مهندسی کشاورزی - دامپروری

پایان نامه : ارزیابی ژنوتیپ‎های باقلا به بیماری‎های برگی در منطقه گرگان

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دامغان

دانشکده کشاورزی

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مهندسی کشاورزی- گیاهپزشکی -گرایش بیماری شناسی گیاهی

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

عنوان

ارزیابی ژنوتیپ‎های باقلا به بیماری‎های برگی در منطقه گرگان

استاد راهنما

دکتر محمد علی آقاجانی

استاد مشاور

خانم دکترفاطمه شیخ

متن پایان نامه :

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                       صفحه

چکیده.۱

     فصل اول مقدمه

  • ۱حبوبات. ۳

۱-۲ اهمیت و جایگاه حبوبات در جهان ۴

۱-۳ باقلا.۸

۱-۴ گیاهشناسی۱۰

۱-۵ اهمیت باقلا.۱۱

۱-۶ بیماری فاویسم۱۲

۱-۷ آمار تولید باقلا.۱۲

۱-۸ بیماری های باقلا. ۱۳

۱-۹-۱ لکه شکلاتی.۱۴

۱-۹-۲ بیماری برق زدگی۱۷

۱-۹-۳ بیماری سوختگی استمفیلیومی.۱۹

۱-۹-۴ بیماری زنگ.۲۰

۱-۹-۵ بیماری لکه برگی سرکوسپورایی۲۳

۱-۹-۶بیماری لکه برگی آلترناریایی.۲۴

۱-۱۰ بررسی منابع بیماری ها۲۵

۱- ۱۱رابطه شدت ووقوع بیماری۲۹

۱-۱۲ هدف تحقیق۳۱

فصل دوم مواد و روش ها

۲-۱زمان و موقعیت جغرافیایی مکان اجرای طرح ۳۴

۲-۲ کاشت.۳۴

۲-۳ -۱ مراقبت های دوره ی داشت۳۵

۲-۳-۲ آفات باقلا.۳۵

و

۲-۳-۳ علف های هرز باقلا.۳۶

۲-۳-۴ داشت۳۷

۲-۴ یادداشت برداری میزان بیماری ۳۷

۲-۵ محاسبات آماری ۴۱

۲-۶ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات .۴۱

 فصل سوم نتایج

۳-۱ خلاصه کلی نتایج صفات زراعی۴۳

۳-۲ نتایج کلی تجزیه وتحلیل داده­های مربوط به شدت نهایی بیماری­ها. ۴۶

۳-۳ نتایج کلی تجزیه وتحلیل داده­های مربوط به دامنه­ی تغییرات سطح زیر منحنی پیشرفت

بیماری­های باقلا (AUDPC) در ژنوتیپ­های مورد بررسی۴۸

۳-۴ مقدار سطح استاندارد شده­ی زیر منحنی پیشرفت بیماری­های باقلا (SAUDPC) در ژنوتیپ

­های مورد بررسی.۴۹

۳-۵ ضرایب همبستگی ۶۲

 فصل چهارم بحث

۴-۱ وضعیت بیماری ها۶۷

۴-۲ استفاده ازAUDPC بهتر است یاSAUDPC ؟.۷۴

۴-۳ نتیجه گیری کلی.۷۵

منابع مورد استفاده

منابع فارسی ۷۸

منابع انگلیسی۷۹

چکیده

به منظور بررسی مقاومت مزرعه­ای گونه­های باقلا مورد نظر دراین تحقیق شامل ۱۳ ژنوتیپ به نام­هایLeofourtun ،Saraziri ،Aqoudulce ،Giza717 ،GizaBlanca ،ILB1814 ، ILB3626،ILB3621 ،ILB3545 ،ILB3640 ،ILB3554 ،Zereshki ، Borkot بوده این تحقیق در پاییز ۱۳۹۰ در ایستگاه تحقیقاتی گرگان در قالب طرح بلو ک­های کامل تصادفی در ۳ تکرار انجام شد. برای ارزیابی مقاومت ژنوتیپ­ها، میزان وقوع و شدت بیماری­های برگی (لکه شکلاتی، لکه برگی آلترناریایی، سوختگی آسکوکیتایی و سوختگی استمفیلیومی) در فاصله زمانی مشخص از ظهور علایم تا زمان برداشت اندازه گیری و بر این اساس، منحنی پیشرفت بیماری برای میزان وقوع و شدت بیماری رسم و با بهره گرفتن از آن، متغیرهایAUDPC وSAUDPC محاسبه شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده­ ها نشان داد که بین ژنوتیپ­ها بر اساس متغیرها اختلاف معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین داده­ ها نشان داد بالاترین شدت بیماری‌های لکه شکلاتی، لکه برگی آلترناریایی، برق‌زدگی و سوختگی استمفیلیومی در ژنوتیپ ILB3554 دیده شد. ژنوتیپ برکت مقاوم‌ترین واکنش را نسبت به بیماری لکه شکلاتی و لکه برگی آلترناریایی نشان داد. ژنوتیپ‌های Leofourtun و Aqoudulce هم مقاوم ترین واکنش را در برابر بیماری‌های برق‌زدگی و بیماری سوختگی استمفیلیومی نشان دادند.

