پایان نامه : نظریه واقعیت گرایانه

نظریه واقعیت گرایانه

ما اصولاً مرض روحی یا بیماری ذهنی را قبول نداریم لذا بیمار نمی‌تواند به این عنوان که مسئول رفتار خودش نیست هرطور که می‌خواهد رفتار کند درمانجو صرفاً مسئولیت گریز است.

کارکردن در زمان حال و به سوی آینده است ما درگیر گذشته بیمار نمی‌شویم زیرا نمی‌توانیم گذشته‌ی او را تغییر دهیم و بیمار نیز محدود به گذشته‌اش نیست.

از چه سئوال می‌شود نه چرا – پرداختن به واقعیت‌ها

ما با بیماران رابطه‌ای همانند رابطه‌ی با خویش برقرار می‌کنیم نه به عنوان پیکره‌های انتقالی .

– ایجاد پیوند عاطفی اساس کار است.

– بیمار از خودش صحبت کند نه از دیگران

– بیمار نمی‌تواند از رفتارش گذشت کند و ما نیز همچنین .

– تغییر از رفتار شروع می‌شود به‌تدریج بینش هم ایجاد خواهد شد.

– در مورد رفتارهای بد با او همدلی نمی‌شود.

در واقعیت درمانی بر ارزش‌های اخلاقی رفتار تأکید می‌شود و ترویج درست و نادرست پیوند عاطفی را استحکام می‌بخشد.مسئولیت‌پذیری اخلاق را در دل خود دارد – ارزیابی رفتار شود – رویکرد ترکیبی است .

– آموزش موجب پیشگیری می‌شود.

به بیمار برای برآوردن نیازهایش راه‌های بهتری آموزش داده می‌شود. کمک به بیمار موجب می‌شود وی الگوهای رضایت‌بخش‌تر رفتار را پیدا کند و همین موجب پیوند عاطفی بیشتر می‌شود، آموزش رفتار نیک بخشی از درمان است.( شولتز ،۱۳۸۱)

دانلود مقاله و پایان نامه

 

۲-۴-۴-۳-عناصر اصلی نظریه واقعیت درمانی

  1. توجه کافی و عشق ورزیدن به کودکان، برای سلامت روان آنان در آینده بسیار با اهمیت است و سبب مسئولیت پذیری آنان در آینده می‌شود.
  2. اخلاق یا درست و نادرست ، حق و ناحق اثری بسیار شگفت و عمیق در روند واقعیت درمانی دارد.
  3. فرهنگ که پایه و اساس آن آموزش و پرورش است برای شناخت واقعیت‌ها و پذیرش آن و برخورداری از سلامت روان، نقش اساسی دارد.

 

۲-۴-۴-۴- اصول اساسی نظریه واقعیت درمانی

  1. ارزیابی کردن رفتار (داوری کردن، مورد انتقاد قراردادن خود)
  2. توان گزینش (انتخاب) خردمندانه‌ی میان دو رفتار واقعیت گرایانه و نا واقعیت گرایانه(دلیل)

 

۲-۴-۴-۵- عوامل مؤثر در رشد (درمان)

سن:

سن رشد در این نظریه همه عمر ذکر شده است ولی ۱۰-۵ سالگی سنین (دوره حساس) بحرانی رشد ذکر کرده‌اند (۵ سال دوره ابتدایی).

و تلاش اصلی باید در مدرسه ابتدایی  انجام گیرد .

 

چرا این سن بهتر است ؟

زیرا در این سن:

  1. از نظر اخلاقی کودک به مرحله عملیاتی رسیده و می‌تواند پیامدهای رفتارش را منتج و ارزیابی کند و از نظر گلبرگ تأیید اجتماعی کم‌کم دختر خوب ، پسر خوب برایش مهم می‌شود و در مرحله (داد و ستد) و خوبی در برابر خوبی، بدی در برابر بدی قرار دارد. و همچنین در مرحله کارآیی در برابر حقارت اریکسون (۱۱-۶) قرار دارد و کودک میل به موفقیت و پیشرفت دارد و هویت موفق (عزت نفس) شکل می‌گیرد اگر حقارت اتفاق بیفتد هویت شکست شکل می‌گیرد و همچنین در مرحله اخلاق دگرپیرو پیاژه قرار دارد.
  2. از نظر عقلی کودکان در این مرحله از لحاظ شناختی می‌توانند قادر به انجام عملیات منطقی بر اساس استدلال باشند و هنگامی که نتواند با استفاده منطقی از قوای عقلانی خویش نیازهایش را رفع نمایند به رفتار احساسی و آنی روی می‌آورند (بزهکاری وانزوا).
  3. از نظر اجتماعی : در این سن نفوذ معلمان و همسالان بسیار مهم است به همین دلیل بحث الگو و مشاهده نیز در یادگیری رفتار نقش دارد (یادگیری اجتماعی بندورا).
  4. شکستی که باید در طی سال‌های تحصیل متوقف شود در این سنین راحت‌تر از هر زمان دیگری قابل پیشگیری است در صورت شکست معمولاً می‌توان آن را در پنج سال دوره ابتدایی از طریق روش‌های آموزشی و پرورشی که منجر به ارضای نیازهای اساسی کودک می‌شوند، اصلاح کرد.
  5. سن ۱۴-۷ سال سن عملیات عینی است. این کودکان می‌توانند از آنچه عینی است مانند الگوبرداری، تقلید و مشاهده که فنون مؤثری برای یادگیری هستند خزانه رفتاری خود را ارتقا ببخشند.
  6. در این مرحله سنی اسلام به دوره اطاعت و فرمانبرداری کودک اشاره دارد.

– چون دوره اطاعت است پس می‌توان به وی معیارهای اخلاقی را داد.

– چون تبعیت پذیر و اطاعت‌پذیر است، پس حرف‌شنوی بیشتری دارد، لذا پذیرش مسئولیت‌پذیری بالا است پس انجام بسیاری از کارها را می‌توان به او سپرد. (افزایش روحیه مشارکت پذیری ).

– چون اثر رابطه دلبستگی بالاست می‌توان برنامه ریزی  برای انجام امور مورد نظر به وی بدهیم .

– چون تبعیت پذیر و اطاعت پذیر است پس حرف شنوی بیشتری دارد.

واقعیت درمانی در کجا انجام می‌گیرد:

مکان:

  1. مدارس
  2. مرکز بازپروری
  3. بیمارستان‌های روانی
  4. بیمارستان‌های عمومی
  5. کانون‌های اصلاح و تربیت
  6. مراکز مشاوره و روان درمانی
  7. در مطب‌های خصوصی

چرا مدرسه بهتر است؟

زیرا گلاسر اعتقاد دارد:

درمان بهتر است در محیطی واقعی که زندگی فرد در آن جریان دارد انجام گیرد، از همین‌رو مدرسه به دلیل اینکه یک مکان اجتماعی دارای فرهنگ است در اولویت اول قرار می‌گیرد و واقعیت درمانی به صورت گروهی انجام می‌گیرد و به‌ویژه اینکه آموزش‌های خاص سبب پیشگیری می‌گردد.

 

۲-۴-۵-خلاصه‌ای از نظریات مرتبط

  1. پدیدار شناختی کارل راجرز (۱۹۰۲) : برهمدلی با درمانجو، توجه مثبت نامشروط و خلوص، اراده آزاد، ظرفیت درونی و توانایی تأکید دارند. (بر عقل تأکید ندارد).

دانش‌ پدیدار شناختی، یعنی درک جهان درونی فرد از تجربه هشیار .

رفتار  در میدان پدیداری یعنی تمامی چیزهایی که یک نفر در هر لحظه تجربه می‌کند.

شخص خود شکوفا  به‌طور مداوم در حال تغییر و رشد است و می‌کوشد تمام توانایی‌های بالقوه خود را شکوفا کند.

رشد یعنی حرکت به سوی جلو، آگاه بودن از خویشتن ، تسهیل و تحقیق رشد شخصیتی، اگر چنین رشدی متوقف شود شخص ویژگی‌های خودانگیختگی، انعطاف‌پذیری و گشودگی نسبت به تجربه‌های تازه را از دست می‌دهد.

خودپدیداری یعنی من فاعلی (خودم)

پدیدار شناس می‌گوید تمایل اصلی انسان عبارت است از حفظ و ارتقای خودپدیداری . یعنی عزت نفس بنیان رفتار است.

ناسازگاری ها حاصل تهدیدشدن خود پدیداری هستند.

اشخاص واقعاً سازگار کسانی هستند که بتوانند هر نوع تجربه‌ای را در میدان پدیداری خود جای بدهند نه فقط تجربه‌هایی را که با خود پنداره آنان هم‌خوانی فوری دارند.

اگر موفق نشدم باید قدری بیشتر زحمت بکشم.

  1. نیاز به عشق و تعلق داشتن – آبراهام مازلو (۷۰-۱۹۰۸):

نیاز به عشق که شامل عرضه محبت و دریافت آن است، می‌تواند با داشتن یک رابطه گرم و صمیمی با شخصی دیگر ارضا شود. مزلو عشق را با رابطه جنسی برابر نمی‌داند. شکست در برآورده کردن نیاز به عشق به اعتقاد مزلو یکی از علت‌های بنیادی ناسازگاری است. نیازهای شناختی یعنی نیاز به دانستن و فهمیدن و کنجکاوی را مزلو ذاتی مطرح کرده است.  حتی حیوانات بدون هیچ دلیلی صرفاً به خاطر کنجکاوی ، فعالانه محیط خود را کشف و دستکاری می‌کنند. یا افرادی به قیمت زندگی خود در جستجوی دانش‌ بر می‌آیند. که حاصل آن رضایت ارضاست . مزلو به محبت در ۲ سال اول زندگی تأکید می‌کند. اریکسون مسئله اعتماد را مطرح می‌کند و واقعیت درمانی می‌گوید افرادی که قبل از مرحله مدرسه در خانه از محبت کافی برخوردار شده‌اند به ندرت هویت شکست پیدا می‌کنند. (تأیید دیگران، مقایسه اجتماعی، همانند سازی).

خود شکوفایی:  رشد استعدادهای بالقوه انسان و اینکه این نیاز، نیاز مادر می‌باشد چون همه نیازها سرانجام به خود شکوفایی ختم می‌شود، از ویژگی‌های افراد خودشکوفا، دیدن واقعیات همان‌گونه که هستند بدون قضاوت آنها. (هرگنهان و میتواچ،۱۳۸۲)

 

 

 

  1. خودکارآمدی – آلبرت بندورا ( ۱۹۲۵):

خود در رویکرد بندورا ساخت‌های شناختی هستند که رفتار را تنظیم می‌کنند و خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارآیی در برخورد با زندگی اطلاق می‌شود. بندورا خود کارآمدی را ادراک ما از توانایی خود در تولید و تنظیم رویدادها در زندگی ما می‌داند.

خودکارآمدی ضعیف احساس درماندگی، ناتوانی، غمگینی، نگرانی، ناکامی، و انزوا را بدنبال دارد خودکارآمدی قوی احساس اعتماد به توانایی‌ها، پشتکار در انجام تکالیف، سطح بالای عملکرد سخت کوشی را بدنبال دارد و انتظار موفقیت را از خود دارند (هویت موفق گلاسر).

  • به اعتقاد بندورا انسان موجودی اجتماعی است و رفتار او باید در پرتو روابط اجتماعی بررسی شود.
  • انسان دارای ظرفیت‌های شناختی وسیعی است و می‌تواند درباره ارتباط میان رفتار و پیامدهای آن بیندیشد و آن‌ها را پیش‌بینی و ارزیابی کند.
  • در عین حال هر انسان دارای نظام خود نظم بخشی است که با استناد به آن اعمال و رفتار خود را ارزیابی می‌کند. این ارزیابی بر عملکرد او و به تبع آن بر محیط زندگی او اثر می‌گذارد .
  • بندورا تعامل چند جانبه میان فرد، محیط و رفتار را «جبرگرایی متقابل» نامیده است که از میان این سه عامل فرد از بقیه مهمتر است به عبارت دیگر نهایتاً این فرد است که با بهره گرفتن از فرایند خود نظم بخشی شخصاً معیارهایی را برای رفتارهای خود تعیین می‌کند.
  • همچنین بندورا اعتقاد دارد که افراد منتظر پیامد عملشان هستند و عملکرد فرد به تقویت یا پاداش وابسته است به‌ویژه در امر تقلید.
  1. وجود گرایی (معنادرمانی) – ویکتور فرانکل :

براساس ادعای وجود گرایان مبنی بر اینکه در طبیعت انسان به شکل ذاتی معناجویی وجود دارد، ویکتور فرانکل نظریه معنا درمانی خود را ارائه داد.

معنا درمانی : فرانکل می‌گوید افراد در قبال زندگی مسئولیت و وظایفی دارند یعنی یافتن معنای حال و نگاه به آینده را که اهمیت حیاتی دارد.

فرانکل تأکید زیادی بر مسئولیت پذیری فرد دارد.

  1. تفکر عقلانی عاطفی – آلبرت اِلیس :

انسان‌ها را باید با تفکر نامعقول شان مواجه کرد

تفکر منطقی، رفتار منطقی را به دنبال دارد (اصلاح تفکر غیرمنطقی و غیرواقع بینانه) فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیرمنطقی است. این الگو‌ها توسط اشخاص مهم زندگی فرد و فرهنگ و جامعه تقویت می‌شود. رفتار منطقی مفید و ثمربخش است و رفتار غیرمنطقی نارضایتی و بطالت را به‌دنبال دارد.

  1. گشتالت درمانی پولز[۱]: (جنبش انسان گرا – وجود گرا)
  • درمانگر عامل تسریع کننده است.
  • گشتالت درمانی بر آگاهی، تجربه، حالا، مسئولیت‌پذیری متکی است.
  • بازی‌های گشتالتی: تکرار عبارات مهم ، نقش بازی کردن ، اول رفتار را انجام بده .
  1. رویکرد تاب آوری:

در رویکرد تاب آوری پژوهشگران در مطالعات خود در یافتند بسیاری از انسان‌ها که در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. می توانند به سلامت از آن برگذرند و حتی به رشدی بیش از پیش دست یابند. به همین دلیل آنها به این فکر افتادند که اگر بتوان ویژگی‌های تاب آورانه‌ای این انسان‌ها را شناخت می‌توان از این ویژگی‌ها در آموزش دیگران به‌ویژه در زمان کودکی و نوجوانی، استفاده کرد.

سه نکته در تاب‌آوری مهم است:

  • تاب آوری یک فرایند در زندگی واقعی است. نه داشتن فهرستی از ویژگی‌ها
  • همه انسان‌ها دارای توانایی تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه اکتسابی است و یاد گرفته می‌شود.
  • برخی از ویژگی‌های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می‌تواند بدست آورد. اما بعضی از ویژگی‌های دیگر آن فقط با پرورش انسان در محیطی تاب آفرین مانند خانواده و مدرسه به دست می آید.

پیوند جویی اجتماعی، مرزبندی آشکار و پیوسته، مهارت‌های زندگی به کارگیری این رویکرد (تاب آوری) به این معنی است که به دانش‌آموزان، خانواده‌های آنان و کارکنان مدرسه مسئولیت‌ داده می‌شود و برای آنان فرصت‌هایی فراهم می‌شود تا بتوانند در حل مشکلات، تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی و یاری رسانی به دیگران مشارکت فعال داشته باشند.

  1. نظریه روانی – اجتماعی اریکسون :

هویت و اعتماد:

فرد (نوجوان) زمانی به احساس هویت دست می‌یابد که ارزش‌های خود را انتخاب و نسبت به افراد خاصی احساس وفاداری کند وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان برای اعتماد به دیگران نیست ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر دارد.

اعتماد در رابطه با پیوندجویی بین کودک و مادر ایجاد می‌شود که دوسویه و تعاملی می‌باشد.

[۱] polez

فروش اینترنتی فایل پایان نامه ۲اهداف برنامه‌های درسی پایه­ی ششم

۲اهداف برنامه‌های درسی پایه­ ششم

اهداف برنامه های درسی پایه­ ششم با توجه به اهداف کلی و اهداف دوره ابتدایی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش به شرح زیر است:

– تربیت عقلانی و تقویت تفکر و تعقل؛

– تعمیق باور به ارزشمندی نهاد خانواده، وطن، فرهنگ و هویت اسلامی-ایرانی و ارج نهادن به میراث فرهنگی، قانون، صداقت و پاکی؛

– تقویت باور به هدفمندی خلقت، آیه بودن آن، ارزشمندی مخلوقات و درک قوانین و زیبایی‌های جهان آفرینش؛

– آشنایی با آداب و مهارت های زندگی و به‌کارگیری آن ها؛

– آشنایی با تأثیر کار و تلاش در پیشرفت کشور، مشاغل و فرایندهای اقتصادی در محیط زندگی؛

– توانایی به‌کارگیری مهارت های اصلی زبان و خواندن و نوشتن متون زبان فارسی؛

– توانایی به‌کارگیری مفاهیم و مهارت های پایه­ ریاضی در حلّ مسائل روزمره زندگی؛

– نگرش ها و مهارت های پایه در خلق آثار فرهنگی هنری با رویکرد تربیت هنری؛

– شناخت و کاربرد روش ها، مواد و ابزارهای علمی و فناورانه در یادگیری و زندگی روزمره.

۲-۶-۳جدول مواد و ساعات درسی پایه­ ششم

نظر به مجموع ساعات سالانه­ی دور­ی ابتدایی که شامل۸۵۰ ساعت فعالیت کلاسی است، جدول مواد درسی و ساعات هفتگی دروس پایه­ ­ششم به شرح ذیل خواهد بود:

ردیفمواد درسیساعت
۱قرآن۳
۲تعلیمات دینی و اخلاق۲
۳زبان و ادبیات فارسی۵
۴مطالعات اجتماعی و آداب زندگی۳
۵ریاضیات۴
۶علوم تجربی۲
۷هنر۲
۸سلامت و تربیت بدنی۲
۹تفکر و پژوهش۱
۱۰کار و فناوری۱
جمع ساعت در هفته۲۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۶-۳ پایه تحصیلی ششم ابتدایی

براساس سند «تحول راهبردی آموزش و پرورش» ساختار دوره های تحصیلی از نظام ۵ – ۳ – ۴ به نظام ۶ – ۳ – ۳ تغییر یافته و از سال تحصیلی ۹۲ – ۹۱ اجرا و پایه ی ششم به سنوات تحصیلی دوره­ی ابتدایی اضافه می شود.

بر اساس اهداف مصوب شورای عالی آموزش و پرورش در دوره ی ابتدایی و اهداف تفصیلی دوره ی ابتدایی در برنامه ی درسی ملی و جدول یادگیری ها و صلاحیت های مشترک همان سند، به شرح ذیل تدوین شده است :

–   کسب منش تفکر و تعقل؛

–   ایمان به خداوند، پیامبران، ائمه اطهار (ع)، کتب آسمانی و عالم غیب؛

– کسب خود آگاهی و باور به کرامت و ارزش­مندی انسان و زندگی پاک و سالم؛

– باور به ارزش­مندی نهاد خانوادگ، وطن و فرهنگ و هویت اسلامی- ایرانی و ارج نهادن به میراث فرهنگی؛

– باور به ارزش­مندی برقراری ارتباط با دیگران و مهارت در تشخیص عمل مناسب و ابراز آن در موقعیت های اجتماعی مختلف؛

–   باور به ارزشمندی علم و علم جویی و کوشش؛

– باور به هدف­مندی خلقت، آیه بودن آن، ارزشمندی مخلوقات و درک قوانین و زیبایی های جهان آفرینش؛

–  آشنایی با اصول و فروع دین و احکام اولیه ی دینی و اهتمام به انجام واجبات و ترک محرمات؛

– آشنایی اجمالی با مقوله ی ولایت فقیه در عصر امام زمان ( عج)؛

–  تسلط بر خواندن قرآن کریم و توانایی تدبیر و تعمق در آیات؛

–  شناخت نیاز ها، علایق، توانایی ها و استعدادهای خود و راه­های تامین، تحقق و ابراز آن ها؛

–  جانب­داری از ارزش های دینی و رفتار های پسندیده وانجام اعمال نیک بر اساس نظام معیار؛

–  کسب آداب و مهارت های زندگی پاک و سالم یادگیری مادام العمر؛

–  آشنایی با تاثیر کار و تلاش در پیشرفت کشور، مشاغل و فرآیند های اقتصادی در محیط زندگی؛

–  آشنایی با نظام و حکومت جمهوری اسلامی و نهادها و موسسات اجتماعی؛

–  آشنایی با مفاهیم و مهارت های جغرافیایی و شیوه ی زندگی مردم در محیط های مختلف جغرافیایی؛

–  آگاهی از میراث فرهنگی و گذشته مردم ایران در دوره های مختلف تاریخی؛

–  تسلط بر مهارت های اصلی زبان و خواندن و نوشتن متون زبان فارسی؛

–  تسلط بر مفاهیم و مهارت های ریاضی پایه و به کارگیری آن در حل مسائل روز مره ی زندگی؛

–  شناخت و کاربرد روش ها و مواد و ابزارهای علمی و فناورانه در یادگیری و زندگی روزمره؛

– شناخت طبیعت، منابع و قوانین حاکم بر آن و اهتمام به حفاظت و بهداشت آن.

۲-۶-۴ مزایا و معایب نظام آموزشی ۳-۳-۶ 

با توجه به این که بچه ها در این سن  هنوز آمادگی مواجه شدن با گروهی از معلمین را ندارند، _برای هر درس یک معلم_ و خود این امر باعث بیش ترین افت تحصیلی  می شد،  پایه­ ششم می ­تواند این امر را یک سال به تاخیر اندازد و تا دانش­ آموزان آمادگی بیش تری پیدا کنند

سطح دروس  راهنمایی با ابتدایی خیلی نزدیک به هم نیست که پایه­ ششم می تواند این خلا را پر کند و دانش ­آموز را آماده نماید

مسئولان مدارس راهنمایی بیش ترین مشکلات رفتاری را با  این گروه از بچه ها دارند. بنابراین، ششم ابتدایی پایه ای برای تقویت هدف‌های جا مانده در دوره ابتدایی است که از این لحاظ می ­تواند یاری­گر بچه ها باشد.

نظام آموزشی کشورمان از زمان شروع آموزش تعلیم و تربیت سنتی در ایران تاکنون تغییرات چشم­گیری را به خود دیده  و نظام کنونی قابل مقایسه با نظام­های ابتدایی نیست، تغییر سازنده در هر نظامی نشانه پویایی آن نظام آموزشی است و نظام­های بسته هیچ گاه نتوانسته­اند به مرحله شکوفایی و هدف های غایی خود دست یابند، بحث در مورد مزایا و معایب هر نظامی که هنوز به مرحله اجرا در نیامده خوش بینی و بدبینی هایی را به دنبال دارد، اما نمی­توان چشم بسته نیز به استقبال نظامی جدید با هدف­های جدید رفت، این مثل آن است که عضو یک خانواده باشی و ساختمان آن و اثاثیه را تغییر دهند و شما هیچ نقش و فعالیتی  در آن نداشته باشی، پس معلمین لازم است که به جوانب مثبت و منفی این نظام جدید آگاه باشند، چون در سال تحصیلی باید با آن رو به رو شوند و بتوانند به نحواحسن آن را در آموزشگاه ها اجرا کنند.

علاوه بر قشر فرهنگی  نظام ۳-۳-۶ از طرف والدین و مردم عادی، کارشناسان، برنامه ریزان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و ایده ها و نظرات مخالف و موافق خود را اظهار می دارند .

بنابراین  هم اکنون  طرح ۳-۳-۶ در جامعه توسط افراد مختلف،از مردم عادی گرفته تا کارشناسان، برنامه ریزان علوم تربیتی و قشر فرهنگی که مجریان اصلی آن هستند نقد می شود و هر کس به نوعی ایده های مخالف و موافق خود را بیان می کنند .

۲-۶-۵ مزایای ۳-۳-۶  و پایه­ ششم

– تکمیل و عملی شدن مهارت های زندگی در پایه ششم ابتدایی با توجه به در نظر گرفتن ماده درسی مهارت های زندگی در آن پایه؛

– ارشد بودن دانش آموزان پایه  ششم در مدرسه حفظ می شود؛

– اختصاص دروس تفکر و پژوهش و کار و فناوری در برنامه  درسی  پایه ششم که لازمه زندگی امروزی و نظام آموزش و پرورش کنونی است. با توجه به این که هوشمند سازی مدارس سطح کشوردر حال اجراست مفید است؛

– ارتقای جایگاه معلمان به طوری که تعداد قابل توجهی از معلمان ابتدایی علاقه زیادی به تدریس در سطوح بالاتر مثل کلاس ششم را دارند؛

– بالا رفتن سن دانش آموزان برای ورود به مقطع بالاتر؛

– از بین رفتن خلا بین پنجم ابتدایی و اول راهنمایی؛.

–  کاهش افت تحصیلی دانش آموزان در اول راهنمایی؛

–  استرس و اضطراب دانش آموزان کم می شود و برای رفتن به مقطع متوسطه ابتدایی، آمادگی بیش تری پیدا می کنند-در حال حاضر نیروهای آموزشی مجرب جذب دوره ی پیش دانشگاهی می شوند ، که با اجرای این طرح امکان توزیع متعادل نیروها فراهم می شود؛

–  سطح دروس  راهنمایی با ابتدایی خیلی نزدیک به هم نیست که پایه ششم می تواند این خلا  را پر کند و دانش ­آموز را آماده نماید؛.

– مسولان مدارس راهنمایی بیش ترین مشکلات رفتاری را با  این گروه از بچه ها دارند؛

– ششم ابتدایی پایه ای برای تقویت هدف‌های جا مانده در دوره ابتدایی است که از این لحاظ می ­تواند یاری­گر بچه ها باشد. برای ایجاد سطوح  ابتدایی ۳-۳نیاز بود این اقدام صورت پذیرد.

پایان نامه ارشد : شادابی کلاس برای بروز خلاقیت و یادگیری فعال در درس ریاضی

شادابی کلاس برای بروز خلاقیت و یادگیری فعال در درس ریاضی

بهترین محیط برای رشد و پرورش خلاقیت دانش­ آموزان، کلاس درس است و بهترین فردی که   می تواند این فرآیند رشد نقش اساسی داشته باشد، معلم کلاس است. زیرا  او با شناخت ویژگی های فردی دانش­ آموزان    می تواند به تناسب توانمندی­ها، برای بروز ابتکار و خلاقیت ها زمینه سازی و برنامه ریزی کند . چنان چه فضای مناسب ایجاد گرددو کارهای نو و ابتکاری مورد تشویق مناسب قرار گیرد، خلاقیت ها می تواند به حداکثر درجه شکوفایی برسد ( احمدی، ۱۳۸۵).

الف) در طول بحث در کلاس از دانش آموز بخواهید که «شما غیر از این چه می دانید؟»یا «به این پرسش چه پاسخ دیگری می توان داد؟». باید سعی شود تلاش برای پیدا کردن راه حل های غیر معمول تقویت شود، حتی اگر نتیجه­ی نهایی کامل نباشد .

ب) باید اختلاف عقیده را تحمل کنید. مثلا از دانش آموز بخواهید عقاید مخالف­شان را بدون واهمه اظهار دارد و مطمئن شوید که همه محصلین سهم برابری از امتیازات و پاداش های کلاس را دارند.

ج) دانش آموز را تشویق کنید به داوری خودش اعتماد کند .و او را یاری دهید که خودش پاسخ دهد و در این بین گاهی تکالیف نامنظم خیلی کاربرد دارد .

د) همیشه تاکید کنید که هر کس زمینه­ خلاقیت خاص خود را دارد و باید به دنبال استعداد خاص خود باشد و از عنوان کردن کارهای غیر طبیعی و خارق العاده خودداری کنید.

ه) محرک ایجاد تفکر خلاق باشید، مثلا با پیشنهاد راه حل های غیر معمول، برای مسائل، الگویی خلاق برای کلاس شوید .

و) به پرسش های غیرمعمول احترام بگذارید و با صبر و حوصله به پرسش دانش آموزان جواب دهید یا آن­ها را راهنمایی نمایید.

ز) به افکار و تفکرات ابتکاری و نو احترام گذاشته و به دانش آموز فرصت دهید تا در مورد آن ها صحبت کند و بدون ترس از ارزش­یابی به فعالیت ادامه دهد .

س) زمینه­ کمک و بازخورد را فراهم کنید و به آن ها عملا نشان دهید که افکار و عقایدشان ارزش دارد.

۲-۵ معلم کیست؟

بی‌گمان معلمان و مربیان ‏، طلایه‌داران نهضت هدایت و سعادت ملت‌ها هستند. معمارانی که زیربنای ارزش های معنوی و فضایل اخلاقی و اسلامی جامعه را بنیان می‌نهند .

در مورد واژه­ی معلم تعاریف زیادی در فرهنگ های تخصصی و عمومی وارد شده است. در فرهنگ آکسفورد، معلم به شخصی گفته شده است که «تدریس می کند به ویژه تدریس در نهادهای تحصیلی.»

در فرهنگ فارسی عمید، معلم را معادل با واژه های مانند : تعلیم دهنده، آموزاننده و آموزگار آورده است. در لغت نامه دهخدا نیز معلم به معنی آموزاننده، مدرس و آموزگار معنی شده است. «شعاری نژاد،۱۳۷۷»، در فرهنگ علوم رفتاری دو تعریف از واژه معلم ارائه نموده است : کسی که به منظورآموزش معین به یک عده دانش آموزان  در یک موسسه تربیتی استخدام شده است، کسی که دوره تربیت معلم را تمام کرده است. همچنان، در فرهنگ آموزش و پرورش چندین تعریف از معلم شده است :

– معلم کسی است که براساس توان علمی ویژه­ای به استخدام در می آید تا مقاصد هدایت و راهنمایی تجربه­های یادگیری شاگردان را در یک موسسه آموزشی دولتی و غیر دولتی برعهده گیرد.

–  معلم کسی است که دارای توانمندی ویژه­ی تجربی و تربیتی برای هدایت و راهنمایی افراد متعامل (شاگردان ) می­باشد.

–  معلم فردی است که برنامه درسی (مسلکی) را در یکی از مراکز تربیت معلمی آموخته است و درجه آموزش معتبری را به دست آورده، برای دیگران آموزش می­دهد.

– معلم شخصی است که به دیگران آموزش می­دهد. و یا معلم کسی است که دارای توانمندیهای تجربی و تحصیلی ویژه ای برای سازماندهی و هدایت تجارب یادگیری، دانش، عاطفه وحرفه است.

–  معلم کسی است که آموزش به کمک او به صورت فردی و دسته جمعی صورت می­گیرد و درسلوک و رفتارشاگرد تغییر مطلوب و مثبت را رونما می­سازد .

– معلم کسی است که درآموختن درس به شاگردان کمک می­ کند، به طورمثال :

الف) جهت آموزش، امکانات و منابع را تهیه می کند؛

ب) جهت آموزش زمینه را مساعد می­سازد؛

ج) طریقه آموزش را به شاگردان نشان می­دهد(فهیم،۱۳۸۹) .

–  معلم کسی است که علاوه بر شایستگی های تحصیلی و صلاحیت­های حرفه ای خود، هنر تدریس و سازندگی همه جانبه­ی شاگردان را در اختیار دارد. او پیوسته در جوش و خروش برای ساختن خود و ایجاد تغییر و تحول در وجود شاگردان است.

 

۲-۵-۱ سایر تعاریف درباره معلم

–  معلم کسی است که با یک یا چند شاگرد یا متعلم به رفتار تعاملی می پردازد و هدفش این است که در وجود متعلم تغییری ایجاد کند، این تغییر به هر نحوی که ایجاد می شود نزد معلم به مثابه یک تغییر هدفمند تعلیمی و تربیتی است؛

–  معلم کسی است که به دلیل ارتباط نزدیک با شاگردان می تواند نیاز های آن ها را تشخیص داده و بر اساس آن با تنظیم مطالب آموزشی به عنوان یک رهبر آموزشی، جریان یادگیری را رهبری می­ کند. او می ­تواند با جهت دادن به یادگیری شاگردان، معلومات آن ها را افزایش دهد  و سر انجام آن ها را به حد کمال برساند .

–  معلم کسی است که در فکر رشد و پرورش سالم شخصیت شاگردان خود و بر آورده سا ختن نیازهای روحی و روانی آنان باشد. و یا معلم کسی است که قبل از هر چیز خود را شاگرد می پندارد که تشنه­ی یادگیری است و هر لحظه زندگی اش را در آموزش سپری می­ کند، پیش از این­که خود را یک معلم تصور کند، باید خود را یک شاگرد یا آموزنده­ی مادام العمر بپندارد.

در نتیجه، می­توانیم بگوییم که معلم مهم­ترین عامل ایجاد کننده­ شرایط مطلوب یادگیری و یا ددهی است، که بعد از شاگرد دومین عُنصر مهم نظام آموزش و پرورش به شمار می­رود. این معلم است که شرایط لازم یادگیری را بین شاگردان و محتوای درسی به وجود می­آورد و کار آن غنی سازی همین مضمون است. معلم از طریق ایجاد حلقه های عاطفی با شاگردان و درک درست تفاوت­های فردی و استعدادهای آن ها می ­تواند شاگردان را به­سوی یک هدف مطلوب و معین که همانا بالا بردن سویه­ی علمی شاگردان است سوق دهد. معلمی نه تنها شغل و پیشه نیست، بلکه شوق، علاقه و عشق است که نزد خداوند فقط پیام آوران و رسولان الهی این منصب را دارا بوده اند و حتی پروردگار مهربان نیز مربی و معلم  اولی بشریت بوده است.

معلم امانت داری است که تربیت سالم انسان امانت اوست. معلم است که انسان را از جهل و نادانی، از ظلمت و تاریکی به سوی دانایی و روشنایی هدایت می­ کند.

معلمی شغل شریف، انسان ساز و جامعه ساز است، که به عنوان سرپرست دوم شاگردان محسوب می شود و شاگردان می­توانند از او در زندگی راهنمایی گیرند و تقاضاهای جامعه نیز با وجود معلم مرفوع خواهد گردید.

در پروسه­ی تدریس، رفتار و کردار معلم برای شاگردان از اهمیت خاصی برخوردار است، اغلب برای شاگردان دوره ابتدایی، عمل و رفتار معلم برای شاگردان­اش معیار مناسبی است و به ویژه برای ارزشیابی مطالب، گفته ها، وصایا و رهنمود های او. بنابراین معلم باید در رفتار و اعمال­اش آن­قدر بزرگوار باشد که نمونه  و الگوی شاگردش قرار گیرد(همان منبع).

 

۲-۵-۲ معلم عامل موثر در نظام آموزش و پرورش

یکی از اساسی ترین عامل در نظام آموزش و پرورش، معلم پنداشته می­شود. اگر جریان آموزش و پرورش را به کاروانی تشبیه کنیم، بدون شک معلم قافله سالار این کاروان است. اگر این قافله سالار تمام پیچ و خم ها و فراز و نشیب های مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه خواهد برد. پس اگر معلم از دانش علمی و مسلکی برخوردار نباشد، نه تنها اهداف تعلیم و تربیت تحقُق نمی یابد، بلکه آموزش و پرورش ماهیت خود را از دست می­دهد. زیرا تربیت انسان نتیجه­ی یک جریان متقابل و بالاخره حاصل عمل مربی و عکس­العمل مربی است.

معلمان نقطه­ی آغاز و اساس گذار هر تحول در نظام آموزش و پرورش­اند. و قادر هستند با دانش و مهارتی که کسب نموده اند، چهره­ی سازمان و سیستم آموزشی یک کشور را دگرگون سازند و فضای مکاتب و آموزش را به فضای محبت، پیشرفت، ترقی، و لذت بخش مبدل کنند و با انتقال میراث فرهنگی به نسل نو خواسته و با بهره گرفتن از روش های مناسب درسی و تربیتی، موجبات رشد شخصیت اطفال و نوجوانان را فراهم سازند.

بدون تردید سعادت هر جامعه بستگی مستقیم به تلاش و همت معلمان آن جامعه دارد. معلم به عنوان مدرس و مربی می ­تواند نقش حساس و کلیدی در این رابطه داشته باشد تا نیروی انسانی کار آمد و خلاق یعنی نوآوری های سود بخش را  در جامعه تربیت نماید. چنان­چه تجربه­ی کشور های پیشرفته­ی جهان به اثبات رسانده­اند که کیفیت هر نظام آموزشی وابسته به کیفیت معلمان آن است. هر گاه از پیشرفت های چشم­گیری که درساحت علم به وجود آمده است سخن بگوییم، نباید نقش معلم را جدا از این پیشرفت ها مطالعه نماییم، و به خاطر داشته باشیم که همه­ی پیشرفت های جهان در همه ساحات مرهون زحمات خستگی ناپذیر معلمان آن جامعه است.

نام معلم و نقش آن در اکتشافات قرن حاضر خیلی ارزشمند است، باید باور کامل داشته باشیم که تکامل هر کشور فقط و فقط با کیفیت معلمان آن کشور ارتباط دارد. هرگاه بخواهیم کشور آباد و مرفه داشته باشیم و به پیشرفت های سریع تکنولوژی کنونی دست یابیم و کشور ما فرهنگ متعالی خویش را در عمل تحقق ببخشد و بالاخره هرگاه بخواهیم ازکاروان ترقی و تمدن و تکامل دنیای موجود عقب نباشیم، باید به رشد کمی و کیفی معلمان خویش توجه نماییم. معلمان اند که نسلهای آینده را برای بر خورد با مشکلات جهان فردا آماده می سازند.

۲-۵-۳ تاثیر شخصیت معلم  بر فرایند تعلیم و تربیت

اولین ویژگی که برای شخصیت فردی یک معلم می توان در نظرگرفت، فضایل اخلاقی و ویژگی­های شخصیتی والا و علم اوست.  از آنجایی­که دار و ندار فکری، معنوی و شخصیتی افراد یک جامعه در گرو نحوه­ی تعلیم و تربیت مربیان آن جامعه است، باید به مقام معلمان معظم ارج گذاشت.

لازم به نظرمی رسد که شخصیت معلم دارای یک سلسله خصوصیات و ویژگی های پسندیده باشد. زیرا ویژگی ها و صفات شخصیتی معلم نقش به­سزایی در شکل گیری شخصیت آینده اطفال دارد. و طفل رفتارهای معلم خود را به عنوان الگو و سرمشق هویت اجتماعی خویش قرار می­دهد. شاگردان به شکل پیوسته و مداوم نسبت به اندیشه ها، ارزش ها و شخصیت های معلمان خویش عکس العمل نشان می­ دهند.

تقلید از معلم، یکی از روش های معمول در یادگیری شاگردان به­خصوص در  دوره ابتدایی به شمار می­ر­ود. و معلم می ­تواند الگوی پُر قدرتی برای شاگردان به حساب آید. اگر شخصیت معلم دارای صفات انسانی از قبیل محبت، دوستی، اخلاص، راستی، همکاری، صداقت، بردباری، اخلاق، تعهد و ایمان باشد، طبعیتًا تقلید چنین ویژگی­هایی، سلامت روانی شاگرد را تضمین می­ کند. ولی اگر شخصیت معلم دچار اختلال و مشکلات باشد، یعنی رفتارهای خلاف معیارهای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی از او سر بزند، یا فاقد صفات انسانی باشد، پس شاگرد از معلم خود حاصلی جز رفتار های بد، اختلالات و ناسازگاری­ها نخواهد داشت. واضح است که اطفال دوره­ی ابتدایی می­توانند ناسازگاری­ها را از معلمان ناسازگار و سازگاری­ها را از معلمان سازگار تقلیدکنند. پس در پروسه­ی تدریس و آموزش، تنها تجارب و دیدگاه­های علمی معلم نیست که مؤثر واقع می­شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری، تغییر و تحول شاگردان تاثیرمی­گذارد(همان منبع).

 

۲-۵-۴ معلم در پویه­ی تاریخ

نخست هزاران سپاس آن ذات اقدس را که انسان را از ملایک بلندتر مقام و منزلت داده است، و اولین مرحمت ذات اقدس این­ست که خودش برای ابوالبشر اسم اشیای را آموخته­اند، و مصداق قول ما کتاب بر حق آن، قرآن مجید می­باشد که خداوند متعال می­فرماید « و عَلمَ آدمَ الاسماء کلها. » و بعد از آن حضرت آدم «ع» و بی­بی حوا کار تربیتی را با دو فرزندشان هابیل و قابیل شروع کردند.

هم­چنین پیغمبر اولین و آخرین مسلمانان حضرت محمد «ص» نیز از جمله اولین معلمانی­اند که توانستند در ظرف ده سال در کنار صدها کار سترگ رسالت، از میان جهل و وحشت، جامعه­ی بدوی عرب بادیه نشین را به یک جامعه­ی سالم، انسانی و اسلامی به یاری خداوند توانا تبدیل نمایند. حتی امروزه نیز در هر نقطه از  جهان که راه ایشان که همانا راه خداوندی بود، به طور جهان شمول رعایت می­شود، تاثیرات مفید و موثر را گذاشته و خواهد گذاشت.

در میان معلمان مجرب بشریت سقراط را معلم اول در عرصه علم روانشناسی می­نامند. زیرا برای نخستین مرتبه راه و رموز روانشناسی را درک می­ کند و به شاگردان خود که هر یک از اسطوره های دانش بشری اند چون افلاطون و گزنفون می­آموزاند.

موریس شاوارده، در کتاب معلمان بزرگ تعلیم و تربیت تحت عنوان «در آغاز معلم وجود داشت» چنین می­گوید:

نخستین معلمان کسانی بودند که راه و رسم شکار، نگهداری آتش و تراش سنگ های سیلسی را باب کردند بعداً نوبت به کشاورزی رسید که با گفتار و عمل خود روش کشت را آموخت، سخن گویی که مریدان برای خویش فراهم کرد، فیلسوفی که به جوانان درس حکمت آموخت و بالاخره عالم زبان شناسی که مکتبی برای تعلیم اصول و قواعد زبان باز کرد، همگی در شمار معلمان نخستین بودند.

در اینجا سه مورد مسئولیت اولیه معلمان به طور ذیل معلومات ارائه می­داریم:

الف) اولین مسئولیت معلم در برابر پروردگار؛

ب) دومین مسئولیت معلم در مقابل جامعه؛

ج) سوم مسئولیت معلم در مقابل وجدان.

الف) اولین مسئولیت معلم در برابر پروردگار: برای همه معلوم است که همه در برابر پروردگار عالمیان مسئول هستیم. اما معلم نسبت به دیگران بیش­تر، زیرا برای معلم بسیاری موضوعات روشن و واضح است. چرا که وی با نور علم و معرفت آراسته است. و از اهداف خداوندی و انسانیت خوب­تر با خبر است. پس رسالت دارد تا برای عموم افراد جامعه راهنمایی و تدریس نماید. در صورت سرپیچی و اغفال در نزد خداوند توانان مسئول است. و ما باورمندیم و ایمان داریم که مالک همه نعمت های مادی و معنوی خداوند تواناست. همچنان علما ورثه­ی انبیا هستند. بخصوص معلمان محترم که جامعه را به راه راست و رستگاری راهنمایی کرده و از بدبختی های زمان به یاری ذات اقدس نجات می­ دهند. زیرا خداوند زمین و طبیعت را برای انسان ها من حیث یک مکتب خلق نمود، تا باشد بندگانش از نعمات مادی بهره مند شوند و به پیشرفت های معنوی و اجتماعی نایل آیند. و در نتیجه جهت بهزیستی و بقای نسل طبیعت را به اختیار خویش در آورد.

البته آن­چه پیشرفت های زمان را امروز به چشم  می­بینیم همه و همه از ثمره نتایج کار معلمان راستین و حق­جو است و تماماً پیشرفت های تکنولوژیکی در اثر مبارزات و عملکردهای معلمان سیر و تکامل نموده است. اگر معلم صادقانه افراد جامعه را تربیت ننماید و یا از مسلک خویش استفاده­ی سو کند در برابر خدامسئولیت دارد. و جواب خواهد داد، چون هیچ عمل وی در نزد خدا پوشیده نمی ماند.

ب دومین مسئولیت معلم در برابر جامعه: مسئولیت معلم در برابر جامعه بی نهایت زیاد است. چرا که معلم چراغ راه هدایت، و رهرو راه انبیاست، و جامعه از معلم بسیار تقاضاها و خواهش­ها دارد. زیرا جامعه بدون معلم نمی تواند پیشرفت کند. و یا از ترقی و تعالی صحبت کند. چون معلم زبان و قلب جامعه است، اگر قلب، درست فعال نباشد. انسان می­میرد و اگر معلم در جامعه فعال نباشد، جامعه اصلاً وجود ندارد. پس معلم در مقابل جامعه مسئولیت­های خطیر دارد. چرا که جامعه برای معلم امتیازات مادی را قایل است که این معاش معلم برای تربیت اولاد جامعه برای معلم داده می­شود.

جامعه هر لحظه از معلم توقع دارد. هم­چنان جامعه در قبال معلم حق زیادی دارد، از جمله می­توان گفت خود معلم عضو فعال جامعه است و معلم مکلف است بدون خستگی متوجه روند رشد و تکامل جامعه باشد. در غیر این صورت، سخت ترین گناه را مرتکب می­شود. به خاطر این­که ساحت کار و مسئولیت معلم در برابر تربیت و انکشاف جامعه پی ریزی گردیده است.

معلمان در جامعه مکلف اند مسئولیت داشته باشند اما مسئولیت معلمان نسبت به دیگران خیلی مهم و با ارزش است، زیرا آن ها به مثابه داکترانی هستند که جامعه را از لحاظ روحی تداوی می نمایند.

ج سومین مسئولیت معلم در برابر وجدان: وقتی­که بشر لقب انسانیت را بر دوش می­کشد، بی نهایت شخصیت و مقام­اش  بالا رفته است، که این هدف و کار نخست از جانب خداوند توانا پی ریزی گردیده است. چون انسان را اشرف مخلوقات نام نهاده است .  انسان را از نعمت های خیلی زیاد بهره مند ساخته است، از آن جمله کسب دانش، درک سالم، عقل، هوش، ذکاوت، منطق، تفکر و اراده راسخ را ارزانی نموده است. و انسان را از لحاظ ادارک وجدان داده است که تماماً عملکرد های خویش را بررسی کند.

بنابراین معلمان در اجرای وظیفه­ی خویش با وجدان خود مسئول هستند. چون وجدان، قاضی و محکمه­ی هر انسان است. معلم زمانی خود را در برابر وجدان خویش مسرور و بی مسئولیت احساس کند، در انجام وظایف خویش صادق و راست­کاراست. یعنی کاری را نکرده که سبب شرمندگی در مقابل وجدان اش شود. معلمان با وجدان  با ادب، با تمکین، راستکار، وظیفه شناس، با اخلاق، با پشتکار، کنجکاو، دلسوز، با عاطفه، مهربان، وطن­پرست، با وقار، کوشا و دارای دیگر اوصاف پسندیده هستند.

[۱] . maurice savard

خرید پایان نامه روانشناسی : تناسب مفاهیم و تمرینات آموزش ریاضی ابتدایی برای حل مسایل در موقعیت­های دیگر

 

ریاضیات به عنوان یکی از دروس با اهمیت دوره­ی ابتدایی و آموزش عمومی رمز موفقیت دانش آموزان در مقاطع بالاتر است. ریاضیات کلید فرصت و زبان علم و راه تجارت، اقتصاد و سرمایه گذاری، بهداشت، دفاع و خیلی دیگر از مسائل زندگی است. برای دانش آموز راه رسیدن به دوره های بعدی زندگی و قدم اولیه برای رسیدن به فرآیند تصمیم گیری در جامعه است. ریاضیات باید پلی بین دنیای واقعی و مفاهیم ریاضی در کتاب­ها، برای به کار بستن در تجربیات دیگر زندگی و توسعه دانش باشد. با چنین اهمیتی وقتی ریاضیات مفاهیم مطلق و عمومی است و همه دانش آموزان را با یک چشم و در یک مرحله ببیند، دانش­ آموزان نمی توانند این مفاهیم مطلق و زبان مدرسه ای را به عنوان اساسی برای فهم و حل مساله در موقعیت های بعدی که مواجه می شوند، به کار ببرند. در دوره ابتدایی دانش آموزان باید خودشان ریاضیات را تجربه کنند و در فرآیند یادگیری درگیر شوند، تا آن را بهتر بفهمند ودر جریان زندگی و موقعیت­های دیگر به کار ببرند. برای این منظور باید همه مطالب با هم در ارتباط باشند و دادن اطلاعات پراکنده و جزئی، فقط ذهن دانش آموزان را مغشوش می کند. پس، از طریق ارتباط منطقی موجود میان اطلاعات داده شده، فلسفه ذهن کودک ساخته می شود و باعث انتقال شناخت در موقعیت های دیگر و آگاهی می شود . در دوره ابتدایی دانش آموزان می توانند به یاری حافظه­ نیرومند خویش بسیاری از مطالب را طوطی وار یاد بگیرند  برای احتراز از این خطر، باید فعالیت آموزشی به موقعیت های عملی مربوط شود و با بهره گرفتن از مواد ملموس و محسوس به تدریج زمینه­ رسیدن به مرحله­ی تفکر انتزاعی را فراهم کرد. در این دوره دانش آموزان می توانند بین تجربه های مختلف روابط منطقی برقرار کنند و اگر با اطلاعات عینی که مستقیماً آن ها را مشاهده می کنند سر و کار داشته باشند، می توانند به صورت منظم و منطقی فکر کنند . دانش آموزان ابتدایی مرحله به مرحله و نه یک دفعه در تمرین ها و تکالیف عینی مسلط می شوند، این دانش آموز قادر به حل مسائل انتزاعی نیست. در دوره­ی ابتدایی اصول اساسی و مبانی کلی موضوعات درسی باید به گونهای ارائه شود که کشف نهایی مجهولات توسط دانش آموز صورت پذیرد . این امر موجب تقویت اعتماد به نفس و هم علاقه او می گردد. برای این کار مسائل ریاضی باید به نحوی تدوین شود که دانش آموزان بتوانند پس از حل یک مساله­ی اصلی را که مبنای حل آن قرار گرفته خود کشف کنند و به سایر مسائل تعمیم دهند. نخستین هدف از یاد گیری ریاضی این است که که در عمل به کار آید، که برای این منظور دو راه وجود دارد:

الف)آموخته ها عیناً در موارد مشابه به کار روند، یعنی انتقال یادگیری صورت گیرد؛

ب) آموختن اصول و مبانی کلی و نگرش­هایی که می تواند مبنای اعمال آینده قرار گیرد. آموزش بازی های رایانه ای نیز نقش و مزایای زیادی در آموزش ریاضیات کودکان دارند، زیرا طی فراگیری واقعی صورت می گیرد و رایانه نقش ارزیابی کردن و هم چنین بازی را در مطالعات آموزشی دارد. آموزش ریاضیات در مدارس ایران از نظر محتوا و مسائل ریاضی با کشور های پیشرفته تفاوت عمده ای ندارد، اما کتاب های ریاضی این کشورها از حیث انتخاب هدف ها، رویکردها، راهبردها، روش ها و فنون آموزشی از کتاب های ریاضی ایران بسیار غنی تر هستند ( صفوی، ۱۳۷۹).

۲-۴-۱۰ علل اختلال در ریاضیات

علت اختلال در ریاضیات ناشناخته است و باور بر این است که اختلال در ریاضی منشایی چند عاملی دارد. به این معنا که عامل های هوش، هیجان، آموزش و اقتصادی اجتماعی در جات مختلفی از این اختلال را موجب شوند. البته به نظر می رسد بارزترین سهم در ایجاد این اختلال روش های تدریس اشکال دار، کتاب های درسی، جو فرهنگی سخت کلاس، آموزگاران بدون علاقه و برنامه درسی خشک و یکنواخت باشد .

۲-۴-۱۰-۱ علایم شناسایی اختلال ریاضی

الف) سردرگمی دانش آموز در تشخیص علائم ریاضی( +،-، %   و غیره )؛

ب) اشکال در برگشت پذیری و پس و پیش کردن اعداد؛

ج) اشکال در شمارش و اندازه های ذهنی؛

د) نتیجه اعمال ریاضی جمع، منها، ضرب و تقسیم اشتباه است؛

ه) در انجام اعمال ریاضی ذهنی هر چند کوچک و روز مره نیز مشکل دارد؛

و) قادر به نوشتن اعداد در روی صفحه ساعت کاغذی یا نام شهرها بر روی نقشه نیست؛

ز)در شمارش اعداد در هر نوع بازی یا رعایت حفظ نوبت ار روی ساعت مشکل دارد.  در هنگام خواندن و نوشتن اعداد در جمع و منها و سایر اعمال مدام اشتباه می کند؛

س) در مفاهیم انتزاعی مانند زمان و جهت یابی و حفظ زمان اشکال دارد؛

ش) قادر به حفظ و یادگیری مفاهیم ریاضی، قوانین، فرمول هل،جمع و تفریق، ضرب و تقسیم نیست و حافظه ضعیف بلند مدت در نگهداری مطالب آموزش داده شده ریاضی دارد؛

ح) قادر به انجام هیچ تست و آزمایشی نیست.

۲-۴-۱۱توجه به تفاوت­های فردی برای ایجاد یادگیری همراه با تعقل و خلاقیت

به طور کلی، هر فرآیندی در «بستر زمان» شکل می گیرد و پس از فراز و نشیب، در صورت مدیریت صحیح، سرانجام می تواند به نتیجه مورد نظر برسد . فرآیندهای با ماهیت و هدف های متفاوت، بازده های زمانی متفاوتی را شامل می شوند. « یادگیری » فرآیندی است که بدون توجه به عامل « زمان » و بدون داشتن رفتاری «صبورانه» از طرف معلم، تحقق آن در دانش آموزان امکان پذیر نیست. با توجه به آن که روش ها و شیوه های آموزشی بر اساس هدف های آموزشی تعریف می شود، و این صبر و زمان از طرف معلم نیز یر اساس همین هدف­ها و البته توجه به نقش تفاوت های فردی در دانش آموزان باید در نظر گرفته شود. در نگرش نوین آموزشی که به دنبال ایجاد خلاقیت است، فرآیند یادگیری با « طرح پرسش» آغاز  می گرددکه آن هم مستلزم خوب دیدن شاگرد است، سپس شاگرد به دنبال جواب مناسب تلاش  می کند .در این جا معلم باید در نقش یک عنصر هدایت­گر در کنار شاگرد و صبورانه، او را در یافتن پاسخ مناسب همراهی کند . دانش آموز در این مرحله نیاز به فرصت دارد تا یادگیری او کامل گرددو بتواند با استعداد درونی، تخیل، ابتکار و خلاقیت خود را آشکار سازد که بر اساس تلاش، مشاهدات و تجربه های اوست. این زمان برای همه یکسان نیست. یکی از ویژگی­های مهم آموزش نوین توجه به تفاوت های فردی در بین شاگردان است . چیزی که در نگرش  آموزش سنتی مورد توجه نیست . چرا که آموزش سنتی به دنبال روند «یکسان سازی» تمام فرگیران در محیط آموزش است». (ریاضی، ۱۳۸۴) دانش آموزان گوناگون بر اساس تفاوت های فردی، هر کدام برای درک مفهومی واحد، الگوی خود را  می سازند . این الگو و مدل برای افراد گوناگون متفاوت است . رفتار صبورانه معلم ایجاب می کند که در این مرحله از فرآیند یادگیری، به دانش آموزان در ساختن مدل و الگوی فراگیری مفهوم کمک کنند. معلم در این مرحله باید با باز خورد مناسب متوجه شود که دانش آموز به استناد چه الگو و تجربه های خود تلاش می کند، مفهوم خود را درک کند .در این جا مساله مهم این است که معلم نباید با بی صبری « الگوی خود » را جایگزین مدل دانش آموز کند. معلم با صبوری در صورت غیر علمی بودن مدل دانش آموز، باید او را در جهت تغییر اساسی مدل خود در جهت صحیح راهنمایی کند.

 

پایان نامه نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران

شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی از فروردین ۱۳۶۵ شمسی، رسما آغاز به کار کرد و پس از بحث و بررسی و بهره‌گیری از تجارب سایر کشورها و پس از ۱۵۰ جلسه بحث و گفتگو«طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» را تدوین نمود و در سال ۱۳۶۲ به شورای انقلاب فرهنگی ارائه داد. (فومنی ،۱۳۸۲، ۸۷)

در طرح مزبور درباره مباحث ذیل بحث شده است[۱]:

-مبانی تعلیم و تربیت اسلامی

-اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی

-اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش

-ساختار نظام آموزش و پرورش شامل دوره‌های اساس، ارکان، ارشاد و متوسطه فراگیر.

-برنامه‌ریزی ادامه کار طراحی آموزش و پرورش

(صافی ، ۱۳۸۲ ،۹)

اجزاء عمده ساخت نظام آموزش و پرورش به شرح زیر خلاصه می‌شود:

۱-دوره آموزش و پرورش عمومی به مدت نه سال که اجباری و شامل سه مرحله است.

-مرحله آموزش و پرورش «اساس» به مدت دو سال

-مرحله آموزش و پرورش «ارکان» به مدت چهار سال

-مرحله آموزش و پرورش «ارشاد»به مدت سه سال

۲-دوره آموزش و پرورش فراگیر کاربردی – علمی که مدت آموزش در این دوره به تناسب شاخه و نوع آموزش متفاوت است.

جدول شماره یک دوره ای تحصیلی و مقایسه نظام فعلی و نظام پیشنهادی و مدت تحصیل در هر یک از این دوره‌ها را نشان می‌دهد.

دوره‌های تحصیلی

وضعیت در نظام فعلی آموزش و پروش

وضعیت در نظام پیشنهادی

آموزش ابتدایی

۵ سال

۶ سال: ۲ سال اساس +۴ سال ارکان

آموزش متوسط

۷ سال: ۳ سال راهنمایی تحصیلی+۴ سال متوسطه۶ سال: ۳ سال ارشاد+۳ سال متوسطه فراگیر
آموزش عمومی (همگانی – اجباری)۸ سال:۵ سال ابتدایی+۳ سال راهنمایی تحصیلی۹سال: ۲ سال اساس+۴ سال ارکان+۳ سال ارشاد

آموزش رسمی پیش دانشگاهی

۱۲ سال: ۸ سال عمومی+۴ سال متوسطه۱۲ سال: ۹ سال عمومی+۳ سال متوسطه فراگیر
جدول شماره (۱)

(فومنی، ۱۳۸۲، ۸۹ الی ۸۷)

۲-۷- آموزش و پرورش دوره متوسطه

در قانون اساسی معارف: مصوب ۱۲۹۰، مدارس متوسطه به عنوان مدارسی که بعد از دوره ابتدایی و قبل از مدارس عالی تشکیل می‌شود مطرح شده است. این دوره با سنینی چهارده تا هفده و هیجده سالگی مقارن است. در گزارش نهایی اجلاس منطقه‌ای یونسکو آمده است: دوره متوسطه عبارتست از دوره برزخ یا دوره انتقالی میان آموزش پایه که عمومی و غیر تخصصی است و آموزش تخصصی تر در سطح آموزش عالی.

دوره متوسطه دروه انتقالی میان کودکی و جوانی است و یک دوره میانی که به واسطه بسیاری از فشارهای روانی، جسمانی، و مشکلات سازگاری، ویژگی‌های خاصی را به نوجوان و جوان می‌بخشد.

این دوره ممکن است از سه جهت دوره انتقالی می‌باشد:

۱- انتقال از دوره میان کودکی که نیازهای فردی، تحت نظر و مراقبت دیگران تامین می‌شود و جوانی و بلوغ که به فرد استقلال و قبول مسئولیت می‌دهد.

۲- انتقال از آموزش عمومی، همگانی و غیر تخصصی به آموزش دانشگاهی، تخصصی خاص عده‌ای محدود.

۳- انتقال از محیط آموزش به محیط کارو زندگی. (صافی، ۱۳۸۲، ۸۹)

تأسیس دالفنون را در سال ۱۲۲۸ شمسی باید سرآغاز مدرسه متوسطه به سبک جدید در ایران دانست. الگوی این مدرسه از نظر ساخت، برنامه‌های درسی و مقررات آموزش از کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه اقتباس شده است.

در سال ۱۳۱۳ شمسی، محل تحصیل دوره ابتدایی را «دستان» و مدرس این دوره را معلم و محل تحصیل دوره متوسطه را دبیرستان و مدرس این دوره را دبیر نام نهادند. در سال ۵۴-۵۳ شمسی، ساختار آموزش متوسط عبارت بود از:

– شاخه عمومی یا نظری شامل رشته‌های اقتصاد – اجتماعی، فرهنگ و ادب، علوم تجربی و ریاضی – فیزیک.

– شاخه جامع شامل رشته‌های متنوعی با عنوان آموزش عمومی، فنی، بازرگانی، حرفه‌ای و کشاورزی که پس از یک سال اجرا متوقف ماند.

– شاخه فنی و حرفه ای شامل سه بخش صنعت، خدمات و کشاورزی یا رشته‌های متعدد از هر بخش.

از سال تحصیلی فوق تا ۷۱-۱۳۷۰ مدت تحصیل در دوره متوسطه چهار سال تعیین شد.

رشته‌های تحصیلی فرهنگ و ادب و اقتصاد – اجتماعی در هم ادغام گردید و به نام رشته ادبیات و علوم انسانی اعلام شد و در مدت تحصیل شاخه‌ها در رشته‌های تغییر انجام نگرفت.

«طرح انتقال به آموزش متوسطه» در دیماه ۱۳۶۹ با پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش توسط شورای انقلاب فرهنگی به تصویب رسید که در سال تحصیلی ۷۸-۱۳۷۷، همه دانش آموزان دوره متوسطه ایران بر اساس این طرح به تحصیلات خود ادامه داده‌اند. بر اساس کلیات طرح جدید متوسطه به مزایای متعددی که طرح دارد اشاره شده‌است، از جمله:

– نیمسالی و واحدی کردن دوره متوسطه و دوره پیش دانشگاهی

– کوتاه شدن دوره آموزش عمومی از ۱۲ سال به ۱۱ سال

– ارائه دروس به صورت عمومی، اختصاصی و پودمانهای مهارت

– آسانتر شدن تغییر رشته تحصیلی

– کاهش زیانهای ناشی از تکرار پایه یا ترک تحصیل

– و ….

در طرح جدید آموزش متوسطه آمده است: هدف کلی آموزش متوسطه و پیش دانشگاهی و کاردانی (پیوسته)، عبارتست از: اعتلای سطح فرهنگ و دانش عمومی و آماده ساختن جوانان برای اشتغال مفید یا ارائه تحصیل در سطوح عالی‌تر تحصیلی (آموزشهای علمی – کاربردی و دانشگاهی) . همچنین در این طرح اهداف هر یک از شاخه‌های تحصیلی و هدفهای خاص دوره متوسطه مورد بحث قرار گرفته است. امّا ساختار جدید متوسطه دارای شاخه‌ها، گروه ها و رشته‌های مختلف تحصیلی است. دوره تحصیل در دوره متوسطه سه سال است که یک سال آن عمومی و دو سال اختصاصی است.

دانلود پایان نامه

دانش آموزان سال اول متوسطه در پایان سال اول می‌توانند در یکی از شاخه‌ها، گروه ها و رشته‌های به شرح ذیل ادامه تحصیل دهند. هر شاخه معرف سمت‌گیری عمده در زمینه تحصیل یا اشتغال است.

[۱] . وزارت آموزش و پرورش، کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۶، ص ۱۰۲٫

پایان نامه روانشناسی : مفهوم آموزش و پرورش

مفهوم آموزش و پرورش

«مطالعه تحول معنای Education  در زبانهای مغرب زمین نیز آموزنده است. ریشه این لغت که در زبان فارسی به «تربیت»، «تعلیم و تربیت»،«پرورش»و «آموزش و پرورش» ترجمه می‌شود، در زبان لاتین به معنی کشت نباتات، پرورش حیوانات، تغذیه و تعلیم اطفال به کار رفته است. باید اضافه شود که تا حدود نیمه قرن هفدهم آکادمی فرانسه، تربیت آدمی را فقط در معنای تعلیم او به کار می‌برده است.«مراقبت از تعلیم اطفال اعم از اینکه متوجه تمرین روح یا ورزش جسم باشد» امّا لیتره بین عمل (پرورش کودک و نوجوان) و نتایج آن (عادت مکتسبه) فرق قائل می‌شود. در نظر او کسب عادت فکری چیزی و توسعه خصایل اخلاقی چیز دیگر است.»(شکوهی، ۱۳۷۵، ۲۱)

امّا کلمه Education در حال حاضر در ادبیات مربوطه در سطح بین‌‌‌اللملی به چهار معنا به کار می‌رود: به معنای موسسه یا نهاد(الف)، به معنای عمل یا تأثیر (ب)، به معنای محتوا (ج)، به معنای نتیجه یا محصول (د).

-تعلیم و تربیت به معنای موسسه یا نهاد، به مجموعه ساختهایی اطلاق می‌شود که در زمان معینی در یک کشور یا در گروهی از کشورها، غایتشان تربیت افراد ملت است، طبق مقررات بیش و کم دقیقی کار می‌کنند در لحظه معینی از تاریخ خصوصیات نسبه ثابتی دارند.

-عنوان عمل یا نفوذ متأثر از تعریفی است که در آغاز قرن حاضر (۱۹۱۱) دورکیم از تعلیم و تربیت کرد و از این طریق طرز فکر تربیتی چندین نسل از مربیان را تحت تأثیر قرار داد.

-در معنای محتوا در اولین تقرب برآنچه «برنامه» نامیده می‌شود منطبق است. برنامه غالبا و تقریبا منحصرا به مجموعه‌ای از معارف کسب کردنی راجع است. امّا تعلیم و تربیت به معنای علمی از مفهوم برنامه هم فراتر می‌رود.

-تعلیم و تربیت به عنوان «محصول» اثری است که در چهارچوب تعلیم و تربیت به معنای «نهاد» و از طریق توسل به تعلیم و تربیت در معنای «محتوا» بر تعلیم و تربیت به معنای«عمل و تأثیر» مترتب می‌شود و شایستگی و کارآیی فارغ‌التحصیلان نظام آموزشی مبین آن است. (همان،۲۶-۲۵)

پستالزی[۲] مربی و روانشناس تربیتی اواخر قرن۱۸ و اوایل قرن ۱۹ و بانی آموزشگاههای نو می‌گوید:

«تربیت عبارتست از رشد طبیعی، تدریجی و هماهنگ کلیه استعدادها و نیروهای موجود و مکتوم در انسان»

هربارت[۳] مربی و فیلسوف آلمانی اوایل قرن ۱۹ می‌گوید:

«تعلیم و تربیت عبارتست از مراقبت از کودک و تعلیم معلوماتی که او را صاحب هنر و مهارت و فضیلت و تقوی نماید و هدف از این تبلیغات باید دستیابی به کمال شخصیت یعنی اعتدال و هماهنگی جسم و روح را فراهم سازد»

فروبل[۴] مربی بزرگ آلمانی قرن ۱۹ به تبعیت از فلسفه طبیعت دوستی یا ناتورالیسم رومانتیک روسو و نظریات پستالزی معتقد است که فلسفه تربیت همان «رشد و تکامل نیروها و استعدادهای بالقوه موجود در نهاد آدمی است» وی معتقد است که مراحل مختلف رشد از یکدیگر جدا و متمایز نیستند و این همان نظر « ژان ژاک روسو» در کتاب معروف امیل است. زیرا ژان ژاک روسو که منبع الهام پستالزی، هربات و فروبل بود، تربیت را رشد نیروهای طبیعی فردی طفل می‌داند که آموزش و پرورش باید خود را با قوای طبیعی و استعدادهای ذاتی و متفاوت کودکان سازگار سازد. به عبارت دیگر روسو معتقد است که توجه به علائق و تمایلات طبیعی و کنجکاوی و حرکات و فعالیت طفل باید محور آموزش و پرورش واقع گردد. (نیک‌زاد، ۱۳۷۵، ۱۱الی ۷)

امّا دورکیم[۵] جامعه‌شناس معروف فرانسه که یکی از مراجع بزرگ «تعلیم و تربیت » می‌گوید:

«تربیت عملی است که نسلهای بزرگسال بر روی نسلهایی که هنوز برای زندگانی اجتماعی پخته نیستند انجام می‌دهند و هدف آن این است که در کودک شماری از حالات جسمانی و عقلانی و اخلاقی برانگیزد و پرورش دهد که جامعه سیاسی بر روی هم و نیز محیط ویژه‌ای که فرد به نحو خاصی برای آن آماده می‌شود اقتضاء می‌کنند» از این تعریف چنین بر می‌آید که تربیت اجتماعی کردن روشمند نسل جوان و وسیله‌ای است برای جامعه که با آن کودکان شرایط اساسی بقای خود را فراهم می‌سازد. (دورکیم ، ۱۳۷۶ ،۴۸)

مقاله - متن کامل - پایان نامه

البته دورکیم معتقد است که عمل تربیت که بزرگترها در حق کوچکترها انجام می‌دهند عمدتا بر محور «وجدان جمعی» به منظور اجتماعی بار آوردن افراد لازم‌التعلیم است. (نیک‌زاد، ۱۳۷۵، ۹)

امّا آخرین تعریف از آموزش و پرورش را از دیدگاه دکتر فومنی در اینجا می‌آوریم:

«آموزش و پرورش عبارتست از شیوه عمل و اعمال روش در سوادآموزی، فرهنگ‌آموزی، گسترش علوم و فنون و تخصص با برنامه‌های از پیش اندیشیده شده در چارچوب سازمانهای منطبق با نیازهای اقتصادی-اجتماعی. (فومنی، ۱۳۸۲ ،۶۱)

۲-۳- جامعه‌شناسی آموزش و پرورش

آموزش و پرورش نهادی است اجتماعی که در ارتباط با سایر نهادهای اجتماعی عمل می‌کند. کار جامعه‌‌شناسی مطالعه نهادهای اجتماعی و چگونگی پیدایش و سیر تکوینی آنهاست و هم اینجاست که جامعه‌شناسی درمطالعه نهاد آموزش و پرورش، اهمیت پیدا می‌کند. در چکیده کارهای هانری‌ژان[۶] جامعه شناسی آموزش و پرورش چنین تعریق شده است:

«جامعه شناسی آموزش و پرورش عبارتست از مطالعه نهادها و روابط اجتماعی در ارتباط با آموزش و پرورش»از طرف دیگر اهمیت جامعه شناسی آموزش و پرورش در آن است که مقتضیات اجتماعی در زندگی انسانی نقش عمده دارد. در نتیجه آموزش علمی که در حدود سالهای ۱۹۰۰ در اروپا به وجود آمده ابتدا از فیزیولوژی[۷] و روانشناسی[۸] و مخصوصاً از روانشناسی الهام گرفته و سپس در مسایل مربوط به بازده آموزش و پرورش وارد شده است. دیدگاه جامعه شناختی و مطالعه تجربی آموزش و پرورش قدری دیرتر در ایالات متحد آمریکا گسترش پیدا کرد. اسمیت اولین کسی بود که برای این کار عنوان خاصی انتخاب کرد: «جامعه شناسی آموزش و پرورش» سال ۱۹۱۷٫

بعد از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) چهار واقعه عمده در جهت‌گیری آموزش به طرف علوم اجتماعی به ویژه جامعه شناسی موثر بوده است:

۱-آموزش عمومی          ۲-سازمانهای آموزشی         ۳-دگرگونی نقش خانواده        ۴-اوج‌گیری انقلاب صنعتی

مطالعه سازمانهای آموزشی، نقش آموزش و پرورش در تحولات اجتماعی، فنون آموزش ناشی از این روند تحولی، تحول جمعیت و گسترش مدارس رسمی مورد نیاز جمعیت رو به افزایش جوامع، اعم از شهری و روستایی، از جمله موضوعاتی هستند که در چارچوب نهادهای اجتماعی و در حیطه مطالعات جامعه شناسی است. بر اساس چنین ملاحظاتی، جامعه شناسی آموزش و پرورش به منزله یکی از رشته‌های مهم جامعه شناسی به وجود می‌آید و با کاربرد روش های تحقیقی مشخص، مطالعه تحولات جامعه در زمینه‌های مختلف و رشد جمعیت و رابطه آنها با آموزش و پرورش می‌پردازد. (فومنی، ۱۳۸۲ ،۲۴ الی ۱۹ )

 

۲-۴- هدف جامعه شناسی آموزش و پرورش

هدف جامعه شناسی آموزش و پرورش آن است که پدیده آموزش و پرورش، نحوه تشکل و سازمان پذیری، و کارکردهای عمومی آن را در زندگی اجتماعی مطالعه کند. بدیهی است که در هر جامعه‌ای، دامنه آموزش و پرورش از چارچوب نظام آموزش و پرورش فراتر می‌رود. آموزش و پرورش پدیده‌ای است که آشکار یا نهان در تمام ارکان و نهادهای اجتماعی جای دارد و از راه تأثیرات متقابل، درکل نظام اجتماعی نفوذ می‌کند.

فراگرد آموزش و پرورش، متضمن ترکیبی از روابط و کنشهای متقابل اجتماعی است. تحلیل جامعه شناختی آن می‌تواند هم به آموزش و پرورش رسمی که تحت شرایط معین در آموزشگاهها صورت می‌گیرد و هم به فراگردهای تربیتی بی‌شماری که در خانواده و محیط زندگی به صورت ضمنی اتفاق می‌افتند، ناظر باشد. بنابراین، جامعه شناسی آموزش و پرورش در تعریف وسیع آن، نه فقط مطالعه نهاد آموزش و پرورش و سازمانها و روابط آن، بلکه مطالعه جوانب تربیتی سایر نهادهای اجتماعی، یا به طور کلی، تمامیت تجربه‌های یادگیری و پرورشی افراد جامعه را شامل می‌شود. پس جامعه شناسی آموزش و پرورش رسمی، بخشی از جامعه شناسی آموزش و پرورش است. (علاقه‌‌بند، ۱۳۸۲، ۲۰-۱۹)

۲-۵- نظام جدید آموزش و پرورش در ایران

نظام جدید آموزش و پرورش در ایران با تاسیس مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۲۸ آغاز شد. این مدرسه که به سبک اروپایی اداره می‌شد، شامل دوره‌های متوسطه و عالی بود. به دنبال آن با تشکیل وزارت علوم در سال ۱۲۳۲ و سپس آغاز حکومت مشروطه، مدارس متعددی در سطح ابتدایی و متوسطه در تهران و شهرستانها توسعه یافت. (صافی، ۱۳۸۲، ۸)

امّا با مطالعه اسناد و مدارک مربوط به تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می‌دهد که نخستین بار در نهم آبان ماه ۱۲۹۰ هجری شمسی، مجلس شورای ملی، قانون تعلیمات اجباری را تصویب کرد. در سال ۱۲۹۴ هجری شمسی، نظارت دولت در امر آموزش و پرورش به صورت یک اصل در متمم قانون اساسی مطرح شد و از این تاریخ، سازمانهای آموزشی در ایران شکل منظم و متمرکزی به خود گرفتند و نظارت دولت بر موسسات آموزشی جنبه قانونی پیدا کرد ولی می‌توان گفت، نظام آموزش و پرورش رسمی ایران در واقع از انقلاب مشروطیت و پس از وضع قانون اساسی و متمم آن به وجود آمده است.

تا قبل از انقلاب مشروطیت، آموزش و پرورش در مکتب خانه‌های سنتی ادامه داشت و معمولا دولت و سازمانهای دولتی هیچ‌‌گونه نظارتی بر آنها نداشتند. امّا در سال ۱۲۲۵ هجری شمسی اولین سنگ‌‌بنای مدرسه دارالفنون توسط میرزاتقی‌خان امیر کبیر بر زمین نهاده شد. در اولین دوره این موسسه عالی به سبک نوین، یکصد نفر جوان در رشته‌های نظامی(توپخانه، پیاده نظام، سواره نظام)، مهندسی، پزشکی(طب و جراحی)، داروسازی، فیزیک و معدن شناسی در آن به تحصیل پرداختند.

در سال ۱۲۳۷ هجری شمسی، وزارتخانه‌ای به نام وزارت علوم تأسیس شد که مسئوولیت آموزش و پرورش فرزندان جامعه از ابتدایی تا عالی را بر عهده داشت. در شهریور ۱۲۸۹ قانون اداری «وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه» به تصویب این قانون بلافاصله مدارس دولتی در تهران و مراکز استان و شهرستانها بر اساس نظام آموزشی غرب تأسیس شد و وزارت معارف وقت تصمیم به تربیت معلمینی گرفت که بتوانند عهده‌دار تدریس در مدارس شوند. به این ترتیب مراکزی به نام«دارالمعلمین» تأسیس شد که بعدها به نام دانشسرای مقدماتی به خود گرفت. در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی برابر ۱۳۲۹ هجری قمری قانون فرهنگ نیز به تصویب رسید که متضمن اجباری بودن تعلیمات ابتدایی برای عموم ایرانیان بود.

در سال ۱۳۰۰ شمسی قانون شورای عالی فرهنگ تصویب شد که به موجب آن اداره کلیه مدارس، از تهیه برنامه‌های درسی و آموزشی و تربیتی گرفته تا برنامه‌ریزی امتحانات و تعیین صلاحیت معلمان تحت نظر این شورا درآمد. وزارت فرهنگ که عهده‌دار تعلیمات از دوره ابتدایی تا عالی بود، سنگ‌بنای دانشگاه را نهاد و به موجب قانون ۸ مرداد ۱۳۱۲ شمسی، دانشگاه تهران تأسیس شد.

در اسفند سال ۱۳۱۲ شمسی قانون تربیت معلم از تصویب مجلس گذشت. دانشسرای مقدماتی با هدف آشنا کردن معلمان به اصول جدید آموزش و پرورش، وظیفه تربیت آموزگاران دبستانها را برعهده گرفت و دانشسرای عالی موظف به آموزش دبیران دبیرستانها شد. اهم اقدامات دولت از ۱۳۰۰ شمسی به بعد در زمینه آموزش و پرورش از ابتدایی تا عالی را می‌توان در چند مورد زیر خلاصه کرد.

۱-تأسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی برای تربیت معلم و دبیر

۲-تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۲

۳-گسترش مدارس در مراکز استان و شهرستانها و بخش‌ها

۴-ایجاد مدارس اکابر برای آموزش بزرگسالان در سال ۱۳۱۵

۵-اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی به منظور استفاده از آنها در مراحل آموزشی کشور

تا سال ۱۳۴۳ دو مقطع آموزشی وجود داشت. یکی دوره ابتدایی به مدت شش سال از سن هفت سالگی و دیگر دوره متوسطه که آن هم شش سال بعد از دوره ابتدایی به طول می‌انجامید.از سال ۱۳۴۳ سطوح آموزشی، به سه دوره تقسیم شد. دوره ابتدایی پنج سال از سن شش سالگی،‌دوره راهنمایی به مدت سه سال و دوره دبیرستان به مدت چهار سال که از مهرماه سالی تحصیلی ۴۶-۱۳۴۵ به اجرا درآمد.

از سال ۱۳۴۵به بعد به خاطر تحولات اجتماعی و اقتصادی و ضرورت تغییر در برنامه‌های آموزشی به منظور دست‌یابی به اهدافی جدید از جمله : پرورش ذوق هنری، پرورش جسمی (تربیت بدنی) . تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی، پرورش نیزوی انسانی ماهر و متخصص وغیره، انتقال قدرت تصمیم‌گیری از مرکز به سطوح پایین و ایالات، اقدامات مفیدی در منطقه‌ای کردن آموزش و پرورش به عمل آمد که اهدافی از قبیل: مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش تعیین اولویتهای محلی و منطقه‌ای در برنامه‌ها و فعالیتهای آموزشی غیره را در برداشت. (فومنی،‌۱۳۸۲، ۸۷الی۸۳)

[۱] . بین تربیت (Education) و آموزش (Training) یا کار‌آموزی فرق است. تربیت یا آموزش و پرورش به رشد تکامل توانهای اشخاص برای شرکت خلاق در زندگی توجه دارد. آموزش یا کارورزی و کار آموزی به آماده ساختن شخصی برای نوع خاصی از استخدام توجه دارد. (شعاری نژاد، ۱۳۸۱، ۲۰۳)

[۲] . Pestalozzi

[۳] . Herbart

[۴] . Froebel

[۵] . Emile Durkheim 1858-1917

[۶] . H. Janne

[۷] . Physiologie

[۸] . Psychologie

پایان نامه حقوق در مورد : دایره شمول و مستثنیات قوانین استخدامی

دایره شمول و مستثنیات قوانین استخدامی

مبحث اول:دایره شمول قوانین استخدامی

سیاست کلی نظام‌استخدام‌کشوری، آن است که قانون استخدامی  باید همه کارمندان دستگاه‌های اجرایی کشور را دربربگیرد تا از تبعیض جلوگیری بعمل بیاورد.زیراقانون،چه خوب چه بد باید شامل همه افراد بشود.چراکه گفته اند”ظلم بالسویه عدالت است.”گوناگونی قوانین استخدامی آن را پیچیده می‌کند ودرعین حال به نابرابری وتبعیض وضع استخدامی مستخدمان می‌افزاید. (عبدالحمیدابوالحمد،۱۳۸۹، ص ۵۴۳)

قانون استخدام کشوری ۱۳۴۵سعی در ایجاد یک قانون بنیادی وعام الشمول  در بخش دولتی داشته است.اما در عمل نتوانست وکارآمدی خود را ازدست داد،زیرا علاوه بر متن قانون که دستگاه‌های متعددی را از شمول قانون مستثنی کرده است،قوانین استخدامی خاصی بعد از آن تصویب شدند که کلیت قانون استخدامی را ازبین بردواینگونه تبعیض وبی عدالتی را دربین کارمندان موجب شد.

درراستای یکسان‌سازی قوانین استخدامی کل کشور،قانون مدیریت خدمات کشوری  در ماده۱۱۷ کلیه دستگاه‌های اجرایی کشور را مشمول مقررات این قانون دانسته است.طبق ماده ۵ این قانون :”کلیه وزارتخانه‌ها،موسسات دولتی،موسسات یانهاد‌های عمومی غیردولتی،شرکت‌های دولتی کلیه دستگاه‌هایی که شمول قانون برآنها مستلزم ذکر یاتصریح نام است ازقبیل شرکت ملی نفت ایران،سازمان گسترش ونوسازی صنایع ایران،بانک مرکزی،بانک‌ها وبیمه‌های دولتی دستگاه‌ اجرایی نامیده می‌شوند.”

باتوجه به این مواد اصل درقوانین استخدامی کشور بر این است که  کلیه وزارتخانه‌ها،موسسات وشرکت‌های دولتی تحت هرعنوان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری می‌باشند.

البته همیشه در قوانین استخدامی کشور بدلیل مسائل فنی وتخصصی وضرورت‌های غیرقابلاجتنابدستگاه‌ها ومقاماتی از شمول قانون خارج می شوند.اما در هرصورت این استثنائات نباید تبعیض ونابرابری را موجب شود.

مبحث دوم:مستثنیات قانون مدیریت خدمات کشوری

درتدوین لایحه مدیریت خدمات کشور،باهدف رفع هرگونه تبعیض ونابرابری فقط نمایندگان مجلس،قضات،اعضای هیئت‌علمی دانشگاه وکارمندان شاغل درپست‌های سیاسی وزارت خارجه ومقامات سیاسی را ازشمول قانون مدیریت خدمات کشوری خارج کرد.اما متاسفانه مجلس هفتمبدلایل سیاسی براین دایره استثنائات افزود.

مستثنیات قانون مدیریت خدمات کشوری  در ماده۱۱۷ بیان شده‌است.طبق این ماده”کلیه دستگاه‌های اجرایی به استثناء نهادها،موسسات،تشکیلات وسازمان‌هایی که زیرنظرمستقیم رهبری اداره می‌شود،وزارت اطلاعات،نهادهای عمومی غیردولتی که باتعریف مذکور در ماده۳تطبیق دارند،اعضای هیئت علمی وقضات،شورای نگهبان،مجمع تشخیص مصلحت نظام ومجلس خبرگان رهبری مشمول مقررات این قانون می‌شود.”باتوجه به این ماده به بررسی ودسته بندی مستثنیات مشمولین این قانون می‌پردازیم.

گفتاراول:مقامات مستثنی شده

اگرچه در این قانون بطورصریح مقامات خاصی را از دایره شمول خود خارج نکرده است،اما باتوجه به  ماده ۷۱ ق.م.خ. بعضی از سمت‌های سیاسی راکه به عنوان مقام سیاسی اعلام کرده‌است:روسای سه قوه،معاون اول رئیس جمهور،نواب رئیس مجلس  شورای اسلامی،معاونین رئیس جمهور،استانداران،سفرا ومعاونین وزراء می باشند.به غیرازین مدیران مذکور،مابقی را مدیران حرفه‌ای اعلام کرده‌است که انتصاب وانتخاب  ایشان را منوط به گذراندن مسیر ارتقاء شغلی مقرر کرده‌است.ازطرف دیگرمطابق بندب ماده۵۴عزل ونصب مقامات موضوع ماده۷۱ را بدون الزام به رعایت مسیر ارتقاء شغلی  ازاختیارات مقامات بالاتر دانسته است،به همین علت بطورکلی وضعیت حقوقی مقامات سیاسی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری نمی‌باشد واین مقامات صرفا ازنظرحقوق ومزایا تابع ق.م.خ.ک می‌باشند.

گفتاردوم:دستگاه‌های مستثنی شده

باتوجه به ماده ۱۱۷ دستگاه‌هایی که از شمول قانون مدیریت خدمات کشوری مستثنی شده‌اند را به تفصیل در ذیل بیان می‌گردد:

بند۱-نهادهایی که زیرنظر مستقیم رهبری اداره می‌شوند:به غیر ازدستگاه‌هایی که در قانون اساسی به صورت صریح آورده شده‌است،(بمانند صداوسیما،نیروهای مسلح…)موسساتی  نظیر کمیته امدادخمینی،شورای انقلاب فرهنگی زیرنظرمستقیم رهبری قراردارند.معلوم نیست مبنای مستثنی کردن  این دستگاه‌ها ازشمول قانون ق.م.خ.ک چیست؟البته عدم شمول قانون برنیروهای نظامی وانتظامی به لحاظ ویژگی هایی که استخدام در این دستگاه‌ها دارد پذیرفتنی است.

بند۲-وزارت اطلاعات:کارکنان این وزارتخانه مشمول مقررات خاص خود مصوب ۵/۴/۱۳۷۴هستند.

بند۳-نهادهای عمومی غیردولتی:طبق ماده۳قانون م.خ.ک “موسسه یانهادعمومی غیردولتی واحدسازمانی  مشخصی است که دارای استقلال حقوقی است وبا تصویب مجلس شورای اسلامی ایجاد شده یا می‌شودوبیش از پنجاه درصد بودجه‌ی سالانه آن  از محل منابع غیردولتی تامین می‌گردد وعهد‌ه‌دار وظایف وخدماتی است که جنبه عمومی دارد.”این موسسات یامعمولا مشمول قوانین خاص خود هستند یا مشمول قانون کار هستند.

بند۴-شورای نگهبان،مجمع تشخیص مصلحت نظام ومجلس خبرگان:انتصاب و ارتقاء اعضای این نهادها  در قانون اساسی مشخص شده‌است بدین سبب معقول است که این نهادها از شمول قوانین استخدامی خارج باشند.اما زمانیکه اعضای این نهادها  از محل منابع عمومی حقوق دریافت می کنند،قانون باید در مورد میزان آن تعیین وتکلیف کند.(مانند ماده ۷۱ درموردشورای نگهبان)اما مستثنی شدن این نهادها نباید بطورکل آنها را از شمولیت قانون خارج کند،یا اینکه رویه متفاوتی را درمبناهای حقوقی برای استثنائات در پیش بگیریم،بطورمثال مجلس خبرگان از نظرنهادی کاملا شبیه مجلس شورای اسلامی می‌باشد این در حالیست که مجلس شورای اسلامی مشمول ق.م.خ.ک است ومجلس خبرگان ازآن مستثنی شده است.
دانلود پایان نامه حقوق

گفتارسوم:مشاغل مستثنی شده

مشاغلی که از قانون مدیریت خدمات کشوری مستثنی شده اند به قرار زیر است:

بند۱-اعضاءهیئت علمی:در همان ابتدای امر برای این مشاغل تخصصی مقررات خاصی تدوین شده،نخستین بار لایحه قانونی استخدام هیات آموزشی دانشگاه‌ها در ۱۳۴۲تصویب شد.در آبان ۱۳۶۰آیین نامه‌ایی تحت عنوان آیین‌نامه استخدامی هیات علمی دانشگاه‌ها وموسسات آموزش عالی به تصویب رسید که لازم‌الاجراست.اما این مشاغل از نظر بازنشستگی مشمول مقررات استخدامی کشور است.

بند۲-قضات:هرچند مقررات ناظر برقضات پراکنده می‌باشد،ولی این مشاغل هم مشمول قوانین خاص هستند.در سال ۱۳۶۱ قانون شرایط انتخاب قضات دادگستری تصویب شد که چندین بار اصلاح شده‌است.

بند۳-کارمندان سیاسی:تبصره ۵ ماده۱۱۷ ق.م.خ.ک مقرر می‌دارد:”کارمندان سیاسی وکارمندان شاغل در پست‌های سیاسی وزارت امورخارجه مشمول مقررات تشکیلاتی، مالی، استخدامی وانظباطی وزارت امورخارجه مصوب ۱۳۵۲ می‌باشد.”

بند۴-کارگران:تبصره۴ ماده۱۱۷ ق.م.خ.ک مقرر می‌دارد:”کارمندانی که بارعایت ماده ۱۲۴مطابق قانون کار جمهوری اسلامی ایران  در دستگاه‌های اجرایی اشتغال دارند از شمول این قانون مستثنی می‌باشند.”(امامی،۱۳۸۶، ص۲۱۰)

مبحث سوم:مستثنیات قانون استخدام کشوری

گفتاراول:نهاد‌ها ومقامات مستثنی شده

مطابق ماده ۲ و۳ ق.ا.ک اصلاحیه‌های بعدی آن می‌توان استثنائات را مظابق زیر دسته بندی کرد:

الف)وزارتخانه‌های امورخارجه،اطلاعات،جهاد ودفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح

ب)شرکت‌های دولتی که مشمول مقررات استخدامی شرکت‌های دولتی مصوب ۱۳۵۲ واصلاحیه‌های بعدی آن می‌باشد.

ج)شهرداری پایتخت،موسسات تابع،انجمن بهداری وسازمان‌هایی که جنبه محلی دارند وهزینه آن‌ها از درآمدهای خاص محلی تامین می‌شود

چ)دارندگان رتبه‌های قضایی،اعضای رسمی هیات علمی  دانشگاه‌ها وموسسات عالی علمی دولتی

ح)مستخدمین مجلسین

خ)موسسات دولتی که به موجب قانون یا تشخیص سازمان امور اداری واستخدامی کشور

د)نخست وزیر،وزراء،معاونان آنان،سفرا،استانداران،مدیرعامل سازمان برنامه،دبیرکل سازمان امور اداری واستخدامی کشوروروسای دفتر دفاتر نخست‌وزیر و وزراء

 

 

 

 

 

فصل دوم:ورود به خدمت

مبحث اول:شرایط عمومی برای ورود به خدمت

گفتاراول:در قانون استخدام کشوری

درماده۱۴ قانون استخدام کشوری شرایط ذیل را برای ورود به خدمت برشمرده است:

الف-حداقل ۱۸سال تمام ونداشتن بیش از ۴۰ سال تمام

ب-تابعیت ایران

پ-انجام خدمت زیر پرچم یا معافیت قانون بودن

ت-نداشتن سابقه محکومیت جزایی موثر

ث-نداشتن سابقه محکومیت به فسادعقیده ومعتادنبودن به استعمال افیون

ج-حداقل داشتن گواهینامه پایان دوره ابتدایی

چ-داشتن توانایی انجام کاری که برای آن استخدام  می‌شود

تبصره۱:افرادی که مجددا به استخدام رسمی پذیرفته می‌شوند،مشمول محدودیت مربوط به حداکثرسن مذکور در بند الف این ماده نخواهند بود

تبصره۲:حداکثر سن مذکور دربند الف این ماده در مورد افرادی که داوطلب استخدام در مشاغل تخصصی که فهرست آن باپیشنهادسازمان اموراداری واستخدامی کشوربه تصویب شورا می رسد،۴۰ سال تمام می‌باشد.

گفتاردوم:درقانون مدیریت خدمات کشوری

درقانون مدیریت خدمات کشوری ذیل ماده۴۲ شرایط عمومی استخدام را چنین بیان می کند:

الف-داشتن حداقل بیست سال تمام وحداکثرچهل سال برای استخدام رسمی وبرای متخصصین بامدرک تحصیلی دکتری چهل وپنج سال

ب_داشتن تابعیت ایران

ج_انجام خدمت دوره ضرورت یامعافیت قانونی برای مردان

د_عدم اعتیاد به دخانیات وموادمخدر

ه_نداشتن سابقه محکومیت جزایی موثر

و_دارابودن مدرک تحصیلی دانشگاهی ویا مدرک همتراز(برای مشاغلی که مدرک همترازدر شرایط احراز آنها پیش بینی شده است)

ز_داشتن سلامت جسمانی وروانی وتوانایی برای انجام کاری که استخدام می‌شوند.

ح_اعتقادبه دین مبین اسلام یا یکی از ادیان شناخته شده در قانون اساسی .ج.ا.ا

ط_التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

تبصره۱:بکارگیری موقت وتعیین حقوق ومدت خدمت اتباع خارجی  حسب قوانین ومقررات خاص خود انجام می‌شود

تبصره۲:استخدام  افراد دردستگاه‌های اجرایی در مشاغل تخصصی وکارشناسی ویا بالاتر منوط به احراز توانایی آنان در مهارت‌های پایه وعمومی فناوری اطلاعات می‌باشد که عناوین ومحتوای مهارت‌های مذکور توسط سازمان تهیه وابلاغ خواهدشد

تبصره۳:استخدام ایثارگران وخانواده‌های آنان براساس قوانین مصوب خود خواهد بود

تبصره۴:قوانین ومقررات گزینش به قوت خود باقی است

تبصره۵:بکارگیری افراد بامدرک تحصیلی دیپلم ویا با حداقل سن کمتر از رقم مذکور دراین ماده درموارد ویا مناطق خاص وبرای مدت زمان مشخص وبرای فرزندان شهداصرفا در مشاغلی که با پیشنهاد سازمان به تصویب هیئت‌وزیران می‌رسدمجاز می‌باشد.”

گفتارسوم:تحلیل شرایط عمومی ورود به خدمت

دوقانون مورد بررسی در بحث شرایط عمومی ورود به خدمت دارای شباهت‌ها وتفاوت‌هایی می‌باشد،درواقع بعضی از شرایط متناسب با زمان تغییرکرده که به تحلیل این شرایط می‌پردازیم:

 

 

بنداول:شرط سنی

در قانون استخدام کشوری حداقل سن را ۱۸ سال قرارداده‌است،منطق این عمل کاملا مشخص است زیرا قانونگذار فردی راکه به ۱۸ سال رسیده می تواند دارای رشد فکری وجسمی لازم برای برعهده گرفتن مسئولیت های اداری ،تلقی کند.همچنین گرفتن مدرک کامل آموزش متوسطه حداقل رسیدن به این سن می‌باشد وقانون گذار می‌تواند این فرض را قراردهد که فرد از آگاهی‌عمومی برخورداراست.در قانون مدنی۱۲۰۹ ۱۸سال تمام را معیاری برای رشد مدنی قرارداده بود،درواقع ازدید قانونگذار این حداقل سنی است که می‌تواند فرد را واجد رشد همه جانبه برای ورودبه خدمت بداند.

حداکثرسن هم درقانون استخدام کشوری ۴۰ سال می‌باشد.درواقع اداره می‌خواهد از شخص در زمانی که بالاترین بهره وری را داراست استفاده کند،زیرا قدرت یادگیری وآموزش پذیری جوانانبسیار بیشتر ازپیران است.استخدام شخصی در چهل سالگی که تجربه کار اداری هم تا این سن نداشته است برای اداره سودی دربرندارد.درضمن باتوجه به قانون بازنشستگی بارسیدن به سن ۶۰سالگی باید حقوقی را برای نیروی از کارافتاده درنظربگیرد.پس باید با هدف قابل‌تحمل بودن پرداخت حقوق بازنشستگی برای بودجه کشور نباید فردی که از خدمت کامل سی ساله ناتوان است استخدام کند.در قانون مدیریت خدمات کشوری هم این حداقل وحداکثر سن به چشم میخورد اما سن حداقل با دوسال افزایش مقرر شده است، وآن هم به این دلیل می‌باشدکه در بند دیگر مقررشده است که حداقل مدرک تحصیلی،فوق دیپلم می‌باشد.در شرایط عادی فردی بخواهد فوق‌دیپلم بگیرد به سن ۲۰ سالگی می‌رسدوبخاطرهمین قانون‌گذار حداقل سن ورود به خدمت را ۲۰سالگی قرار داده‌است.حداکثرسن در این قانون بمانند قانون استخدام کشوری ۴۰ سال می‌باشد.

ماده واحده ‌ایی در سال ۱۳۷۲ باعنوان”قانون اصلاح حداکثرسن داوطلبان استخدام “تصویب شد که افراد ذیل را ازین شرط حداکثر سن معاف می‌کند:

۱-همه داوطلبانی که در جبهه جنگ خدمت کرده‌اند(مدت حضور ویازمان بستری به علت زخم ناشی از جنگ به شرط داشتن حداکثر سن استخدام افزوده می‌شود)

۲-کسانی که در جبهه حضور داشته اند واسیر شدند(مدت حضور واسارت)

۳-اعضای خانواده شهیدان،جانبازان،آزادگان ومفقودالاثر (همسر،پدر،مادر،خواهر،برادر)فقط به مدت ۵سال به شرط حداکثر سن استخدام افزوده می‌شود.

۴-رئیس جمهور، نخست وزیر، معاونان رئیس جمهور، وزیران، رئیسان دفتر ریاست جمهوری، سفیران، استانداران، دبیرکل سازمان اموراداری واستخدامی کشور،اعضای شورای نگهبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی،رئیس دیوان محاسبات، دادستان ومستشاران دیوان محاسبات که پس از ۲۲بهمن ۱۳۵۷ در این سمت ها قرارگرفته‌اند به مدت تصدی شان به شرط حداکثرسن استخدام افزوده خواهد شد.

۵-همه کسانی که بصورت تمام وقت بطور غیررسمی در سازمان های موضوع همین ماده واحده پس از ۲۲بهمن ۱۳۵۷ به خدمت گرفته شده‎اند.

این موارد استثنا،چون پس از تصویب قانون استخدام کشوری بوده مشمول این قانون هم می‌شود.همچنین قانون مدیریت وخدمات کشوری را هم دربرمیگیرد زیرا به استنادتبصره ۳ این قانون، استخدام ایثارگران وخانواده‌های آنان مطابق قوانین خاص خود صورت می‌گیرد.(امامی، ۱۳۸۶، ص۱۴۵)

بنددوم:تابعیت

این شرط بطور مشابه در هردو قانون وجود دارد.دلایلی که قانون گذار این شرط را لازم دانسته بدین شرح می‌باشد:

۱-  قانونگذار تمام توان خودرا برایجاداشتغال وحل بیکاری اتباع خود می‌گذارد

۲-قانونگذار دربرخورد با بیگانه اصل رابراحتیاط قرار داده است حتی درماده۹۸۲ق.م برخی مشاغل را فقط برای تابعین اصلی درنظرگرفته است

۳-ماده۱۵ قانون استخدام کشوری به‌کارگیری بیگانگان  رابا مجوز مجلس مجاز می داند

بندسوم:انجام خدمت وظیفه

این شرط در هردو قانون وجود دارد.تنها در بکارگیری اصطلاحات متفاوت استکه ق.ا.ک از “خدمت زیرپرچم” و ق.م.خ..ک “دوره ضرورت” بکاربرده است که درمعنا تفاوتی باهم ندارند.

بندچهارم:عدم اعتیاد به موادمخدر

نهاد اداره برای خدمت رسانی هرچه بهتر به مردم باید دقتی زیادی دراستخدام افراد مدنظر قرادهد.کارمندان یک اداره به دلیل اینکه درارتباط مستقیم با مردم هستند وانجام مسئولیت‌ها بردوش آن‌ها می‌باشد باید ازلحاظ جسمی وروحی  ازسلامتی کامل برخوردار باشند.این درحالی است که اعتیاد به مواد مخدر نه تنها سلامت جسمی فرد واطرافیانش را به مخاطره می‌اندازد وکارایی  را کاهش می‌دهد، فرد را درمعرض  فسادهایی مثل رشوه،اختلاس…قرار می‌دهد.

در ق. ا.ک از “افیون” استفاده کرده‌است افیون به معنای تریاک می‌باشد.بدلیل اینکه تنها ماده مخدر درسال ۱۳۴۵ که این قانون تصویب می‌شد تریاک بود و مواد مخدر امروزی وجود نداشت ویا بعضی از آنها آنهم به مقدار کم وجود داشته‌است. درقانون م.خ.ک از واژه عام مواد مخدر استفاده کرده که هرنوع مخدر امروزی را شامل می‌شود.از دیگر ابتکارات این قانون شرط عدم استعمال دخانیات است که باتوجه به استفاده روزافزون این مواد در کشور،می تواند شرطی بازدارنده در استفاده از این مواد باشد.

بند پنجم:عدم فسادعقیده

این شرط در قانون استخدامی کشور گنجانده شده این درحالیست که بطورصریح در قانون م.خ.ک آورده‌نشده است.این شرط معمولا در کشورهای ایدئولوژیک وغیردموکراتیک که اندیشه را محصور ودربند می‌کنند وجود دارد.منظور ازفسادعقیده تاقبل از انقلاب ۱۳۵۷ ،عقیده‌ی افرادی که درضدیت سلطنت بودند یا مرام اشتراکی داشتند تلقی می‌شد واما بعد از انقلاب،مفهوم آن از نظر جمهوری اسلامی  تفکرات التقاطی،الحادی،اشتراکی را دربرمی گیرد.این شرط  برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر است.

بندششم:نداشتن سابقه محکومیت جزایی موثر

این شرط از جمله نکات مثبت هردو قانون می‌باشد که دربین شروط ورود به خدمت گنجانده شده‌است.

افرادی که به استخدام دستگاه‌های دولتی درمی‌آیند باید از از جرم وتخلف بری باشند زیرا اینان امانت‌دارمردم هستند،چطور می‌توان انتظار داشت که کسی که دست به سرقت  می‌زند یا رشوه می‌گیرد می‌تواندکارمند صادقی باشد.قانون گذار به‌خوبی براین مسئله اشراف داشته‌است.

منظور از محکومیت جزایی موثر،محکومیتی است که محکوم علیه علاوه بر مجازات اصلی که باید تحمل کند از حقوق اجتماعی،سیاسی وغیره مثل محرومیت ازحق انتخاب شدن وانتخاب کردن،محروم می‌گردد.در ماده۲۵ و۶۲مکرر قانون مجازات اسلامی برخی از جرایمی که برای محکوم علیه محرومیت اجتماعی به دنبال دارد،آورده است.

بندهفتم:تحصیل

امروزه برهمگان روشن است که آگاهی وعلم در ارتقا جامعه چه تاثیری دارد.دنیا، دنیای خردورزی است.نظام ادراری هم به مدیران، کارشنان وکارمندانی نیاز دارد که ازین علم طرفی بسته باشند،درواقع هرچه آگاهی وتخصص افراد در اداره بیشتر باشد،هدف‌های آن سازمان به صلاح تر وبه صرفه‌ترحاصل می‌شود وبه مردم هم خدمت رسانی بهتری ارائه می‌گردد.این شرط ازجمله شروط عامی است که در قوانین کشورهای پیشرفته وهم درحال توسعه  در شرایط ورود به خدمت گنجانده شده‌است.قانونگذار ماهم این شرط را در هردو قانون مقر کرده‌است.در ق.ا.ک “گواهی پایان دوره ابتدایی” ودر ق.م.خ.ک “مدرک فوق دیپلم” را مدنظر قرار داه‌است.

 

بندهشتم:داشتن سلامت جسمی وروحی

کارمندانی که از سلامت عقل وجسم وروح برخوردار باشند،کارمندان موفق وتوانایی در اداره خواهندبود.به همین علت داشتن سلامت جسمی وروحی از شرایط عامه استخدام می‌باشد.در قانون ا.ک  داشتن توانایی انجام وظیفه محوله را مقرر کرده‌است که در آن الزام به داشتن سلامت جسمی وروحی مستتر است،یعنی کسی توانایی انجام کار را دارد که از سلامت جسمی وروحی برخوردار‌باشد.این شرط بطور صریح در ق.م.خ.ک گنجانده شده‌است که این شرط توسط پزشک مورد اعتماد اداره تایید می‌شود.منظور از سلامت روانی همان عقل وشعور وقوه تشخیص می‌باشد که برای اشتغال فرد و برعهده گرفتن مسئولیت‌های اداری نیاز می‌باشد.

بندنهم:داشتن توانایی انجام کاری که برای آن استخدام شده‌است

این شرط از موارد مشترک بین دو قانون است.هدف اصلی هر نهاد عمومی انجام یکسری وظایف وخدمت به مردم می‌باشدو درهمین راستا از بودجه کشور ارتزاق می‌کند.بنابراین کارمندی که بازوی اجرایی این نهاد می‌باشد باید از توانایی انجام آن کار برآید تادرخواست مردم انجام نشده باقی نماند زیرا  درغیر این صورت نقض غرض شده است خدمت رسانی عمومی باوقفه روبرو می‌شود.بنابراین در سیستم اداری کشورهای دموکراتیک که علت بقای دولت را خدمت به مردم می‌داند،باحساسیت بیشتری احراز وتداوم این شرط در کارمندان را دنبال خواهد کرد.

بنددهم:اعتقاد به دین مبین اسلام یا یکی از ادیان شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

این شرط ایجابی در واقع یکی از شرو ط محدود کننده حق کار  می باشد.زیرا علاوه بر شرط سلبی نداشتن عقاید فاسد یابه عبارتی الحادی والتقاطی…،داشتن عقیده دینی مشخص را هم برای ورود به خدمت مقرر می‌دارد و آن را الزمی می‌کند.این شرط در ق.ا.ک  وجود نداشت اما متاسفانه در قانون .م.خ.ک گنجانده شده است واز موارد نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد.زیرا حق کار را بهداشتنعقیده به دین اسلام ویا ادیان به رسمیت شناخته در قانون اساسی(یهودی،مسیحی،زرتشتی)محدود کرده‌است، این در حالیست که هرکسی صرفنظر از داشتن عقاید دینی حق برخورداری از حقوق اولیه در جامعه  می‌باشد .حق کار  ازحقوقی است که به شهروند امروز به صرف پذیرشش در جامعه تعلق می‌گیرد.

بندیازدهم:التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اساسی هر کشور میثاق مورد توافق مرمان آن جامعه تلقی می‌شود و هر فردی که به صحنه همزیستی اجتماعی آن جامعه  وارد می شود باید به این میثاق احترام بگذارد وخود را ملزم به رعایت آن بداند.ورود به خدمت رسانی عمومی وداشتن کار منوط به پیوستن به این میثاق همگانی می‌باشد.این شرط در قانون .ا.ک آورده نشد،اما در قانون م.خ.ک مقرر شده‌است.التزام به معنای همراهی می‌باشد و در اینجا به این معناست که فرد قانون اساسی را قبول داشته باشد وهم به آن عمل کند.قبول قانون اساسی هر جامعه یک فرض برای هر شهروند است، تا اینکه خود افراد با تخلف وسرپیچی از آن، این اصل را دچار خدشه کنند.اما اینکه  قانونگذار قبل از بروز سرپیچی این اصل را نادیده گرفته وعمل به قانون اساسی را از شروط استخدام قرار داده جای تعجب است.اگر  این شرط را هم مدنظر قرار دهیم،قانون‌گذار هیچ معیاری برای شناسایی عمل به قانون ویا مرجع این شناسایی  ارائه نکرده‌است، این ابهام ومجمل نویسی در قانون راه را بر رویه‌های متشتت و بی قانونی باز می‌کند واین خود یک محدودیتی بر حق دستیابی به کار بوجود می‌آورد.

بند دوازدهم:سایر موارد

یکی از موارد جدید وثبت قانون .م.خ.ک که فراخور زمان مدنظر قانونگذار قرارگرفته است،تبصره۲ ماده۴۲ این قانون می‌باشد.این تبصره برای مشاغل تخصصی و کارشناسی وبالاتر،داشتن مهارت‌های پایه وعمومی فناوری اطلاعات را لازم دانسته است.امروزه بدلیل اینکه اداره ها به رایانه ها واینترنت مجهز شده‌اند وبرای تسهیل در روند انجام خدمات به این علوم نیازمندند،شرط آگاهی کارمند از این فناوری را برای انجام وظایفشان مقرر کرده‌اند.مورد دیگری که در شرایط استخدام آورده‌شده‌است وازجمله نکات منفی قوانین استخدامی می‌باشد،مقررات گزینش است که در تبصره ۴ ماده ۴۲ چنین اشعار می‌دارد:”قوانین گزینش به قوت خود باقی است”در ذیل به تببین این شرط در بحث ورود به خدمت می‌پردازیم:

“گزینش” در لغت به معنای انتخاب است.اما معنا مصطلح آن در بین مردم با ترس وحذف غرض ورزانه همرا شده‌است.این شرط قبل از انقلاب اسلامی وجود نداشته‌است .باوقوع انقلاب وشرایط بحرانی وملتهب بعد از آن  با بهانه  وادعای پاک کردن عناصر نامطلوب از ادارات،وارد قوانین استخدامی کشور شد.از همان ابتدا،با دادن اختیار زیاد به گزینشگران وشفاف نبودن معیارها وضوابط حاکم برمقررات گزینش، راه را برای اعمال سلیقه وتحمیل عقیده وتشتت رویه باز نمود.این موارد نه تنها موج بی اعتمادی مردم وکارمندان را موجب شد بلکه نتوانست ازورود افراد نامطلوب به سیستم ادری کشور جلوگیری کند.آمارهای رسمی از میزان بالای فساد ادری در ایران حاکی از همین ضعف وناتوانی می‌باشد واینگونه این مقررات به حذف داوطلبان توانا ودانای این  مملکت منجر شده‌است.اما امروز پس از گذشت بیشتر از سی سال از آن شرایط بحرانی انقلابی وحوادث آن،متاسفانه این شرایط در قانون مدیریت خدمات کشوری دوباره ابقا شد.

نام گزینش شاید اولین بار در آیین نامه امتحانات یا مسابقات استخدامی آمده است.در تبصره ۱ ماده آمده است:”هیات برگزارکننده امتحان یا مسابقه ورودی می‌تواند کلیه یا برخی اختیارات خود را به هیئت‌های گزینش …واگذارکند.”تبصره ماده ۱۰ وتبصره ماده ۱مقرر می‌دارد که آماده کرده پرسش‌های عقیدتی سیاسی به ویژه  در سنجش گرایش فکری وعقیدتی داوطلبان ورود به استخدام کشوری با هیئت‌های گزینش می‌باشد.تا مدتها آشفتگی  ونابسامانی در کار این هیئت‌ها باعث بی عدالتی در سیستم استخدامی کشور می‌شد. هیئت‌ها باپرسش‌های ناروا باعث اخراج  بسیاری از مستخدمان شده بود وبهترین‌ها به خدمت گرفته نمی‌شد.

سرانجام قانون گزینش در ۱۸ ماده و۱۷تبصره  در سال ۱۳۷۴ تصویب شد.این قانون در ابتدا مربوط به سازمان آموزش وپرورش بوده اما در سال ۱۳۷۵ بوسیله مجلس به تمامی سازمان‌ها ی عمومی تسری داده شد.در واقع این گزینش عقیدتی برخلاف اصل ۲۳ قانون اساسی می باشد وسیستم اداری برای پیشرفت هرچه بیشتر باید درجهت گزینش علمی حرکت کند.