تعریف مشکل وسواسی-اجباری شستشو

تعریف مشکل وسواسی-اجباری شستشو

این مشکل شایع ترین تابلوی بالینی OCDه. در این مشکل مریض یه رشته وسواس‌های فکری و تشریفات مربوط به شستشو و پاکیزه سازی در مورد آلودگی داره که از راه کثافت یا میکروبها یا چیزی مثل ادرار، مدفوع، موی حیوانات و … از خود نشون می‌بده. در این موارد رفتارای اجتنابی هم هست که فرد رو مجبور می‌کنه از تماس با کثافت یا دیگه منابع آلودگی دوری کنه. شستشو و پاکیزه سازی می‌تونه شدیداً افراطی باشه مثل شستن دست‌ها بیشتر از صد بار در روز، به کار گیری صد‌ها دستمال کاغذی، حموم گرفتن و دوش گرفتن واسه چندین ساعت، تمیز کردن میز، صندلی، کف اتاق… در بیشتر ساعات روز. یه رشته وسواس دیگری که با زیادی زیادی طی مشاهدات بالینی در مورد وسواس شستشو در کشور ما رایجه، وسواس فکری نجاست می‌باشه. در این خرده الگوی وسواس شستشو، مریض همیشهً در مورد انتقال نجاست از خود به بقیه یا برعکس و وسایل دور و بر محیط زندگی خود به اندشناکی فکری می‌پردازه که باعث تشریفات و آیین‌مندی‌های شستشو می‌شه. بدیش اینه این خرده الگو وسواس شستشو در کشور ما به طور جدی بررسی نشده و روش درمانی که واسه این خرده الگو بکار گرفته می‌شه همون درمانهای عادی واسه مشکل وسواس شستشو “آلودگی” می‌باشه (راکمن و دی سیلوا، 1999).

تاریخچه مشکل وسواسی-جبری

تاریخچه مشکلات وسواسی- جبری به خلقت آدم برمیگرده. دلایل داستان گونه پراکنده نشون می‌بده که این مشکل در سراسر تاریخ رخ داده. اولین بار در سال 1799 وارتبورگ[1]، اصطلاح obsession رو در معنی عادی خود به کار گیری کرد (برزگر، 1373). بعد اصطلاح مریضی وسواس به شکل علمی به وسیله کارل- وستفال[2] (1890-1833)- روانپزشک آلمانی- به کار برده شد (صارمی، 1373). پیر ژانه[3] در قرن نوزدهم اون رو یکی از تظاهرات “پسیکاستنی”[4] نامید (اف تستون و اچ کوا[5]، ؟). پس از آن کراپلین[6] در اوائل قرن بیست این مریضی رو مورد تحقیق بیشتری قرار داد. فروید در سال 1917 به تعریف دقیق‌تری در این مورد پرداخت، فروید هم مثل کراپلین این مریضی رو “zuangs nervosa”نامید که انگلیسی‌ها “zuang” رو به”obsession” و آمریکایی‌ها اون رو به “compulsion” ترجمه کردن و محققین بعدی اون رو وسواس لازم نامیدند، اما در ترجمه اساسی فروید به نام نوروز وسواس نامیده شد (نوربخش و الهی، بدون تاریخ). پس از آن انجمن روانپزشکی آمریکا با انجام آزمایشها و مطالعاتی روی بیماران گرفتار به obsession و compulsion، در سومین چاپ DSM، این دو مریضی رو ترکیب کرده و به نام روان ناراحتی وسواس فکری- عملی نامگذاری کرد (راپاپورت[7]، 1988).