ژنوتیپ Boroket نسبت به بیماری برق زدگی و سوختگی استمفیلیومی به ترتیب حساس و نسبتا حساس است ولی نسبت به بیماری­های لکه شکلاتی و آلترناریایی به ترتیب مقاوم ونسبتا مقاوم است. ژنوتیپBorkot مقاوم­ترین رقم نسبت به بیماری لکه شکلاتی بوده که مقدار آن ۵/۱۶ بوده و حساس ترین ژنوتیپ نسبت به بیماری لکه شکلاتی ژنوتیپ ILB3554 است که مقدار آن ۱۲/۳۴ بوده است.

ژنوتیپ zereshki و Borkot مقاوم ترین رقم نسبت به بیماری لکه برگی آلترناریایی بوده که مقدار آن ۵۵/۲۱ بوده و حساس­ترین ژنوتیپ نسبت به بیماری لکه برگی آلترناریایی ژنوتیپ ILB3554 است که مقدار آن ۸۳/۳۸ بوده است. ژنوتیپ Leofourtunمقاوم­ترین رقم نسبت به بیماری برق زدگی بوده که مقدار آن ۱۱/۱۱ بوده و حساس­ترین ژنوتیپ نسبت به بیماری برق زدگی ژنوتیپ ILB3554 است که مقدار آن ۰۰/۶۷ بوده است. ژنوتیپ Leofourtun مقاوم­ترین رقم نسبت به بیماری سوختگی استمفیلیومی بوده که مقدار آن ۱۱/۴۴ بوده و حساس­ترین ژنوتیپ نسبت به بیماری سوختگی استمفیلیومی ژنوتیپ ILB3554 و Borkot است که مقدار آن ۶۲/۶۱ بوده است.

واژه های کلیدی: ژنوتیپ های باقلا، بیماری­های لکه برگی، بیماری لکه شکلاتی، لکه برگی آلترناریایی، برق زدگی، سوختگی استمفیلیومی، واکنش ژنوتیپ ها

 ۱-۱ حبوبات

حبوبات دانه­های خشک خوراکی هستند که به خانواده­ی بقولات تعلق دارند و پس از غلات، دومین منبع مهم غذایی می­باشند. بذر رسیده و خشک این گیاهان دارای ارزش غذایی زیادی بوده و به لحاظ قابلیت نگهداری آن از جمله مهم­ترین منابع غذایی سرشار از پروتئین به شمار می­روند (مجنون حسینی و همکاران، ۱۳۷۵). حبوبات به دلیل داشتن ویژگی­های غذایی و زراعی خاص، جایگاه ویژه­ای در نظام­های کشاورزی کشورهای در حال توسعه دارند. همچنین به دلیل توانایی تثبیت نیتروژن، افزایش باروری خاک و گسستن چرخه­ی زندگی بیماری­های گندمیان، برای قرارگیری در تناوب زراعی از ارزش زیادی برخوردار هستند و عامل مهمی در ثبات تولید غلات به شمار می­روند (۱۹۹۳ Doughton et al., 1993; Saxena , .(Whish et al., 2002;

حبوبات یکی از مهم­ترین غذاها در جهان است. نخود، عدس، باقلا و. در فصل سرد افزایش یافته در حالی­که لوبیا چشم­بلبلی، ماش و سویا، به­ عنوان حبوبات فصل گرم شناخته شده است. عملکرد این حبوبات در زمین­های کشاورزی باعث کاهش تنش­های زنده مانند بیماری­ها، حشرات و آفات، نماتد­ها و علف­های هرز شده، خسارت ناشی از آنها را به طور قابل ملاحظه­ای کاهش می­دهدpande et al., 2009)).

دانه حبوبات با داشتن حدود ۳۲-۱۸ درصد پروتئین نقش مهمی در تأمین مواد پروتئینی مورد نیاز انسان می ­تواند داشته باشد (مجنون حسینی، ۱۳۷۲). مقدار پروتئین موجود در دانه حبوبات ۲ تا ۳ برابر بیشتر از پروتئین موجود در دانه­های غلات و ۱۰ تا ۲۰ برابر بیشتر از پروتئین موجود در گیاهان غده­ای و نشاسته­ای است. علوفه حبوبات نیز به واسطه داشتن درصد پروتئین بالا دارای ارزش غذایی بالایی می­باشد (Pala et al., 2000). ریشه حبوبات نیز به لحاظ همزیستی با ریزوبیوم و تثبیت ازت، جایگاه خاصی در تناوب زراعی با سایر محصولات زراعی از جمله غلات را دارا می­باشند. حبوبات شامل گیاهانی از جمله نخودCicer arietinum))، عدس (Lens culinaris Medikus)، لوبیا (Phaseolus vulgaris)، لوبیا چشم بلبلی (Vigna unguiculata)، باقلا (Vicia faba) و ماش (Vigna radiata) می­باشند (باقری و همکاران، ۱۳۷۶).

مطالعات نشان می­دهد که حبوبات بیشتر از گیاهان دیگر قادرند از فسفر غیر قابل دسترس در خاک استفاده کنند (کوچکی و بنایان اول، ۱۹۹۵؛ مجنون حسینی، ۱۹۷۷).

حبوبات از منابع مهم غذایی سرشار از پروتئین برای تغذیه­ی انسان به­ صورت مستقیم و غیرمستقیم، خصوصاً برای بخش عظیمی از جمعیت کم‌درآمد جهان محسوب می­شود. میانگین سرانه­ی مصرف حبوبات در جهان در حدود ۱۴ کیلوگرم و در برخی از کشورها به بیش از ۴۰ کیلوگرم می‌رسد. این مقدار برای کشور ایران درحدود ۸/۷ کیلوگرم برآورد شده است که نشان می‌­دهد مصرف این مواد خوراکی علی‌­رغم ارزش غذایی بالایی که دارند و با توجه به کمبود پروتئین درجامعه ما سرانه مصرف بسیار کمتر از متوسط جهانی است. حبوبات از نظر کلسیم، فسفر، آهن، منگنز، روی و بسیاری دیگر از عناصر معدنی مورد نیاز بدن غنی هستند. علاوه بر آن حبوبات از منابع با ارزش تامین کننده پروتئین بدن به­شمار می‌­روند و جایگزین بسیار مناسبی برای انواع پروتئین­های حیوانی می‌­باشند. همچنین از آنجائیکه حبوبات حاوی مقادیری کاروتئین، ریبوفلاوین، اسید آسکوربیک و نیاسین و سایر ویتامین­ها می‌­باشد از لحاظ تامین ویتامین‌­ها و اسیدهای چرب ضروری بدن مورد توجه قرار می‌گیرند (باقری و همکاران، ۱۳۷۶).

۱-۲ اهمیت و جایگاه حبوبات در جهان

حبوبات در سراسر دنیا کشت می­شوند و گونه­های زراعی آن­ها با شرایط آب و هوایی متفاوتی سازگاری یافته­اند. انسان به­طور متوسط روزانه ۲۸۰۰ کالری انرژی نیاز دارد ولی در کشورهای پیشرفته مصرف روزانه کالری ۳۵۰۰ و در کشورهای عقب افتاده و جهان سوم این میزان به ۲۲۰۰ کالری برای هر نفر در روز می­رسد. تولید پروتئین گیاهی مشکل­تر و گران­تر است و از طرفی پروتئین گیاهی اساس تولید پروتئین­های حیوانی از قبیل گوشت قرمز، مرغ ، ماهی، شیر و تخم مرغ می­باشد (مجنون حسینی، ۱۳۷۲). لذا، در کشورهایی که به دلایل اقتصادی گوشت و فرآورده­های دامی را کم مصرف کرده و یا به دلایل مذهبی مصرف نمی­کنند حبوبات می­توانند منبع عمده این ماده غذایی (پروتئین) را تشکیل دهند. حبوبات «گوشت مردم فقیر» نامیده شده است اولأ، اشاره به جانشینی گوشت می­ کند ثانیاً، این عبارت یک پیوستگی با فقر را بیان می­دارد، زیرا رابطه­ معکوسی بین مقدار مصرف حبوبات و مقدار مصرف غذا­های حیوانی شامل، گوشت در بین جیره غذایی ملل و خانواده­های فقیر را نشان می­دهد. بیشتر پروتئین حبوبات در برگ و دانه جمع می­شود و بیشتر از نوع گلبولین­ها بوده و مقدار اسیدهای آمینه سیستئین، اسید گلوتامیک، آرژنین و ازت آمونیاکی آن کم است (نیک پور، تهرانی و همکاران ۱۹۸۷؛ کوچکی و بنایان اول، ۱۹۹۳).

لگوم­ها قدیمی­ترین نباتات هستند که مورد کشت و کار انسان قرار گرفته­اند. تاریخ آنها به عنوان نباتات زراعی به زمان نئولیتیک بر­می­گردد یعنی زمانی که انسان از شکار و جمع آوری غذا به مرحله تولید موادغذایی پا گذاشت و وارد یک زندگی بر­اساس اجتماع کشاورزی و روستایی شد. این تغییر در دنیای قدیم بین قرن پنجم و نهم قبل از میلاد اتفاق افتاد و مرکز آن در خاور نزدیک در محدوده شرق کوه­های زاگرس، شمال کوه­های تاروس (Taurus) و غرب مدیترانه بود (کوچکی و همکاران، ۱۹۹۳). یافته­ های محققان در جارنو (Jarno) ترکستان از نخودفرنگی زراعی، عدس و یک لگوم کربنه شده به نام «ماشک آبی» متعلق به یک هزار سال، قبل از تاریخ مواد کشف شده در هالیکار ترکیه نشان از آن دارد که لگوم­ها ۸۰۰۰ سال یا بیشتر است که توسط انسان مصرف می­شوند (کوچکی و بنایان و همکاران، ۱۹۹۳).

لگوم­ها همچنین در توسعه کشاورزی دنیای جدید خیلی زود ظاهر شده ­اند و آثاری از کدوها، فلفل و لوبیای معمولی در غارهای اوکامپو (Ocampo) مکزیک، متعلق به ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد یا پیش­تر کشف گردیده است. در این آثار لوبیای معمولی با تاریخی حدود ۱۰۰۰ سال پیش از تاریخ کشف ذرت در آمریکا، یافت شده است لوبیا لیما (Phascolus iunatus) بعداً، حدود سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد ظاهر شد. نخودفرنگی (Peas) به ­صورت وحشی از مدیترانه تا هندوستان می­روییده است. سه تا از حبوبات دیگر که کلمه «Pea» در انگلیسی به دنبال دارند شامل نخود معمولی (Chickpea)، لپه هندی (Pigconpea) و لوبیا چشم بلبلی (Cowpea) هستند. نخود، مثل نخود فرنگی از زمان­های قدیم در شرق مدیترانه و مزوپوتامیا (Mesopotamia) کشت می­شده و از آنجا به هندوستان و شرق آسیا پراکنده شده است. لپه هندی بومی جنوب شرقی آسیا و از حبوبات مهم در هندوستان به شمار می­رود و در زمان­های طولانی به مناطق گرمسیر آفریقا و آمریکا انتقال یافته است. لوبیا چشم بلبلی احتمالا بومی آفریقایی غربی است و به طور وسیعی در مناطق گرمسیر امروزی کاشته می­شود (مجنون حسینی و همکاران، ۱۳۷۵).

اگر تاریخ یافته­ های جارنو و هالیکار صحیح باشند، عدس چند هزار سال قبل از این که غذای معمولی یونانیان، یهودیان، مصریان و رومیان باستان باشد کشت می­شده است. باقلا احتمالا از شمال آفریقا نشأت یافته و تاریخی بسیار قدیمی دارد. یک رقم از آن که در سویس یافت شده متعلق به عصر برنز است. لوبیای معمولی چندین قرن است که در همه قسمت­های جهان از جمله در امریکا پراکنده شده، اما در آنجا اهمیت کمتری از لوبیای بومی (Haricot bean) که در مکزیک حدود ۱۴۷۰۰۰۰سال یا بیشتر اهلی شده است، دارد. لوبیای معمولی ضرورتا لگومی گرمسیر و منشاء آن احتمالا برزیل می­باشد. یکی دیگر از لگوم­ها که شاید با اهمیت­تر از لوبیا معمولی و لوبیا لیما است بادام زمینی می­باشد. گونه­های وحشی آن در مناطق زیادی از آمریکای جنوبی یافت شده، اما اولین محل گونه زراعی آن ناشناخته است و شاید در مناطقی حدود برزیل و به احتمال قوی پرو باشد. بادام زمینی در آمریکای شمالی تا قرن ۱۹ نبات مهمی به شمار نمی­رفت و تولید انبوه آن به عنوان نبات روغنی در آمریکا، هندوستان، چین، آفریقا و مناطق گرمسیر متعلق به قرن بیستم است. (آیدین شکاری،۱۳۹۰). بعد از جنگ دوم جهانی اراضی زیر کشت حبوبات و تولید دانه آنها به­سرعت غلات توسعه نداشت.

99