زناشویی، سازگاری، بخشودگی، ، زوجین، جرات، اجتماعی، رضایت، دهد.، صمیمیت

. سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند ، و روابط رضایت بخش از طریق علاقه ی متقابل ، پذیرش و تفاهم قابل ارزیابی است ( ثنایی 1379 ) . بسیاری از عوامل از جمله ؛ داشتن احساس خصومت و توانیی ضعیف در کنار آمدن ، بخشایش کمتر در برابر خطاهای اطرافیان ، تعارض در روابط صمیمی و به ویژه روابط زوجین را در بر دارد ، و در چرخه معیوب تهدیدی برای سازگاری و رضایت زناشویی خواهد بود ( مک کولاف و همکاران ، 2006 ) . ازدواج شاد و موفق ، ازدواجی است که در آن بخشودگی ، شکیبایی ، تحمل و درک متقابل مرتب تمرین می شوند . همچنین بخشودگی به ما کمک می کند روابطی را که برای ما ارزشمند هستند را حفظ کنیم و از آن لذت ببریم ( ثنایی، 1388 ) . عیدیان ( 1383 ) در مطالعه ای بخشودگی را به عنوان افزایش دهنده ی سازگاری زناشویی معرفی می کنند ، و معتقدند به رقم تحقیقات اند که در این زمینه رابطه ای مثبت و متقابل بین این دو متغیر وجود دارد . یکی از مهارت های انطباقی که در انواع روابط نزدیک زوجین مفید است ، توانایی بخشیدن شریک زندگی خود است . که در انواع روابط نزدیک زوجین مفید است . ( خمسه 1378 )
از نظر مک کالوف ، فینچام و تسانگ ( 2003 ) بخشودگی میل درونی است که افراد را به سوی بازداری از پاسخ های نا خوشایند ارتباطی و رفتار مثبت نسبت به کسی که به طور منفی با آنها رفتار کرده است متمایل می سازد . معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار نا پایدار بوده و بیشترین خطر را برای نا سازگاری و طلاق دارد . همچنین بخشودگی در زوجین ، کیفیت مراقبت از دیگران ، ارتباط ، پرخاشگری و رضایت از زناشویی را پیش بینی می کند . بخشودگی می تواند به عنوان عاملی در تحلیل بهتر تعارضات زناشویی و نهایتا دستیابی به سازگاری بهتر ، به کار گرفته شود . نوری ( 1389 ) در پژوهش خود نشان داد که آموزش بخشودگی می تواند صمیمیت زوجین را افزایش دهد و به کار گیری بخشودگی در حل مسایل زناشویی می تواند رضایت از زناشویی را در پی داشته باشد . همچنین دونکا ( 2008 ) در پژوهشی نشان داد بین صفت بخشودگی و سازگاری زوجین رابطه ی معنا داری وجود دارد . وای و ایپ (2008 ) معتقدند بخشودگی میتواند سازگاری میان فردی و بهزیستی روانشناختی را افزایش دهد و همچنین ممکن است در مقابل تجربه ها و ادراکات میان فردی منفی در رابطه با افسردگی محافظت کند . باول ( 2009 ) به ارتباط مثبت بخشودگی با برخی از جنبه های سازگاری در افراد مورد آزار قرار گرفته و کل سلامت روان آنها اشاره شد . پژوهش ربع قرن اخیر مجموعه ای از فواید مرتبط با بخشودن دیگران به خاطر آسیب گذشته را اشکار کرده است . از جمله ی این فواید ، تقلیل اضطراب و افسردگی و افزایش رضایت نسبت به زندگجی و سلامت ذهن می باشد ( گلدمن 2009 ) . لاوی ، مک کابین و السن ( 1987 ) به نقل از ملازاده ( 1381 ) معتقدند سازگاری زناشویی و در مقابل آن ، از هم گسیختگی زناشویی ، بیشتر مورد علاقه ی خاواده ی درمان گران و مشاوران است ، شناخت عوامل مرتبط با سازگار زناشویی به منظور افزایش بقا و آرامش و رفاه زوج ها می تواند برای همه سودمند باشد چرا که سازگاری زناشویی را عامل حفظ و تقویت روانی خانواده دانسته اند . با توجه به مطالب بیان شده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین بخشودگی و سازگاری زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره سازمان بهزیستی شهر بهشهر است .
در پژوهشی که با هدف بررسی رابطه بین بخشودگی و میزان سازگاری زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی شهر بهشهر صورت گرفته است. این پژوهش نشان می دهد وجود رابطه بین میزان بخشودگی و سازگاری زناشویی بدین معنی است که افزایش میزان بخشودگی افزایش سازگاری زناشویی را به دنبال دارد. سازگاری زناشویی در خورده مقیاس توافق دو نفری رابطه معناداری با ابعاد درک واقع بینانه و جبران عمل ارتکابی دارد. این بدین معناست که درک واقع بینانه و این که خود را بتوانیم جای فرد خاطی بگذاریم و او را درک کنیم و به عنوان یک فرد حق اشتباه کردن به او بدهیم از سوی هر یک از زوجهای مورد ستم واقع شده و همچنین جبران این عمل اشتباه از سوی فرد خاطی می تواند سازگاری را در خورده مقیاس همبستگی دو نفره افزایش دهد. سازگاری زناشویی همچنین در خرده مقیاس ابراز محبت رابطه معناداری با ابعاد تصدیق خطا، جبران عمل ارتکابی، دلجویی کردن و بعد احساس بهبودی دارد. یعنی تصدیق اشتباه و دلجویی از فرد آسیب دیده و تلاش در جهت و جبران و احساس سبکی و بهبود ی در هر یک از زوجها می تواند میزان ابراز محبت آنها را به طرز معناداری افزایش دهد. وای و ایپ که معتقدند که بخشودگی می تواند سازگاری میان فردی و بهزیستی روانشناختی را افزایش دهد و همچنین ممکن است درمقابل تجربه ها و ادراکات میان فردی منفی در رابطه با افسردگی محافظت کند. باول که به ارتباط مثبت بخشودگی با برخی از جنبه های سازگاری در افراد مورد آزار قرار گرفته اشاره دارد.نوری(1389 ) در پژوهشی نشان داد که آموزش بخشودگی میتواند صمیمیت زوجین را افزایش دهد. همچنین بخشودگی می تواند به عنوان عاملی در تحلیل بهتر تعارضات زناشویی و نهایتاً دستیابی به سازگاری بهتر، به کار گرفته شود (فینچام وبنیچ2004 ). نتیجه همه این پژوهش ها بیانگر این است که ارتباط مثبت معناداری بین میزان بخشودگی و سازگاری زناشویی وجود دارد. بخشودگی در زوجها همچنین می تواند در جهت حذف موانعی باشد که در روند طبیعی اشتیاق(شور شوق) در یک رابطه اتفاق می افتد، و با جلوگیری از مکانیزم غلبه و آسیب، احساس آسیب ، خشم و تنفر را به صورت هدایت شده نسبت به زوجها عرضه میکند. همچنین اجزای صمیمیتی که اشتنبرگ آن را در هسته یک رابطه عاشقانه قرار می دهد به وسیله بخشودگی قوت می گیرد و افزایش می یابد، همچنین بخشودن و طلب بخشودگی در تعاملات زوجین به واسطه ارسال پیامهاای احترام، درک و ارزشمندی و اعتماد از صمیمیت زوجین، حس نزدیکی، اتصال و حس تعهد را در رابطه زناشویی مورد حمایت قرار می دهد. از طریق افزایش اشتیاق، صمیمیت و تعهد، بخشودگی میتواند سازگاری زناشویی را پیش بینی کند(اشتنبرگ،1986؛ به نقل از دونکا، 2008) دیدگاه گاتمن(2000 ) از نتایج این پژوهش حمایت می کند.او در دیدگاه خود یکی از رکنهای کلیدی در روابط زناشویی را حال موثر تعارضاتی می داند که در هر رابطه صمیمانه ای اجتناب ناپذیر است او عنوان می کند بعضی رفتارهای منفی تعارض را در روابط بین زوجین پیش گیری می کند. از جمله انتقاد شدید ، تحقیر ، اهانت و حالت دفاعی داشتن همچنین رفتارهای مثبتی را گزارش کرد که زندگی را به سمت سازگاری، رضایت و صمیمیت سوق می دهد. که عبارتند از: آگاهی از فعالیت های روزانه ارائه مهربانی از طریق بخشودن طرف مقابل و داشتن یک مکالمه کم استرس روزانه. مختص بودن نتایج این پژوهش به زوجهایی که دارای سطح طبقاتی متوسط وپایین تر و دامنه سنی 25 تا 30 سال از جمله محدودیت هایی است که این پژوهش به همراه دارد از آنجایی که مولفه سن مدت مدت زمان ازدواج می تواند به عنوان افزایش دهنده بخشودگی در نظر گرفته شود. و شرایط فرهنگی و اقتصادی می تواند سازگاری را در زوجین افزایش دهد بنابراین نتایج این پژوهش انجام پژوهش های دیگری را در جهت اثبات نتیجه پژوهش حاضر پیشنهاد می کند. خصوصاً اگر سطوح بخشودگی بتواند از طریق مداخله افزایش پیدا کند اگر این مداخله ها در پژوهش ها توسعه پیدا کنند و افزایش معناداری سطوح بخشودگی و سازگاری زناشویی را نشان دهند پس هر یک از این مداخله ها برای آموزش زوجها و مشاوره های ازدواج مفید خواهد بود. این پژوهش همچنین انجام این چنین پژوهش هایی را در گروههای سنی و فرهنگی دیگر نیز پیشنهاد می کند. (نوری،1389).
آموزش مهارتهای جرات ورزی به رضایت زناشویی

یکی از مهم ترین و اساسی ترین مهارت های اجتماعی که در برقراری حفظ و انسجام روابط بین فردی اهمیت دارد ، جرات ورزی است . جرات ورزی باعث می شود که فرد ارتباط نزدیک و صمیمانه ای با دیگران بر قرار کند و در این ارتباط ضمن احترام گذاشتن به حریم و حقوق دیگران خود را از سوء استفاده دیگران مصون نگاه دارد . چنین فردی طیف وسیعی از افکار و احساسات مثبت و منفی خود را بدون احساس گناه ، حقارت ، اضطراب و نقض حقوق دیگران بیان می نماید . جرات ورزی به معنی احترام گذاشتن به خود و دیگران و در واقع یک ابزار خالصانه ی دیدگاه ها احساسات و باور هاست و بر این عقیده استوار است که عقاید ، باور ها ، افکار و احساسات خود به همراه نشان دادن احترام و توجه به دیگران نشانه ی تحولی برای رفتار جرات ورزی است ( آلبرتی و آمونز 1379 ) جرات ورزی به عنوان یک مهارت اجتماعی دارای دو وجهه مثبت و منفی است که هر دو وجه آن لازمه ی تعامل اجتماعی موفق بوده و مجموعا به بیان افکار و احساسات و نشان دادن پاسخ های مناسب در روابط بین فردی می انجامد . وجه منفی جرات ورزی شامل مواردی نظیر درخواست تغییر رفتار غیر منطقی از دیگران ، پا فشاری برای احقاق حقوق خود و نیز رد درخواست های غیر منطقی دیگران می باشد . ولی وجه مثبت آن بیان افکار و احساسات ، پذیرش تعریف و تمجید و قدر دانی از دیگران را شامل می شود ( آقارشتی 1379 ) . با توجه به اینکه جرات ورزی رفتاری است که متاثر از شرایط محیطی و وابسته به یادگیری می باشد ، زمانی که رفتار های جرات ورزانه جزء عادت و ذخایز رفتاری فرد نباشد ، آموز جرات ورزی ضرورتی اساسی است . از این رو درمان گران و پژوهش گران علاقه مند به این حیطه با توجه رویکردهای نظری خود شیوه های آموزشی و درمانی گوناگونی را برای اصلاح و بهبود رفتار غیر جرات ورزانه به کار برده اند ، می توان به سر مشق پذیری ، تمرین رفتار ، بازی نقش ، آموزش مهارت های اجتماعی و روش حل مسئله اشاره کرد ( جلالی ، 1380 ) . شواهد فراوانی گویای آن است ک زوجین در جوامع امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه با یکدیگر با مشکلات فراوانی از جمله نقص در مهارت های اجتماعی روبه رو هستند . امروزه معضل اختلافات و نا سازگاری های زناشویی ، یکی از علل مهم مراجعه افراد به مراکز بهداشت روانی است . آمار بالای طلاق در دهه های اخیر ، بیانگر وجود اختلالات جدی در روابط زوجین می باشد . البته اینکه طلاق علل و عوامل مختلفی دارد شکی در آن نیست . عوامل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، فردی و … اما آنچه که توجه محقق را به خود وا داشته است ، جنبه فردی قضیه ، آن هم از نوع مهارت های اجتماعی است. گاتمن ( 1979 ) معتقد است همسرانی که دچار اختلافات زناشویی هستند ، در زمینه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی دچار نواقصی بوده و درگیر الگوهای ارتباطی بی حاصل اند . هم چنین گرمن و نیسکرن ( 1978 ) اعتقاد دارد که عوامل رابطه ای و عدم داشتن مهارت های ارتباطی و اجتماعی مناسب ، علت اصلی بسیاری از نا سازگاری های زناشویی می باشند ، آنها معتقدند اختلافات زناشویی را می توان با درمان های رابطه ای و آموزش مهارت های اجتماعی و ارتباطی از میان برد . به نظر می رسد با ورود زوجین به دنیای جدید زناشویی ، هر یک از طرفین نیاز به یک سری مهارت های جدید اجتماعی دارند تا بتوانند درعین احترام به دنیای شخصی طرف مقابل ، به خواسته ها و فضای فردی خود نیز احترام قائل شوند . چیزی که توجه به آن در بدو شروع زندگی مشترک از اهمیت فوق العاده ای برخودار است .

Author: 92