منبع پایان نامه درباره ناصر خسرو، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه

مي‌شوند و فرشتگان انبوه صف مي‌بندند. حتي در آن شب بزرگ اسب پيامبر که بُراق نام دارد عظمتي والا و بلند مي‌يابد و شاعر آن را پيک ايزدي ناميده است، به کلام جبرئيل رو به آسمان‌ها و معراج مي‌گذارد و بر کون و مکان مي‌تازد در شبي که انبياي الهي در آن جاي بسيار با عظمت جمع مي‌شوند و ساير اتفاقات و رواياتي که براي پيامبر اتّفاق مي‌افتد و آمده است که پيامبر به مرحله‌اي رسيد که جبرئيل مي‌گويد من اجازه‌ي ورود به آن جا را ندارم ولي پيامبر مي‌تواند ورود پيدا کند. همچنين به اين موضوع اشاره مي‌کند که پيامبر در شب معراج از درگاه پروردگار براي گناهان امتش طلب عفو و بخشش مي‌کند:
پي عصيان امت گفتگو کرد
براي امت از درگاه عالي

دلش خط نجاتي آرزو کرد
سند پروانه شمع لايزالي
(ديوان: 304)

وحشي در ابتداي منظومه ناظر و منظور عظمت و شکوه شب معراج را را به زيبايي به تصوير مي‌کشاند و شب معراج را روز شادي مي‌خواند و مي‌گويد: به واسطه‌ي وجود والاي پيامبر گويي فلک را چراغاني و آذين بسته‌اند و تاحدي شب روشن شده که کس را ياراي تشخيص شب از روز نيست.
شبي چون روز شادي عشرت افزاي
زعالم زاغ پا بيرون نهاده
نشته گوشه‌اي مرغ مسيحا
نبودي گر نجوم عالم افروز
سپهر از مه گلي بر چهر ديده
فلک گفتي چراغان کرد آن شام
سوي صدر رسل جبريل رو کرد
شد آن نخل رياض شادماني
کشيدش پيش پيک حق تعالي

جهان روشن ز ماه عالم آراي
خروس از صبحدم در شکل فتاده
بهر جانب روان گرديده حربا
نکردي فرق آن شب را کس از روز
خطي از هاله بر دورش کشيده
که مي‌زد خواجه بر بام فلک گام
دلش را مژده ديدار آورد
برون از خوابگاه ام هاني
براقي برق سير چرخ پيما …
( ديوان :303)

2-2-4-2. شقالقمر
يکي از معجزات بزرگ پيامبر اکرم (ص) معجزهي شق‌القمر است که وحشي بافقي در بيت‌هاي زير به آن پرداخته است.
کرا قلبيست تا بعد از شکستن
نه در دستش همين شق قمر بود

درستش کرده بسپارم به دستش
بهر انگشت از اينش سد هنر بود
(ديوان: 360)
قمر بحجله چرخ از عروس معجزه‌اش

نمود گرد گريبان به يک مشاهد چاک
(ديوان: 160)
جهت را پرده زد در زير پا شق

به نور قرب واصل گشت مطلق
(ديوان: 304)

2-2-4-3. سايه نداشتن پيامبر
مسئله سايه داشتن يا نداشتن پيامبر (ص) از جمله مسائلي است که در زمره مباحث عقلي نيست، تا بتوان به وسيله عقل در اين باره حکم صادر کرد و گفت پيامبر سايه داشت يا نداشت. در اين موضوع تنها تکيه گاه و تنها چيزي که مي‌توان به آن اعتماد کرد روايات است. و اين موضوع در شعر بسياري از شاعران آمده است، وحشي بافقي نيز در شعرش به اين موضوع اشاره کرده است و وجود مقدس پيامبر را سر چشمه‌ي نور مي‌داند که از سايه بري است.
ازين غم سايه دارد رو به ديوار
چو جوهر بود آن سر چشمه نور
مگر از شوق بيخود گشت سايه

که در راهش نشد با خاک هموار
که بودش سايه از همسايگي دور
چو شد همراه آن خورشيد پايه
(ديوان: 303)

