مسئولیت اجتماعی، حقوق بشر، حقوق انسان

مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزشها و هنجارها و اصول اخلاقی جامعه و تامین هدفهای سازمان ازسوی مدیران هستند… با این تفاوت که مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل کلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی مدیران و کارکنان است».
یک سازمان، زمانی به تعهد اجتماعی اش عمل می کند که به مسئولیتهای قانونی و اقتصادی خود عمل نماید و نه بیشتر. به عبارت دیگر، او به حداقل مسئولیتی که قانون از او خواسته است عمل می کند. چنانچه سازمانی، هدف اجتماعی را ترغیب کند، تنها به منظور رسیدن به هدفهای اقتصادی اش می باشد و نه چیز دیگر.
مسئولیت اجتماعی با ورود خود، یک چارچوب حاکمیت اخلاقی را اضافه می کند که براساس آن سازمانها به فعالیتهایی اقدام می کنند که وضع جامعه را بهتر کرده، از انجام کارهایی که باعث بدتر شدن وضعیت جامعه می
گردند پرهیز می کنند. و نهایتاً، پاسخگویی اجتماعی اشاره به توان و ظرفیت سازمان درجهت عمل و اقدام نسبت به خواسته ها و انتظارات جامعه دارد.
دنیسون50 در زمینه مسئولیت اجتماعی اصولی را ارائه کرده است. اگرچه این مدل بیشتر برای مدیران زنجیره تولید تدوین کشده است ولی قابل تعمیم به سازمان های دولتی می باشد. این اصول عبارتند از :
جامعه : تلاش در راستای ایجاد مزیت برای جامعه و همچنین تحریک و تشویق سازمان های مرتبط برای حرکت در راستای منافع جامعه.
محیط : تشویق و تحریک سازمان برای ایجاد مکانیزم پاسخگویی به محیط خود به طوری که ابهام ونارضایتی محیط رفع شود و همچنین مواضع سازمان و اثرات سیاست های سازمان بر روی نرخ های تورم، بیکاری، فقر روشن شود.
اخلاق : ایجاد منشور اخلاقی برای سازمان وکوشش در جهت عمل به اصول و مبانی اخلاقی.
مسئولیت مالی : مسئولیت در برابر اموال افرادی که در سازمان سرمایه گذاری کرده اند و همچنین در سازمان
های بزرگ دولتی، مسئولیت در برابر اموال مردم و ثروت ملی.
مسئولیت اجتماعی سازمان، فراتر رفتن از چارچوب حداقل الزامات قانونی است که سازمان در آن فعالیت دارد. درواقع مسئولیت اجتماعی شرکتها رویکردی متعالی به کسب و کار است که تاثیر اجتماعی یک سازمان بر جامعه چه داخلی و چه خارجی را مدنظر قرار می دهد و هدف اصلی آن گردهم آوردن تمامی بخشها اعم از دولتی، خصوصی و داوطلبان جهت همکاری با یکدیگر است تا از یک سو موجب همسویی منافع اقتصادی با محیط زیست و ازسوی دیگر سبب توفیق، رشد و پایداری کسب و کار گردد(رویایی، مهردوست، 1388، ص 44-45).
2-3-3- ابعاد مسئولیت سازمانی و جایگاه مسئولیت اجتماعی
1- مسئولیت اقتصادی (ER) : نخستین بعد مسئولیت سازمانها، بعد اقتصادی است که در آن فعالیتها و اقدامات اقتصادی مدنظر قرار می گیرد. به عبارت دیگر، مسئولیت اولیه هر بنگاه اقتصادی کسب سود است. در حقیقت اهداف اولیه سازمانی در این بعد مورد توجه قرار می گیرد.
2- مسئولیت قانونی (LR) : دومین بعد مسئولیت سازمانها ، بعد قانونی (حقوقی) است و سازمانها ملزم می شوند که در چارچوب قانون و مقررات عمومی عمل کنند. جامعه این قوانین را تعیین می کند و کلیه شهروندان
و سازمانها، موظف هستند به این مقررات به عنوان یک ارزش اجتماعی احترام بگذارند. بعد قانونی مسئولیت اجتماعی را «التزام اجتماعی» نیز می گویند.
3- مسئولیت اجتماعی (SR) : سومین بعد مسئولیت سازمانها، بعد اجتماعی است که مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان باید در جهت حفظ و کمک به جامعه با نگرش همه جانبه و رعایت حفظ وحدت و مصالح عمومی کشور، انجام دهد.
4- مسئولیت اخلاقی (ER) : چهارمین بعد مسئولیت سازمانها ، بعد اخلاقی است. از سازمانها انتظار می رود که همچون سایر اعضای جامعه به ارزشها، هنجارها و اعتقادات و باورهای مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقی را در کارها و فعالیتهای خود مورد توجه قرار دهند. بعد اخلاقی مسئولیت اجتماعی را «پاسخگویی اجتماعی» می گویند.
کارول در مطالعه ای که به عنوان «هرم مسئولیت اجتماعی بنگاه» منتشر شد، برای هر بنگاه چهار دسته مسئولیت اجتماعی قائل شده است. به تعبیر دیگر، او مسئولیت اجتماعی هر بنگاه را برآیند چهار مؤلفه زیر می داند :
1- نیازهای اقتصادی؛
2- رعایت قوانین و مقررات عمومی؛
3- رعایت اخلاق کسب و کار؛
4- مسئولیت های بشردوستانه
در مورد اول، بنگاه ها موظفند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورند، کالاها و خدمات مورد نیاز آن را تأمین کنند و انواع گروه های مردم را از فرایند کار بهره مند ساز ند. در مورد دوم، آنها وظیفه دارند به بهداشت و ایمنی کارکنان و مصرف کنندگان خود توجه کنند. محیط زیست را نیالایند، از معاملات درون سازمانی بپرهیزند، دنبال انحصار نرفته و مرتکب تبعیض قومی، تبعیض جنسیتی و غیره نشوند. سومین مؤلفه مسئولیت بنگاه، اخلاق کسب و کار است. در این قلمرو اصولی چون صداقت، انصاف و احترام جا دارد. چهارمین مؤلفه، مسئولیت های بشردوستانه است. تعبیر دیگر کارول از این مؤلفه «شهروند خوب بودن» است؛ یعنی مشارکت بنگاه در انواع فعالیت هایی که معضلات جامعه را فرو کاهد و کیفیت زندگانی آن را بهبود بخشد(براتی مارنانی، سجادی، کیوان آرا، 1390، صص 13-12).
2-3-4- اصول مسئولیت اجتماعی
یکی از مؤسساتی که در زمینه مسئولیت اجتماعی اصولی را ارائه داده، مؤسسهISM است؛ اصولی که قابل تعمیم به دیگر سازمان ها است. این اصول عبارتند از :
1- جامعه : تلاش در راستای ایجاد مزیت برای جامعه، همچنین تحریک و تشویق سازمان های مرتبط برای حرکت
در راستای منافع جامعه.
2- محیط : تشویق و تحریک سازمان برای ایجاد مکانیسم پاسخگویی به محیط خود؛ به طوری که ابهام و نارضایتی محیط رفع شود و مواضع سازمان و اثرات سیاست های سازمان بر روی نرخ های تورم، بیکاری و فقر روشن شود.
3- اخلاق : ایجاد منشور اخلاقی برای سازمان و کوشش در جهت عمل به اصول و مبانی آن.
4- مسئولیت مالی : مسئولیت در برابر اموال افرادی که در سازمان سرمایه گذاری کرده اند و در سازمان های بزرگ دولتی، مسئولیت در برابر اموال مردم و ثروت ملی.
5- حقوق بشر : برخورد محترمانه با افراد درون و بیرون از سازمان، احترام و حمایت از حقوق بین المللی تا حدی که در محدوده سازمان است و ایجاد تحرک در دیگر سازمان های مرتبط برای احترام گذاشتن به حقوق بشر.
6- امنیت : ایجاد فضایی امن برای افراد درون و بیرون سازمان که با سازمان در ارتباط هستند و عدم ایجاد ناامنی برای دیگر افراد.
برخی اصول دیگر عبارتند از :
1- احترام به حقوق انسان ؛
2- رفتار منصفانه با نیروی کار؛
3- رفتار منصفانه با مشتریان و تأمین کنندگان؛
4- تربیت شهروندان خوب؛
5- حفاظت از محیط زیست.
اصول فوق علاوه بر اینکه از لحاظ اخلاقی اهداف مطلوبی هستند، عوامل کلیدی مهمی در حصول اطمینان به این مسئله هستند که جامعه امکان بقای سازمان را در درازمدت فراهم می آورد، زیرا از فعالیت ها و رفتار سازمان بهره می برد.
تعهد به اجرای اصول مزبور، اطمینان زیادی را در ذی نفعان به وجود می آورد، زیرا آنها رویکردی بسیار اخلاقی را در برابر اقدامات، فعالیت ها و طرح های آینده خود انتخاب می کنند که شفاف و مسئولانه است .
ذی نفعان مسئولیت های اجتماعی، پایداری را در زمان حال و آینده مدنظر قرار داده و آنها را فعالانه ترغیب و ترویج می کنند. این تعهد آشکار به ذی نفعان اطمینان می دهد که آنها انتظارات و مقرارت جوامعی را که در مقیاس محلی و جهانی بر آنها تأثیر می گذارند، تحقق بخشند یا حتی از آن هم فراتر روند. همچنین به دلیل آگاهی از مسئولیت های خود در برابر جوامع حاضر و آینده، علاوه بر مدیریت ریسک، فرصت هایی را جست و جو و ترغیب می کنند که بتوانند با استفاده از آن و به همراه جامعه، پروژه های سودمندی اجرا نمایند. آنها دقت می کنند تا هرگونه عواقب نامطلوب را به حداقل برسانند(Servaes, Tamayo, 2013, p 1047).
2-3-5- دیدگاه های مختلف مسئولیت های جامعه
با بررسی تاریخی انواع دیدگاه های حاکم بر مسئولیت های اجتماعی سازمان ها، می توان سه مرحله تغییر نگرش را مشاهده نمود :
مدیریت مبتنی بر کسب حداکثر سود51
این دیدگاه تا دهه 1930 میلادی پا بر جا بود و اساس آن عبارت بود از اینکه سازمان ها فقط مسئول کسب منافع خودشان هستند.
مدیریت مبتنی بر اعتماد52
در دهه 1930 خصوصاً در ایالات متحده آمریکا، رکودهای عظیم اقتصادی و اعتراضات جنبش های کار گری درخصوص امنیت شغلی، سازمان ها را وادار کرد تا فقط به فکر منافع خودشان نباشند و شرایط بهتری را برای امنیت شغلی کارکنان و وضعیت رفاهی آنان در نظر گیرند. این دیدگاه تا دهه 1960 پابرجا بود.
مدیریت کیفیت زندگی53
از دهه 1960 میلادی تاکنون، مدیران سازمان ها به این باور رسیده اند که باید مسئولیت های اجتماعی را بر عهده گیرند(مشبکی، خلیلی شجاعی، 1389، ص 39).
2-3-6- مسئولیت اجتماعی سازمان ها و منافع آن
مسئولیت اجتماعی سازمان ها، عامل اساسی بقای هر سازمانی است. که با توجه به ارتباطات کلیه سازمان ها با جامعه، به موضوع اجتناب ناپذیری تبدیل شده است. مسئولیت اجتماعی سازمان ها، برای تعریف، قاعده مند کردن و به تصویر کشاندن نقش و مسئولیتی جدید برای سازمان ها است تا سازمان ها تمرکز و توجه خود را با محوریت رسالت انتفاعی تعریف شده، بر حوزه ای به نام اجتماع خود معطوف دارند.
از لحاظ تاریخی، سازمان ها با رویکرد ایجاد سود برای سهامداران خود پایدار مانده اند. اما امروزه این رویکرد برای تضمین بقا کافی نیست. در دنیای مدرن، سازمان ها با هر اندازه و در هر بازاری، باید برای بقا خود رضایت جامعه را کسب و حفظ کنند و این رضایت فقط در صورتی حاصل می شود که جوامع باور داشته باشند عملیات سازمان ها تأثیر سودمندی بر انسان ها و محیط زیست باقی می گذارد. مردم عادی، سرمایه گذاران بالقوه، سیاست مداران و طیف وسیعی از دیگر ذی نفعان سازمان ها را مسئول اثرات اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی می دانند.
مسئولیت اجتماعی سازمان برای بسیاری از سازمان ها یک حوزه ناشناخته است و آنها الزاماً برای مقابله با چالش های آینده مجهز نشده اند.
سه بعد مسئولیت اجتماعی سازمان عبارتند از : «اجتماعی»، «محیط زیستی» و «اقتصادی» که به ترتیب دربرگیرنده مردم، کره زمین و سود است(براتلو، 1386، ص 94).
مسئولیت اجتماعی سازمان ها برای تمام ذی نفعان جذابیت ویژه ای دارد که عبارتند از :
1- برای حکومت ها جذاب است، چون وظایف سنتی دولت ها را در سیاست گذاری و حمایت های اجتماعی کاهش می دهد. از سوی دیگر، با افزایش مقبولیت اجتماعی سازمان ها، امنیت اجتماعی و محلی نیز افزایش می یابد و در نتیجه ثروت و مالیات بیشتر به دنبال خواهد داشت.
2- برای شهروندان نیز جذاب است، چرا که در کنار آلودگی های زیست محیطی و تغییرات فرهنگی و اجتماعی ناشی از حضور سازمان ها، می توانند رفاهی را بیش از آنچه دولت و نسل های قبلی برایشان خواسته اند، در غالب انواع خدمات و توجهات اجتماعی سازمان ها دریافت کنند.
3- برای کارکنان جذاب تر است، چون هم از منظر شهروندی درو
ن سازمانی، هم از منظر شهروندی اجتماعی، نتایج مادی و حتی معنوی قابل توجهی را برایشان به ارمغان خواهد آورد.
4- برای سهامداران بیش از سایرین جذاب است، چرا که نقش خود را از مهمانی بیگانه به شهروندی مسئول و قابل احترام در جامعه تغییر یافته می بینند و البته آغوشی امن تر از قوانین تجاری برای خود می سازند؛ آغوشی در بطن جامعه که از دست دادن این آغوش حتی حکومت ها را با تزلزل روبه رو می سازد، چه رسد به شرکت ها.
سازمان ها و مدیران در مقابل مسئولیت ها و تعهدات اجتماعی به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
دسته اول، استراتژی تدافعی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی ندارند و به محیط و کارکنان را طعمه می زنند و سعی در غارت آنان دارند.
دسته دوم، استراتژی واکنشی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی ندارند، اما بر اثر فشار عوامل خارجی، به تعهدات خود عمل می کنند.
دسته سوم، استراتژی انطباقی دارند. این دسته از مدیران، تعهد اخلاقی را پذیرفته اند و بدون تهدید و فشار، به انجام آن

Author: mitra8--javid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *