منبع تحقیق درمورد انحرافات اجتماعی، رسول خدا (ص)، حضرت آدم (ع)

دانلود پایان نامه

یکی از مسائل مربوط به تکامل انسان، اختلاف در انتخاب و آزادی اراده و اختیار است. در این آیه می‌گوید اگر می‌خواست، همه مردم را امت واحدی قرار می‌داد که مانند هم فکر کنند و به یک نوع عمل نمایند؛ ولی خدا چنین نکرد و همواره انسان‌ها باهم اختلاف دارند که با ایجاد آراء متفرّق، فرقه سازی می‌کنند147.
3-«إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ…» ﴿القصص‏، 76﴾ قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا وَ سُلْطَانٍ مُبِینٍ‌ » و به یقین، موسى را با آیات خود و حجّتى آشکار فرستادیم ﴿غافر، 23﴾ «إِلَى فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ قَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کَذَّابٌ» ﴿غافر، 24﴾ به سوى فرعون و هامان و قارون، [امّا آنان] گفتند: «افسونگرى شیّاد است».
«…ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ…» ﴿غافر، 12﴾ و چون به او شرک آورده مى‏شد همگان درخواست بازگشت به دنیا می‌کنند.«…فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ» ﴿غافر، 11﴾ پس آیا راه بیرون شدنی [از آتش] هست؟
در صحنۀ قیامت و در حال جان دادن که آدمی فرشتگان و عوالم بعدی را مشاهده می‌کند، بیدار شده و حقانیت وعده‌های قرآن را درمی‌یابد و برای جبران مافات درخواست بازگشت به دنیا می‌کند ولی همگان با پاسخ قاطع «کلَّا» مواجه می‌شوند و اجباراً تن به مجازات خدا می‌دهند.
خدا فرموده است: اگر هم انسان را به دنیا بازگردانیم، اعمال خلاف را از سر خواهد گرفت. «…وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ‌ » ﴿الأنعام‏، 28﴾ و اگر هم بازگردانده شوند قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند برمى‏گردند و آنان دروغ‌گویند. هر مجرمی وقتی حقانیت را درک نمود تقاضای بازگشت می‌کند:
1- ظالمان بعد از مشاهده عذاب می‌گویند: «…هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ» ﴿الشورى‏، 44﴾ «آیا راهى براى برگشتن [ به دنیا ] هست ؟»
2- وقتی عذاب الهی را می‌بینند می‌گوید: اگر بار دیگر به دنیا بازگردم از نیکوکاران می‌شوم «أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّهً فَأَکُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» ﴿الزمر، 58﴾ یا چون عذاب را ببیند، بگوید: «کاش مرا برگشتى بود تا از نیکوکاران مى‏شدم».
3- بارالها ما از دوزخ بیرون بیاور که اگر بار دیگر بازگشت کردیم ما مسلماً ظالم و ستمگریم.
«رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ» ﴿المؤمنون‏، 107﴾ پروردگارا، ما را از این جا بیرون بر، پس اگر باز هم [به بدى] برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.148
2-3-1-2- پذیرش معنایی از میان معانی مطرح‌شده در آیه
1- در بیان و تأیید این مطلب که منظور از «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً …» ﴿ البقره، 143﴾امّت پیامبرمحمد (ص) میانه رو است
امّت وسط کیست؟ در تفاسیر مختلف، مطالبی در بررسی مفهوم امّت وسط آمده است و غالباً آن را به معنی امّت میانه رو گرفته‌اند؛ یعنی امّتی که نه صرفاً به تقویت جنبه روحانی می‌پردازد
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ …» ﴿ آل‏عمران‏، 110﴾ شما بهترین امّتى هستید که براى مردم پدیدار شده‏اید: به کار پسندیده فرمان مى‏دهید و از کار ناپسند بازمى‏دارید149،
2- در بیان و تأیید این مطلب که منظور از «نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زوج‌ها» در کلام الهی «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا…» ﴿النساء، 1﴾ اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید.
آدم و حوا هست و مقصود از «نَفْسٍ وَاحِدَهٍ» و «زَوْجَهَا» در آیه هرزن و مردی نیست که محور نسل کنونی انسان است درتانید این مطلب، علامه آیاتی استناد نمود: «خلقکم من نفس واحده» (اعراف/27) و آیه «یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ…» اى فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد; چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند،﴿الأعراف‏، 27﴾
و این آیه که قول شیطان می‌گوید: «…لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلاَّ قَلِیلاً» اگر تا روز قیامت مهلتم دهى قطعاً فرزندانش را جز اندکى [از آن ها] ریشه‏کن خواهم کرد»﴿الإسراء، 62﴾
مفسر نسیم حیات اعتقاد دارد منظور از «نفس واحده» حضرت آدم (ع) و مراد از «زوج‌ها» حضرت حوا است.
2-3-1-3- استعانت از قرآن در تعیین معنای اصطلاحی خاصی
نمونه یک: سیر تدریجی تحریم شراب
1-این آیه«وَ مِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً» ﴿النحل، 67﴾ مکّی است و درباره شراب حکمی نداده.
2-«حَسَناً…» ﴿النحل‏، 67﴾ و از میوه درختان خرما و انگور، باده مستی بخش و خوراکى نیکو براى خود می‌گیرید
3-«یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا…» ﴿البقره، 219﴾ در باره شراب و قمار، از تو مى‏پرسند، بگو: «در آن دو ، گناهى بزرگ ، و سودهایى براى مردم است، [و لى] گناهشان از سودشان بزرگ تر است».
در این آیه شراب با «اثم کبیر» نشانه‌دار شده است این آیه به ما حکمی نداده و فقط تقبیح شراب کرده است.
3-«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَهَ وَ أَنْتُمْ سُکَارَى…» ﴿النساء، 43﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید همچنان شراب می‌خورند تا این که روزی یکی از مهاجرین با حالت مستی داخل نماز شده و هذیان گفت و این آیه نازل شد.
4-«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ﴿المائده، 90﴾ ‌اى کسانى که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطان‌اند. پس از آن‌ها دورى گزینید، باشد که رستگار شوید.
آن طور که المیزان متذکر است این آیه آخرین آیه‌ای است که نازل‌شده و با قاطعیت حکم تحریم را صادر کرد. این چهار مرحله، سیر تحریم شراب در عصر رسول خدا (ص) بود150.
نمونه دو: سیر تدریجی تحریم ربا در قرآن
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَهً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ﴿ آل‏عمران‏، 130﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، ربا را [با سود] چندین برابر مخورید و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.
قرآن در مبارزه با برخی انحرافات اجتماعی که دامن‌گیر همه مردم شده، روش تدریج را پیش گرفته است. در عصر ظهور اسلام، مردم به ده‌ها نوع شراب عادت داشتند، امّا قرآن آن را در یک مرحله تحریم ننمود، بلکه آن را گام به گام و به طور تدریجی تحریم کرد. یک بار فرمود: مستی در حال نماز ممنوع است و به همین ترتیب، حکم را گسترش داد و در نهایت، حکم تحریم قطعی نازل گردید. سیر تدریجی تحریم رباخواری نیز به همین ترتیب بود.
در حجاز، رباخواری به عنوان یک فعالیت اقتصادی رواج داشت، به گونه‌ای که اگر بدهکار در سررسید معین خود نمی‌توانست سود وام را بپردازد، رباخوار سود مزبور را بر سرمایه می‌افزود. سپس بر آن بهره جدیدی تعیین می‌کرد. قرآن از این نوع ربا به «أَضْعَافاً مُضَاعَفَهً» یعنی سود چندین برابر، تعبیر کرده و در مذمت آن دوباره تهدید آورده است: یکی در آخر آیه که فرمود: بترسید از خدا تا رستگار شوید «وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ودیگری در ایه بعد است که فرمود: بترسید از آتشی که برای کفار آماده شده است «وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ»﴿آل‏عمران‏، 131﴾

تحریم ربا تقریباً در سه مرحله انجام گرفته است:
1-اظهار تنفر از ربا. «وَمَا آتَیْتُمْ مِنْ رِبًا لِیَرْبُوَا فِی أَمْوَالِ النَّاسِ فَلاَ یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ مَا آتَیْتُمْ مِنْ زَکَاهٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ»﴿الروم‏، 39﴾اکثر مفسّران بر آن‌اند که مراد از ربا در این آیه هدیه است؛ بنابراین مفهوم آیه چنین می‌شود.
«آنچه از ربا می دهید تا در میان اموال مردم فزونی یابد، یعنی هدیه ای می دهید تا عوض یا سود بیشتری را دریافت کنید، بدانید که در پیشگاه خدا فزونی نیابد، زیرا این هدیه برای رضای خدا نبوده، پس ثواب و اجری نخواهد داشت. ولی آنچه به عنوان زکات دادید که صرفاً خشنودی خدا منظور بود، پس اجر و ثواب بسیاری خواهید داشت». این هدیه بی‌شباهت به ربا نیست، از این رو آن را ربا حلال نامیده‌اند. چون منظور شخص از دادن این هدیه آن است که گیرنده بیشتر از آن برایش برگرداند. در واقع هدیه می‌دهد تا در داخل اموال هدیه گیرنده پرورش یابد و برگردد. (لِیَرْبُوَا فِی أَمْوَالِ النَّاسِ) و معلوم است که چنین هدیه‌ای ثواب و برکتی ندارد، چون برای رضای خدا نبوده، بلکه نوعی معامله است (فَلاَ یَرْبُوا).
قرآن این نوع هدیه را به دلیل تنفر از آن به ربا تشبیه کرده است و برای اولین بار موضع قرآن در برابر ربا نشان داده شده است.
2-تحریم ربا ظالمانه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا الرِّبَا) ای مؤمنان! ربا چند برابر نخورید و از خدا بترسید تا رستگار شوید (وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) (آیه مورد بحث)
3-تحریم نهایی و قطعی ربا. (أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا)؛ خداداد و ستد را حلال و ربا را حرام کرد151﴿البقره، 275﴾
2-3-1-4- توضیح معنای برخی از آیات توسط آیات دیگر
1- آیه «إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ»﴿القیامه، 12﴾ آن روز، قرارگاه [نهایى] به سوى پروردگار توست!
با استناد به بعضی آیات، استقرار روز قیامت را تنها به سوی خدای سبحان دانسته و بنابراین، محل استقرار جزء او نیست «إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى» ﴿العلق‏، 8﴾ در حقیقت، بازگشت به سوى پروردگار توست. «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنْتَهَى» ﴿النجم‏، 42﴾ و اینکه پایان [کار] به سوى پروردگار توست.
2- در تفسیر آیه «وَ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ کَانُوا یَتَّقُونَ» ﴿النمل‏، 53﴾ و کسانى را که ایمان آورده و تقواپیشه کرده بودند رهانیدیم.
علّامه چنین می‌گوید: در این آیه: مؤمنین را بشارت داده که اهل نجات هستند و به دنبال آن فرمود: (وَکَانُوا یَتَّقُونَ) زیرا تقوا همانند سپری برای ایمان است چنانچه قرآن می‌فرماید: «…الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ» ﴿الأعراف‏، 128﴾ ‌[نیک] براى پرهیزگاران است. «…وَ لا
َ یُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ‌ » ﴿القصص‏، 78﴾ و مجرمان را [نیازى] به پرسیده‏شدن از گناهانشان نیست152.
2-3-1-5- تأیید معنای بعضی کلمات، با شواهد قرآنی
کسی را که در این که مراد از روح در آیه «وَکَذلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحاً…» ﴿الشورى‏، 52﴾ و همین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم؛ چیست، در میان مفسّر ین دو قول است:
الف) منظور از آن قرآن مجید است به مناسبت این که قرآن به انسان حیات می‌دهد. راغب اصفهانی هم همین نظر را داده است به طوری که در سوره انفال فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ…» ﴿الأنفال‏، 24﴾ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزى فراخواندند که به شما حیات مى‏بخشد
ب) مراد از آن روح‌القدس است بر این نظریه این اشکال وارد است که در این صورت باید می‌گفت: نازل کردیم، یعنی روح‌القدس را بر تو نازل کردیم و «أَوْحَیْنَا» با این معنا سازگار ولی نظریه اوّل که گفته است مراد از

Author: mitra4--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *