهایی؛ تجربه‌ای ذهنی و آزار دهنده است که گویای کاستی‌ها و کمبودهایی در پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان فردی است. چیره شدن بر احساس تنهایی بی‌آنکه تماس دائمی و منظمی با دیگران داشته باشیم کاری بسیار دشوار است. افراد دچار تنهایی، بیشتر فرصت ارتباط ‌های اجتماعی را از دست می‌دهند، زیرا گرایشی به انجام این کار ندارند(دیوریو ،۲۰۰۳؛ به نقل از عابدینی نسب، ۱۳۸۳). احساس تنهایی زمانی بوجود می آید که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند. پژوهشگران دو نوع احساس تنهایی را مشخص کرده اند: تنهایی اجتماعی که در نتیجه ی احساس عدم عضویت در یک گروه و نداشتن فعالیت های مشترک با دیگران ایجاد می شود، و تنهایی عاطفی که نتیجه ی دوری و طرد شدگی از سوی دیگران است. اگرچه تنهایی اجتماعی و عاطفی از نیازهای متفاوتی سرچشمه می­گیرند، افراد تنها؛ چه تنهایی شان از نوع اجتماعی باشد یا عاطفی، از عزت نفس پایین رنج می برند و اغلب ناخشنود و افسرده هستند(کلنیکه؛ ترجمه شهرام محمد خانی، ۱۳۹۱، ص۱۷۸).
   از بین متغیرهای شناختی دیگری که در تبیین اختلال افسردگی مطرح می باشد، خودکارآمدی عمومی است. تحقیقات متعدد نشان داده اند که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،۱۳۹۰، ص۲۶). خودکارآمدی اساساً یک مفهوم مهم در نظریه ی شناخت- اجتماعی بندورا است و به مفهوم اعتقاد فرد به توانایی پاسخ دادن به یک موقعیت خاص است. به این معنی که، انتظارات کارآمدی، برانتخاب های افراد، امید، سطح تلاش و پایداری، مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و آسیب پذیری آنان به افسردگی تأثیر می گذارد. از دیدگاه نظریه پردازان شناختی- اجتماعی، کسانی که در برابر فشارهای روانی کارآمد هستند، احتمال آسیب پذیری شان در برابر فشارهای روانی و بدکارکردی اجتماعی کمتر است و برعکس(بندورا، ۱۹۹۵). در این زمینه، تحقیقات مختلف نشان داده است به کارگیری روش های شناختی- رفتاری قادر است عزت نفس و احساس کارآمدی بیماران روانی را تحت تأثیر قرار دهد. زیدنر و متیوز(۲۰۰۳) در پژوهش خود به این یافته رسیدند که افرادی که احساس کارآمدی آنها افزایش می بابد، با ثبات بوده و از سلامت جسمانی و روانی بیشتری نیز برخوردار می­شوند. از آنجا که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،۱۳۹۰، ص۲۶). به همین دلیل، فرایندهای درمان­های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. از طرفی، در مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض­ها یا طرحواره­هایی درباره خویشتن و جهان می­انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، ۱۹۸۹؛ ترجمه قاسم زاده، ۱۳۸۳، ص۲۲۶). بنابراین، با مرور پیشینه‌ی نظری، اکنون این پرسش اساسی مطرح می گردد که آیا گروه درمانی شناختی– رفتاری به شیوه­ی گروهی برکاهش احساس­تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش     
   یکی از مهم ترین نعمت­ها، نعمت تندرستی و سلامت است که می ­تواند در موفقّیت انسان عاملی مهم باشد. یک جامعه نیز، تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقّی و تکامل را طی کند که متشکل از افرادی سالم و بانشاط باشند. در این رابطه، اختلال افسردگی، یکی از مشکلات ناتوان کننده و رایجی است که حرکت پویا و با نشاط افراد را در زندگی سلب می کند. سیلیگمن(۱۹۹۲)، افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روانی می شناسد. این تشبیه به خاطرشیوع فراوانی این اختلال روانی است. نماد بارز افسردگی، کاهش عزت فردی است. با توجه به وسعت میزان افسردگی در جامعه و اخباری که هر روز در رسانه های جمعی از افسردگی  منتشر می شود، چنین استنباط می­گردد که کار تحقیقی و پژوهش بیشتر در این حوزه، از اهمیت و ضرورت بسزایی برخوردار است.
    یافته های پژوهشی نشان می دهد که حدود پنجاه درصد از بیمارانی که دچار نخستین دوره ی اختلال افسردگی اساسی هستند، پیش از آنکه دوره ی اول شناسایی شود، علایم چشمگیری از افسردگی داشته اند. نخستین دوره ی افسردگی در پنجاه درصد از بیماران، بیش از چهل سالگی روی می­دهد، و اگر دیرتر شروع شود با فقدان سابقه­ی خانوادگی اختلالات خلقی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و سوء مصرف الکل همراهی دارد. هرچند مطالعات نشان داده است که اثر بخشی شناخت درمانی با دارو درمانی مساوی است؛ اما در اکثر این مطالعات معلوم گردیده است که عوارض آن کمتر از دارو درمانی است؛ و در پیگیری، نتایجی بهتر از دارو درمانی داشته است(به نقل از قاسم زاده، ۱۳۸۳، ص۲۳۰). در این زمینه، بک و همکاران(۱۹۷۹) توصیه می کنند که درمان­های متداول مانند بستری کردن و استفاده از دارو فقط در موارد بسیار شدید یعنی مواردی که خطر خودکشی در افراد افسرده بالا است، بکار رود.
    منابع تحقیقی فراوان بر این نکته تأکید دارند که در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، علاوه بر نشانه­ های  بی­علاقگی، بی­اشتهایی و بی­خوابی، تغییرات روانی- حرکتی مانند بی قراری، ناتوانی در نشستن، به این طرف و آن طرف رفتن و به هم فشردن دست ها یا کندی مانند کندی گفتار و حرکات بدن نیز در افراد افسرده مشاهده می­شود. همچنین، شخص ممکن است خستگی مداوم بدون فعالیت جسمانی را گزارش کند. احساس گناه و بی ارزشی در دوره ی افسردگی اساسی ممکن است شامل ارزیابی های منفی و غیر واقعی از ارزش خود یا اشتغال ذهنی با احساس گناه یا نشخوار ذهنی با شکست های جزیی گذشته باشد. این قبیل افراد رویدادهای معمولی و کم اهمیت روزمره را شواهدی دال بر کاستی های شخصی دانسته و رویدادها ر اسوء تفسیر می کنند. بسیاری از افراد افسرده نیز که در توانایی تفکّر، تمرکز، یا تصمیم گیری مشکل دارند، احتمال دارد به آسانی دچار حواس پرتی شوند یا مشکل حافظه داشته باشند. در اکثر موارد ممکن است افکار مربوط به مرگ، اندیشه هایی درباره ی خودکشی یا اقدام به خودکشی در این افراد وجود داشته باشد. اگرچه فراوانی، شدت و مهلک بودن این افکار نیز در نوسان است(کاپلان و سادوک، ۲۰۰۷، ص۱۰۷).
    به دلیل اهمیت اختلال افسردگی اساسی، امروزه در بین درمان های مطرح برای مقابله با آن، شناخت درمانی به صورت گروهی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد و به عنوان یک مداخله کم هزینه و کوتاه مدت به عنوان درمان انتخابی این اختلال به شمار می رود. از طریق شناخت درمانی، تفکر منطقی در فرد شکل می گیرد و به بیمار کمک می کند که با افکار خود به گونه ای متفاوت ارتباط برقرار کند و کنترل و آگاهی شناختی قابل انعطافی را گسترش دهد و به این باور برسد که همیشه برای دیدن چیزها بیش از یک راه وجود دارد. به ویژه، در گروه درمانگری شناختی- رفتاری، که فرد در گروه بدون ترس از تنبه و سرزنش شدن احساسات خود را می شناسد و بر اثر تعلق به گروه، امنیتی در خود احساس می کند. به این وسیله می تواند با نگرانی ها و مشکلاتش مواجه شود و به یافتن راه حل برای آنها بپردازد(ولز و پایاگرجی، ۲۰۰۴، ص۲۵). از سویی، به دلیل اینکه تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی می­اندیشند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آنها ا ز این طریق به زندگی خود خاتمه می دهند، اهمیت توجه به افسردگی به عنوان یکی از اختلالات مهم روان شناختی بیشتر آشکار می شود(سادوک و سادوک، ۲۰۰۳؛ به نقل از هاشمی و همکاران، ۱۳۸۹، ص۸۶).
    افسردگی، اختلالی است که مؤلفه های شناختی زیادی در تبیین این اختلال مطرح هستند. احساس تنهایی و خودکارآمدی از جمله متغیرهای هستند که بر کیفیت و رشد افسردگی اساسی دخالت داشته و برآن اثر می­گذارند. از آنجا که در کشور ما عمدتاً به درمان های دارویی توجه می­شود و اهمیت کمتری به درمان های شناختی رفتاری صورت می­گیرد. غالب بیماران افسرده مراجعه کننده به مراکز درمانی و بیمارستان ها، معمولاً پس از مداخلات دارویی ترخیص می شوند. در نتیجه، به واسطه ی تک بعدی بودن درمان و عدم توجه به جنبه های شناخت درمانی، احتمال بازگشت مکرر علائم در این بیماران وجود دارد، لذا این ضرورت احساس می گردد تا با اجرای پژوهش حاضر تأثیرگروه درمانی به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بررسی شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر نیز تلاش در زمینه ی کاربرد این شیوه ی درمانی در کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی است.
     اهداف پژوهش
هدف اصلی: تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
اهداف فرعی
۱- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر   احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
۲- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
فرضیه‌های پژوهش
فرضیه­ی اصلی: اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
فرضیه های فرعی
۱- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
۲- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل: آموزش و درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی
متغیرهای وابسته: کاهش احساس تنهایی، افزایش کارآمدی عمومی
تعاریف مفهومی و عملیاتی
الف- تعاریف مفهومی متغیرها
– روش درمان شناختی- رفتاری: درمان شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریه‌ها و فنون رفتار درمانی و شناخت درمانی است. رویکردهای رفتاری و شناختی هر دو تا حدی از سنت تجربی برآمده‌اند و تأکید آن روی افزایش مهارت های شناختی و کاهش فعالیت های شناختی ناسازگارانه می‌باشد و از تکالیف رفتاری هم برای تغییر رفتار استفاده به عمل می‌آورد و این روشها با توجه به پیشرفت بیماران در هر جلسه برای آنها بکار گرفته می‌شود(کرامر، ۲۰۰۹).

پایان نامه:اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا …

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات(گیلان)

 

پایان نامه:

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی بالینی

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

موضوع:

اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی

 

 

استاد راهنما

دکتر بهمن اکبری

زمستان ۹۳

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

فهرست مطالب

چکیده پژوهش.

فصل اول (کلیات پژوهش)

مقدمه ۲

بیان مسأله. ۳

اهمیت و ضرورت پژوهش ۶

اهداف پژوهش ۸

فرضیه های پژوهش ۹

متغیرهای پژوهش ۹

تعاریف مفهومی و عملیاتی. ۹

تعاریف مفهومی متغیرها. ۹

تعاریف عملیاتی متغیرها. ۱۰

فصل دوم (ادبیات و پیشینه ی پژوهش)

پیشگفتار. ۱۳

اختلال افسردگی. ۱۳

تعریف افسردگی. ۱۸

انواع افسردگی. ۲۰

نظریه های افسردگی. ۲۵

جنسیت و افسردگی ۳۲

تفاوت های فردی و افسردگی. ۳۴

تأثیر افسردگی بر ابعاد زندگی. ۳۴

علائم افسردگی اساسی. ۳۶

علل افسردگی ۳۹

ویژگی ها و ابعاد تشخیصی اختلال افسردگی. ۴۳

درمان افسردگی. ۴۳

روان درمانی. ۴۴

روان درمانی از دیدگاه های مختلف ۴۷

دارو درمانی ۴۸

شوک درمانی . ۵۰

شناختی درمانی . ۵۰

درمان شناختی- رفتاری . ۵۱

فرایندهای درمان شناختی- رفتاری ۵۶

راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری ۶۱

آموزش مثبت نگری ۶۶

احساس تنهایی ۶۷

سبب شناسی احساس تنهایی ۷۰

احساس تنهایی در بیماری های نوروتیک ۷۲

خودکارآمدی ۷۴

تأثیر خودکارآمدی بر سلامت . ۷۶

عوامل مرتبط با احساس کارآمدی. ۷۸

پیشینه ی پژوهشی ۷۹

پژوهش های انجام شده در داخل کشور ۷۹

پژوهش های انجام شده در خارج از کشور ۸۲

فصل سوم (روش‌شناسی)

روش پژوهش ۸۷

جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری ۸۷

ابزارهای اندازه گیری ۸۷

روش اجرای پژوهش ۸۹

روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها ۸۹

خلاصه­ی پروتکل درمانی. ۸۹

فصل چهارم (تجزیه و تحلی داده ها)

مقدمه ۹۴

یافته­ های توصیفی و جمعیت شناختی. ۹۵

تحلیل یافته­ های پژوهش ۱۰۰

فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری)

مقدمه ۱۰۹

بحث و نتیجه گیری. ۱۱۱

محدودیت ها. ۱۱۷

پیشنهادهای کاربردی ۱۱۸

پیشنهادها پژوهشی ۱۱۸

منابع فارسی. ۱۲۰

منابع انگلیسی ۱۲۴

پیوست ها ۱۲۷

چکیده­ی انگلیسی. ۱۳۸

 

فهرست جداول

جدول شماره۱-۴: توزیع نمونه ها به تفکیک جنسیت. ۹۵

جدول شماره۲-۴: فراوانی مربوط به سطح تحصیلات نمونه ها. ۹۵

جدول شماره۳-۴: شاخص های توصیفی مربوط به سن افراد نمونه ۹۶

جدول شماره۴-۴: فراوانی مربوط به وضعیت تأهل نمونه ها. ۹۷

جدول شماره۵-۴: شاخص های توصیفی مربوط به شغل ۹۷

جدول شماره۶-۴: میانگین اولیه نمرات پیش آزمون و پس آزمون متغیرهای خودکارآمدی و احساس تنهایی. ۹۸

جدول شماره۷-۴: میانگین­های تعدیل شده مربوط به متغیرهای خودکارآمدی و احساس­تنهایی ۹۹

جدول شماره۸-۴: آزمون باکس برای بررسی همگنی ماتریس واریانس – کوواریانس . ۱۰۱

جدول شماره۹-۴: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها. ۱۰۱

جدول شماره۱۰-۴: نتایج آزمون تحلیل­کوواریانس چندمتغیره در مورد اثر متغیر­مستقل بر متغیرهای­وابسته ۱۰۱

جدول شماره۱۱-۴: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگین­ها در خودکارآمدی و احساس تنهایی. ۱۰۲

جدول شماره۱۲-۴: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها ۱۰۳

جدول شماره۱۳-۴: نتایج تحلیل کوواریانس اثر روش درمانی بر افزایش خودکارآمدی عمومی ۱۰۳

جدول شماره۱۴-۴: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگین­ها در متغیرخودکارآمدی. ۱۰۳

جدول شماره۱۵-۴: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها ۱۰۴

جدول شماره۱۶-۴: نتایج تحلیل کوواریانس اثر روش درمانی بر احساس تنهایی ۱۰۵

جدول شماره۱۷-۴: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگین­ها در خودکارآمدی و احساس تنهایی. ۱۰۵

جدول شماره۱۸-۴: نتایج تحلیل­کوواریانس مربوط به اثر متغیر­مستقل بر مؤلفه­های احساس تنهایی ۹۶

 

فهرست نمودارها

نمودار شماره۱-۴: نمودار فراوانی  ستونی مربوط به تفکیک جنسیت ۹۵

نمودار شماره۲-۴: نمودار مربوط به فراوانی سطح تحصیلات گروه آزمایش و گروه کنترل. ۹۶

نمودار شماره۳-۴: نمودار مربوط به فراوانی سن افراد در گروه های آزمایش و کنترل ۹۶

نمودار شماره۴-۴: نمودار مربوط به وضعیت تأهل گروه آزمایشی و گروه نمونه ۹۷

نمودار شماره۵-۴: نمودار فراوانی شغل در گروه آزمایشی و گروه کنترل ۹۸

نمودار شماره۶-۴: نمودار خطی بین متغیرهای تصادفی کمکی و متغیر وابسته. ۱۰۰

نمودار شماره۷-۴: نمودار مربوط به میانگین های پس آزمون متغیر خودکارآمدی در گروه ها. ۱۰۴

نمودار شماره۸-۴: نمودار مربوط به میانگین­های پس­آزمون متغیر احساس تنهایی در گروه ها ۱۰۶

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

مقدمه

واقعیت این است که افسردگی، بیماری شایع عصر ماست و این بیماری نه فقط در جامعه­ی ایران بلکه در کشورهای مختلف جهان روندی فزاینده دارد. بیماری افسردگی با اینکه اختلالی شایع و آزار دهنده در سطح جامعه است، هنوز به عنوان یک برچسب نامطلوب در میان مردم شناخته می­شود. به همین دلیل، گاهی افراد تمایل دارند احساس افسردگی را انکار کنند یا تنها به عوامل استرس­زای محیط نسبت دهند. اختلال افسردگی با شیوع گسترده­ای با حدود ۱۲-۵ درصد در مردان و ۲۵-۱۰ درصد در زنان، به عنوان سرماخوردگی روانی از سالها پیش مورد توجه بوده است(سادوک و سادوک[۱]، ۲۰۰۷، ص۹۷). این در حالی است که آمار موجود حاکی از افزایش روزافزون مبتلایان به این بیماری است. در سبب شناسی این اختلال نیز از عوامل چندی یاد نموده ­اند که عوامل زیست شناختی، توارث و عوامل روانی و اجتماعی از آن جمله­اند. متناسب با سبب شناسی این اختلال، شیوه های درمانی گوناگونی پیشنهاد شده است. زیرا افسردگی اگر درمان نشود یک بیماری ناتوان کننده و مزمن می­شود که بهترین دوران عمر شخص را به هدر می دهد. اما در صورت درمان به موقع و صحیح می تواند از عواقب بعدی آن جلوگیری شود. یکی از این رویکردها؛ درمان شناختی- رفتاری است که از دهه­ی ۱۹۷۰ برای درمان انواع بیماران افسرده مطرح شد و سودمندی آن در برخی از پژوهش ها تأیید گردیده است(به نقل از رنجبر و همکاران، ۱۳۸۹، ص۳۰۰).

اغلب صاحب نظران براین باورند که اختلال افسردگی به دلیل اینکه از شیوع بالایی برخوردار است، روان درمانی فردی نمی­تواند پاسخگوی این مشکل باشد(مهرابی و همکاران، ۱۳۸۳، ص۷). از این رو، گروه درمانی شناختی- رفتاری که از نظر هزینه و مدت درمان با صرفه تر است، جایگزین مناسبی در روان درمانی فردی گردیده است. همچنین، به تجربه اثبات شده است که گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر بوده است. به این دلیل که فرد در گروه، نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می­بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود. ضمن اینکه تجارب جدیدی را برای برقراری ارتباط با دیگران آموخته، و ضمن آشنایی با افراد جدید، احساس قدرت می­ کند و اعتماد به نفس وی بالا می­رود(عظیمی و همکاران، ۱۳۸۲، ص ۵۴).

در همین راستا، مؤلفه های شناختی متعددی از جمله احساس تنهایی و کارآمدی عمومی در تبیین اختلال افسردگی اساسی مطرح شده اند. از نظر محققان افراد افسرده دچار احساس تنهایی هستند و به دلیل عدم گرایش به فعالیت خاص، بیشتر فرصت های ارتباط‌ اجتماعی را از دست می‌دهند(دیوریو ، ۲۰۰۳؛ ترجمه نجاریان، ۱۳۸۱). همچنین، این افراد به دلیل خودکارآمدی پایین، سطح تلاش و فعالیت و نیز موفقیت آنها تحت­الشعاع قرار می گیرد(مایباک و مورفی ، ۱۹۹۵؛ به نقل از سعید و همکاران، ۱۳۹۰، ص۱۸). به نظر می­رسد که در فرایند درمان گروه درمانی شناختی- رفتاری، احساس تنهایی افراد افسرده، که گویای کاستی ها و کمبودهایی در برقراری پیوندهای عاطفی و اجتماعی در آنها می باشد، تخفیف پیدا می­ کند. و خودکارآمدی عمومی که در واقع اطمینان خاطری است که شخص درباره ی انجام یک فعالیت خاص احساس می کند، در این بیماران افزایش می یابد.

 

  بیان مسأله

امروزه افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مساله­ای چالش برانگیز در عرصه ی بهداشت روانی است. اختلال افسردگی؛ یکی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلال روانپزشکی است(بایلینگ و همکاران، ۲۰۰۶؛ ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، ۱۳۸۹، ص۳۰۳) که در صورت عدم درمان، آسیب­های روانی و عوارض اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای این قبیل بیماران ایجاد می‌کند. از علایم اصلی افسردگی، خلق افسرده و فقدان علاقه و لذّت است. از میان انواع افسردگی ها، اختلال افسردگی اساسی، از رایج ترین انواع افسردگی است که برحسب یک یا چند دوره ی افسردگی مشخص می شود. افسردگی اساسی در مقایسه با دیگر بیماری های پزشکی و اختلال­های روانی چهارمین علت سپری شدن عمر افراد همراه با بیماری است و پیش بینی می شود در سال ۲۰۲۰ دومین علت این مشکل باشد(مورای و لوپز، ۱۹۹۷). گزارش سازمان جهانی بهداشت نیز حاکی از افزایش دامنه­ی شیوع افسردگی در میان ملل درحال رشد است(به نقل از اکبری، ۱۳۸۷، ص۲۱۲). از طرفی، افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. فقدان احساس لذّت، گوشه گیری اجتماعی، عزت نفس پایین، ناتوانی در تمرکز حواس، تغییر در کارکردهای زیستی مانند خواب و اشتها و شکایت های جسمانی از جمله مواردی هستند که در اختلال افسردگی مشاهده می شوند(کاپلان، سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی، ۱۳۸۹، ص ۸۷).

به رغم مشکلات فراوانی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی با آن درگیر هستند، خوشبختانه در سال های اخیر روش های درمانی مختلفی برای درمان و بهبود افسردگی اساسی بکارگرفته شده است. به ویژه شواهد درحال رشدی وجود دارد که نشان دهنده ی کارآیی روش گروه درمانگری شناختی- رفتاری در بهبود اختلال های روانپزشکی از جمله افسردگی است. در روش شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی، هم قرارگرفتن فرد در گروه باعث افزایش آگاهی بیمار در باره ی خود، در اثر تعامل با سایر اعضا و دریافت بازخورد از آنها می شود، و هم به ارتقای مهارت های بین فردی، اجتماعی و انطباق افراد با محیط کمک می کند(اسپیرا و رید، ۲۰۰۰).

همچنین، از آنجا که اختلال افسردگی می تواند برخاسته از افکار منفی و شناخت های معیوب باشد، امروزه روان درمانگران شناختی- رفتاری تأثیر باورها و تفکّرات فرد را در ایجاد انواع مسائل روان شناختی مهم می دانند. آنها معتقدند که بیشتر اختلال ها از جمله افسردگی، برآمده از شناخت­های معیوب هستند، به این معنی که وقایع به خودی خود تعیین کننده احساسات ما نیستند، بلکه معانی که ما به آنها نسبت می دهیم، نقش تعیین کننده را دارند. در مورد اثر بخشی درمان افسردگی، در یک مطالعه ی فراتحلیلی، با مقایسه ی روش درمان شناختی– رفتاری و درمان های دیگر، نشان داده شد که با وجود مزیّت دارو درمانی به جهت هزینه کمتر و پاسخ سریع تر به علائم جسمانی و خلقی، درمان شناختی- رفتاری تأثیر عمیق تری بر ساختار شخصیت و نظام پردازش شناختی و هیجانی بیمار از خود باقی می گذارد(صولتی دهکردی، ۱۳۹۱، ص۴۹۱).

از طرف دیگر، اختلال افسردگی منشأ هیجانات، افکار، و عملکرد جسمانی متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی همراه است(فریدونی و همکاران، ۱۳۹۱، ص۹۹). احساس­تنهایی؛ تجربه‌ای ذهنی و آزار دهنده است که گویای کاستی‌ها و کمبودهایی در پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان فردی است. چیره شدن بر احساس تنهایی بی‌آنکه تماس دائمی و منظمی با دیگران داشته باشیم کاری بسیار دشوار است. افراد دچار تنهایی، بیشتر فرصت ارتباط ‌های اجتماعی را از دست می‌دهند، زیرا گرایشی به انجام این کار ندارند(دیوریو ،۲۰۰۳؛ به نقل از عابدینی نسب، ۱۳۸۳). احساس تنهایی زمانی بوجود می آید که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند. پژوهشگران دو نوع احساس تنهایی را مشخص کرده اند: تنهایی اجتماعی که در نتیجه ی احساس عدم عضویت در یک گروه و نداشتن فعالیت های مشترک با دیگران ایجاد می شود، و تنهایی عاطفی که نتیجه ی دوری و طرد شدگی از سوی دیگران است. اگرچه تنهایی اجتماعی و عاطفی از نیازهای متفاوتی سرچشمه می­گیرند، افراد تنها؛ چه تنهایی شان از نوع اجتماعی باشد یا عاطفی، از عزت نفس پایین رنج می برند و اغلب ناخشنود و افسرده هستند(کلنیکه؛ ترجمه شهرام محمد خانی، ۱۳۹۱، ص۱۷۸).