2-3. امامت
امامت يکي از رحمت‌هاي الهي است که براي بشر در نظر گرفته شده و پروردگار منّان بارها ارزش والاي آنان را در آيات قرآن کريم به شکلي واضح و قرينه دار بيان کرده. همان گونه که گفته مي‌شود، امامان نور آسمان‌ها و زميناند و مرجع هدايت انسان‌ها به حساب مي‌آيند .لازم به ذکر است که بگوييم در فرهنگ شيعي در کنار معرفت به توحيد و نبوت هيچ اصلي به اهميت و عظمت اصل امامت نميرسد زيرا چه بسيار ملتها که در اثر فقدان رهبري صحيح و صالح با اينکه از امکانات بالايي بهرهمند بودند دچار انحطاط و سقوط شدند و چه بسيار مللي که با هدايت رهبران صالح، به پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي دست يافتند (کازروني،1374: 72). امامت در اشعار وحشي بافقي موضوع منقبت را شامل ميشود که به ذکر وبيان آن مي‌پردازيم.

2-3-1. منقبت
تاريخِ ستايشگري شاعران نسبت به چهره‌هاي مورد علاقه‌شان، تاريخي است به طول تاريخ شعر و شاعري؛ و همچنان که اصل شعر در ميان افراط و تفريط سرگردان بوده و به دشواري به حيّز اعتدال در مي‌آمده، شعر مدح و ستايش هم به قياس مخاطبان خود و تعبيرات و ترکيباتي که در آن به کار مي‌رفته، دائما در فراز و نشيب بوده و هست. “منقبت گونه‌اي ديگر از مدح است. به روال معمول زماني که شاعر به مدح و وصف ائمه دين از حضرت علي تا آخرين فرزند او (عليهم السلام) مي‌پردازد، به اين گونه مديحه سرايي منقبت مي‌گويند” (رياحي زمين، 1384: 39).
“کمتر شاعري را در دوره صفوي مي‌توان يافت که قصيده يا ترکيب و ترجيعي در ستايش پيامبر اسلام و امامان شيعه نسروده باشد. گويي شاعران اين کار را زکوه طبع و قريحه خود به شمار مي‌آورند و از گذاردن آن به عنوان يک وظيفه ديني غفلت نداشتند؛ اما نبايد منقبتگويي را ويژهي
شعر عهد صفوي و يا ابتکاري از شاعران آن دوره نيست چه اين کار سابقهي طولاني در شعر فارسي دارد و علي‌الخصوص در سده‌هاي هشتم و نهم که مصادف با نيروگرفتن مذهب شيعهي اثني‌عشري بوده به شاعران متعدد منقبتگوي باز مي‌خوريم چنان که منقبتگويان دوران صفوي را بايد به منزلهي دنبال کنندگان کار آنان به حساب آوريم. پيداست که غلبهي نهايي تشيع و رسمي شدن آن مي‌توانست در اين امر تأثير تازه‌اي داشته باشد و چنين نيز بود به ويژه که پس از شاه اسماعيل رسمي کننده‌ي کيش دوازده امامي در ايران، پادشاه توبه کاري مثل شاه تهماسب با سلطنت طولاني خود روي کار آمد و سياست ديني پدر را به اضافه‌ي تظاهرهاي عابدانه و همکاري نزديک با عالمان مذهبي شيعه دنبال نمود و معلومست که در بحبوبه چنين سياست مذهبي کار منقبت گويي هم رونقي بيشتر از پيش مي‌يافت” (صفا، 1379، ج 5، بخش اول: 3-622).
از ميان موضوعات مختلف شعر ديني، اشعاري که به مدح و منقبت اولياي دين پرداخته‌اند شاخه‌اي ديرپاي و پر برگ و بار را سامان داده‌اند که سايه سار خود را بر بسياري از شاخه‌هاي ديگر شعر ديني افراشته است.
حضرت علي (ع) و ذکر ويژگي‌هاي خاص ايشان جلوه خاصي در شعر شاعران دارد؛ مثلاً هاتف اصفهاني به بيان جنگ آوري ايشان مي‌پردازد:
شهنشاه غضنفر فر پلنگ آويز اژدر در
به رتبت ساقي کوثر به مردي فاتح خيبر
ولي حضرت عزت، قسيم دوزخ و جنت

امير المومنين حيدر علي عالي اعلا
به نسبت صهر پيغمبر ولي والي والا
قوام مذهب و ملت، نظام الدين و الدنيا
(هاتف اصفهاني، 1385: 9-58)

و يا ناصر خسرو ويژگي‌هاي نيک اخلاقي ايشان را بيان مي‌دارد :
علي از تبار رسول است و نيست
به صد سال اگر مدح گويد کسي
به مردي و علم و به زهد و سخا

مگر شيعت حق تبار علي
نگويد يکي از هزار علي
بنازم بدين هر چهار علي
(ناصر خسرو، 1378: 517)

همان طور که مي‌دانيم منقبت در شعر شاعران شيعه مذهب بسيار است، وحشي بافقي هم در منقبت ائمه اشعاري زيبا سروده است از جمله چند قصيده در ستايش امام علي (ع) و دو قصيده يکي در ستايش امام هشتم (ع) و ديگري در ستايش امام دوازدهم (ع) که در ادامه به تحليل آن‌ها پرداخته ميشود.

2-3-2. منقبت امام علي (ع)
شيعيان از يکي از مهم‌ترين ابزارهاي احساسي و عاطفي يعني ادبيات، آن هم قالبِ شعر که نقطه اوج بيان احساس است، براي نشر ديدگاه‌هاي مذهبي خود بهره بردند.
درباره‌ي وجود پربرکت حضرت مولي متقيان علي (ع) تاکنون کتب و مقالات و شعرهاي بسياري نوشته شده است و شاعران نيز هر کدام به اندازه‌ي وسع و بضاعت خود تلاش نموده‌اند تا زواياي گوناگون زندگي و ابعاد شخصيتي آن امام همام را نشان بدهند.
در اين ميان، فضائل امام علي عليه‌السلام مهم‌ترين دست مايه براي پر کردن محتوا و مضمون اشعار منقبت بود و از ميان اين فضائل، حديث غدير يکي از بهترين‌ها به شمار مي‌آمد، به طوري که صدها غديريه5 به عربي و بعدها به فارسي سروده شد.
وحشي بافقي شاعر شيعه مذهب عهد صفوي پنج قصيده و قسمت‌هايي از مثنوي فرهاد و شيرين را به ستايش امام علي (ع) اختصاص داده که ضمن ستايش امام به ذکر اوصافي چون علم، عدل، حکمت، شجاعت و جنگاوري و … پرداخته و مضاميني در خور توجه خلق کرده است. مدح و منقبت حضرت امير (ع) در تمام اشعار وحشي به بيان صفات و ويژگي‌هاي بارز ايشان اختصاص دارد. اهم فضايل حضرت علي (ع) که در اشعار وحشي آمده عبارتند از:

علم علي (ع):
وحشي بافقي ابيات زير را پيرامون علم و دانش بينظير امام علي(ع) سروده است :
زهي احاطه علم تو آنچنان که تو را

زنکته اي شد مکشوف سر چار کتاب
(ديوان: 125)

علي (ع) قرآن ناطق وجيح همه‌ي علوم زمان خود و بعد و قبل خود است آنچنان که مي‌گويند حضرت علي (ع) از آن علمي بهره‌مند بوده است که در اختيار خداوند بوده و خاص همه نيست و آن را علم لَدُين مي‌نامند.
باعث سلسله هستي ملک و ملکوت

عالم کلي مسأله اديان و ملل
(ديوان: 163)
علي ولي والي ملک هستي

که دانش بناي جهان راست باني
(ديوان: 186)

عدل علي (ع):
همان طور که ميدانيم از ديدگاه اسلام، يكي از ويژگيهاي اهل ايمان، اعتدال و ميانهروي و دوري از هرگونه ظلم و ستم است؛ چرا که خداوند متعال همواره مؤمنان را به عدل و نيكي سفارش نموده است.
وحشي بافقي نيز در ابيات مختلفي از عدل علي (ع) سخن رانده است و مي‌گويد در جايي که عدل بي همتاي امام علي حکمفرما باشد مي‌تواند کارهاي نادر و خارق العاده اي صورت بگيرد مثلا شرارت وبدي از طبع وذات شراب بيرون برود
ز استقامت عدل تو در صلاح امور

رود شرارت فطرت برون ز طبع شراب
(همان)
کيست کو سر کرده‌ي سر شد بدور عدل او

کش ز سر نگذشت حرف نا اميدي همچو شين
(ديوان: 175)
اگر در بيشه‌ي گردن زصيت عدل او باشد

اسد در هم دراند ثو را چون گاو قرباني
(ديوان:
188)

جنگاوري و شجاعت:
وحشي معتقد است: در هرجا که تيغ و شمشير وجنگاوري امام علي (ع) باشد تمامي سرکشان و کساني که خود را اهل قدرت مي‌دانند سر در گريبان عدم مي‌برند

Author: mitra8--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *