اقتصاد

پایان نامه انرژی: رابطه میان ذخایر و استخراج از منابع پایان پذیر در ساختارهای متفاوت بازار با در نظر …

دانشگاه صنعت آب و برق

(شهید عباسپور)

پایان­ نامه کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی

عنوان:

رابطه میان ذخایر و استخراج از منابع پایان پذیر در ساختارهای متفاوت بازار، با در نظر گرفتن عدم قطعیت تقاضا مطالعه موردی بر روی نفت

استاد راهنما:

دکتر قهرمان عبدلی

 استاد مشاور:

دکتر سید رضا نظری

چکیده:

در صنعت نفت گزارشهای متنوعی از نسبت ذخایر اثبات شده بر نرخ تولید یا استخراج برای کشور های مختلف ارائه می گردد، که در این میان تنوع شدید در نسبت ذخایر به تولید در بین تولید کنندگان مختلف مشاهده میگردد. در این مقاله ابتدا به ارائه مدلی برای دستیابی به رابطه میان مقدار استخراج و ذخایر پرداخته شده است. نتایج بدست آمده با فرض وجود دو بهره بردار نشان دهنده آن است که در ساختارهای متنوع بازار و با توجه به تفاوت در نرخ تنزیل بهره برداران و هزینه های بهره برداری، مقدار استخراج برای هر بهره بردار علاوه بر آنکه تابعی از مقدار ذخایر وی است، تابعی از مقدار ذخایر حریف وی نیز می باشد. همچنین تاثیر ریسک ناشی از تقاضا و تاثیر آن بر مقادیر استخراج مورد بررسی قرار گرفته است. شواهد تجربی جهت بررسی تعامل کشورهای اوپک و غیر اوپک در صنعت نفت در سال های ۲۰۰۸-۱۹۷۹، نشان از وجود چنین رابطه ای میان بهره برداران داشته و قادر به توضیح تنوع مشاهده شده در نسبت ذخایر به مقدار استخراج، با توجه به عوامل ذکر شده می باشد.

فصل اول: کلیات تحقیق

۱- کلیات تحقیق

۱-۱- مقدمه

در صنعت نفت گزارشهای متنوعی از نسبت ذخایر اثبات شده بر نرخ تولید یا استخراج بطور گسترده ای برای کشور های مختلف ارائه می گردد، که در این میان تنوع زیادی در نسبت ذخایر به تولید در بین تولید کنندگان مختلف مشاهده میگردد. نحوه استخراج در دوره های زمانی متفاوت و یافتن رابطه میان استخراج و ذخایر و بررسی عوامل موثر بر آن موضوع اصلی این رساله خواهد بود. بنابراین محقق تلاش نموده است تا رابطه ای میان استخراج و ذخایر اثبات شده یافته و آن را مورد بررسی تجربی قرار دهد. بر این اساس فصل اول طرح را به ارائه مساله، هدف و ضرورت، فرضیه و متدولوژی تحقیق و موانع و مشکلات بر سر آن تخصیص داده شده است. در فصل دوم به پیشینه و مبانی نظری تحقیق پرداخته و نظریه هایی که در این خصوص مطرح شده اند را بازگو کرده و به ارائه مدلی در این زمینه می پردازیم. در فصل سوم به تبین مدل جهت دستیابی به رابطه میان تولید و ذخایر و عوامل اثر گذار بر این رابطه پرداخته شده است. در فصل چهارم به تصریح و برآورد مدل با توجه به داده های آماری و مشاهدات پرداخته و در فصل پنجم نتایج مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهاداتی جهت تحقیقات بعدی ارائه گردیده است. در تمامی تولید تحقیق مطالعه بر روی نفت به عنوان یکی از مهمترین منابع پایان پذیر انجام گرفته است.

دانلود مقاله و پایان نامه

۲-۱- بیان مسئله

در صنعت نفت گزارشهای متنوعی از نسبت ذخایر اثبات شده بر نرخ تولید یا استخراج بطور گسترده ای برای کشور های مختلف ارائه می گردد. طبق شواهد آماری شرکت بریتیش پترولیوم (BP) این نسبت در سال ۱۹۸۰ برای کشور انگلستان ۲۴٫۴ برای کشور آمریکا ۹٫۸ و عربستان سعودی ۴۴٫۸ گزارش شده است. در حالیکه در سال ۲۰۰۸ این نسبتها برای انگلستان به مقدار ۶ کاهش، در آمریکا با افزایشی مختصر به ۱۲٫۵و برای عربستان صعودی به ۶۶٫۷ افزایش پیدا کرده است.

همچنین بررسی این نسبت در میان کشورهای اوپک و غیر اوپک تفاوت فاحشی از لحاظ مقدار نسبت ذخایر به استخراج را نشان میدهد. در شکل (۱-۱) این نسبت برای کل ذخایر جهان و مقدار کل کل تولید کشورها و همچنین برای کشورهای اوپک و غیر اوپک به تفکیک نشان داده شده است. همانطور که در شکل نشان داده شده است این نسبت در میان کشورهای اوپک برای دوره سالهای ۲۰۰۸-۱۹۸۰ در بازه ۹۴-۴۳ و برای کشورهای غیر اوپک در همین دوره در بازه ۱۹-۱۳ تغییر داشته است. این در حالیست که این نسبت در دوره ذکر شده برای کل تولید و ذخایر دنیا در بازه ۴۳-۲۹ نوسان داشته است. از آنجائیکه تنوع نسبت R/P اعلام شده در این گزارش ها در میان کشورهای مختلف متفاوت است، کشف علت این تغییرات و بررسی اینکه نسبت ذخایر به تولید به چه عواملی وابسته می باشد موضوع اصلی این تحقیق می باشد. یافتن مدل و بررسی اثر ساختارهای بازار متفاوت بر این نسبت و همچنین تعیین عوامل تاثیر گذار بر این نسبت و بررسی تجربی مدل بدست آمده با توجه به داده های آماری موجود می تواند به گونه ای موثر توضیح دهنده وضع موجود باشد.

۳-۱- اهمیت و ضرورت تحقیق

تحلیل اقتصادی معدن، نفت و گاز طبیعی اساسا با تحلیل اقتصادی بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات تفاوت دارد. بدین دلیل که ذخایر معدن، نفت و گاز، منابعی تمام شدنی هستند. اگر این گونه تصور کنیم که صاحب هر معدن مانند هر مدیر اقتصادی فردی است که به حداکثر سود منطقی می اندیشد، آنگاه عوامل دیگری نیز در این میان وجود دارند که در مورد معدن نفت و گاز طبیعی منحصر به فرد می باشند. در بخش های دیگر، سود هنگامی به حداکثر می رسد که درآمد نهایی با هزینه نهایی برابر شود در حالی که صاحب منابع تجدید ناپذیر باید نه تنها در مورد افزایش منافع فعلی مطمئن باشد، بلکه باید بداند که این افزایش اگر استخراج به تعویق نیفتد، جبران کاهش سود آینده را می کند. همچنین با توجه به اینکه نفت خام از حامل های عمده انرژی می باشد که بعد از شناسائی و کشف مورد بهره برداری قرار می گیرد و از آنجا که انرژی یکی از عوامل تولید است که با عوامل دیگر تولید مانند نیروی کار و سرمایه ترکیب شده و محصول را بوجود می آورد، لذا در جوامع صنعتی، سهم انرژی در تولید محصول نسبت به سایر عوامل تولید افزایش قابل توجهی داشته است. بنابراین انرژی از ارکان اصلی اقتصاد و در جوامع پیشرفته نیز، خمیر مایه توسعه اقتصادی محسوب می شود.

اقتصاد منابع پایان پذیر، بعنوان شاخه مهمی از اقتصاد منابع طبیعی حوزه وسیعی را در ادبیات اقتصادی امروز – بویژه پس از بحران نفتی ۱۹۷۳ – بخود اختصاص داده است. هسته مرکزی الگو بهره برداری بهینه از منابع پایان پذیر مسئله کمیابی این منابع است. . پیشتاز مطالعه منابع زیرزمینی به روش اقتصادی، جونز۲ در سال ۱۸۶۵ بود. وی به مطالعه ذخایر ذغال سنگ در انگلیس پرداخت. او وجود ذخیره ثابت معدنی در زیر زمین را رد کرد، در حالیکه همان سال پیش بینی کرد که هزینه نهایی با افزایش استخراج ذخایر ذغال سنگ افزایش خواهد یافت. این نظریه در سال ۱۹۱۳ تحقق یافت و تولید ذغال سنگ انگلستان در سال ۱۹۱۳ با یک روند نزولی مواجه خواهد شد. دانشمندان معتقدند که امروزه میلیاردها تن ذخایر در زیر زمین وجود دارند که دستیابی به آنها نیازمند سرمایه گذاری کلان و هزینه بالای استخراج می باشند. پس از آن هتلینگ در سال ۱۹۳۰ با تکیه بر کمیابی منابع پایان پذیر اعلام داشت که در صورت بهره برداری بهینه از یک منبع پایان پذیر، قیمت یک واحد منبع طبیعی پایان پذیر منهای هزینه استخراج آن در طول زمان، گرایش به این خواهد داشت که با نرخی معادل نرخ بازدهی دارائیهای سرمایه ای (مثلا نرخ بهره) افزایش یابد. از آن پس به احترام وی در ادبیات منابع پایان پذیر این قائده به اصل هتلینگ نامیده شد.

گوردون (۱۹۶۷) نظریه هتلینگ را مبنی بر افزایش ارزش ذخایر زیرزمینی در طی زمان مورد سؤال قرار داد و ابراز داشت که صنایع بکار گیرنده ذخایر معدنی به ترتیبی که هتلینگ بیان داش، عمل نمی کنند. پروفسور آدلمن (۱۹۷۰) تفاوت میان صنایع معدنی و غیر معدنی را مورد تردید قرار داد. اما انفجار قیمت نفت طی سالهای ۱۹۷۳-۷۴ و ۱۹۷۹ عقاید اقتصادی راجع به ذخایر زیرزمینی را به سمت و سوی دیگری سوق داد. بسیاری از اقتصاددانان از جمله سولو (۱۹۷۴)، استیگلتیز (۱۹۷۶)، داس گوپتا و هیل (۱۹۷۹)، میلر و آپتن (۱۹۸۵) و آرو (۱۹۷۷) تا مدتها به تفکر ، مطالعه و تحقیق در این زمینه مشغول بوده و نظریه های متفاوتی در زمینه منابع پایان پذیر ارائه نموده اند،که حاکی از اهمیت این موضوع می باشد

99