از بین متغیرهای شناختی دیگری که در تبیین اختلال افسردگی مطرح می باشد، خودکارآمدی عمومی است. تحقیقات متعدد نشان داده اند که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،۱۳۹۰، ص۲۶). خودکارآمدی اساساً یک مفهوم مهم در نظریه ی شناخت- اجتماعی بندورا است و به مفهوم اعتقاد فرد به توانایی پاسخ دادن به یک موقعیت خاص است. به این معنی که، انتظارات کارآمدی، برانتخاب های افراد، امید، سطح تلاش و پایداری، مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و آسیب پذیری آنان به افسردگی تأثیر می گذارد. از دیدگاه نظریه پردازان شناختی- اجتماعی، کسانی که در برابر فشارهای روانی کارآمد هستند، احتمال آسیب پذیری شان در برابر فشارهای روانی و بدکارکردی اجتماعی کمتر است و برعکس(بندورا، ۱۹۹۵). در این زمینه، تحقیقات مختلف نشان داده است به کارگیری روش های شناختی- رفتاری قادر است عزت نفس و احساس کارآمدی بیماران روانی را تحت تأثیر قرار دهد. زیدنر و متیوز(۲۰۰۳) در پژوهش خود به این یافته رسیدند که افرادی که احساس کارآمدی آنها افزایش می بابد، با ثبات بوده و از سلامت جسمانی و روانی بیشتری نیز برخوردار می­شوند. از آنجا که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،۱۳۹۰، ص۲۶). به همین دلیل، فرایندهای درمان­های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. از طرفی، در مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض­ها یا طرحواره­هایی درباره خویشتن و جهان می­انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، ۱۹۸۹؛ ترجمه قاسم زاده، ۱۳۸۳، ص۲۲۶). بنابراین، با مرور پیشینه‌ی نظری، اکنون این پرسش اساسی مطرح می گردد که آیا گروه درمانی شناختی– رفتاری به شیوه­ی گروهی برکاهش احساس­تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است؟

[۱] . Sadock & Sadock

[۲] . Depression

[۳] . Bieling et al

[۴] . major depression disorder

[۵] . WHO

[۶] . Spira & Reed

[۷] . loneliness

[۸] . Devereux

[۹] . Social loneliness

[۱۰] . Emotional  loneliness

[۱۱] . Kleink

[۱۲] . Self-efficacy

[۱۳] . Cognitive –Social theory

[۱۴]. Bandura

پایان نامه : اثربخشی گروه درمانی با رویکرد «شناختی-رفتاری» و «روان نمایشگری»

استاد

جناب آقای دکتر نورالله محمدی


(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)




چکیده
روان نمایشگری یک روش درمان گروهی به شکل نمایش است که افراد از طریق بازی کردن حوادث گذشته در زمان حال، به بررسی هیجانات، اعمال و ارتباطات خود می­پردازند. کانون توجه در سایکودراما تعاملات و مواجهه­ی شخصی افراد، تمرکز بر اینجا و اکنون، خودجوشی، خلاقیت، ابراز کامل احساسات و آزمایش واقعیت است.
این روش درمانی بر اساس پیشینه پژوهش کاربردهای زیادی در روانشناسی دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری و روان نمایشگری بر نگرشهای ناکارآمد و خلق نوجوانان زندانی با نشانه­ های افسردگی بود. جامعه آماری نوجوانان پسر بزهکار مستقر در کانون اصلاح و تربیت شیراز بودند که از بین آنها ۶۰ نفر بصورت تصادفی انتخاب گردیدند و به همین شیوه در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند.
ابزارها شامل ۱- مقیاس افسردگی کودکان کواکس (ICDI) 2- پرسشنامه نگرشهای ناکارآمد (DAS) بود، که بصورت پیش آزمون و پس آزمون برای هر سه گروه اجرا گردید.

پایان نامه - مقاله - متن کامل

نتایج نشان داد که روش روان نمایشگری تأثیر مطلوب­تری نسبت به روش شناختی- رفتاری بر افسردگی و نگرشهای ناکارآمد نوجوانان زندانی دارد.
فهرست مطالب
عنوان                                                                      صفحه
 فصل اول: طرح مسأله
۱- طرح مسأله—– ۱
۱-۱- مقدمه——- ۱
۱-۲- بیان مسأله— ۵
۱-۳- ضرورت و اهمیت تحقیق——– ۷
۱-۴- اهداف تحقیق- ۸
۱-۵- تعریف مفهومی و عملیاتی متغییرها بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد————- ۸
۱-۵-۱- تعریف مفهومی افسردگی—– ۸
۱-۵-۲- تعریف عملیاتی  افسردگی —- ۹
۱-۵-۳- تعریف مفهومی نگرش­های ناکارآمدبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد———— ۹
۱-۵-۴- تعریف عملیاتی نگرش­های ناکارآمدبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد———— ۹
۱-۵-۵- تعریف مفهومی درمان شناختی- رفتاریبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد——– ۹
۱-۵-۶- تعریف عملیاتی شناختی – رفتاری بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد———— ۱۰
۱-۵-۷- تعریف مفهومی روان نمایشگری بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد————– ۱۰
۱-۵-۸- تعریف عملیاتی روان نمایشگریبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد————— ۱۱
فصل دوّم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی
 ۲-  مبانی نظری تحقیق————– ۱۳
۲-۱- الگوی زیستی افسردگی——— ۱۳
۲-۲- الگوی روان پویشی افسردگی—– ۱۴
۲-۳- درمان روان پویشی افسردگی—– ۱۵
۲-۴- الگوهای شناختی افسردگی  —- ۱۶
۲-۵- درمان شناختی—————- ۱۷
۲-۶- الگوی درماندگی آموخته شده افسردگی استبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد—— ۱۸
۲-۷- رویکرد رفتار درمانی———— ۱۸
۲-۸- رویکرد مراجع- محور———– ۱۹
۲-۹- رویکرد گشتالت درمانی——— ۱۹
۲-۱۰- رویکرد وجودی————– ۱۹
۲-۱۱- رویکرد منطقی-عاطفی-رفتاری– ۲۰
۲-۱۲- رویکرد تحلیل تبادلی———- ۲۰
۲-۱۳- رویکرد شناختی————– ۲۰
۲-۱۴- رویکرد جامع یا انتخابی——– ۲۱
۲-۱۵- رویکرد سایکودراما یا روان نمایشگریبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد———— ۲۱
۲-۱۶- تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع پژوهشبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد— ۲۲
۲-۱۶-۱- تحقیقات خارج از کشور—– ۲۲
۲-۱۶-۲- تحقیقات داخلی کشور—— ۲۹
۲-۱۷- فرضیه ­ها—- ۴۸
فصل سوّم: فرآیند روش شناختی
 ۳- فرآیند روش شناختی————- ۵۰
۳-۱- مقدمه  —– ۵۰
۳-۲- جامعه آماری روش نمونه گیری — ۵۰
۳-۳- ویژگیهای نمونه ————— ۵۱
۳-۴- ابزارهای گردآوری اطلاعات و اعتبار و پایایی بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد——- ۵۱
۳-۵- اعتبار و پایائی مقیاس افسردگی کودکان (CDI)بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد— ۵۱
۳-۶- اعتبار پایائی پرسشنامه نگرش­های ناکارآمد(DAS)بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد- ۵۳
۳-۷- روش اجرای تحقیق ———– ۵۴
۳-۸- روش تجزیه و تجلیل داده­ ها—– ۵۸
فصل چهارم: یافته­ های پژوهش
 ۴- یافته­ های پژوهش—————- ۶۰
۱-۴- مقدمه——- ۶۰
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵- بحث و نتیجه ­گیری————— ۷۳
۱-۵- یافته های پژوهش————- ۷۳
۲-۵- پیشنهادات— ۷۸
۲-۵-۱- پیشنهادات مبتنی بر نتایج تحقیقبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد————- ۷۸
۲-۵-۲- پیشنهاد به پژوهشگران بعدی– ۷۸
 ۳-۵- محدودیت پژوهش———— ۷۹
منابع فارسی —— ۸۱
منابع انگلیسی—— ۸۹
– مقدمه
افسردگی مرضی[۱]، به قدری شایع است که سرماخوردگی روان­پزشکی، لقب گرفته است. (سلیگمن، ۱۹۷۵، به نقل از هاوتون، سالکوس و کلارک[۲] ۱۹۴۲) در هر مقطع معینی اززمان، ۲۰-۱۵ درصد بزرگسالان، در سطح قابل توجهی، از نشانه­ های افسردگی، رنج می­برند. حداقل، ۱۲ درصد به میزانی از افسردگی که آنها را در
مرحله­ای از زندگی، به سمت درمان بکشاند، مبتلا هستند و حدس زده می­شود که حدود ۷۵ درصد موارد بستری در بیمارستان­های روانی را موارد افسردگی تشکیل می­ دهند. به دلایلی که هنوز روشن نیست، در جوامع صنعتی غرب، افسردگی در بین زنان، تقریباً دو برابر این میزان در مردهاست (براون و هریس، ۱۹۷۸، به نقل از هاوتون و همکاران، ۱۹۴۲). 
بنظر نمی­رسد که فقط یک عامل بتواند وقوع افسردگی را تبیین کند، بلکه افسردگی از تعامل بین چندین عامل مختلف، حاصل می­شود و شروع و سیر آن به متغیرهای مختلف زیست­شناختی، سابقه بیماری، محیطی و روانی- اجتماع مربوط می­شود. از میان این متغیرها می­توان به موارد زیر اشاره کرد: اختلال در کارکرد
ناقل­های عصبی، سابقه افسردگی یا الکلیسم در خانواده، از دست دادن والدین در دوران کودکی و یا مورد بی­توجهی آنان قرار گرفتن، رویدادهای منفی اخیر در زندگی، داشتن همسر عیب­جو یا متخاصم، فقدان حمایت اجتماعی مناسب و فقدان دراز مدت احساس ارزشمندی (هاوتون و همکاران، ۱۹۴۲).
محتوای تفکر افسرده ساز برحسب «مثلث شناختی» طبقه ­بندی شده است. این مثلث، شامل نگرش مخدوش و منفی نسبت به موارد زیر می­شود:
۱- خویشتن («به هیچ دردی نمی­خورم»)؛
۲- تجارب فعلی («هیچ یک از کارهایی که می­کنم درست از آب درنمی­آیند»)؛
۳- آینده («هیچ وقت حالم بهتر نخواهد شد») (هاوتون و همکاران، ۱۹۴۲).
وقتی بیمار قادر شد که با مهارت، افکار خود آیند منفی خود را تشخیص دهد و با آنها چالش کند، کانون درمان به فرصتهای ناکارآمد زیرساخت آنها منتقل
می­شود.این فرض­ها چند مشخصه قابل تمیز دارند:
۱- واقعیت تجربه انسانی را منعکس نمی­سازند.
۲- انعطاف­ناپذیر، بیش از حد تعمیم یافته و افراطی هستند و تغییرپذیری در شرایط مختلف، در آنها مورد توجه قرار نمی­گیرد.
۳- به جای آنکه رسیدن به هدف را آسان­تر سازند، دشوارتر می­گردانند.
۴- در برابر تجارب معمولی نسبتاً مقاومند.
لام (۱۹۹۸) بیان می­دارد که نگرش­های ناکارآمد[۳] بعنوان یک عامل زمینه­ساز در شروع دوره­های افسردگی بصورت مستقیم و یا بعنوان یک عامل آسیب­پذیری[۴]  تحت شرایط فشارزای محیطی تلقی شده است.مطالعات با روش مقطعی نشان دادند که نگرش­های ناکارآمد با شیوع افسردگی ارتباط دارد. سطوح بالای نگرش­های ناکارآمد با دوره­های طولانی­تر حملات افسردگی و بازمان­های کوتاه­تر بین دوره­های عود همبستگی دارد (ابراهیمی، نشاط­دوست، کلانتری، مولوی و اسداللهی، ۱۳۸۶).
نوجوانی با تغییرات فیزیکی بلوغ آغاز می­گردد. نوسان هیجانی شدید و دشوار آغاز نوجوانی را گروه همتایان همان جنس می­توانند تعدیل را اداره کنند. ارتباط گروهی، واسطه روند هیجانی نفوذ- جدایی[۵] از والدین می­باشد و باعث افزایش تکامل احساس هویت می­شود، زیرا تأثیر گروه در تکامل نوجوان مهم است.گروه یک درمان طبیعی و بدیهی و انتخابی برای نوجوان است (وینر[۶]، ۱۹۹۷، به نقل از شکیبائی، تهران­دوست، شهریور، آثاری، ۱۳۸۳).
در دو دهه گذشته افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوع نظری و بالینی مورد توجه­ای بوده است. افسردگی در هر سنی قابل توجه است دانشمندان معتقدند که افسردگی حاد[۷] در بین کودکان بسیار شایع است. حدود ۲ درصد کودکان ۱۲-۶ ساله و ۴ درصد نوجوانان به افسردگی مبتلا هستند. کودکانی که مبتلا به افسردگی عمده هستند بیشتر احتمال دارد که تاریخچه خانوادگی  افسردگی را داشته باشند، همچنین نوجوانانی باافسردگی احتمالاً تاریخچه­ خانوادگی افسردگی را دارند با این وجود، عوامل خطرساز برای گسترش افسردگی در این دوره عبارتند از: فشارروانی و کشیدن سیگار، بیماریهای مزمن مانند دیابتها، سوءاستفاده یا نادیده انگاشتن و دیگر ضربه­ها، مانند بلایای طبیعی (لوینسون[۸] و همکاران، ۱۹۹۸، به نقل از رجبی، ۱۳۸۲).
بیر ماهر (۱۹۸۹) بیان می­دارد که اختلالات افسردگی در دوران کودکی و نوجوانی می ­تواند منجر به بیماری، مشکلات بین فردی و روانی- اجتماعی شود. همچنین این اختلال در نوجوانان می ­تواند خطر افزایش سوء مصرف مواد و رفتار خودکشی را افزایش دهد (رجبی، ۱۳۸۲).
با توجه به شیوع افسردگی که ۷۵% موارد بستری را در بیمارستانهای روانی به خود اختصاص داده است. روان درمانی فردی نمی­تواند پاسخگوی این مشکل باشد. از این رو کارشناسان این رویکرد کوشیده­اند که از گروه درمانی بجای روان درمانی فردی که از نظر هزینه وحدت درمان با صرفه­تر است با عنوان گروه درمانی شناختی- رفتاری[۹] سود جویند (هاوتون و همکاران، ۱۹۹۰، به نقل از نصرآبادی و همکاران ۱۳۸۲).
رویکرد روان نمایشگری[۱۰] تقریباً با دیدی منحصر به فرد به افراد و مشکلات آنها می­نگرد و همچنین روش های بسیار بدیعی را برای درمان و بهبود این مشکلات پیشنهاد می­ کند این روش ترکیب فوق­العاده ماهرانه­ای از روانشناسی و هنر است که توسط مورنو[۱۱] ابداع شد. مورنو عقیده دارد که گروه به خودی خوددرمان بخش است و استفاده از هنر ایفای نقش راه چاره جدیدی برای حل مشکلات روانی- اجتماعی است. از دید او مشکل یک شخص، ناتوانی در اجرای وظایف مربوط به یک نقش اجتماعی است و این رویکرد راهی برای تمرین نقش­های اجتماعی در بستری گروهی  است (حسینی، ۱۳۹۰).
به نظر می­رسد که تشکیل گروه درمانی برای نوجوانان نتیجه بخش­تر است و در بین روشها رویکرد روان نمایشگری برای گروه نوجوانان شیوه بسیار با ارزش و کارآمدتری است، زیرا ضمن ایجاد فضایی امن، به وسیله فراهم کردن فرصت برای تعویض نقش­ها، به درک بهتر آنان از نحوه ارتباط در وقایع جاری و گذشته و دیدن جهان از دریچه چشم دیگران، کمک می­ کند ضمن اینکه به نوجوان فرصت بیرون­ریزی چیزهایی را می­دهد که هرگز در جهان واقعی امکان یا اجازه آن برای او فراهم نمی­ شود. همچنین در سایکودراما، فرصت بهبود روابط بین فردی (حرفه­ای- مشخصی) از طریق بازی نقش و گفتگو درآینده و دستیابی به نتایج علمی و تجربی آن مهیا می­گردد (حسینی، ۱۳۹۰).
کودکان زندانی غالباً کسانی هستند که در کانون خانواده­ای نابسامان،
خانواده­ای که از فروغ پرتو محبت، گرم و روشن نشده است، پا به عرصه وجود نهاده­اند و یا احیاناً از کودکی بنا به عللی، مفهوم زندگی ثابت خانوادگی را درک  نکرده ­اند و یا حداقل به جای محبت از ترحم دیگران برخوردار شده ­اند و در نتیجه رشد عاطفی شخصیت آنان متوقف مانده است. این محرومین لطف و محبت، این قربانیان جهل و بی­مهری خانواده و محیط، ناچار نیاز به خودنمایی و جلب توجه خود را از راه های دیگر که به زیان اجتماع است، ارضا می­ کنند. دختران زندانی چه بسا به فحشا تن درمی­دهند، و به خاطر اطفاء عطش محبت خویش به سهولت فریب تملق و زبان بازی مردان هوسران را می­خورند و پسران زندانی ممکن است به آسانی علیه قانون و اجتماع قدبرافراشته و دستهای خود را به جرم و جنایت بیالایند و به هر گونه دروغ و تقلب و دزدی و پستی­ تن بدهند و غالباً بدبین و کینه­توز نسبت به همه کس باشند (قرمز چشمه، ۱۳۸۴).
 ۱-۲- بیان مسأله
افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات حیطه سلامت روان در جهان و علائم افسرده ساز، رایج ترین شکایت نوجوانان می باشد. میزان شیوع افسردگی در کودکان ۴/۰ تا ۵/۲ درصد و در نوجوانان ۴ تا ۸ درصد در آمریکا برآورد شده است و میزان شیوع آن در طی عمر برای نوجوانان سنین ۱۵ تا ۱۸ سال ۴ درصد تخمین زده شده است (رجبی۱۳۸۲).
بی تردید از آنجائی که نوجوانان یکی از گروه های در معرض خطر جدی این اختلال می­باشند لازم و ضروری است که از روشهایی علمی جهت بهبود علائم آنان استفاده نمود(رجبی۱۳۸۲).
افراد به منظور برطرف کردن نشانه­ های ویژه یا مشکلات روانی مانند افسردگی،  مشکلات جنسی، اضطراب و اختلال­های روان تنی در گروه درمانی شرکت می­ کنند، در گروه درمانی عوامل ناهشیار و گذشته فرد در بازسازی جنبه­های اصلی شخصیت مورد توجه قرار می­گیرد بنابراین، طول مدت گروه های درمانی در مقایسه باروشهای دیگر به مراتب بیشتر است. هدف کلی گروه درمانی افزایش آگاهی افراد از خودشان و دیگران و کمک به آنها در جهت روشن ساختن تغییراتی است که در زندگی مایل­اند بد آنها دست یابند و فراهم ساختن ابزارهای لازم برای انجام این تغییرات (کوری[۱۲]، ۱۹۴۲).
در اجرای گروه های درمانی از روش های مختلفی استفاده می­شود؛ این روشها شامل موارد زیر هستند: فنون مربوط به ایجاد بازگشت به تجربه­های گذشته، روش های کار با پویه­های  ناهشیار، و شیوه­هایی برای کمک به اعضاء در جهت تجربه دوباره موقعیتهای آسیب­زا بطوری که تخلیه هیجانی رخ دهد (کوری، ۱۹۴۲).
بلانتر[۱۳]، (۲۰۰۰) بیان می­دارد، رویکرد روان نمایشگری که از تصویرسازی ذهنی، تخلیل، اعمال بدنی و پویایی گروه استفاده می­ کند،  ترکیبی از هنر، بازی، حساسیت عاطفی و تفکر صریح است که با تسهیل در رها کردن عواطف حبس شده، به افراد در کسب رفتارهای جدید و موثر و گشودن راه های نامکشوف، حل تعارض و همچنین شناخت قالب خویشتن کمک می­ کند (اسحاقی، ۱۳۸۹).
مورنو(۲۰۰۰) معتقد است که اگر مراجعه کننده بداند که بیرون ریختن افکار درونی و عواطف بیان نشده به هر شکلی که باشد بوسیله درمانگر تحمل خواهد شد او با رغبت آنها را به نمایش گذاشته و به آرامش دست خواهد یافت (به نقل از اسحاقی، ۱۳۸۹).
فتحی(۱۳۸۱) در مورد روان نمایشگری بیان می­دارد که در این روش مراجع به جای آنکه در مورد تعارضات خویش سخن بگوید؛ به اجرای عملی آنها می ­پردازد به عبارت دیگر در این روش فرد با بازی در نقش خویشتن، بدون نمایشنامه و طرح قبلی و از طریق تخلیه هیجانی می ­تواند هیجانهای درونی خویش از قبیل خشم، ناراحتی و خوشحالی را از درون خود آزاد کرده و در جهت سلامت و ابرازگری هیجانی بیشتر حرکت کند، در جهت تحقق  این اهداف، روان نمایشگری از ابزارها و فنون متعددی همچون: من­های یاور، کارگردان، صحنه، فن بدل، وارونگی، نقش، آینه، تک­گویی، واقعیت بخشی و فنون دیگر استفاده می­ کند(اسحاقی، ۱۳۸۹).
یکی دیگر از شیوه‌های مؤثر مورد استفاده در درمان افسردگی روش درمان «شناختی – رفتاری[۱۴]» است. این رویکرد شیوه‌ای، کوتاه مدت و معطوف به حال است که شایستگی­های رفتاری وشناختی که بیمار برای عملکرد سازگارانه در دنیای درون فردی و بین فردیش نیاز دارد را، آموزش می­دهد. تلاشی است بین درمانگر و بیمار، که به عنوان یک تیم همکار نگرانی­های بیمار را مورد خطاب قرار می­دهد (هی­یم برگ، ۲۰۰۲، به نقل از تقوی، ۱۳۸۴).
از آنجائی که عوامل روانی اجتماعی بسیاری با سبب شناسی افسردگی نوجوانی در ارتباط هستند، نظریه های مختلفی همچون، درماندگی آموخته شده، سبک اسناد منفی، طرحواره های شناختی غلط، نقص در خودگردانی و افکار ناکارآمد که هر کدام بر عامل یا عوامل خاصی از تعیین کننده های مؤثر بر افیردگی تأکید دارند، نظریه شناختی – رفتاری در تلاش است تا با ارائه مدلی تلفیقی از رویکردهای فوق ابزاری سودمند طراحی نموده تا اینکه بتوان از آن جهت توانمند سازی شناختی – رفتاری نوجوانان و بکارگیری فعال آن، خود و محیطش را تغییر دهد. لذا در تحقیقات زیادی اثربخشی این شیوه در درمان افسردگی و بهبود افکار ناکارآمد نوجوانان اثبات شده است ( بندورا،۱۹۹۹، هارینگتون، ۱۹۹۹و لوینسون، ۱۹۹۰).
با توجه به اینکه افسردگی نوجوانان محصول شناخت­های ناکارآمد و ایفای نقش­های غیرواقعی می­باشد. لذا این تحقیق در پی این است که رویکرد شناختی- رفتاری و روان نمایشگری تا چه حد می ­تواند به کاهش افسردگی و افکار ناکارآمد آنها کمک کند.
بنابراین مسأله اصلی تحقیق حاضر این است که رویکرد شناختی-رفتاری و روان نمایشگری تا چه میزان روی افسردگی و افکار ناکارآمد نوجوانان زندانی تاثیر دارند؟
 ۱-۳- ضرورت و اهمیت تحقیق
بی­تردید یکی از مهمترین علل حبس در  نوجوانان زندانی ناکامی می­باشد. شکست برای احراز هویت، امنیت، استقلال و محبت در نوجوان باعث بروز رفتار ضداجتماعی به عنوان کششی در جهت کاهش تنشهای انباشته می­گردد.
در گروه درمانی با رویکرد روان­نمایشگری می­توان از روش های شناختی کمک جست و نگرش نوجوان نسبت به خود، زندگی و آینده را تغییر داد، تا از این طریق بتواند مسائل خود را تشخیص داده و راه های مبارزه با آن را پیدا کنند.هویت شناختی نوجوان سبب کسب تجارب، مقابله بهتر با مشکلات، افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس، تغییر نگرش نسبت به خود، جامعه و دیگران خواهد شد.
روش های درمانی بسیار زیادی برای درمان و کاهش افسردگی مورد استفاده قرار گرفته است بنابراین تحقیق حاضر از این حیث که می تواند به موارد ذکر شده در زیر کمک کند، از ضرورتی بنیادی و اهمیت بسیار بالایی برخوردار است:
_ گسترش راهبردها و رویکردهای درمان گروهی برای نوجوانان، بویژه نوجوانان زندانی.
_ گسترش تحقیقات در خصوص بررسی اثربخشی رویکرد شناختی – رفتاری در درمان افسردگی نوجوانان.