به چه دلیل تنظیم هیجان مهمه؟

به چه دلیل تنظیم هیجان مهمه؟

هممون شکل های جور واجور مختلفی از هیجان­ها رو تجربه می­کنیم و می­کوشیم با توسل به روش­هایی موثر یا به درد نخور، با این هیجان­ها مقابله کنیم. مشکل اصلی، تجربه کردن اضطراب نیس، بلکه توانایی ما در شناسایی اضطراب، قبول کردن اون، به کار گیری آن در صورت امکان و ادامه دادن به کارکرد خود برخلاف وجود اضطرابه. بدون وجود هیجان­های جور واجور، زندگی ما هم بدون معنی، حس، غنا، شادی و رابطه با بقیه هستش. هیجان­ها، مطالبی رو درباره نیازها، شکست­ها، و حقوق ما در اختیار ما قرار می­بدن و انگیزه­ی لازم رو واسه ایجاد تغییر و فرار از موقعیت­های سخت به ما اعطا کرده و دلیل می­شن که دریابیم در چه زمانی احساس رضایت­مندی می­کنیم. با این حال، افراد پرشماری وجود دارن که فکر می کنند هیجان­هاشون اونا رو مستأصل کرده، از احساسات خود ترس دارن و توان مقابله ندارن، چون می گن که غم یا اضطراب­شون مانع از انجام رفتارهایی موثر می شه (لی هی[1]، 2010).

 

2-2-7- تنظیم هیجان چیه؟

تنظیم هیجان می تونه شامل هر نوع روش مقابله ای (دردسرساز یا انطباقی) باشه که فرد موقع رویارویی با شدتی ناخواسته از هیجان، ازش به کار گیری می کنه (گراس، 2008).

آدمایی که با تجربه پراسترس مقابله می کنن، افزایش شدت هیجان رو تجربه می کنن که خود می تونه دلیل دیگری واسه ایجاد استرس بوده و اندازه هیجان رو بیشتر از قبل زیاد کنه. با افزایش شدت این هیجانا ممکنه به سوء مصرف الکل و یا مواد مخدر روی بیارن، پرخوری کنن، بی خواب شن، به رفتارای جنسی اقدام ورزند یا خود رو به باد انتقاد بگیرن. وقتی که هیجانای اضطراب، غم یا خشم بوجود آیند، اون وقت روشای دردسرساز مقابله با شدت اون هیجان هستن که می تونن تعیین کنن تجربه زندگی پراسترس، زیاد شده و به روشای دردسرساز دیگری از مقابله منجر می شن یا نه. برهم خوردن تنظیم هیجانی، ممکنه دلیل شه که افراد لب به شکایت بگشایند، لب و لوچه شون از ناراحتی آویزون شه، و به بقیه حمله کرده و یا از اونا دوری گزیند. افراد ممکنه درباره هیجانای خود به نشخوار فکری بدن، و سسعی کنن به اصل واقعیت پی ببرن و همین امر دلیل می شه که بیشتر از قبل دچار افسردگی، تنهایی و نبود جنب و جوش شن  )گراس، 2008).

برهم خوردن تنظیم هیجان (بد تنظیمی هیجان)[2] رو بدین صورت تعریف می کنیم: سخت بودن یا ناممکن بودن مقابله با تجربه هیجان و یا پردازش اون. بد تنظیمی هیجان می تونه به شکل زیاد بیشتر از حد هیجان و یا غیرفعال شدن بیشتر از حد هیجان خودنمایی کنه. زیاد بیشتر از حد هیجان شامل هرگونه افزایش در شدت هیجانه که فرد مربوطه اون رو ناخواسته، مزاحم، مستأصل کننده، یا دردسرساز می انگارد. مواردی از افزایش هیجان که دلیل بروز هول، دهشت، آسیب، وحشت یا یه جور حس فوریت می شن مبنی براینکه فرد مستأصل شده و در تحمل هیجان با مشکلاتی روبروس، در اینجور معیارهایی می گنجند (لازاروس و فولکمن[3] 1984).

 

[1] .Leahy

[2] .Emotion dysregulation

[3]. Lazarus, Folkman

Author: 92