نوروفارماکولوژی چیه؟

دانلود پایان نامه

نوروفارماکولوژی

مواد افيوني: اين گروه از مواد از طريق سه گروه گيرنده عمل مي کنن: گيرنده هاي مو اپیود درتنظيم خاصيت ضد درد و تضعيف تنفس و يبوست و وابستگي نقش دارن. گيرنده هاي کا اپیود علاوه بر خاصيت ضد درد مدر و بیحالی زا هستن و گيرنده هاي ∂ اپیود با خاصيت ضد درد درارتباط هستن، گيرنده ي چار هم بانام اورفان [1] شناخته شده كه در کل هر چار گيرنده با درد در رابطه ان. هر ماده اي اگونيستي كه بتونه به طور اختصاصي به هر يك از گيرنده هاي اپيوئيدي وصل شده و اثري ايجاد كند اپيوئيد حساب مي شه .داروهايي هم كه به اين گيرنده هاي وصل مي شن و اثري توليد نمي کنن آنتاگونيست اپيوئيد حساب مي شه. اثر اپيوئيدهاي مورد سوء مصرف آگونيست گيرنده مو اپیود بوده خواص فارموكولوژيك شبيه مرفين دارن و بر درد، خلق، اعمال هيپوتالاموس و عضلات دستگاه گوارش تاثیردارن. حالت راش [2] يا فلاش [3] هم در اثر تزريق ماده رخ ميدهد كه معتادان اون رو شبيه ارگاسم مي دانند. اما آگونيست هاي گابا به جاي ايجاد تزريق ماده رخ مي بده كه معتادان اونو شبيه ارگاسم مي دانند. اما آگونيست هاي گابا به جاي ايجاد سرخوشي توليد كج خلقي مي کنن.

سازمان دارو و غذاي ايالات متحده بعضی از آگونيست هاي گيرنده افيوني در طول  عمرحدود 3/1 درصده. در ايالات متحده تخمين زده مي شه حدود 800000 نفر مصرف كننده هرويين باشن و حدود 3 ميليون نفر دست کم يكبار مصرف هرويين رو تجربه كرده باشن. اين مورد رو حتي براي مصارف پزشكي ممنوع اعلام كردهه.

كديين و آسپرين از آگونيست هاي گيرنده مو اپیود هستن كه فقط پایین نظارت كامل پزشكي قابل مصرف مي باشن. مواد افيوني درونزاد شامل پروانكفالين[4]، اندروفينا، پرودينورفين[5] ، آندومورفين[6]  و پروازفانين [7] هم با درد و انتقال عصبي رابطه داره. تحريك ناحيه ي تگمنتل شكمي تا قشر مخ و سيستم ليمبيك هم در ايجاد خاصيت پاداش دهندگي  مواد افيوني مؤثره) نادري و همكاران، 1387).

با هذيان پارانوييد و توهم هاي لامسه همراهه و هم ملات  پانيك مثل پيامدهاي مصرف كوكايين هستن (چارلز[8] و همكاران، 2011).

4-2 ملاكهاي (دی. اس. ام- 5 ) براي مسموميت با مواد

الف) پيدايش يك سندرم برگشت پذير مخصوص ماده در نتيجه مصرف (يا مواجه) اخير يك ماده.

توجه: مواد جور واجور ممكنه سندرم هاي يكسان يا مشابه به وجود بیارن.

ب) تغييرات غيرانطباقي رفتاري يا روانشناختي قابل توجه باليني كه نتيجه تأثير مواد بر دستگاه عصبي مركزي هستن (مثل ستيزه جويي، بي ثباتي خلق، تخريب شناختي، مشکل قضاوت، مشکل كاركرد اجتماعي يا شغلي) علاوه بر مصرف مواد به فاصله اي كوتاه پس از آن ظاهر مي شن.

پ) علايم ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و يك مشکل رواني ديگر توجيه بهتري براي اونا نيست. (كاپلان سادوك، 2007).

5-2 ملاك هاي (دی. اس. ام- 5) براي ترك مواد

الف) پيدايش يك سندرم مختص ماده اي خاص در نتيجه قطع (يا كاهش) مصرف زياد و طولاني يك ماده

ب) سندرم مخصوص ماده ناراحتي قابل توجه باليني ايجاد كرده يا موجب تخريب عملكرد اجتماعي، شغلي يا ساير بخش هاي مهم عملكرد مي شه.

پ) نشونه هاي ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و طبق يك مشکل رواني ديگر قابل توجيه نیستن (كاپلان و سادوك، 2007).

6-2 ملاكهاي تشخيصي (دی. اس. ام- 5)  براي سوء مصرف مواد

الف) الگوي غيرانطباقي مصرف مواد كه موجب ناراحتي يا تخريب قابل توجه باليني شده و با يك يا چند علامت از علايم پایین كه در طول يك دوره 12 ماهه روي مي بدن خودنمایی مي كند:  مصرف زیاد مواد كه باعث ناتواني در برآوردن تعهدات کلی مربوط به نقش فرد در كار، مدرسه يا خونه مي شه. (مثل غيبت هاي زیاد يا عملكرد ناتوون شغلي مربوط به مصرف ماده، غيبت، تعليق يا اخراج از مدرسه به دليلي مصرف مواد، مسامحه نسبت به فرزندان و خونه).

مصرف زیاد مواد در موقعيت هايي كه درآنها مصرف ماده از نظر فيزيكي خطرناكه (مثلاً رانندگي يا كار با ماشين آلات تحت تأثير مواد).

مشكلات قانوني تكراري مربوط به مواد (مثلاً دستگيري به دليلي رفتارهاي نادرست مربوط به مصرف مواد).

مصرف همیشگی مواد علي رغم مشكلات پايدار يا برگشت كننده اجتماعي يا بين فردي كه ناشي از تأثيرات ماده بوده يا بر اثر ان تشديد شدن (مثل دعوا با همسر در مورد نتايج مسموميت، نزاع فيزيكي).

ب) نشونه هاي فوق هیچ وقت دارای ملاك هاي وابستگي به اين خونواده از مواد نبوده ان.

7-2 ملاكهاي تشخيصي (دی. اس. ام- 5) براي وابستگي مواد

يك الگوي غيرانطباقي مصرف مواد كه باعث تخريب چشمگير باليني يا ناراحتي مي شه و با سه مورد از موارد پایین خودنمایی مي كند كه وقتی در يكدوره 12 ماهه بروز مي كند.

  1. 1. تحمل كه به يكي از دو صورت تعريف مي شه: نياز به افزايش مقدار ماده براي رسيدن به مسموميت يا تأثير دلخواه و يا كاهش قابل توجه اثرات ماده با مصرف همیشگی مقادير يكساني از آن.
  2. حالت ترك كه به يكي از دو شكل پایین خودنمایی مي كند: سندرم ترك مشخص براي اون ماده (به ملاك هاي الف و ب ترك مواد خاص مراجعه کنین). همون ماده )يا ماده اي مشابه اون( براي برطرف کردن يا جلوگيري از علايم ترك مصرف مي شه.
  3. ماده بیشترً به مقاديري بيشترو براي دوره اي طولاني تر از چیزی که مورد نظره مصرف مي شه.
  4. ميل دائمي براي كاهش يا كنترل مصرف مواد هست و يا تلاش هاي ناموفقي در اين زمينه صورت مي گيرد.
  5. زمان زيادي در فعالّيتهاي لازم براي گرفتن ماده) مثلاً مراجعه به افراد زیاد يا رانندگي هاي طولاني(، مصرف ماده (مثلاً تدخين پياپي) يا رهايي از آثار ماده صرف مي شه.
  6. فعاليتهاي مهم اجتماعي، شغلي و تفريحي به خاطر مصرف ماده كنار گذاشته مي شه.
  7. ادامه مصرف علي رغم اگاهي از مشكلات روانشناختي يا جسماني دائمی يا برگشت كننده اي كه شایدً از مصرف ماده ناشي شده و يا در نتيجه اون تشديد مي شن) مثل ادامه مصرف كوكائين علي رغم وجود افسردگي ناشي از كوكائين، يا ادامه مصرف الكل علي رغم شناخت اين موضوع كه زخم گوارشي يا ادامه مصرف اون شدت مي يابد) (كاپلان و سادوك، 2007).

[1]  Orfan

[2]  Rash

[3]  Flash

[4]  Pro Enkafaline

[5]  Pro Dynorphine

[6]  Andomorphine

[7]  Pro Ezfanine

[8] CHarls

Author: 92