 

 

وجود مشکل وسواسی-اجباری

مشکل وسواسی-اجباری مثل ترس‌ها و دیگه حالتهای اضطرابی به گونه‌ای سنتی به عنوان یه مشکل روان آزردگی[8] به حساب می‌رود. اصطلاحات دیگری که واسه توضیح این مشکل معمولا به کار گیری کرده می‌شه عبارتند از: نوروز وسواس فکری-عملی، مریضی وسواس فکری- عملی یا فقطً مشکل وسواس فکری-عملی یا مشکل وسواس عملی (هالندر، کوهن[9] و سیمون[10]، 1994؛ به نقل از اندوز و طباطبایی، 1381). مشکل وسواسی-اجباری با افکار یا اعمال وسواسی عودکننده‌ای که موجب پریشونی می‌شن و بیشتر زندگی روزمره فرد رو پریشون می‌سازند، مشخص می‌شه. وسواس‌ها عبارتند از افکار، تصاویر ذهنی، تکانه‌های ناخواسته و مزاحم. این وسواس‌ها معمولاً از طرف فرد مخالف، بی معنی، نا پذیرفتنی و مقاومت ناپذیر تلقی می‌شن. وقتی وسواس (وسواس فکری) اتفاق می‌افتد با احساس ناراحتی یا اضطراب و هم تمایلی واسه بی اثر کردن (جبران) وسواس و نتیجه‌های اون همراهه. بی اثر کردن بیشتر شکل رفتار اجباری (مثل شستن یا بررسی کردن) رو به خود می‌گیرد. این رفتار با یه احساس مقاومت در انجام رفتار وسواسی همراه می‌شه. بعضی وقتا هم رفتارای بی اثرساز شامل تغییراتی در فعالیت‌های ذهنی می‌گردند مثل این که فرد در جواب به یه فکر وسواسی بخواد آگاهانه به چیز دیگری فکر کنه. هم اینکه بعضی وقتا هم رفتارای اجتنابی مشاهده می‌شه، به ویژه دوری از موقعیتهایی که می‌تونن افکار وسواسی رو برانگیزانند (سالکوسکیس و کرک[11]، 1989).

سیمایه‌ی اصلی وسواسی اینه که بیماران معمولاً وقتی در حالت آرامش قرار دارن، افکار و رفتار وسواسی خود رو بی معنی و یا بیشتر از حد تلقی می‌کنن. از دید بالینی پدیده‌های وسواس فکری و عملی رو معمولا به دو دسته افکار وسواسی بدون رفتارهار رو (تفکر‌های وسواسی) و وسواس‌های همراه با رفتارای رو (آیین مندی‌های وسواسی) تقسیم کرده‌ان (راکمن و ‌هاگسون، 1980؛ به نقل از سالکوسکیس و کرک، 1989). در مدل روان شناختی وسواس اهمیت کارکرد وسواس‌های رو و مخفی (به عنوان رفتارای بی اثرساز) مورد تاکید قرار می‌گیرد. بر این پایه وسواس‌ها، افکار، تصاویر ذهنی و تکانه‌های مزاحم و غیر ارادی که معمولا افزایش اضطراب رو همراه دارن، در حالی که رفتارای خنثی ساز رفتارهایی ارادی هستن که مریض به خاطر کاهش اضطراب (و یا کم کردن احتمال خطر) اونا رو انجام می‌بده (راکمن، 1998). البته نگفته نمونه که رفتار خنثی ساز نهانی مریض از بسیاری جهات مشابه افکار وسواسیه. حالا در روانپزشکی مشکل وسواسی-اجباری به عنوان زیر مجموعه‌ای از مشکلات اضطرابی تلقی می‌شه که عنصر مشترک تموم این مشکلات وجود اضطراب و نگرانی می‌باشه. یه رشته وسواس‌های فکری یا عملی که فرد از خود نشون می‌بده بیشترً در سطحیه که کارکرد روزانه اون رو تحت تاثیر قرار می‌بده و یا موجب درموندگی و شکایت اون می‌شه. در تشخیص روانپزشکی مشکل فوق هم معمولا بر این موضوع تاکید بسیار می‌شه (هالندر و همکاران، 1994؛ به نقل از اندوز و طباطبایی، 1381).

آرامش

[1] Wartborg

[2] Karl-westfal

[3] Janeh

[4] Psychasthenia

[5] Teston&Kova

[6] Keraplin

[7] Rapaport

[8] Neurotic disorder

[9] Kohen

[10] Simon

[11] Kirk

Author: 92