ویژگیهای دوره افسردگی اساسی  

ویژگیهای دوره افسردگی اساسی  

نشونه‌های هیجانی دوره افسردگی اساسی، خُلق ملول رادربردارندکه شدت اون ازناامیدی‌های معمولی وهیجانهای غم انگیزه بعضی وقتا وبیگاه زندگی روز مره،بیشتراست.این ملالت می تواندبه صورت دلتنگی شدیدیابی علاقگی زیادبه جنبه‌های قبلاًلذتبخش زندگی،پدیدارشود.دربرخی موارد،دلیل افسردگی، تجربه داغدیدگی به خاطرازدست دادن فردی عزیزاست.هرچند افسردگی شدیدبعدازمرگ فردی عزیز،طبیعیه، اماچنانچه غم توانکاه بیش ازحدطولانی باشه(بیش از2ماه )،مشکل خُلقی حساب می شه.بااین حال، خیلی ازدوره‌های افسردگی اساسی رارویدادخاصی به وجودنمی بیاره.این واقعیت که غم شدیدبدون رویدادمشخصی ایجادمی شه،بیشتر باعث می شه که باعث مبتلابه یکی ازاین دوره‌هااحساس کننددرهم کوفته وسردرگُم هستن.معمولاًزندگی فرددردوره افسردگی اساسی، به دلیل اختلالی که درکاروخانواده اوایجادمی شه، به آشوب کشیده می شه.علایم جسمانی دوره افسردگی اساسی، نشونه‌های تنی یابدنی نامیده می شن.فردمبتلا،خسته وبی رمقه وکُندشدن حرکات جسمانی راتجربه می کندکه کُندی روانی –حرکتی [1]اسمشه.بعضی افرادافسرده، نشونه متضادبی قراری روانی –حرکتی[2]نشون می بدن؛درنتیجه، رفتارآنهاجنون آمیزاست. درصورتی که این رفتارهاعجیب وغریب وافراطی باشن،باعنوان کاتاتونیک توصیف می شن.آشفتگیهایی درخوردن نیزشایعه، به طوری که فردازالگوی عادی اشتهامنحرف می شه،یاازخوردن غذاخوداری می کندیادرخوردن غذاهای معمولاًشیرین یاحاوی کربوهیدرات، زیاده روی می کند.افراددردوره افسردگی تغییرقابل توجه ای درالگوهای خواب نشون می بدن،به طوری که یاخیلی بیش ازاندازه عادی می خوابند یادچاربی خوابی می شن.درواقع، درافرادی که دوره افسردگی اساسی راتجربه می کنن،تغییرات چشمگیردرالگوهای خواب EEG،بیانگرآشفتگیهای درتداوم خواب، بی خوابی متناوب، وبیداری صبح زوداست.آشفتگیهایی نیزدرخواب REMشایعه که چندشکل می گیرند.برای مثال، درطول خواب REM،حرکات چشم بیشتراست ومدت خواب REMدراوایل شب افزایش می یابد.این نابهنجاریهادرخواب، معمولاًقبل ازشروع دوره افسردگی اساسی مقدماتی دربین افرادی واقع می شوندکه درمعرض خطرابتلا به مشکل خُلقی قراردارند،مانندخویشاوندان درجه اول افرادی که افسردگی اساسی راتجربه کرده ان. علاوه براین، افراددردوره افسردگی اساسی به نشونه‌های شناختی ای گرفتار هستندکه ازجمله آنهامی توان به نگاه بسیارمنفی نسبت به خودکه باعزت نفس پایین واین احساس که اونا سزوارتنبیه شدن هستن،اشاره کرد.چون آنهابی معطلی به اشتباهات گذشته دل مشغول ان،خودرامحکم به احساس گناه می دانند.ازآنجایی که اونا نمی توانندبه روشنی فکریا تمرکز کنن،در موردحتی بی اهمیت ترین مسایل، قدرت تصمیم گیری ندارن.فعالیتهای که همین چندهفته گذشته علاقه آنهارابرمی انگیختند،حالا هیچ جاذبه ای ندارن.احساس ناامیدی ونگرش منفی باعث می شودخیلی ازاین افرادبه افکارمرگ دل مشغول شن و با فکرکردن به خودکشی یادست زدن به اون، راهی برای گریختن پیداکنند..نشونه‌های دوره افسردگی اساسی معمولاًکم کم، ظرف چندروزیاچندهفته آشکارمی شن.بعضی افرادگزارش می دهندکه قبل ازنشانه‌های تموم عیارافسردگی، گاهی به مدت چندماه به طورمحسوس مضطرب واندکی دپرس بودن.بعدازاینکه دوره فعال افسردگی اساسی آغازمی شه، آنهابه مدت 2هفته یاچندماه، دچارنشانه‌های اون می شن.بیشتر دوره‌های افسردگی اساسی، درصورتی که درمان نشن،بعداز6ماه دوره خودرامی گذرانندواغلب افرادبه عملکردطبیعی برمی گردند.بااین حال،بعضی ازنشانه‌ها،درتقریباًیک چهارم افرادشدیداًدپرس، چندماه یاحتی چندسال ادامه می یابند. (‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).

[1]-Psychomotor retardation

[2] -Psychomotor agitation

Author: 92