پایان نامه درباره حقوق کودک

دانلود پایان نامه

وبتا در ارتش ساخته شد.
آزمون آلفا آزمون کتبي بوده و آزمون بتا آزموني شفاهي است. اين آزمون براي کساني طراحي شده است که قادر به خواندن نبودند. و نيز اين آزمون بر روي بيش از دو ميليون سرباز انجام شد تا به تشخيص اينکه کدام فرد براي منحنيهاي رهبري و سمتهاي خاص مناسب است، به ارتش کمک کند. در جنگ جهاني اول اين آزمون درخارج از محيط ارتش مورد استفاده قرار گرفت.
هرچند از آغاز تمدًن تا کنون آدمي درباره ماهيًت هوش و اهميًت آن انديشه فراوان کرده است امًا بايد اذعان داشت که مطالعه علمي هوش از اواخر قرن 19 آغاز شد.
در دهه 1860 چارلز داروين نظريه تکامل گونهها را مطرح کرد. وي همچنين در مورد ويژگيهاي روانشناختي مثل خصوصيات عقلاني و احساسي نيز کنجکاو بود. چندي نگذشت که وي روي گروههاي انساني مثل: نوزادان، کودکان، بزرگسالان، ککند ذهنها و تيز هوشان شروع به مطالعه کرد، امًا مطالعات وي بيشتر بهصورت نظري بود.
در همان زمان هربرت اسپنسر و سرفرانسيس گالتون تحت تأثير نوشتههاي داروين در مورد منشأ تفاوتهاي انواع، اصطلاح لاتينهوش را بهکار بردند. آنها اين اصطلاح را براي اطلاق به تفاوتهاي افراد در توانشهاي ذهني در نظر گرفتند ( روحاني 1385 )
برخلاف اسپنسر گالتون با فلسفي نمودن ماهيًت هوش موافق نبودند. وي سعي کرد تا مبناي وراثتي آن را ثابت کند.( همان منبع ) وي براي اولين بار آزمايشگاهي تأسيس کرد که در آن مدارک و شواهدي در مورد اختلاف ذهني افراد بهصورت تجربي گردآوري کرد. ( گاردنر 1999 ).
امًا مطالعهي علمي اين موضوع با کارهاي آلفرد بينه، روانشناس فرانسوس در سال 1904 ميلادي يعني زماني آغاز شدکه وزارت آموزش فرانسه از او خواست تا وسيلهاي درست کند که به کمک آن دانشآموزان نيازمند کمکهاي ويژه فرانسه شناسايي شوند.( وولفلک 2004 ) ميگويد:
بينه با اين سؤال مواجه بود: چگونه ميتوان دانشآموزاني را که به آموزش ويژه و کمک اضافي نيازمندند در همان سالهاي نخست آموزش رسمي، بيش از آنکه در تحصيلات شکست بخورند شناسايي کرد؟
بينه يک فعال سياسي بود و به حقوق کودکان بسيار علاقه نشان ميداد.اومعتقد بود که در دست داشتن يک ابزار عيني براي تشخيص توانايي يادگيري ميتواند کودکان خانوادههاي فقير را که قرباني تبعيض هستند و برچسب کند آموز به آنان زده ميشود از اينکه مجبور به ترک مدرسه شوند،حمايت نمايد. بدين منظور بينه به کمک دستيار خود تئودور سيمون نخستين آزمون عيني هوش را درست کرد. آزمون بينه و سيمون براي کودکان 3 تا 13 سال ساخته شد. به کمک اين آزمون براي هر کودک يک سن تقويمي ( سن ذهني ) تعيين ميشد. بهعنوان نمونه کودکي که ميتوانست سؤالهايي که اکثريت 6 سالهها به آن جواب داده بودند، جواب دهد نمره سن عقلي 6 دريافت ميکرد. صرفنظر از اينکه وي 4- 6- يا8 سال داشت.
هرچند که آزمونهاي هوشي بينه در اصل براي سنجش توانايي يادگيري دانشآموزان داراي مشکلات تحصيلي ساخته شد، امًا بعدا براي استفادههاي افراد معمولي بازسازي شد. و بهصورت يک آزمون هوشي معروف و قابل استفادهي عموم در آمده.
بعدها آزمون بينه و سيمون به ايالات متحده آمريکا برده شد و در آنجا بوسيله لوئيس ترمن، استاد دانشگاه استنفورد در کاليفرنيا به انگليسي ترجمه شد و با شرايط جامعهي آمريکا استانداردشد و به آزمون استنفورد بينه شهرت يافت. ( سيف 1389 )
تعاريف مفهومي هوش:
هوش توانايي تفکر انتزاعي،توانايي يادگيري استعدادها، حل مسأله و تمرکز و تداوم در بکار انداختن تواناييها براي رسيدن به يک هدف مطلوب. واژه هوش کيفيت پديدهاي را بيان ميکند که داراي حالات انتزاعي بوده و قابل رؤيت نيست. عليرغم تحقيقات زيادي که در اين زمينه صورت گرفته است، بعلت دارا بودن ويژگيهاي ذکر شده تعريف آن مشکل است و از اين رو تعاريف متعددي از آن ارائه شده است.
عدهاي از صاحبنظران معتقدند که براي هوش سه دسته تعريف ميتوان ارائه کرد:
عملي- تحليلي- کاربردي
تعاريف عملي:
افرادي که تعاريف عملي را براي هوش ارائه ميدهند، هوش را قابليتي ميدانند که سبب موفقيّت تحصيلي ميشود و بهعبارت ديگر در اين تعاريف هوش استعداد تحصيلي بهشمار ميرود.
تعاريف تحليلي:
ارائه دهندگان تعاريف تحليلي هوش را بهصورت توانايي استفاده از پديدههاي رمزي يا توانايي سازگار شدن با موقعيتهاي تازه تعريف ميکنند و يا تشخيص حالات و کيفيت عوامل محيطي ميدانند.
تعاريف کاربردي:
ارائه دهندگان تعاريف کاربردي اشاره دارند که هوش پديدهاي است که از طريق آزمونهاي هوشي سنجيده ميشود.
فرهنگ فلسفي لالاند laland هوش را چنين تعريف ميکند: هوش مجموعه کليه اعمالي است که موضوع آن شناسايي در حدّ وسيع کلمه است.
رابرت نيز در فرهنگ خود هوش را مجموعهاي از اعمال رواني ميداند که موضوع آنها شناسايي ادراکي وعقلي است. ( نوربها 1386 ).
همچنين از نظر وکسلر هوش عبارت است از: تفکر عاقلانه، عمل منطقي و رفتار مؤثر در محيط. بنابراين هوش بارزترين فعاليّت قواي ذهني بشر است که قدرت سازگاري او را با محيط فراهم ميسازد. (شمس اسفند آباد 1384)
پياژه ( 1960 ) در تعريف هوش ميگويد:
هوش عبارت است از حالت تعادلي که کليّه استعدادهاي سازشي پي در پي از انواع حسي و حرکتي و نيروهاي شناختي و اکتسابي و همچنين کليّهي تبادلات جزئي و انطباقي که بين چشم و محيط صورت ميگيرد و بدان گرايش پيدا ميکند.
ديويد وکسلر از معروفترين کساني است که تعريف نافذي از هوش ارائه نموده است. از نظر وي: هوش عبارت است از توانايي کلي وجامع در فرد که باعث تفکر منطقي، فعاليّت هدفمند و سازگاري با محيط ميشود. در نظر وي هوش يک توانايي جامع است : يعني مرکب از عناصر يا اجزائي است که بهطور کامل مستقل از هم نيستند و نشانه هوشمندي فرد آن است که ميتواند بهصورت منطقي بينديشد و اعمال برخواسته از هوش او اعمالي است هدفدار. و توانايي هوش به فرد اين امکان را ميدهد که خود را با شرايط محيط انطباق دهد.
آلفرد بينه روانشناس فرانسوي ميگويد :
هوش آن چيزي است که آزمونهاي هوشي آن را ميسنجد و باعث ميشود افراد عقب مانده ذهني از افراد طبيعي متمايز شوند. طبق تعريف ديگر هوش توانايي يادگيري و کاربرد مهارتهاي لازم براي سازگاري با نيازهاي فرهنگ و محيط فرد است و معيار با هوش بودن در جوامع مختلف يکسان نيست.
ريموند کتل هوش را با توجه به توانايي يا استعداد کسب شناختهاي تازه و سپس تراکم شناختها در طول زندگي ( يعني کاربرد شناختهاي قبلي در حل مسأله) بدين صورت تعريف ميکند:
مجموعه استعدادهايي که با آنها شناخت پيدا ميکنيم، شناختها را به ياد ميسپاريم و عناصر تشکيل دهنده فرهنگ را بهکار ميبريم تا مسائل روزانه را حل کنيم و با محيط ثابت و در حال تغيير سازگار شويم.
همانطور که مشاهده ميشود عمده اين تعاريف به سه گروه عملي- تحليلي- کاربردي تقسيم ميشوند که به ترتيب نتيجه عملي هوشمند در زندگي، تجزيه عوامل تشکيل دهنده هوش و سنجش از طريق آزمونهاي هوش را مد نظر قرار ميدهند.
مفهوم باورهاي هوشي
باورهاي هوشي افراد را به عنوان سبکهاي عالي آنان در نظر گرفتهاند.باورهاي فرد نسبت به مفهوم هوش با نظريه ضمني، دانشي است که در ذهن هر فرد درباره مفهوم و ماهيّت هوش ساخته ميشود. ( اشتنبرگ )
دوئک دو نظريه هوش را شناسايي کرده است:
1- هوش يک خصيصه ثابت، غير قابل کنترل و مادر زادي است که کيفيتي ثابت و غير قابل کنترل دارد که به سختي تغيير ميکند. افرادي که باور به نظريه ذاتي دارند، افرادي هستند داراي قضاوتهاي غير منعطف، ناديده گرفتن تواناييها و محدود کردن مسيرهاي دستيابي به هدف هستند. آنها داراي تلاش محدود هستند و از رويارويي با چالشها و موقعيتهاي دشوار دوري ميکنند.
2- نظريه افزايشي: در مقابل افراد معتقد به نظيه افزايشي، هوش را يک ويژگي قابل تغيير، افزايشي و قابل کنترل در نظر ميگيرند. از نظر آنان تلاش استفاده بهينه از توانايي هوش را ممکن ميسازد. آنان بر بهبود تواناييهاي خود تأکيد دارند و براي رسيدن به هدف تلاش ميکنند، و نيز دنبال موقعيتهاي چالشي هستند. (مارين و دوپيرات )
عوامل مؤثر بر هوش:
از عوامل مؤثر بر هوش تغذيه و ديگر شرايط دوران بارداري است. تغذيه مناسب در اين دوران و رعايت بهداشت حسمي و روحي مادر، تأثير مهمًي بر هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوش والدين، تغذيه دوران کودکي ونوزادي، شرايط و امکانات محيطي، نوع ارتباط والدين با کودک، از ديگر عوامل مؤثر بر رشد و شکوفايي هوش بهشمار ميروند.
عوامل محيطي مثل: وجود محرکات مناسب در محيط پرورش کودک که او را به کنجکاوي و کنکاش وا ميدارد، در بروز و ظهور و شکوفايي هوش وي نقش اساسي دارد.
انواع آزمونهاي هوش:
تست بينه بهعنوان قديمي ترين آزمون براي سنجش هوش شناخته ميشود که به آزمون استنفرد- بينه شکل تجديد نظر شده است که به فارسي نيز برگردانده شده است. تست ريون از ديگر آزمونهاي هوش است که به لحاظ سهولت اجراء معروف است. آزمون وکسلر که آزموني پيشرفته است براي سنجش ابعاد مختلف هوش بهکار ميرود،آزمون دقيقي است که براي گروههاي سني خردسالان وکودکان و بزرگسالان، فرمهاي مجزايي دارد.
طبقات هوش:
با توجه به نمرات حاصل از اجراي آزمونهاي هوشي و تعيين بهره هوشي، افراد در طبقات مختلف قرار ميگيرند.
در طبقه بنديهاي گذشته افراد داراي هوش پايين در طبقات کودن، کانا و کاميو قرار ميگرفتند.
امروزه ديگر اين طبقه بندي رايج نيست و از طبقه بندي عقب مانده ذهني، بهره هوششي پايين، متوسط و بالا استفاده ميشود.
علاقهمندي انسان به پديده هوش انسان به هزاران سال پيش باز ميگردد. آزمونها براي سنجش هوش افراد شناخته ميشود. در اين قسمت با انواع آزمونها آشنا خواهيم شد:
1) آزمون بينه:بهعنوان قديميترين آزمون براي سنجش هوش شناخته ميشود که آزمون استنفرد بينه شکل تجديد نظر شده آن است.
2) آزمون ريون: از ديگر آزمونهاي هوشي است که به لحاظ سهولت اجرا معروف است.
3) آزمون وکسلر: آزمون پيشرفته براي سنجش ابعاد مختلف هوش است. آزمون دقيقي است. براي گروههاي سني خردسالان، کودکان و بزرگسالان فرمهاي مجزايي دارد.
ويژگيهاي اصلي آزمونهاي هوشي:
استاندارد بودندر مورد آزمونهاي هوشي استاندارد بودن دومعنا دارد. در معناي اول استاندارد بودن يعني نورم يا هنجار داشتن. به سخن ديگر همهي آزمونها بايد گروههاي وسيعي از آزمودنيها به اجرا در آيد نمره ميانگين و نمرات بالاتر از ميانگين معلوم شود.
در معناي دوم استاندارد بودن استاندارد بودن يعني اينکه شيوهي اجراي آزمون کاملاً مشخص باشد و هميشه به يک صورت انجام گيرد. شرايط آزمون بايد در دفترچه آزمون بهطور واضح و دور از ابهام توضيح داده شود.
همهي آزمودنيها بايد دستورالعمل يکساني دريافت کنند و به سؤالات يکسان در زمان و شرايط يکسان پاسخ دهند. منظور از استاندارد بودن شرايط اجرا اين است که تفاوتهاي مشاهده شده در نتايج آزمونها بايد به تفاوتهاي استعدادهاي آزمودنيها نسبت داده شود نه تفاوت در روش اجرا، نوع سؤالات، تعداد سؤالات و شرايط اجرا.
سودمندي آزمونهاي هوشي:
1)آزمونهاي هوشي ميتوانند عملکرد تحصيلي کوتاه مدت را به دقت پيش بيني کنند.اگرچه اغلب براي پيشبينيهاي دراز مدت نيز بهکار رفته شدهاند اما دقت اينگونه پيشبينيها به سبب وجود متغيرهاي مداوانه نگر و کنترل ناپذير، کمتر است.
2) درباره قوت و ضعف شناختي نسبت خيلي اطلاعات ارزش در اختيار ميگذارد.
3) از طريق تعاملهاي درمانجو با آزمايش کننده و موارد آزمون ميتوان درباره ويژگيها

Author: y7oozita

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *