پایان نامه درباره ابزار پژوهش، شهر کرمان، روش پژوهش

دانلود پایان نامه

تفاوتهاي فردي و گروهي تواناييهاي ذهني: 29
1)تفاوتهاي جنسي: 29
2)جمعيت خانواده و ترتيب تولد: 29
3)پايگاه شغلي پدر و مادر: 30
5)سن و ضريب هوشي: 32
عوامل مؤثر بر هوش: 33
ديدگاههاي نظري در مورد هوش: 33
نظريهي روانسنجي: 34
نظريه ي عصبي- زيستي: 35
هوش سيال: 36
هوش متبلور: 36
نظريهي رشدي هوش: 37
موروثي بودن بهرهي هوشي 38
رشد اجتماعي IQ 39
نظريه ي شناختي پردازش دادهها: 40
پيشينهي نظري باورهاي هوشي: 43
نظريهي ذاتي و افزايشي 44
پيامدها: 44
قدرت پيشبيني باورهاي خود کار آمدي: 44
اهداف تبحري و اهداف عملکردي. 45
بازخورد منفي 52
بازخورد مثبت 54
فصل سوم
روش شناسي پژوهش
روش پژوهش : 61
جامعه تحقيق (آماري ) 61
روش نمونه گيري 61
ابزار پژوهش 61
روش تحليل آماري 61
فصل چهارم :
تجزيه و تحليل اطلاعات
فصل پنجم :
نتيجه گيري
بحث و نتيجه گيري 75
منابع : 86
پيوستها 90
چکيده:
باورهاي هوشي به رفتار فرد جهت داده و پيش‌بيني رفتار او را براي ديگران ممکن مي‌سازد. جهت‌گيري هدفي نيز الگوي يکپارچه‌اي از باورها، اسناد و عواطف است که به رفتار تحصيلي فرد جهت مي‌دهد و روش‌هاي مختلف نزديک شدن، درگير شدن و يا پاسخدهي به موقعيتهاي پيشرفت را شامل مي‌شود. بنابراين با هدف از پژوهش حاضر بررسي مقايسهاي باورهاي هوشي دو گروه از دانشجويان است. جامعهي پژوهشي حاضر را دو گروه از دانشجويان دانشگاه آزاد و رازي کرمانشاه تشکيل ميدهند. در اين پژوهش با استفاده از نمونهگيري تصادفي ساده 100 نفر از دانشجويان پسر و دختر شهر کرمانشاه از دو دانشگاه بهعنوان نمونه انتخاب شدند نتايج پژوهش نشان داد که: الف) اکثريت دانشجويان با جهت‌گيري هدفي تبحري داراي باور هوشي افزايشي هستند؛ ب) اکثريت دانشجويان با باور هوشي ذاتي داراي جهت‌گيري هدفي عملکردي هستند؛ ج) باورهاي هوشي توانايي پيش‌بيني جهت‌گيري هدفي را دارد.
واژگان کليدي:
بارهاي هوشي ، دانشجو، دانشگاه آزاد، دانشگاه رازي، جهت گيري.
فصل اول
کليات
مقدمه:
به نظر ميرسد از هرکس بپرسيم هوش چيست ميتواند پاسخ آن را به درستي به ما بدهد. مفاهيمي مانند: کم هوش- باهوش- زرنگ- تنبل و نظاير آنها به راحتي بر زبان مردم جاري ميشوند و در ارتباطهاي بين آنها به کار ميروند. آيا به راستي اين افراد ميتوانند دقيقا بگويند که هوش چيست؟ ماهيت آن چگونه است؟ نحوه شکلگيري و عوامل تشکيل دهنده آن به چه صورت است؟
مسلماً افراد معمولي جامعه قادر به پاسخگويي به اين پرسشها نيستند و حتي چنين انتظاري از آنان غير معقول است. همچنان که افراد بشر از نظر شکل و قيافه ظاهري با يکديگر تفاوت دارند از نظر خصايص رواني مانند: هوش- استعداد- رغبت و ديگر ويژگيهاي رواني و شخصيتي نيز بين آنان تفاوت آشکاري وجود دارد.
از انجا که شيوه برخورد افراد با موقعيتهاي مختلف زندگي روزمره و توانايي آنان در حل مسائل زندگي نشانگر سطوح مختلف تواناييهاي آنهاست لذا متفکران گونه اي از استعداد با توانايي کلي را که لازمه موفقيت در اين موقعيتهاست مورد توجه قرار دادهاند.
عامه مردم هوش را توانايي يادگيري-درک موقعيتهاي جديد و برخورد صحيح با موقعيت ها ميدانند. در بيان روزمره شخص با هوش با صفتهايي مانند: دقيق- زيرک- تيز بين- برجسته و مانند اينها توصيف ميشود. بر عکس شخص کمهوش با صفتهايي مانند: کند- دير آموز و کودن و…… مشخص ميگردد.
تا به حال تعريف دقيقي از هوش به عمل نيامده است. کوششهايي که براي تدوين يک تعريف دقيق از هوش به عمل آمده است اغلب با مشکل مواجه بوده و به تعريفهاي بحث انگيزي منجر شده است. دليل اين امر اين است که هوش يک مفهوم انتزاعي است. و در واقع هيچگونه پايه محسوس- عيني- و فيزيکي ندارد. هيچ نقطهاي از مغز انسان وجود ندارد که بتوان آن را جايگاه هوش دانست. اصطلاح هوش فقط نامي است که به فرآيندهاي ذهني با مجموعه رفتارهاي هوشمندانه اطلاق ميشود و نظريههاي هوش در عمل نظريههاي مربوط به رفتار هوشمندانه است.
بيان مسأله:
باورهايي که هر فرد در مورد هوش دارد مبني بر اينکه هوش ذاتي است يا عرضي، قابل ارتقا ميباشد يا خيرميتواند در پيشرفت تحصيلي دانشجويان و دانشآموزان موثر باشد.
هوش بر اساس تعريف سنتي خود مدتها به عنوان اصليترين عامل موفقيت و پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته ميشد. بيش از يکصد سال بهره هوشي معياري براي سنجش هوش فردي محسوب ميشد. آزمونهاي بهره هوشي تنها شاخصي بود که نشان دهنده توانايي يادگيري شخص محسوب ميشد. تيز هوشي مجموعه اي است از استعداد ها، ويژگيهاي شخصيتي و الگوهاي رفتاري.
تيزهوش به معناي وسيع آن ويژگي برجستهاي است که وراي مفهوم صرف هوشبهر(IQ) قرار دارد. هوش هر فرد ميتواند عاملي در جهت موفقيت او باشد. به طوريکه افرادي که تيز هوش تلقي ميگردند همواره در طول زندگي با موفقيتهاي بيشتري همراه بودهاند. و نيز با توجه به اينکه باورهاي هوشي هر فردي ميتواند عملکرد او را تحت تاثير قرار دهد اهميت اين موضوع آشکار شده است که باورهاي افراد عامل مهمي است که زندگي آنها را تحت شعاع قرار ميدهد.
باورهاي هوشي به عنوان يک مقوله انگيزشي که زير ساخت انگيزههاي افراد براي رسيدن به موفقيت در سطحي بالاتر است داراي اهميت اساسي است.( دان- مون- فلدوسن 1998) باورهاي هوشي افراد را به عنوان سبکهاي عالي آنان در نظر گرفتهاند.
باورهاي هوشي زير بناي قضاوت فرد در مورد دنيا و افرادي است که در آن زندگي ميکنند.
از نظر عده اي از محققان باورهاي هوشي به عنوان واسطهاي دروني است که ساختارهاي برجسته ذهني را براي شناخت- عاطفه و رفتار فراهم ميآورد. از اين رو ميتوان باورهاي هوشي را در درون بعد ثبات اسنادها قرار داد. زيرا آنها عمدتاً به تغيير پذيري توانايي هوشي ونيز موثر بودن يا نبودن تلاش در تمرين توانايي هوشي اشاره دارند. (د ونت- لگت- هيمن 1998)
اين باورهاي ما هستند که به دنياي اطرافمان سازمان ميدهند، به تجربه هايمان معنا ميبخشند و به طور کلي نظام رفتاري و معنايي هر فرد را تشکيل ميدهند. (دوئک)
به عبارت ديگر باورهاي شخصي هر فردي راجع به هوش ميتواند سبب افزايش يا کاهش توانايي هوشي او شود.
با توجه به اينکه اين تحقيق در نظر دارد به بررسي مقايسه اي باورهاي هوشي دانشجويان دانشگاه آزاد و دانشگاه رازي واحد کرمانشاه بپردازد ما بر آنيم که معلوم کنيم باورهاي هوشي اين دو دسته چه تفاوتهايي با هم دارد؟ در اين تحقيق جامعه آماري 100 نفر است که براي ارزيابي باورهاي هوشي آنان از پرسشنامه 14 سوالي که توسط بابايي(1377) ساخته شده است استفاده ميکنيم.
بنابراين آنچه در تحقيق حاضر براي پژوهشگر سوال است اين است که:
1- باورهاي هوشي دانشجويان دانشگاه آزاد و دانشگاه رازي با يکديگر چه تفاوتي دارد و چه تاثيري در موفقيت تحصيلي دانشجويان دارد ؟
اهميت و ارزش مسأله:
باورهاي هوشي به رفتار فرد جهت ميدهد و پيشبيني رفتار او را براي ديگران ممکن ميسازد. به عبارت ديگر باورهاي هوشي زيربناي قضاوت فرد در مورد دنيا و افرادي است که در آن زندگي ميکنند. باورهاي هوشي بر چگونگي تفسير فرد از شکست و پيشرفتهاي خود از يک سو و بر نهادينه کردن اهداف پيشرفت از سوي ديگر اثر ميگذارد(دويک).
بابايي(1377) در برسي رابطهي باورهاي هوشي در جهتگيري هدفي دانشآموزان تيزهوش و عادي گزارش ميکند که دانشآموزان و دانشجويان تيزهوش جهتگيري تبحرمدارتري نسبت به دانشآموزان و دانشجويان عادي دارند. وي همچنين به اين نتيجه رسيد که باورهاي هوشي جوهري به بهترين شکل جهتگيري هدفي، توانايي نسبي را پيشبيني ميکنند.
گود و براني(2003) دريافتند که دانشآموزان و دانشجويان زمانيکه احساس کنند موفق خواهند شد آنان احتمال تلاش کوشش مورد نياز براي موفقيت را درک کرده و افزايش ميدهند.
گود و براني(2003) اين قائده را ميان باورهاي هوشي و اهداف پيشرفت بررسي کردهاند. نتايج برخي پژوهشها حاکي از آن است که رابطهي مثبت و معناداري ميان باورهاي افزايشي در مورد هوش و اهداف تجربي وجود دارد(دويک و گنت 1998- استپاديک و گراسنيسکي 1996- خياباني 1381- حجازي عبدالوند و اماموردي 1382).
همچنين برخي پژوهشها نشان دادهاند دانشجوياني که داراي باورهاي ذاتي در مورد هوش هستند عمدتاً اهداف رويکرد عملکرد و اهداف اجتناب عملکرد را انتخاب ميکنند.
با توجه به مطالب ذکر شده تحقيق حاضر ميخواهد نشان دهد که باورهاي هوشي هر يک از دانشجويان چگونه و اين باور تا چه ميزان بر عملکرد آنان تأثير گذاشته است. همانطور که گفته شد بابايي معتقد است که دانشجويان و دانشآموزان تيزهوش جهتگيري تبحرمدارتري نسبت به دانشجويان عادي دارند. مطابق با اين ديدگاه در اين تحقيق ميخواهيم جهتگيري دانشجويان را مشخص کنيم.
تعريف مفهومي باورهاي هوشي:
باورها نظامهاي معنايي که دنياي فرد را سازماندهي ميکنند و به تجربيات او معنا ميدهند. باورهاي افراد نسبت به خودشان دنياي روانشناختي متفاوتي ايجاد ميکند که منجر به عملکرد متفاوت افراد در شرايط يکسان ميشود.باورها به فرد توانايي پيشبيني آنچه قرار است اتفاق بيفتد و پيشبيني رفتار او را براي ديگران ممکن ميسازد. (دوئک 2000)
باورهاي هوشي به عنوان يک مقوله انگيزشي که زير ساخت انگيزههاي افراد براي رسيدن به موفقيت در سطحي بالاتر است داراي اهميت اساسي است. ( ران- مون- فلدوسن 1998)
تعريف عملياتي باورهاي هوشي
به نمره اي که دانشجويان از پرسشنامه دريافت مي کند باورهوشي مي گويند.
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
مقدمه:
هوش يک مفهوم انتزاعي است. در واقع هيچگونه پايهي محسوس، عيني و فيزيکي ندارد.
هوش در حقيقت برچسب کلي براي گروهي از فرآيندهاست.
هوش از پاسخها و رفتارهاي آشکار افراد استنباط ميشود. پس بههمين دليل ميگوييم که هوش يک سازه است مثل حل مسأله.
دقت و سرعت عملکرد به هوش وابسته است. هوش زمان لازم براي انجام دادن يک کار را تعيين ميکند.
دانشمندان زيادي در مورد هوش نظريه ارائه دادهاند که در اين فصل سعي شده است به ارائه نظريههاي آنها و پيشينهي نظري هوش و باورهاي هوشي بپردازيم.
پيشينهي نظري هوش:
مسئله هوش بهعنوان يک ويژگي اساسي که تفاوت فردي را بين انسانها موجب ميشود از ديرباز مورد توجه بوده است. زمينه توجه به اين عامل هوش را در علوم مختلف ميتوان مشاهده کرد. براي مثال زيست شناسان هوش را بهعنوان عامل سازشي و بقاء مورد توجه قرار دادهاند. فلاسفه بر انديشههاي مجرد بهعنوان معناي هوش، متخصصان تعليم و تربيت بر توانايي يادگيري تأکيد داشتهاند.
در مقالهاي معتبر که در سال 1904 منتشر شد، چارلز اسپيرمن روانشناس بريتانيايي نخستين کوشش براي تحقيق در ساختمان هوش را با روشهاي تجربي و کمًي تشريح کرده است.
پيدايش مقياس هوش بينه- سيمون در سال 1905 بوده و بهدنبال آن تهيًه و استاندارد شدن مقياس استنفرد- بينه در سال 1919 در امريکا از فعاليًتهاي اوليًه بهمنظور تهيًه ضوابطي براي تشخيص و طبقه بندي افراد عقب مانده ذهني، روشهاي مختلفي را آزموده و به اين نتيجه رسيد که مهارتهاي کلامي فرد بهترين توانايي ذهني اوست. جالب آنکه بعدها نيز مهارت کلامي از عوامل اساسي توانايي ذهني شناخته شده و امروز نيز محتواي اکثر تستهاي هوش را مارد کلامي تشکيل ميدهد.
ترستون- ثرندايک- برت- گيلفورد- فيليپ و رنون از ديگر افرادي بودند که در زمينه هوش به تحقيق و بررسي پرداختهاهند.
در جنگ جهاني اوًل آزمون آلفا

Author: y7oozita

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *