منابع و ماخذ مقاله برنامه درسی، برنامه ریزی درسی، برنامه ی درسی

دانلود پایان نامه

جامعه و مدرسه در برنامه درسی دوره متوسطه، در داخل کشور می‌پردازد؛ و قسمت دوم، مربوط به تحقیقاتی است که در سایر کشورها انجام گرفته است.

بخش اول
1. برنامه درسی

• مفهوم، ماهیت و دیدگاه های نوین برنامه درسی
دوران تعریف رشته برنامه درسی به عنوان فن تهیه برنامه درسی برای مدارس و نیز تلقی از متخصص یا کارشناس برنامه درسی به عنوان یک تکنسین که در راستای سازوکار برنامه درسی فعالیت میکند، به سر آمده است و دورانی آغاز شده است که در آن بر فهم، درک و مطالعه ابعاد پیچیده برنامه درسی تاکید می شود. البته بکارگیری واژه فهم و درک یا مطالعه برنامه درسی به معنای آن نیست که با برنامه ریزی درسی یا تغییر برنامه درسی مخالفت شود بلکه برعکس اساساً فهم برنامه درسی برای تغییر بهینه برنامه درسی است. مفهوم برنامه درسی امروزه با پیچیدگی فزونتری همراه شده است و برنامه درسی مشتمل بر قلمروهای مختلف تاریخ، تغییر، تدوین، پژوهش، نظریه و … است که برنامه درسی تنها یک قلمرو آن است(فتحی،1386ص5).در حال حاضر در دنیا از واژه برنامه ریزی درسی استفاده نمی شود بلکه به جای آن از واژه برنامه درسی استفاده می شود. وامروزه دغدغه اصلی برنامه درسی فقط آماده سازی برنامه برای مدارس نیست. ما در دنیای متفاوتی با گذشته زندگی می کنیم و آن چه که در این دوران اهمیت پیدا کرده است رابطه بین برنامه درسی با جامعه پیرامون است. واین بدان معنی است که دغدغه اصلی دوران حاضر فهم پدیده برنامه درسی و مسائل و رویدادهایی است که با آن مرتبط است(همان،1386).به همین منظور لازم است که مفهوم برنامه درسی را بیش از پیش درک کرده و به ماهیت آن با دقت و حساسیت افزونتری پرداخته شود.از برنامه درسی تعاریف متعددی ارائه شده است که چند نمونه از آنها در ادامه ارائه شده است.

• مفهوم برنامه ریزی درسی
از یک جهت، وظیفه ی تعریف مفهوم برنامه ریز درسی احتمالا سخت ترین کار است، چون واژه ی برنامه ریزی درسی، از زمانی که این رشته شکل گرفته، با معانی کاملا متفاوتی به کار رفته است. با این وجود، برنامه ریزی درسی میتواند تجویزی یا توصیفی و یا هر دو باشد. تعاریف تجویزی برای ما آنچه را که «باید» اتفاق بیوفتد فراهم می کند، و اغلب به صورت یک طرح، یا یک برنامه ی خیالی و یا نوعی دیدگاه ماهرانه از آنچه که لازم است اتفاق بیوفتد، را دربر می گیرند. مشابه برنامههای درسی تجویزی، نسخه های دارویی هستندکه داروخانهها برای بیماران پیچیده اند؛ در حقیقت ما نمیدانیم چه تعداد از این نسخهها توسط بیماران به خوبی دنبال میشوند.بهترین تخمین این است که بیشتر آنها دنبال نمی شوند. این موضوع، به خوبی صدق میکند با برنامه ی درسی تجویز شده برای مدارسی که معلم، مانند بیمار، در نهایت تصمیم میگیرد که آیا از نسخه برنامهدرسی پیروی شود یا نه. در اصل طراح، پیشنهاد می دهد، معلم ترتیب کارها را می دهد.(Glatthorn, 2005)
کلمه برنامه درسی معادل واژه انگلیسی curriculum است.که این واژه ریشه لاتین دارد و به معنی فاصله دور و مقدار راهی است که باید طی شود تا فرد به هدف برسد. رونالد دال در تعریف برنامه درسی اشاره می کند که برنامه مدرسه عبارتست از: محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن یادگیرندگان تحت نظارت مدرسه، معلومات و شیوه درک و فهم را به دست میآورند یا مهارت ها را فرا میگیرند و یا نگرش و ارزشگذاری یا نظام ارزشی خود را تغییر میدهند.(یار محمدیان،1386ص18)
هیس و پارکی2(1993-صص2-3)برنامه درسی را کلیه تجربیات کسب شده توسط هر یک از فراگیران در طول یک برنامه آموزشی که هدف آن تحقق اهداف کلی و جزئی مربوط است می دانند. این تجربیات بر اساس چارچوبی از تئوری و تحقیق با رویه های حرفه ای گذشته و حال برنامه ریزی می شوند.منظور از عبارت چارچوب تئوری و تحقیقی یا رویه های حرفه ای گذشته و حال این است که بودن یا نبودن این چارچوب نظری کیفیت برنامه درسی را تعیین می کند. کلیه افرادی که در برنامه ریزی شرکت می کنند باید مفاهیمی چون نیروهای اجتماعی, مراحل رشد و تکامل انسان، دانش و شناخت را دقیقاً درک کنند.
ملکی(1385)برنامه درسی را به این صورت تعریف میکند: برنامه درسی به محتوای رسمی و غیر رسمی، روش، و آموزشهای آشکار و پنهان اطلاق میگردد که به وسیله آنها شاگردان تحت هدایت مدرسه دانش لازم را به دست میآورند. مهارتها را کسب میکنند و گرایش و ارزشها را در خود تغییر میدهند(ملکی، 1385ص 26).
جامعه امروز به سرعت در حال تغییر و تحول است و مسلماً مفهوم برنامه درسی نیز از این امر مستثنی نیست. از این رو در ادامه به تحولات مفهوم برنامه درسی پرداخته شده است.

• تحولات مفهوم برنامه درسی
مفهوم برنامه درسی در طول تاریخ کوتاه خود تغییرات و تحولات بسیاری را پذیرا بوده است. تا اوایل قرن بیستم مفهوم برنامه درسی از چارچوب سنتی و محدود خود که تنها به موضوع درسی محدود میشد فراتر نمیرفت. اما از اوایل قرن بیستم به دلیل اهمیت و نقش آموزش و پرورش و توسعه تحقیقات تربیتی، مفهوم سنتی برنامه درسی دچار تغییرات زیادی شد و مفهوم جدیدتر آن یعنی شایستگی فردی و اجتماعی یادگیرندهها و رسیدن به هدفهای آموزشی مورد توجه قرار گرفت (یارمحمدیان،1386ص18). به همین دلیل است که اکثر متخصصان تعلیم و تربیت اذعان دارند که: امروزه برنامه درسی یا نقشه راه باید چیزی بیشتر از اطلاعات یا فهرستی از مواد و موضوعات مورد مطالعه باشد.این نقشه باید مشتمل بر تمام تجربه های نظری و عملی با
شد که برای کسب موفقیت در رسیدن به انتظارات و هدفهای آموزشی لازمند(دانا,1387).

• انواع برنامه های درسی
تفاوت عمده ای میان برنامه ریزی درسی طراحی شده و برنامه ی عملی شده وجود دارد. با این وجود، حتی این تمایزات نیز به اندازهی کافی برای دربرگرفتن چندین نوع متفاوت برنامه ریزی درسی، دقیق نیستند. گودلد3 احتمالاً اولین کسی بود که چند تمایز کلیدی را مطرح کرد. هنگامی که او برنامه درسی را تحلیل کرد، تشخیص داد که پنج نوع طراحی برنامه درسی وجود دارد:برنامه ریزی ایدئولوژیک، برنامه ی مطلوبی است چون توسط محققان و معلمان تنظیم می شود، برنامه ای از اندیشه هایی با هدف بازتاب دانش سرمایه گذاری شده. برنامه ریزی رسمی، برنامه ای است که رسما” توسط کمیته های مدرسه ی دولتی و محلی تأیید شده است، برنامهایست ضمانت شده که علائق جامعه را ارائه می کند. برنامه ریزی ادارکی، برنامه ی ذهن است، آنچه که معلمان، والدین و دیگران فکر می کنند یک برنامه باید باشد. برنامه ریزی عملیاتی، برنامه ی مشاهده شده ای است که در حقیقت در کلاس درس ساعت ها و ساعت ها ادامه پیدا می کند. در نهایت، برنامه ریزی تجربی، آن چیزی است که یادگیرندگان در حقیقت تجربه می کنند. (Glatthorn, 2005)
در طراحی برنامه درسی با توجه به نگرشی که تهیهی برنامه درسی را حمایت میکند جهت گیری برنامههای درسی متفاوت خواهد بود و بدین ترتیب سه نوع آن قابل ذکر است:
– برنامهدرسی موضوع محور: که در آن یادیگری مکانیکی است، هدفها و مراحل مختلف یادگیری قدم به قدم از قبل تعیین میشوند و برنامهدرسی از پیش تعیین و سازماندهی میگردد. روش خطی است و بر حجم مطالب و محتوا تاکید بیشتری میشود تا بر فرایند یادگیری.
– برنامههای درسی دانش آموز محور: در این برنامهها ویژگیها و نیازهای یادگیرنده مورد توجه قرار میگیرد و آموزش بنا به ویژگیهای یادگیرنده انفرادیتر میشود.
– برنامههای درسی جامعه محور: در این برنامهها اصلاح و توسعه جامعه هدف اساسی است. محتوای برنامه درس از زندگی اجتماعی گرفته میشود و در فرایند یادگیری، روش حل مسئله مورد نظر است.(ملکی، 1385ص27)

• برنامه درسی به عنوان فرصتهای طرحریزی شده برای یادگیری
به صراحت میتوان گفت سه مفهوم برنامه درسی به عنوان مواد درسی،به عنوان تجربیات یادگیری و به عنوان هدفها در تعلیم و تربیت نقشی را به عهده دارند زیرا مواد درسی فراهم آورنده هستهی اطلاعاتی تعلیم و تربیت بوده و فراگیران تجربیاتی کسب میکنند و تدوین هدفها برای بسیاری از طرحهای برنامه درسی دارای اهمیت است.مسلم است که تعرفی جامع از برنامهدرسی باید مشتمل بر مواد درسی، تجربه و اهداف باشد ولی از آنجایی که برنامه درسی را به عنوان یک فعالیت پیشبینی کننده تلقی میکنند چنین تعریفی باید فراهم آورندهی طرح و مجموع مقاصد نیز باشد.یک طرح برنامه درسی شامل طرحهای ویژهای برای آنچه که در فرصتهای یادگیری پیشنهاد شده میباشد. چنین تعریفی بر هدفها و غایات متمرکز است ولی به آن محدود نمی شود.طرحریزی فرصتهای یادگیری مستلزم گزینش است. از آنجایی که انتخابهای مربوط به برنامه درسی مبتنی بر ارزشهاست لذا نمی توان آنها را منحصراً با استفاده از یافتههای آزمایشی تعیین کرد. زمانی یک طرح برنامه درسی متناسبتر خواهد بود که تصمیم گیرندگان برنامه درسی در مورد انتخابهای برنامه درسی و معیارهای لازم در این تصمیمگیری اطلاعات کافی داشته باشند.در حال حاضر هیچ توافقی در زمینه یک تئوری جامع برنامه درسی که کاملاً راهنمای طرحریزی برنامه درسی باشد وجود ندارد.اما عدم وجود تئوری جامع به این معنی نیست که برنامه درسی باید جنبه اتفاقی داشته باشد.در این زمینه سیلور، الکساندر و… از ملاحظاتی مثل ارتباط برنامه درسی با آموزش و تدریس، سوابق تاریخی طرح ریزی برنامه درسی، رابطه عناصر برنامه درسی، ارتباط بین فراگیر و برنامه درسی و بالاخره مبانی برنامه درسی به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزان درسی به منظور طرحریزی برنامه درسی پیشنهاد می کنند.(سیلور و همکاران، 1380)

• برداشتهای متضاد از علم برنامه درسی
رشته برنامه درسی که پیدایش آن به یک سده قبل باز میگردد به عنوان گونهای از دیسیپلینها، همواره با برداشتهای متفاوتی به لحاظماهیت علمی خود روبرو بوده است. برداشت اول از علم برنامه درسی برداشتی اثبات گرایانه است که بر اساس آن هر بیانیه مورد مطالعه در برنامه درسی تنها در صورتی معنادار و مورد پذیرش است که با محک تجربه آزموده شده باشد. بنابراین هریک از گزارههای برنامه درسی اگر با معیار اثبات پذیری سنجیده نشوند نه تنها گزارههای علمی محسوب نمی شوند بلکه گزارههایی مهمل و بی معنا هستند. در این دیدگاه معرفت مبتنی بر برنامه درسی، معرفتی مبتنی بر مشاهده است. بنابراین تبیین های زیبایی شناسانه که بر مشاهده تجربی استوار نیستند به عنوان اموری بی معنا مردود شناخته می شوند.برداشت اثبات گرایانه از علم برنامه درسی در دهه 1960 در حالی که هنوز نظریه و پژوهشهای علمی با برداشت اثبات گرایانه گسترش نیافته بود به شدت مورد حمله طرفداران نومفهومگرایی و نیز پیروان نظریه انتقادی قرار گرفت. با توجه به دیدگاه های اندیشمندان برنامه درسی نظریههای علمی در برنامه درسی نمیتوانند از گزارههای صرفاً تجربی و مبتنی بر مشاهده استنتاج شوند. لذا در حال حاضر نظریه علمی نه با محوریت پژوهش علمی اثبات گرا، بلکه بیشتر با محوریت نظریههای مستدل در ادبیات، زیبایی شناسی، پد
یدار شناسی، الهیات و نظریه نژادی، فمنیستی و اجتماعی توسعه یافتهاند. از دهه 1970 نیز جنبش نومفهومگرایی این راه را برای تبیینهای غیرعلمی در رشته برنامه درسی باز کرده است.(قادری،1388ص18)

• مفهوم رویکرد برنامه درسی و انواع آن
رویکرد برنامه درسی4منعکس کننده نحوه برخورد و نقطه نظرات فرد نسبت به برنامه درسی، مدرسه و جامعه است. رویکردهای برنامه درسی به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
• رویکردهای علمی و فنی5
این رویکردها با نظریههای سنتی تعلیم و تربیت و الگوهای قدیمیتر یادگیری و آموزش منطبق هستند. و روشهای رسمی و معمول آموزش در مدارس را در بر می گیرند.
– گرایش رفتاری: این گرایش بر اصول فنی و علمی تکیه دارد و شامل نمونه ها،الگوها و روشهای گام به گام در برنامه درسی است.
– گرایش مدیریتی: این گرایش مدرسه را به عنوان یک نظام سازمانی مورد بررسی قرار می دهد. برنامه درسی را شامل طرح ها، جدول سازمانی، مکان، منابع، تجهیزات و کارکنان می داند.
– گرایش سیستمی تمایل دارد که واحدها و زیر مجموعههای گوناگو

Author: mitra4--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *