معنی نارساخوانی از دیدگاه روانشناختی

– نارساخوانی[1]

اصطلاح «دیسلکسیا» از ترکیب دوکلمه یونانی «dys» و «lexicos» تشکیل شده. «dys» به معنی  مشکل، ‌دردناک یا نابهنجاره و «lexicos» به معنی کلمه می­باشه. پس اصطلاح دیسلکسیا به طور دقیق، ‌وجود مشکلات در مورد کلمه­ها رو نشون می­بده کاملا معلومه که به زبون نوشتاری (خوندن، ‌نوشتن، هجی کردن) در اختلاف با زبون گفتاری اشاره داره. این اصطلاح فقط واسه توضیح مشکلات کودک بکار می­رود و اصلا اونا رو تبیین نمی­کنه (دادستان، 1379).

تعاریف نارساخوانی

  • تعریف سنتی نارساخوانی تعریفیه که به وسیله فدراسیون جهانی عصب شناسی (1968) ارائه شده. طبق این تعریف کودکانی رو نارسا خوان می­نامند که برخلاف برخورداری از آموزش رایج در رسیدن به مهارت­های خوندن، ‌نوشتن و هجی کردن در حد متناسب با توانایی­های عقلی شون با شکست مواجه می­شن (به نقل از اسمیت و همکاران، 1998).
  • نارساخوانی مشکل خاص یادگیری تو یه یا چند زمینه زبون نوشتاری مثل خوندن، نوشتن و هجی کردنه. این مشکل که دارای مبنای سرشتیه، می­تونه با مشکلاتی در قلمرو حساب کردن هم همراه باشه. نارساخوانی که به ویژه درجه تسلط فرد بر زبون نوشتاری (حروف، اعداد و نت­های موسیقی) رو نشون می­بده، در بیشتر مواقع بر زبون گفتاری هم تا حدی مؤثره (انجمن نارسا خوانی انگلستان، 1989 به نقل از دویل، 1996 به نقل از دادستان، 1379).
  • تأخیر خاص خوندن: رسیدن کودک به مهارت خوندن یا درک مطلب خونده شده، ‌28 ماه یا بیشتر، پایینتر از سطحیه که طبق سن ایشون و یافته های شکل اختصاری بهره هوش کودکان وکسلر پیش بینی می­شه (راتر و همکاران،‌1970؛ به نقل از دویل 1996؛ به نقل از دادستان، 1379).
  • مشکلات خاص خوندن: این مشکلات طبق مشکل­های سازماندهی یا یادگیری مشخص می­شن؛ مشکل­هایی که صلاحیت­های فرد رو در فرایندهای پردازش، حافظه و مهارتهای حرکتی محدود می­کنن و درنتیجه، محدودیت­هایی رو در بعضی یا در همه مهارت­های زبون، ‌خوندن و نوشتن،‌ انشاء، ‌حساب کردن و رفتار به وجود می­بیارن. پس مشکلات خاص خوندن، اصطلاحی توصیفیه واسه مشخص کردن مشکلات گروه معدودی از آدما که توانایی خوندن (و شایدً هجی کردن و حساب کردن) درآنها به طور معناداری پایینتر از حد توانایی­های اونا در زمنیه­های دیگه س (انستیتوی نارساخوانی، 1989؛ به نقل از دویل، 1996؛ به نقل از دادستان، 1379).

با در نظر گرفتن تعاریف فوق می­توان وجه مشترک این تعاریف رو در چند نکته خلاصه کرد:

ـ کودکان نارساخوان دچار عقب موندگی شدید، مشکل حسی یا آسیب دیدگی عضوی آشکاری نیستن.

ـ نارساخوانی معمولاً با مشکلاتی در قلمرو نوشتن، ‌هجی کردن، انشاء و حساب کردن همراهه.

ـ مفید بودن کودک نارساخوان در مورد خوندن به طور معناداری پایینتر از حد توانایی ایشون در قلمروهای دیگه س؛‌

ـ همه مؤلفان بر این باورندکه اصطلاحات مختلفی که واسه نامیدن این مشکل به کار رفته­ان، ‌جنبه توصیفی دارن.

با توجه‌ به نکات گفته شده می­توان نارساخوانی رو به عنوان مشکل پایدار یادگیری خوندن و خودکار شدن اون درکودکانی دونست که دچار عقب موندگی شدید یا مشکل حسی نیستن، ولی توانایی خوندن در اونا به طور معناداری پایینتر از حد توانایی اونا در مورد­های دیگه س (دادستان، 1379).

زیادی نارساخوانی

به دلیل از دست دادن مرزها دقیق مشکل در مورد نارساخوانی، ‌ارقام متقاوتی رو درباره این مشکل ارائه داده­ان (دویل، 1996؛ به نقل از دادستان، 1379).

تحقیقات نشون داده­ان که نارساخوانی در همه گروه­های کودکان، جدا از جنس و گروه  اجتماعی، طراز عقلی، محل سکونت و ناحیه جغرافیایی و … بروز می­کنه. در بین همه تخمین­هایی که واسه این مشکل ارائه شده­ان بیشتر مؤلفان رقم 4 درصد رو قبول کرده­ان اما در بعضی از کشورها که از قوانین دشوارتری به کار گیری کرده­ان این زیادی کمتره و می­­­تون زیادی مشکل خوندن رو به تنهایی یا توأم با مشکل حساب کردن یا نوشتن در حدود چار پنجم مجموعه مشکل­های یادگیری تخمین زد (DSM IV) طوری که تقریباً 80 درصد افراد دارای مشکل یادگیری در خوندن مشکل دارن (لرنر، 1997). اما از اونجا که به نظر نمی­رسد نارساخوانی با هوش وابسته باشه پس 4 درصد تیزهوشان، افراد دارای هوش متوسط و پایین به این مشکل گرفتار هستن.

در مورد رابطه زیادی نارساخوانی با جنس باید گفت که برخلاف وجود این مشکل در هر دوجنس زیادی اون در پسران تقریباً 4 برابر دخترونه. یعنی، 60 درصد تا 80 درصد آزمودنی­هایی که در چهارچوب تشخیص مشکل خوندن قرار می­گیرند. از پسران تشکیل شده.

تحقیقات نشون داده­ان که اگه از یه روش تشخیصی منظم و قوانین دقیق به جای روش­های عادی بر اساس علایم آموزشگاهی به کار گیری شه زیادی مشکل خوندن در پسران و دختران به یه اندازه س (DSMIV).

اشتباهها در سطح خوندن

  • شکست فرد در خوندن کلمه­های جدا از هم، با سرعت، دقت و خودکاری، هسته اصلی نارساخوانی رو تشکیل می­بده.
  • اشتباههای دیداری بین حروفی که از دید شکلی نزدیک به هم­ان (ح خ ج چ).
  • اشتباههای شنیداری به ویژه بین صوت­های مجاور (ب، پ یا ف، و).
  • حذف حروف صامت (مرسه به جای مدرسه).
  • حذف بعضی هجاها
  • برعکس کردن و جابجا کردن حروف و هجاها تو یه کلمه.
  • اضافه کردن حروف صامت.
  • نبود تفاوت راست- چپ (زور به جای روز).
  • شروع خوندن طبق انتخاب تصادفی یه حرف: خیابون به جای خندان.
  • ضرب آهنگ خوندن: دودل و مقطعه. به نشونه گذاری توجه نمی­کنه و بعضی وقتا متن رو با لحن خاصی می­خواند که با مهنای اون مطابقت نداره.
  • معنی متن رو نمی­فهمد.
  • مفاهیم زمان و تاریخ: در یادگیری تعیین زمان و یادآوری پشت سر هم درست روزای هفته مشکل دارن.

لوت و همکاران (1989) در مطالعه با عنوان مشکل نارساخوانی می­تونه درمان شه؟ 178 کودک دارای مشکل خوندن رو در سه گروه درمانی مهارت­های کدگذاری و بازشناسی لغات، گروه زیان شفاهی و نوشتاری، گروه مهارتهای اساسی کلاسی و گروه کنترل جایگزرین کردن. یافته های مقایسه پیش آزمون-پس­آزمون گروه­ها نشون داد که دو گروه آموزش مهارت­های کد گذاری و بازشناسی لغات و آموزش زیان شفاهی و نوشتاری اثر معنادارتری بر بهتر شدن مشکل خوندن داشتن. دهقانی، امیری و مولوی (1386) در تحقیقی به مقایسه تاثیر آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی بر درک مطلب علم­آموزان نارساخوان دختر پرداختن یافته های این مطالعه نشون داد که هر دو روش آموزشی بر بهتر شدن درک مطلب علم­آموزان نارساخوان دختر مؤثر بوده. لاروسو و همکاران (2005) در مطالعه­ای با عنوان اثر درمان محرک نما در تغییر توجه دیداری- فضایی 12 نفر کودک نارساخوان که به مدت 4 ماه تحت درمان محرک نمای واژگان به شکل باکر بودن نتیجه گرفتن که این روش درمان اثر معناداری در بهبود دقت خوندن این کودکان داشته.

[1]. Dyslexia

[2]. Word federation of Neu rology

[3]. Smith

[4]. British Dyslecxia Associa&on

[5]. Pecific developmento

[6]. Ruoter

[7]. Specific learning difficulties

[8]. Dyslexia Institute

[9]. Lovett

[10]. Lorusso

[11]. Tachistoscopic

[12]. Bakker’s methodology

Author: 92