پایان نامه ارشد درمورد ظاهر و باطن، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه

متشابه، متضمّن وعده‌ووعید، نازل کرده است.
علّامه در ذیل آیه یادشده می‌گوید: مقصود از مثانی، همان انعطاف و بازگشت برخی آیات به یکدیگر است که یکی مبین دیگری است، برخی صاحب‌نظران نیز تفسیر قرآن به قرآن را «مقابله آیات با یکدیگر و شاهد همدیگر قراردادن و استدلال طرفین به آیات برای شناخت مراد خدا» دانسته‌اند110.
مؤلف نسیم حیات درباره واژه «مثانی» آورده: و این تکرارها چون تعابیر مختلف است می‌تواند یکدیگر را تفسیر کند، تکرار قصص و پند ها در تربیت انسان کارساز است111.
ذکر نمونه اول: مقصود از ظلم در آیه 82 انعام
«الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ …» ﴿الأنعام‏، 82﴾ کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده‏اند
عدّه ای از مفسّران گفته‌اند: مراد از ظلم، همان شرک است. لقمان به فرزند خود می‌فرماید: «وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» ﴿لقمان‏، 13﴾ و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش درحالی‌که وى او را اندرز مى‏داد گفت: «اى پسرک من، به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است»112
ذکر نمونه دوم-«…یُسْقَى مِنْ مَاءٍ صَدِیدٍ» ﴿ابراهیم، 6﴾ به او آبى چرکین نوشانده مى‏شود «یَتَجَرَّعُهُ وَ لاَ یَکَادُ یُسِیغُهُ…» ﴿ابراهیم، 17﴾ آن را جرعه‌جرعه مى‏نوشد و نمى‏تواند آن را فرو برد.
احمد بن حنبل و ترمزی از ابی امامه و وی از رسول خدا (ص) نقل کرده که ایشان فرمودند: به دهانش نزدیک می‌شود و وی از آن نفرت می‌کند. چون نزدیک‌تر بشود صورتش کباب گردد و پرست از سرش برآید. هنگامی‌که از آن ننوشد امعاء و احشاء او متلاشی کرده و از پستش خارج می‌شود خدا می‌فرماید: «…سُقُوا مَاءً حَمِیماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ‌ » ﴿محمد، 15﴾ «آبى جوشان به خوردشان داده مى‏شود روده‏هایشان را از هم فروپاشد؟»

2-2- قواعد تفسیری نسیم حیات
همان‌گونه که در فصل اول ذیل تعریف واژگان کلیدی اشاره شد قوانین کلی که واسطه استنباط از آیات قرآن قرار می‌گیرند، مخصوص آیه یا سوره‌ای خاص نیست؛ به عبارت دیگر، قوانین کلی، حد وسط و کبرای قیاس در هنگام استنباط مطالب تفسیری از آیات قرآن قرار می‌گیرند.
در این فصل از تحقیق حاضر به این قواعد پرداخته و تفسیر نسیم حیات را از این زاویه مورد بررسی قرار می‌دهیم. در مورد قواعد تفسیری نیز در کتب مختلف مقدمات تفسیر، مطالب فراوانی می‌توان یافت و موارد متعددی از انواع قواعد را بر شمرده‌اند که ما به تناسب ارتباط با محتوای تفسیر نسیم حیات به ذکر ده مورد از آن‌ها بسنده می‌کنیم:
2-2-1- فهم ادبیات عربی زمان نزول
هر پیامبرى به زبان قومش سخن مى‏گوید، به این حقیقت قرآن نیز تصریح دارد که: «ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا به لسان قَوْمِهِ‏…» ﴿ابراهیم، 4﴾ و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] براى آنان بیان کند
استاد بهرام پور در زمینه فهم ادبیات عربی زمان نزول ویژه ای دارد برای همین به ذکر نمونه ای می پردازد:
در آیه شریفه‏ «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً»﴿المرسلات‏، 25﴾ «مگر زمین را محلّ اجتماع نگردانیدیم؟»برخى واژه «کفات» را به معناى پرواز کننده دانسته و از این آیه حرکت انتقالى زمین را استفاده کرده‏اند، ولى در این‏گونه موارد اگر ثابت شود که این معنا از معانى جدیدى است که در زمان‌های متأخر از عصر نزول پدید آمده، تفسیر آیه شریفه بر اساس آن و استفاده حرکت انتقالى زمین از این آیه نادرست است. آنچه گذشت به یک نوع از تحول معنایى واژه‏هاى قرآنى مربوط است که در اثر وضع تعیینى یا تعیّنى رخ مى‏دهد، ولى برخى نویسندگان معاصر از نوعى دیگر از تحول معنایى به‌کاررفته در واژه‏هاى قرآن سخن به میان آورده‏اند که به بررسى آن مى‏پردازیم113.
واژه «کفات» در آن زمان معنایش نزدیکتر به عصر نزول بود اما امروزه این واژه معنایش فرق کرده است و استاد بهرام پور ارتباطش را با زمان نزول بیان کرده است.
2-2-2- مطالعه تفاسیر مختلف خصوصاً تفاسیر اهل‌بیت
اطلاع بر تفاسیر مختلف به ویژه تفاسیر اهل‌بیت (ع) اهمیت بالایی دارد. اگر این گام برداشته شود، سختی‌ها را هموارساخته و روشنگر این راه خواهد بود. اهل‌بیت (ع) نزدیک‌ترین مردم به رسول خدا (ص) و داناترین به آنچه در کتاب خدا هست و آگاه‌ترین مردم به ظواهر و باطن‌های قرآن می‌باشند.
استاد بهرام به تفاسیر اهل بیت(ع) اهتمام ویژه ای داده است بنابراین به این نمونه اشاره شده است:
به طور مثال در ذیل آیه 87 سوره مائده «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ‌ » «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چیزهاىِ پاکیزه‏اى را که خدا براى [استفاده] شما حلال کرده، حرام مشمارید و از حدّ مگذرید، که خدا از حدّ گذرندگان را دوست نمى‏دارد.»
روزی پیامبر اکرم (ص) درباره رستاخیز و وضع مردم در محکمه قیامت، موضوعات تکان‌دهنده‌ای بیان فرمود. این بیانات، مردم را متأثر کرد و عده‌ای گریستند و جمعی از بزرگان صحابه، مانند علی (ع)، ابوبکر، عبدالله بن مسعود، ابوذر، سالم مولی ابوحذیفه، عبدالله بن عمر، مقداد، سلمان و معقل تصمیم گرفتند روزها صائم و شب‌ها قائم باشن
د و پاره‌ای از لذایذ و راحتی‌ها را بر خود حرام کنند و به جای آن به عبادت بپردازند.
امیرالمؤمنین قسم خورد که شب‌ها کمتر بخوابد و به عبادت مشغول باشد، «بلال» تصمیم گرفت همه‌روزه صائم باشد، «عثمان بن مظعون» سوگند یادکرد که به همسرش نزدیک نشود و به عبادت بپردازد- این «قَسَم» غیر مشروع و باطل است.
روزی همسر عثمان نزد عایشه آمد. عایشه به او که زنی صاحب جمال بود گفت: چرا به خودت نمی‌رسی و زینت نمی‌کنی؟
گفت: برای چه کسی زینت کنم؟ همسرم مدتی است که مرا ترک گفته و رهبانیت پیش گرفته است. این سخن به گوش پیامبر (ص) رسید، دستور داد همه در مسجد جمع شوند پیامبر (ص) بالای منبر رفت و فرمود: چرا برخی از شما چیزهای پاکیزه را بر خود حرام کرده‌اید؟ من سنت خود را برای شما بازگو می‌کنم، هرکس از آن روی گرداند از من نیست.
من قسمتی از شب را می‌خوابم و با همسرانم نزدیک می‌شوم و همه روزها را روزه نمی‌گیرم. آگاه باشید، من هرگز به شما دستور نمی‌دهم که مانند کشیشان مسیحی و رهبانان، ترک دنیا بگویید، زیرا این‌گونه کارها در آیین من نیست. رهبانیت امت من در جهاد است. بر خود سخت نگیرید، زیرا جمعی از گذشتگان شما بر اثر سخت گرفتن بر خود، هلاک شدند. آن‌ها که قسم‌خورده بودند این امور را ترک کنند برخاستند و گفتند: ای رسول خدا! سوگند ما چه می‌شود؟ آیات فوق نازل شد و به آن‌ها پاسخ داد.114
2-2-3- توجّه به شأن و سبب نزول
شأن نزول یا سبب نزول یعنى جریان یا موضوعى که موجب نزول یک یا چند آیه شده است و یا در پاسخ به سؤالى است که از پیامبر خدا (ص) کرده‏اند و یا در توضیح مطلبى آیاتى نازل گردیده است؛ و بدون شک این سبب همزمان با وحى بوده است. کتب تفسیر شأن نزول آیات را در بحث مربوط مورد گفتگو قرار داده‏اند. البته چنین نیست که تمام آیات نازل‌شده بر پیامبر گرامى باید داراى شأن نزول باشند، بلکه آیاتى نیز وجود دارد که ابتدا و بدون هیچ زمینه قبلى و بدون هیچ انگیزه و موجبى بر رسول اکرم (ص) نازل گردیده است. این قسم آیات غالباً شامل بیان حوادث امّت‌های گذشته و یا اخبار غیبى و مسائل مربوط به بعث و قیامت و بهشت و دوزخ و افکار و عقاید است.115و استاد بهرام پور در زمینه شأن نزول توجه ویژه ای دارد برای همین به ذکر نمونه ای می پردازد:
«وَ آتُوا الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَ لاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوباً کَبِیراً» ﴿النساء، 2﴾ و اموال یتیمان را به آنان [بازدهید] و [مالِ] پاک و [مرغوب آنان] را با [مال] ناپاک [خود] عوض نکنید; و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است.
شأن نزول: شخصی پس از وفات برادر ثروتمندش به عنوان سرپرست یتیم برادر، مسئولیت آن‌ها را به عهده گرفت. هنگامی که یتیم به بلوغ رسید، از دادن حق او امتناع ورزید. این موضوع به اطلاع پیامبر (ص) رسید و این آیه نازل گردید116.
ذکر نمونه دوم (جریان مسجد ضرار و منافقان): در آن روزها که پیامبر (ص) عازم جنگ تبوک بود گروهى از منافقان نزد حضرت آمدند و عرض کردند: به ما اجازه بده مسجدى در میان قبیله بنى سالم در نزدیک مسجد قبا بسازیم تا بیماران و پیران و از کار افتادگان در مواقعى که توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند در آنجا فریضه اسلامى خود را بجاى آورند. حضرت به آن‌ها اجازه داد. آن‌ها اضافه کردند که خود شما بیاید و نمازى در آنجا به پای دارید.
پیامبر فرمود: من فعلاً عازم سفرم و هنگام بازگشت با خواست خدا به آنجا خواهم آمد. پیامبر از تبوک بازگشت طبق قرار منافقان نزد آن حضرت آمدند و گفتند:
تقاضا مى‏کنیم که به مسجد ما بیایی و نماز را در آنجا بگزارى و از خداى تعالى بخواهى که به ما برکت دهد. هنوز پیامبر به دروازه مدینه نرسیده بود که پیک وحى آمد و پرده از نیات منافقان برداشت و آیاتى را که ابتداى آن آیه شریفه زیر هست آورد.
«وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصَاداً لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ‌ » ﴿التوبه، 107﴾ «و آن‌هایی که مسجدى اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهى است براى کسى که قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود ، و سخت سوگند یاد مى‏کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم . [ولی] خدا گواهى مى‏دهد که آنان قطعاً دروغگو هستند.»
گروه دیگر از منافقان کسانى هستند که مسجدى را ساختند براى زیان رساندن به مسلمانان و تقویت کفر، براى تفرقه میان مؤمنان و جهت کمینگاهى براى کسانى که قبلاً باخدا و رسولش به دشمنى و محاربه برخاسته بودند. این منافقان سوگند یاد مى‏کنند که ما نظرى جز نیکى و خدمت به اسلام نداشتیم. ولى خداى تعالى گواهى مى‏دهد که آن‌ها دروغ گو مى‏باشند.
در پى این آیات، رسول خدا (ص) دستور داد که آن مسجد را آتش بزنند و بقایاى آن را ویران کنند. با این جریان، بناى مسجد ضرار سببى از اسباب نزول آیه فوق و آیات بعد از آن شد.117
2-2-4- توجّه به ظاهر و باطن آیات
قرآن کریم داراى دو لایه است: یکى لایه سطحى و ظاهرى و دیگرى لایه عمیق و باطنى. در برخى روایات تا هفت بطن براى آیات قرآن مطرح شده است. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و اهل‌بیت معصومش از ظاهر و باطن قر
آن همه به طور کامل آگاه بوده‏اند.
عبدالله بن مسعود گوید: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. هیچ حرفى از آن نیست، مگر اینکه داراى ظاهر و باطنى است و علم ظاهر و باطن نزد على بن ابی‌طالب است. در روایت دیگرى نیز امام باقر علیه‌السلام مى‏فرماید: کسى غیر از اوصیا نمى‏تواند ادعا کند که تمام قرآن، اعم از ظاهر و باطنش نزد اوست. محدوده‏هاى دیگرى از جمله «علم به تأویل قرآن»، «علم به اسم اعظم» «آشنایى با همه زبانها» و … از گستره علوم اهل‌بیت علیهم السلام است118 و استاد بهرام پور در زمینه ظاهر و باطن آیات توجه ویژه ای دارد برای همین به ذکر نمونه ای می پردازد:
1. «…و فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ….» ﴿النحل‏، 43﴾ از پژوهندگان کتاب‌های آسمانى جویا شوید. تفسیر نسیم حیات: اهل ذکر یک مفهوم وسیعی دارد در این آیه ظاهراً علمای اهل کتاب مورد نظر است ولی در معنای باطنی آن همه آگاهان و دانایان را شامل می‌شود و آیه بر این حقیقت دلالت دارد که هرکس چیزی را نمی‌داند باید به متخصّص مراجعه کند

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *