پایان نامه : نظریه واقعیت گرایانه

نظریه واقعیت گرایانه

ما اصولاً مرض روحی یا بیماری ذهنی را قبول نداریم لذا بیمار نمی‌تواند به این عنوان که مسئول رفتار خودش نیست هرطور که می‌خواهد رفتار کند درمانجو صرفاً مسئولیت گریز است.

کارکردن در زمان حال و به سوی آینده است ما درگیر گذشته بیمار نمی‌شویم زیرا نمی‌توانیم گذشته‌ی او را تغییر دهیم و بیمار نیز محدود به گذشته‌اش نیست.

از چه سئوال می‌شود نه چرا – پرداختن به واقعیت‌ها

ما با بیماران رابطه‌ای همانند رابطه‌ی با خویش برقرار می‌کنیم نه به عنوان پیکره‌های انتقالی .

– ایجاد پیوند عاطفی اساس کار است.

– بیمار از خودش صحبت کند نه از دیگران

– بیمار نمی‌تواند از رفتارش گذشت کند و ما نیز همچنین .

– تغییر از رفتار شروع می‌شود به‌تدریج بینش هم ایجاد خواهد شد.

– در مورد رفتارهای بد با او همدلی نمی‌شود.

در واقعیت درمانی بر ارزش‌های اخلاقی رفتار تأکید می‌شود و ترویج درست و نادرست پیوند عاطفی را استحکام می‌بخشد.مسئولیت‌پذیری اخلاق را در دل خود دارد – ارزیابی رفتار شود – رویکرد ترکیبی است .

– آموزش موجب پیشگیری می‌شود.

به بیمار برای برآوردن نیازهایش راه‌های بهتری آموزش داده می‌شود. کمک به بیمار موجب می‌شود وی الگوهای رضایت‌بخش‌تر رفتار را پیدا کند و همین موجب پیوند عاطفی بیشتر می‌شود، آموزش رفتار نیک بخشی از درمان است.( شولتز ،۱۳۸۱)

دانلود مقاله و پایان نامه

 

۲-۴-۴-۳-عناصر اصلی نظریه واقعیت درمانی

  1. توجه کافی و عشق ورزیدن به کودکان، برای سلامت روان آنان در آینده بسیار با اهمیت است و سبب مسئولیت پذیری آنان در آینده می‌شود.
  2. اخلاق یا درست و نادرست ، حق و ناحق اثری بسیار شگفت و عمیق در روند واقعیت درمانی دارد.
  3. فرهنگ که پایه و اساس آن آموزش و پرورش است برای شناخت واقعیت‌ها و پذیرش آن و برخورداری از سلامت روان، نقش اساسی دارد.

 

۲-۴-۴-۴- اصول اساسی نظریه واقعیت درمانی

  1. ارزیابی کردن رفتار (داوری کردن، مورد انتقاد قراردادن خود)
  2. توان گزینش (انتخاب) خردمندانه‌ی میان دو رفتار واقعیت گرایانه و نا واقعیت گرایانه(دلیل)

 

۲-۴-۴-۵- عوامل مؤثر در رشد (درمان)

سن:

سن رشد در این نظریه همه عمر ذکر شده است ولی ۱۰-۵ سالگی سنین (دوره حساس) بحرانی رشد ذکر کرده‌اند (۵ سال دوره ابتدایی).

و تلاش اصلی باید در مدرسه ابتدایی  انجام گیرد .

 

چرا این سن بهتر است ؟

زیرا در این سن:

  1. از نظر اخلاقی کودک به مرحله عملیاتی رسیده و می‌تواند پیامدهای رفتارش را منتج و ارزیابی کند و از نظر گلبرگ تأیید اجتماعی کم‌کم دختر خوب ، پسر خوب برایش مهم می‌شود و در مرحله (داد و ستد) و خوبی در برابر خوبی، بدی در برابر بدی قرار دارد. و همچنین در مرحله کارآیی در برابر حقارت اریکسون (۱۱-۶) قرار دارد و کودک میل به موفقیت و پیشرفت دارد و هویت موفق (عزت نفس) شکل می‌گیرد اگر حقارت اتفاق بیفتد هویت شکست شکل می‌گیرد و همچنین در مرحله اخلاق دگرپیرو پیاژه قرار دارد.
  2. از نظر عقلی کودکان در این مرحله از لحاظ شناختی می‌توانند قادر به انجام عملیات منطقی بر اساس استدلال باشند و هنگامی که نتواند با استفاده منطقی از قوای عقلانی خویش نیازهایش را رفع نمایند به رفتار احساسی و آنی روی می‌آورند (بزهکاری وانزوا).
  3. از نظر اجتماعی : در این سن نفوذ معلمان و همسالان بسیار مهم است به همین دلیل بحث الگو و مشاهده نیز در یادگیری رفتار نقش دارد (یادگیری اجتماعی بندورا).
  4. شکستی که باید در طی سال‌های تحصیل متوقف شود در این سنین راحت‌تر از هر زمان دیگری قابل پیشگیری است در صورت شکست معمولاً می‌توان آن را در پنج سال دوره ابتدایی از طریق روش‌های آموزشی و پرورشی که منجر به ارضای نیازهای اساسی کودک می‌شوند، اصلاح کرد.
  5. سن ۱۴-۷ سال سن عملیات عینی است. این کودکان می‌توانند از آنچه عینی است مانند الگوبرداری، تقلید و مشاهده که فنون مؤثری برای یادگیری هستند خزانه رفتاری خود را ارتقا ببخشند.
  6. در این مرحله سنی اسلام به دوره اطاعت و فرمانبرداری کودک اشاره دارد.

– چون دوره اطاعت است پس می‌توان به وی معیارهای اخلاقی را داد.

– چون تبعیت پذیر و اطاعت‌پذیر است، پس حرف‌شنوی بیشتری دارد، لذا پذیرش مسئولیت‌پذیری بالا است پس انجام بسیاری از کارها را می‌توان به او سپرد. (افزایش روحیه مشارکت پذیری ).

– چون اثر رابطه دلبستگی بالاست می‌توان برنامه ریزی  برای انجام امور مورد نظر به وی بدهیم .

– چون تبعیت پذیر و اطاعت پذیر است پس حرف شنوی بیشتری دارد.

واقعیت درمانی در کجا انجام می‌گیرد:

مکان:

  1. مدارس
  2. مرکز بازپروری
  3. بیمارستان‌های روانی
  4. بیمارستان‌های عمومی
  5. کانون‌های اصلاح و تربیت
  6. مراکز مشاوره و روان درمانی
  7. در مطب‌های خصوصی

چرا مدرسه بهتر است؟

زیرا گلاسر اعتقاد دارد:

درمان بهتر است در محیطی واقعی که زندگی فرد در آن جریان دارد انجام گیرد، از همین‌رو مدرسه به دلیل اینکه یک مکان اجتماعی دارای فرهنگ است در اولویت اول قرار می‌گیرد و واقعیت درمانی به صورت گروهی انجام می‌گیرد و به‌ویژه اینکه آموزش‌های خاص سبب پیشگیری می‌گردد.

 

۲-۴-۵-خلاصه‌ای از نظریات مرتبط

  1. پدیدار شناختی کارل راجرز (۱۹۰۲) : برهمدلی با درمانجو، توجه مثبت نامشروط و خلوص، اراده آزاد، ظرفیت درونی و توانایی تأکید دارند. (بر عقل تأکید ندارد).

دانش‌ پدیدار شناختی، یعنی درک جهان درونی فرد از تجربه هشیار .

رفتار  در میدان پدیداری یعنی تمامی چیزهایی که یک نفر در هر لحظه تجربه می‌کند.

شخص خود شکوفا  به‌طور مداوم در حال تغییر و رشد است و می‌کوشد تمام توانایی‌های بالقوه خود را شکوفا کند.

رشد یعنی حرکت به سوی جلو، آگاه بودن از خویشتن ، تسهیل و تحقیق رشد شخصیتی، اگر چنین رشدی متوقف شود شخص ویژگی‌های خودانگیختگی، انعطاف‌پذیری و گشودگی نسبت به تجربه‌های تازه را از دست می‌دهد.

خودپدیداری یعنی من فاعلی (خودم)

پدیدار شناس می‌گوید تمایل اصلی انسان عبارت است از حفظ و ارتقای خودپدیداری . یعنی عزت نفس بنیان رفتار است.

ناسازگاری ها حاصل تهدیدشدن خود پدیداری هستند.

اشخاص واقعاً سازگار کسانی هستند که بتوانند هر نوع تجربه‌ای را در میدان پدیداری خود جای بدهند نه فقط تجربه‌هایی را که با خود پنداره آنان هم‌خوانی فوری دارند.

اگر موفق نشدم باید قدری بیشتر زحمت بکشم.

  1. نیاز به عشق و تعلق داشتن – آبراهام مازلو (۷۰-۱۹۰۸):

نیاز به عشق که شامل عرضه محبت و دریافت آن است، می‌تواند با داشتن یک رابطه گرم و صمیمی با شخصی دیگر ارضا شود. مزلو عشق را با رابطه جنسی برابر نمی‌داند. شکست در برآورده کردن نیاز به عشق به اعتقاد مزلو یکی از علت‌های بنیادی ناسازگاری است. نیازهای شناختی یعنی نیاز به دانستن و فهمیدن و کنجکاوی را مزلو ذاتی مطرح کرده است.  حتی حیوانات بدون هیچ دلیلی صرفاً به خاطر کنجکاوی ، فعالانه محیط خود را کشف و دستکاری می‌کنند. یا افرادی به قیمت زندگی خود در جستجوی دانش‌ بر می‌آیند. که حاصل آن رضایت ارضاست . مزلو به محبت در ۲ سال اول زندگی تأکید می‌کند. اریکسون مسئله اعتماد را مطرح می‌کند و واقعیت درمانی می‌گوید افرادی که قبل از مرحله مدرسه در خانه از محبت کافی برخوردار شده‌اند به ندرت هویت شکست پیدا می‌کنند. (تأیید دیگران، مقایسه اجتماعی، همانند سازی).

خود شکوفایی:  رشد استعدادهای بالقوه انسان و اینکه این نیاز، نیاز مادر می‌باشد چون همه نیازها سرانجام به خود شکوفایی ختم می‌شود، از ویژگی‌های افراد خودشکوفا، دیدن واقعیات همان‌گونه که هستند بدون قضاوت آنها. (هرگنهان و میتواچ،۱۳۸۲)

 

 

 

  1. خودکارآمدی – آلبرت بندورا ( ۱۹۲۵):

خود در رویکرد بندورا ساخت‌های شناختی هستند که رفتار را تنظیم می‌کنند و خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارآیی در برخورد با زندگی اطلاق می‌شود. بندورا خود کارآمدی را ادراک ما از توانایی خود در تولید و تنظیم رویدادها در زندگی ما می‌داند.

خودکارآمدی ضعیف احساس درماندگی، ناتوانی، غمگینی، نگرانی، ناکامی، و انزوا را بدنبال دارد خودکارآمدی قوی احساس اعتماد به توانایی‌ها، پشتکار در انجام تکالیف، سطح بالای عملکرد سخت کوشی را بدنبال دارد و انتظار موفقیت را از خود دارند (هویت موفق گلاسر).

  • به اعتقاد بندورا انسان موجودی اجتماعی است و رفتار او باید در پرتو روابط اجتماعی بررسی شود.
  • انسان دارای ظرفیت‌های شناختی وسیعی است و می‌تواند درباره ارتباط میان رفتار و پیامدهای آن بیندیشد و آن‌ها را پیش‌بینی و ارزیابی کند.
  • در عین حال هر انسان دارای نظام خود نظم بخشی است که با استناد به آن اعمال و رفتار خود را ارزیابی می‌کند. این ارزیابی بر عملکرد او و به تبع آن بر محیط زندگی او اثر می‌گذارد .
  • بندورا تعامل چند جانبه میان فرد، محیط و رفتار را «جبرگرایی متقابل» نامیده است که از میان این سه عامل فرد از بقیه مهمتر است به عبارت دیگر نهایتاً این فرد است که با بهره گرفتن از فرایند خود نظم بخشی شخصاً معیارهایی را برای رفتارهای خود تعیین می‌کند.
  • همچنین بندورا اعتقاد دارد که افراد منتظر پیامد عملشان هستند و عملکرد فرد به تقویت یا پاداش وابسته است به‌ویژه در امر تقلید.
  1. وجود گرایی (معنادرمانی) – ویکتور فرانکل :

براساس ادعای وجود گرایان مبنی بر اینکه در طبیعت انسان به شکل ذاتی معناجویی وجود دارد، ویکتور فرانکل نظریه معنا درمانی خود را ارائه داد.

معنا درمانی : فرانکل می‌گوید افراد در قبال زندگی مسئولیت و وظایفی دارند یعنی یافتن معنای حال و نگاه به آینده را که اهمیت حیاتی دارد.

فرانکل تأکید زیادی بر مسئولیت پذیری فرد دارد.

  1. تفکر عقلانی عاطفی – آلبرت اِلیس :

انسان‌ها را باید با تفکر نامعقول شان مواجه کرد

تفکر منطقی، رفتار منطقی را به دنبال دارد (اصلاح تفکر غیرمنطقی و غیرواقع بینانه) فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیرمنطقی است. این الگو‌ها توسط اشخاص مهم زندگی فرد و فرهنگ و جامعه تقویت می‌شود. رفتار منطقی مفید و ثمربخش است و رفتار غیرمنطقی نارضایتی و بطالت را به‌دنبال دارد.

  1. گشتالت درمانی پولز[۱]: (جنبش انسان گرا – وجود گرا)
  • درمانگر عامل تسریع کننده است.
  • گشتالت درمانی بر آگاهی، تجربه، حالا، مسئولیت‌پذیری متکی است.
  • بازی‌های گشتالتی: تکرار عبارات مهم ، نقش بازی کردن ، اول رفتار را انجام بده .
  1. رویکرد تاب آوری:

در رویکرد تاب آوری پژوهشگران در مطالعات خود در یافتند بسیاری از انسان‌ها که در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. می توانند به سلامت از آن برگذرند و حتی به رشدی بیش از پیش دست یابند. به همین دلیل آنها به این فکر افتادند که اگر بتوان ویژگی‌های تاب آورانه‌ای این انسان‌ها را شناخت می‌توان از این ویژگی‌ها در آموزش دیگران به‌ویژه در زمان کودکی و نوجوانی، استفاده کرد.

سه نکته در تاب‌آوری مهم است:

  • تاب آوری یک فرایند در زندگی واقعی است. نه داشتن فهرستی از ویژگی‌ها
  • همه انسان‌ها دارای توانایی تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه اکتسابی است و یاد گرفته می‌شود.
  • برخی از ویژگی‌های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می‌تواند بدست آورد. اما بعضی از ویژگی‌های دیگر آن فقط با پرورش انسان در محیطی تاب آفرین مانند خانواده و مدرسه به دست می آید.

پیوند جویی اجتماعی، مرزبندی آشکار و پیوسته، مهارت‌های زندگی به کارگیری این رویکرد (تاب آوری) به این معنی است که به دانش‌آموزان، خانواده‌های آنان و کارکنان مدرسه مسئولیت‌ داده می‌شود و برای آنان فرصت‌هایی فراهم می‌شود تا بتوانند در حل مشکلات، تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی و یاری رسانی به دیگران مشارکت فعال داشته باشند.

  1. نظریه روانی – اجتماعی اریکسون :

هویت و اعتماد:

فرد (نوجوان) زمانی به احساس هویت دست می‌یابد که ارزش‌های خود را انتخاب و نسبت به افراد خاصی احساس وفاداری کند وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان برای اعتماد به دیگران نیست ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر دارد.

اعتماد در رابطه با پیوندجویی بین کودک و مادر ایجاد می‌شود که دوسویه و تعاملی می‌باشد.

[۱] polez