زناشویی، ، دفاعی، رضایت، زوجین، جنسی، همسر، مذهبی، زوجها، زن

بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است. مطابق با نظر هادسون ، ادراک زن یا شوهر از میزان،شدت و دامنه مشکلات موجود و رابطه منعکس کننده سطح رضایت زناشویی آنها است. روابط رضایت بخش از طریق علاقه متقابل،میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل ارزیابی است .
رضایت مندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی که به صورت درونی احساس می شود ، نیز می دانند .
وینچ به نقل از سلیمیان (1372) 8 معیار را برای رضایت زناشویی مشخص کرده است:
11*ثبات 2*انتظارات اجتماعی 3*رشد شخصیت 4*مصاحبه 5 *شادی 6*رضایت7 *سازگاری 8*یکپارچگی
روف نیز برای رضایت زناشویی چند جنبه را در نظر می گیرد ،ولی رضایت زناشویی را به طور کلی(احساسات مثبت)،(دوست داشتن)،(رضایت جنسی)،(توافق در امور اقتصادی)،(خانه داری)و(تربیت فرزندان)می داند .
اما از نگاه بِرای ابعاد رضایت مندی زناشویی در 7 بُعد قرار می گیرد:
1*ارتباط جنسی 2*حل تعارضات 3*رضایت با خانواده اصلی 4*ارزش های مذهبی 5*فعالیت های اجتماعی-تفریحی 6*مدیریت منزل 7*ارتباط زوجین می داند.
برنشتاین، فیلیپ. اچ و برنشتاین، مارسی. تی . (1380) زناشویی درمانی از دیدگاه رفتاری – ارتباطی. مترجمان سید حسن پورعابدی نایینی و غلامرضا منشئی. تهران : انتشارات رشد.

چهار مشکل اساسی در رابطه زناشویی:

1-رابطه جنسی: این مسأله همواره یکی از مهمترین مسائل مشکل ساز بین زن و مرد است . فردی که میل جنسی بالایی دارد همواره فرد مقابل خود را به خاطر میل جنسی کمتر سرزنش می کند. این مسأله به دو طرف فشار می آورد و اگر در طولانی مدت برای آن راه حلی پیدا نشود منجر به جدایی زناشویی و نهایتاً جدایی عاطفی بین آنها خواهد شد. کارشناسان عوامل متعددی را به عنوان عامل طلاق اعلام کرده اند . چندی پیش اعلام شد که عدم تفاهم جنسی بین زوجین متهم به ردیف اول در وقوع طلاق است حتی0 9%طلاق ها هم به این عامل نسبت داده شده اند. (منشئی و همکاران ،1380).
2- پول :مهمترین مشکل بین زوج های امروز ((پول)) است . یک طرف می خواهد پول خرج کند و طرف دیگر آن را پس انداز کند.
3- مسئولیت پذیری: یکی از طرفین به نظافت و مسائل خانه اهمیت زیادی می دهد و دیگری هیچ اهمیتی برای این موضوع قائل نیست.
4- تربیت فرزندان: این مسأله نیز یکی از مهمترین مسائلی است که بین زن و شوهرها اختلاف ایجاد می کند . هرکدام از آنها سعی می کنند فرزندانشان را مطابق با نظر و روش خود تربیت کنند. (منشئی و همکاران ،1380).
رویکردهای مختلف بر نارضایتی زناشویی:

• *رویکرد رفتارگرایی : به اعتقاد رفتار گرایان کنش های در انسان وجود دارد که او را در جهت هدف مشخصی سوق می دهد . این کنش ها در آغاز چند جنبه فیزیولوژیک داشته اما از طریق یادگیر ی های اجتماعی،سلسله مراتب وسیعی از انگیزه های ثانویه آشکار(وحدت نیا،به نقل از پایان نامه نسرین شیخمرادی 1390).
• *رویکرد روان پویایی : براساس این دیدگاه عوامل نا هشیار بر تمام جنبه های زناشویی تأثیر دارند.در انتخاب همسر،مشکلات در خلاءزندگی مشترک ایجاد می شود در چگونگی حل آنها و همچنین در این دیدگاه عقیده بر این است که چنانچه در دوران کودکی فرآیند جدایی از روابط موضوعی آسیبی ببینند. باید صورت ناقص شکل بگیرد در بزرگسالی فرد وابسته به دیگران است و همیشه در انتظار این است که دیگران به او بگویند چکار کند و چگونه آن را انجام دهد ، که البته این فراغت در انتخاب همسر در روابط زناشویی نیز تاثیر گذار است. (وحدت نیا،به نقل از پایان نامه نسرین شیخمرادی 1390).
• *رویکرد شناختی – رفتاری : این رویکرد بر این فرض استوار است که کدام از زوج ها ،مجموعه ای از باورهای اساسی درباره ی ارتباطات صمیمی دارند که آنها را در رابطه زناشویی نیز وارد می کنند . مطابق با این دیدگاه برداشت زن و شوهر از رفتار یکدیگر بیش از خود رفتار اهمیت دارد، زیرا انسان به برداشت ها و نتیجه گیری های خود حکم واقعیت یا واقعیت محض را می دهد .به عبارت دیگر این رویکرد تاکید بر آن است که چگونه زوج ها رفتار یکدیگر را تفسیر می کنند. و آن را مطابق محتوای شناختی خود ارزیابی کرد ، معنا می دهند و در نهایت چگونگی رفتارهای همسر خود راپیش بینی می کنند. (وحدت نیا،به نقل از پایان نامه نسرین شیخمرادی 1390).

ایجاد رضایت زناشویی

احمد ی، (1383) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان می کند :
تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است.
در بسیاری از موارد روابط دو تایی به عنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی می شود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل می گیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است.
طبق نظر کاسلوو رابیسن ، (1996) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند.
روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تامین می کند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط می تواند بخشی از رضایت زناشویی را تامین کند.
موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقه ها را مطرح می کند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی می کند.
موضوعات شخصی به وسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق می شود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است.
معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان می شود.
رضایت زناشویی و عقاید مذهبی
به اعتقاد قلی زاده ، (1385)یکی از اساسی ترین عواملی که به هنگام انتخاب همسر بر تصمیم افراد در جامعه به ویژه در جوامع حافظ ارزش های مذهبی اثر می گذارد همگونی اعتقادات مذهبی است. مذهب، جلوه معنوی – الهی است که در اندیشه، باور، اعتقاد و شیوه زندگی افراد تاثیر همه جانبه دارد.
علی رقم دگرگونی های جدید که گاه مسیر حرکت آنها به سوی ماده گرایی افراطی جدایی پدیده های اجتماعی از حیات دینی و استقرار گونه ای از خرد گرایی و تضعیف حس مذهبی در جوانان است. در جامعه ما تاثیر اعتقاد مذهبی بر رفتار و کردار زندگی زناشویی جوانان شایان توجه است.
زناشویی میان زن و مردی که وابسته به مذاهب گوناگون هستند و یا در صورت تعلق به یک مذهب از درجه ایمان و اعتقادات مذهبی مختلف برخوردارند چندان استوار و محکم نیست، لوگان معتقد است که ناباوری دینی یکی از طرفین ازدواج دشواری های فراوانی برای آن ها فراهم می کند و باعث بگو مگوهای دائمی می وشد. جالب این جاست که این ناهمگونی در اعتقادات مذهبی یا پیشرفت زندگی زناشویی افزایش یافته و تبدیل به عاملی مخرب در عشق و علاقه و سعادت زوجین می گردد.

رابطه رضایت زناشویی و مکانیسم های دفاعی در زوجها

دانش روانشناسی در راستای هدف های خود مبنی بر کشف و تدوین قوانین حاکم بر روابط انسانی از تدابیری پرده برداشته است که از آن در موقعیت های گوناگون به منظور سازگاری و دافع از خود اتخاذ می کند . که از آن تحت عنوان مکانیسم ها و یا ساز و کار های دفاعی نام برده می شود آشنایی با این مکانیسم ها به ما این فرصت را خواهد داد که در موارد مشهور به تجزیه و تحلیل رفتار انسان ها پرداخته و برای اینگونه رفتار های توجیهی منطقی بیابیم . دفاع های روانی یا مکانیسم های دفاعی هر نوع ساز و کار برای گریز از احساسات واقعی است به همین دلیل دفعا ، که ماهیت خود فریبی دارد در موراد مرزی هویت خود تخریبی یافته و واقعیات درونی و بیرونی را تخریب می کند ( نجاتی ، 1385 ) . برونر به نقل از دلاسلوا ( 1976 ) بیان می کند که دفاع یکی از کارکرد های من است از این روی شناخت آن از طریق کنشی که اعمال می کند ممکن است و به همین خاطر کل دامنه کنش های من می تواند به عنوان سبک دفاعی مورد استفاده قرار گیرد در خصوص دفاع ها چند نکته حائز اهمیت است اولا افراد به ندرت با یک ساز و کگار به دفاع از خود در برابر تنش و اضطراب می پردازند . دفاع ها اغلب به صورت ترکیبی به کار می روند همچنین هر فردی برای مهار تنش و اضطراب خود گستره ای از دفاع ها را به کار می برد که در واقع در طی تحول این مکانیسم ها جز مشخصه های شخصیتی وی خواهد شد . دوانلو ( 1990 ) دفاع را به سه دسته سرکوب گر ، وسواسی ، واپس رونده تقسیم می کند . دفاع سرکوب گر ، افراد و احساسات دردناک را در خارج از حیطه آگاهی و هشیاری قرار می دهند . سرکوبی ، واکنش وارونه ، و جابه جایی را می توان در این مقوله جای داد . دفاع های وسواسی به عایق بندی عواطف از شناخت می پردازند مانند عقلی سازی ، دلیل تراشی ، مجزا سازی و در دفاع های واپس رونده فرد از روش های کودکانه و بسیار سازش نا یافته برای مهار احساسات اضطراب آور استفاده می کند . فرافکنی ، درون فکنی ، تبدیل ، برونریزی و انکار از جمله این دفاع ها می باشند . ( ایلانت 2000 ) یکی از معروف ترین محقیقان در خصوص ذفاع ها آن را به مقوله های نارسیستیک ، نا بالغ ، نوروزی و بالغ تقسیم می کند ( قربانی 1382 ) . تحقیقات زیادی بیانگر این امر می باشد که مکانیزم های دفاعی به طور منطقی این ظرفیت را دارند که در مداخلات تشخیصی و درمانی خصوصا در حوزه روابط زناشویی در نظر گرفته شوند و به عنوان نمونه مطالعات نشان داده اند که درمان های روان پویشی که مستقیما با دفاع های بیمار سر و کار دارند به کاهش چشمگیری در میزان استفاده از دفاع های غیر انطباقی و بالعکس افزایش معناداری در دفاع های انطباقی و سازگارانه کمک می کند . بنا براین صرف نظر از نوع دفاع ، ارتباط مشخصی بین بهبودی و دفاع های غیر مرضی وجود دارد. احمدی ( 1389 ) بیان داشته بین هوش هیجانی بالا و رضایت بین شخصی و مکانیسم های دفاعی رشد نایافته ، نوروتیک و نارسیستیک رابطه معکوس وجود دارد . اسپرینگ ( 1380 ) در تحقیقی اعلام داشته غالب زوج ها نا رضایتی زناشویی و جنسی خود را به جای درمان به دلیل نا آگاهی یا احساس شرم و یا دیگر دلایل ، حل نشده رها کرده و نیاز خود را با ایجاد رابطه نا مشروع جبران می کنند . اسپرینگ ( 1380 ) در تحقیقی دیگر اعلام نمود که در بعضی موارد زنان و مردانی که نسبت به وفاداری همسر خود سوءظن دارند و یا نسبت به وفاداری نسی آنها اعتماد ندارند از توعی مکانیسم دفاعی دلیل تراشی که نام آن را انتقام جویی می گذارد استفاده می کنند .
بنابراین ، فقدان رضایت زناشویی می تواند زمینه ساز بروز اضطراب و ناراحتی ، افسردگی و دیگر مشکلات جسمانی و روانی گشته و فرد را جهت ایجاد سازگاری به سمت استفاده از مکانیسم های دفاعی سوق می دهد که با این توصیف، شناسایی مکانیزمهای دفاعی افراد دارای نارضایتی زناشویی ، در طرح ریزی یک فرایند تشخیصی و مداخله ای بسیار مفید خواهد بود . بنابراین هدف از انجام این تحقیق تعیین رابطه بین رضایت زناشویی با مکانیسم های دفاعی است . آیا بین رضایت زناشویی با مکانیسم های دفاعی رابطه ای وجود دارد ؟
نتایج نشان می دهد (رحیمی ،1391) که در زوج های دارای نارضایتی زناشویی استفاده از سبک های دفاعی رشد نایافته و غیرانطباقی است. مکانیسم های دفاعی در حقیقت تعریف کننده واقعیت هستند و میزان تعریف واقعیت در دفاع های واپس رونده و نابالغ بیشتر از دفاع های رشد یافته و سالم است هر چه میزان تعریف شناخته ی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هوشیارانه کاسته می شود و در نتیجه تلاش کمتری جهت مقابله با تحریف شناختی صورت می گیرد. بنابراین مکانیزم های دفاعی، شناخت آگاهانه ما را نسبت به خود و روابط زناشویی خود تغییر می دهند وآگاهی ما را ازتعارضهایمان کم می کنند واحساسات متعارض با باورهای ما را تحت تاثیر قرار می دهند.از این رومکانیزمهای دفاعی خصوصا مکانیزهای نابالغ ونوروزی مانعی برای درک واقعیت در زوجها شده و امکان دفاع منطقی وموثر را از آنها سلب می کند وظرفیت بینشی و خود اکتشافی وتحلیل درست از روابط زناشویی را کاهش می دهد.با این توصیف از مکانیز های دفاعی زوج های دارای نارضایتی زناشویی تمایل به استفاده نا خوداگاه از مکانیزم های واپس رونده دارند مانند فرافکنی،بازگشت،واپس رانی،انکار و جبران. دفاع های واپس رونده بازگشت به روشهای دفاعی متداول در سطوح فروتر تحول است. در این گروه از دفاع ها فرد از روشهای کودکانه و بسیار سازش نایافته برای مهار احساسات اضطراب آور و ناخوشایند استفاده می کند این گروه از دفاع های بدوی، انعکاسی از سطوح پایین سازش یافتگی زوجهاست و در زوجهایی با خوی شکننده و در شرایط پر استرس ظاهر می شوند. در مورد استفاده از مکانیزمهای فرافکنی، بازگشت، واپس رانی می توان این تبیین را مطرح کرد که نسبت دادن فکر و احساس، آرزو یا تکانه اضطراب آور منفی به افراد دیگر و یا یک پدیده خارجی و یا سرکوبی و فراموشی آن می تواند بیانگر ناتوانی زوج ها در اخذ یک تصمیم هشیارانه برای به تعویق انداختن تعارض و اجتناب از آن به شکل تعمدی و گذرا( فرونشانی) و عدم قابلیت بیان افکار و احساسهای درونی که ممکن است به شکل مستقیم ایجاد ناراحتی برای خود یا دیگری را فراهم آورد نشان می دهد.
همچنین استفاده از دو مکانیزم جابجایی و دلیل تراشی (رحیمی ،1391 ) به عنوان مکانیزم های نوروزی حائز اهمیت است با توجه به اینکه مکانیزم جابجایی پرکاربردترین نوع در بین همه مکانیزم های مورد بررسی در این تحقیق از سوی زوجها بوده است. جابجایی به عنوان یک مکانیسم سرکوبگر، افکار و احساسات دردناک را در خارج از حوزه آگاهی هشیار قرار می دهد. جابجایی امکان تجسم فکر یا موضوع اصلی را در قالب فکر یا موضوعی که ناراحتی کمتری ایجاد می کند فراهم می سازد بنابراین زوجها با انتقال موضوعات تنش زای زناشویی به موضوعات کمتر بحرانی وناراحت کننده سعی در حل نامناسب مشکلات زناشویی خود دارند. و به این شکل مشکلات خود را حل نشده از حوزه آگاهی خود خارج می کنند. هچنین زوجها با بکارگیری مکانیسم دلیل تراشی سعی دارند توضیح و تبیین عقلانی برای افکار، احساسات، باورها و اعمال یکدیگر با هدف توجیه آنها که در غیر این صورت قابل قبول نخواهد بود دارند بنابراین سعی درخود فریبی و مخفی کردن مشکلات زناشویی و احساسات ناخوشایند ناشی از آن دارند.
بنابراین فرض اساسی در بررسی رابطه رضایت زناشویی و مکانیسم های دفاعی این است که استفاده عادتی از یک مکانیسم یا مکانیسم های دفاعی معین آسیب پذیری زوجها را در رابطه زناشویی آنها بیشتر می کند و بنابراین افراددارای نارضایتی زناشویی تمایل به استفاده از مکانیسم های دفاعی سازش نایافته، واپس رونده و نوروزی دارند همچنین با علم به اینکه چه مکانیسم های دفاعی در زمان نارضایتی زناشویی بیشتر استفاده می گردد می توان تشخیص بهتر و درک بهتر و درست تری از کیفیت روابط زناشویی زوج ها حاصل نمود.بنابراین از دو جهت قابل بررسی است از جهتی در ارتباط با نظریه های جامع روان تحلیلگری است که بیانگر ارتباط بین استفاده از مکانیسم های دفاعی و آسیب های روانی و اجتماعی و زناشویی است . و از جهتی دیگر بیانگر نیم رخ دفاعی زوج ها در روابط زناشویی آنها است. همچنین سبک های دفاعی به کار رفته از سوی زوجها غالباً مشابه سبکهای دفاعی افراد دارای اختلالات روانی است مانند وسواس- بی اختیاری، اضطراب تعمیم یافته و هراس اجتماعی( افضلی و همکاران،1388).
بنابراین توصیه می گردد در جهت بهبود کیفیت روابط زناشویی آموزشهای لازم به زوجها در زمینه خودشناسی، مهارتهای ارتباطی ، مهارتهای حل مساله، مهارتهای تصمیم گیری ، با تکیه بر شناخت این سبک های دفاعی در قالب فردی و زوجی و ارتباطی برای کنترل آنها صورت پذیرد. همچنین با در نظر گرفتن این موضوع که الگوی سبک های دفاعی در اختلالات مختلف متفاوت است( روزنهان، ترجمه سید محمدی،1382 ) و توجه به مکانیسم های استفاده شده از سوی زوجها در این پژوهش می تواند در شناسایی مشکلات زناشویی و اتخاذ راهبردهای درمانی مناسب در جلسات تخصصی زوج درمانی به کمک متخصصان آید.
پیشنهاد می گردد با توجه به تابو بودن مسایل جنسی و اهمیت این موضوع در روابط زناشویی، رابطه رضایتمندی و نارضایتی جنسی با مکانیسم های دفاعی مورد بررسی قرار گیرد. همچنین تهیه و ساخت یک پرسشنامه مکانیسم های دفاعی ویژه روابط زناشویی هنجار شده با فرهنگ و آداب و رسوم ملی و دینی مد نظر قرار گیرد جهت تعمیم پذیری بهتر نتایج به افزایش تعداد شرکت کنندگان و انجام پژوهش مشابه در مناطق فرهنگی و جغرافیایی اهتمام گردد. (نوروزی ، 1389 ).

بخشودگی و میزان سازگاری زناشویی

زندگی زناشویی یکی از اساسی ترین پیوندهای زناشویی اشاره دارد کخ ز دو نفر با استعدادها و توانایی های متفاوت ، و با نیاز ها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیت های گوناگون تشکیل شده است ( گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2004 ) . اما آنچه از خود ازدواج مهم تر به شمار می رود ، موفقیت در ازدواج یا سازگاری بین زوجین است

Author: 92