ایا صرع روی حافظه تاثیر میگذاره؟

حافظه و صرع

اینجا با برسی چند مطالعه بالینی و کاربردی تلاش در روشن­تر کردن رابطه حافظه با صرع آورده می­شه. باید دونست که پرداختن به همه جزئیات و عملکرد این رابطه خود مطالعه جداگونه، گسترده و چندجانبه­ای رو می­طلبد.

افراد گرفتار به صرع لوب تمپورال میانی، بیشترً مشکل حافظه در  موارد ویژه نشون میده (کلامی واسه چپ، و دیداری فضایی واسه نیمکره راست) که می تونه موجب برانگیختن اهداف جراحی در نواحی صرع­زای میانی و جانبی جلویی قشر تمپورال شه. دلایل در حال پیشرفت بسیاری هست که مدعیه، ویژگی ساختاری و عملکردی تمامیت این نواحی با به کار گیری MRI می تونه در پیش بینی احتمال خطر پس از جراحی بر افت بیشتر حافظه کمک کننده باشه (بارنت و همکاران، 2015).

حافظه کوتاه مدت (STM) و حافظه دراز مدت (LTM) سازوکارهای جدا از هم از هم در نظر گرفته می­شن که عملکردشون به نواحی پیشونی-آهیانه­ای و لوب تمپورال میانی (MTL) مربوط شده. این دو بخشی شدن کاربردی با دلایلی از مشکل در جنبه های حافظه کاری در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی به سئوال کشیده شده، و این نظر که مشارکت مسستقیم نواحی هیپوکامپال در حافظه کوتاه مدت بالقوه هست مطرحه. از آنجا که اتصال کارکردی تالامو-تمپورال با کارکرد حافظه دراز مدت در ارتباطه، اتصال کارکردی تالامو-پیش­پیشونی بصورت ویژه کارکرد حافظه کوتاه مدت رو پیش بینی می­کنه. می تونیم بگیم مریضایی که در حجم هیپوکامپال کاهش داشته­ان، کاهش حجم تالاموس رو هم نشون میدن، بصورت برجسته تر در ناحیه پولوینار که کاهش حجم  در بیماران با حجم نرمال هیپوکامپ قابل تشخیص نیس. اتصال خراب تالامو-کرتیکال در نیمکرتشنج­زا نمایانگر کاهش رفتارای مربوط به کارکرد حافظه کوتاه مدت به ویژه در بیماران دچار کاهش حجم هیپوکامپه. این یافته ها مشخص کننده نقش تخریب تالامو-کرتیکال به عنوان سازوکاریست که در مشکل حافظه کوتاه مدت در متن مشکل صرع لوب تمپورال میانی مشارکت داره (ووئتس و همکاران، 2015).

پول-نام-تصویر

رمزگردانی موثر حافظه دیداری عملکردی مهم در زندگی روزمره س که در بطن مراحل حافظه رویدادی و معنایی حضور داره. در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی(MTLE) مشکل حافظه به عنوان ساختار درگیر ایجاد  تشنجها رایج بوده و شامل دریافت، نگهداری و بازیابی حافطهای رویدادی می شه. یافته های تحقیقات نشون دهنده آنست که فرق در شبکه­های رمزگردانی حافظه دیداری بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و اونایی که این آسیب رو در طرف راست دارن هست. هم جهت با تحقیقات قبلی، سازمان رمزگردانی حافظه وابسته به طرف کانون تشنج بوده و ممکنه با وساطت بازسازماندهی کارکردی در صرعهای طولانی هم در رابطه باشه. این اختلاف ممکنه نشون دهنده فرق دیده شده در توانایی حافظه بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و اونایی که در طرف راست این مشکل رو دارن بوده و تاثیر کاهش کنندگی صرع بر شبکه­ی رمزگردانی حافظه رو برجسته می کنه (گرگوری و همکاران،2015).

صرع لوب تمپورال (TLE) با درجات متفاوتی از مشکل حافظه در ارتباطه. حافظه بیوگرافی یا گزارش از خود یکی از مهمترین قسمتهای امتحان این فراینده، اما اندازه گیریهای معتبر و روایتی در تحقیقات این گروه کمتر صورت گرفته. در پژوهشی که ایلمن و همکاران انجام دادن گزارش گروه TLE بصورت قابل توجه ای نشون دهنده نگرانی بیشتر این افراد در مورد حافظه­ی شونِه، مثالهای بیشتری از فراموشی و به کار گیری بیشتر  از راهبردهای یادیار نسبت به گروه کنترل هست. روش مورد به کار گیری با عوامل جمعیت شناسی در گروه کنترل رابطه داشته نه البته در گروه TLE. بررسی عوامل مربوط به صرع اشاره دارن که زیرگروههای جانبی نیمکره­ای در هیچ کدوم از زیر مقیاسها فرقی نداشتن، هم اینکه با شرکت کنندگان گروهبندی شده با در نظر گرفتن یه، دو یا چند دارویی ضد صرع هم فرقی دیده نشد. امتحان اندازه طولانی بودن شامل سن حمله و تایم مریضی و هم اینکه رابطه با زیر مقیاسهای MMQ رو رد کرد. بخاطر اینکه کارکرد حافظه عینی بیشترً در موارد بیشتر طولانی و مقاوم به دارو مشکل بوجود میاره ( ایلمن و همکاران، 2015).

 

توجه و صرع

مشکل توجه/فزون کنشی (ADHD) یکی از معمولترین مشکلات کودکیه که بیشترً در دیگه شرایط مثل صرع هم بخوبی دیده می شه. گسترش ADHD در کل جمعیت در حدود 3-6 درصد تخمین زده می شه که حدود  بیشتر از یه سوم اونا در بزرگسالی هم بازم این نشانگان رو دارن. این روزا گسترش ADHD در بیماران صرعی به شکل قابل توجه­ای بالاست. تقریباً در حدود یه سوم کودکان صرعی تشخیص ADHD هم می­گیرند. چگونگی پیشرفت مشکل توجه و تمرکز در طول سالها خیلی رو نیس. پس شدت موضوع توجه  در آخرای زمان کودکی در کودکان صرعی مورد آزمایش باید قرار گیرد و هم اینکه بعدا در بزرگسالی. زمان اون رسیده که مقایسه ای بین مشکل توجه در کودکان صرعی و کودکانی که به شکل رشدی تحولی ADHD دارن، صورت بگیره. یافته ها نشون میدن که کاهش قابل توجه­ای در نشانگان ADHD در بیماران، از زمان آخرای کودکی تا بزرگسالی هست. نشانگان فزون کنشی با در نظر گرفتن گذشته تحقیقات نشون داده شده که با افزایش سن کم میشه، در مورد کودکان با صرع ایدئوپاتیک به همراه ADHD هم داده ها  همین یافته ها رو تائید می کنن. در طول یه تایم مشخص مشکل توجه از پایهً بهبود قابل توجه­ ای نداشت. نتیجه اینکه رشد و رسش مغز ممکنه تاثیر مثبت بیشتری روی موضوع توجه بیماران صرعی داشته باشه تا کودکان با ADHD رشدی-تحولی (بچتل و وبر، 2015).

کودکی-نام-تصویر

یافته های مطالعه­ی محاسبه گسترش مشکل توجه، از ADHD تشخیص داده شده و پرونده توجه در گروه نمونه کودکان و بزرگسالان گرفتار به صرع ایدئوپاتیک نشون میده که گسترش ADHD در بیماران صرعی بالاتر بود و البته یافته های وخیمتری در مورد عوامل توجه در تست WISC در بیماران صرعی نسبت به گروه کنترل هست، اما در بین بیماران با یا بدون  ADHD این کارکرد ضعیف در WISC دیده نشد.  این مطالعه گسترش بیشتر مشکل توجه رو در بین بیماران صرعی تائید می کنه (کوستا و همکاران، 2015)

واسه محاسبه چگونگی رابطه عملکردهای شناختی و طبقه بندی صرع و همبودهای مشکل ADHD در بیماران با صرعهای ژنتیک و با دلیل شناسی نامشخص که جدیداً مورد تشخیص قرار گرفته بودن اسناد پزشکی کودکان 6-16 سال با نگاه به گذشته­ی شون بررسی شد و WISC و تست توجه ادراکی به کار گیری شد. از بین 149 مریض تعداد 103 نفر با تشنج کانونی، 46 نفر تشنج منتشر مورد مطالعه مروری قرار گرفتن. گسترش ADHD در حدود 49.2% بوده و یافته های وخیمتری در نمره توجه انتخابی شنیداری، حافظه کاری و تست فلانکر (کنترل بازدازی) داشتن. بیماران با صرع منتشر در توجه شنیداری انتخابی و توجه پایدار نسبت به بیماران با صرع کانونی یافته های ضعیفتری داشتن. در بیماران با تشنجهای منتشر توجه پایدار، یافته های تست فلانکر در اندازه کنترل جلوگیری، و تست حافظه کاری دیداری فضایی در اثر ADHD  تحت تاثیر قرار گرفته بود و توجه انتخابی شنیداری و توجه پایدار بصورت قابل توجه­ای در بیماران با صرع اوان کودکی همراه با اسپایکهای تمپورال مرکزی نسبت به کودکان ADHD  و غیر ADHD وخیمتر گزارش شده (کانگ و همکاران، 2015).

کودکی-نام-تصویر

یافته­های برل و همکاران(2015) هم تاکید می کنه که کودکان با صرع به نسبت بیشتری (28-70%) نسبت به نوع رشدی-تحولی (5-10%) مشکل ADHD دارن. مطالعه اونا نشون داد که وجود موضوع توجه در صرع ممکنه مورد تشخیص قرار بگیره. این کودکان در کارکرد توجهی پیچیده و چابکی در جواب دادن مشکل دارن، نه در مورد توجه ساده. در این مواد، ممکنه تا آخر دوره ساده هم این مشکل خودشو نشون نده. فرمهای تشخیصی استاندارد نظارت ADHD به وسیله والدین ممکنه این مشکلات توجهی سطح بالا رو نتونن مورد شناسایی بذارن. پس سنجهای کارکرد عصب-روانشناختی هدف دار، در این مورد  نیاز به نظر می رسه (برل و همکاران، 2015).

 

کنشهای اجرایی و صرع

کودکان با صرع، به ویژه صرع غایب زمان کودکی از مشکلات توجه و کنشهای اجرایی در فاصله بین تشنجها رنج می برن. اینطور مشکلات بیشترً حتی وقتی که تشنجها درمان می شن باقی می مونن. عبارت “کنشهای اجرایی”(EF) واسه تعریف مجموعه­ای از فرایندهای کنترل شناختی به کار گیری میشن که به کار گیری رفتار هدفدار-جهت مند رو ممکن می کنه. کنشهای اجرایی شامل بخش­های جور واجور مهمی مثل برنامه­ریزی، انعطاف­پذیری شناختی/جابه­جایی مجموعه­ها، حافظه کاری و روانی کلامی می­شه. EFا کل عامل­های توانایی­های نظم­دهنده رشدی کودکان رو نمایان می کنه و بر رشد هیجانی-اجتماعی و توانش تحصیلی دلالت داره. تحقیقات قبلی نشون داده­ان که مشکل در نواخت تالامو-کرتیکال در صرع غایب با پیشتازی قشر پیشونی بیشتر از دیگر قسمتهای قشری در این مشکل دخیلند. تحقیقات گذشته با به کار گیری همزمان از EEG و fMRI دلایلی از درگیری و بدکارکردی نواحی جانبی جلویی و اوربیتوفرونتال، سینگولیت قدامی و مدارای هستهای قانون­ای-تالاموکرتیکال حرکتی/پیش حرکتی(BGT) در آسیب شناسی صرع غایب کودکی رو نشون داده­ان. تحقیقات نوروآناتومیک، عصب-روانشناختی و تصویربرداری عصبی پیشنهاد می­کنن که مدار BGT پوشش دهنده مجموعه­ای از فرایندهای سطح بالای شناختی لازم واسه موافقت، آمادگی با در نظر گرفتن زمینه، رفتار هدف دار-جهتداره. این فرایندها بصورت کلی به کنشهای اجرایی اشاره دارن. کودکان با صرع غایب زمان کودکی و بزرگسالان با سابقه صرع غایب ممکنه مشکلات عصب-روانشناختی قابل توجه­ای رو نشون بدن (دی­اگتی و همکاران، 2012).

کودکی-نام-تصویر

آزمونهای عصب-روانشناختی مختلفی واسه مطالعه مشکل یادگیری در کودکان با صرع به کار گیری میشن، هرچند آزمون هوش رایج بینش کافی در مورد مشکلات شناختی به دست نمی­بده. ممکنه کنشهای اجرایی پریشون شده با آسیب شناسی پیش پیشونی یا با نبود اتصال شبکه، مثل آسیب ماده-سفید یا مشکل در دیگه نواحی مغز در رابطه باشه. پس اتحاد قشر پیش پیشونی ضروریست، اما واسه عمل اجرایی موثر کافی نیس. دیدگاه جاری در عصب-روانشناسی اینه که لوبهای فرونتال واسه مدیریت یا رهبری جنبه های حل موضوع مهم هستن. متغیرهای دیگری به غیر از صرع می­تونه روی کنشهای اجرایی تاثیر داشته باشه. الژوسر و همکاران (1999)  به نقل از هوئیه و همکاران (2006) گزارش کرده­ان که جنبه هایی از حافظه، از خلق دپرس تاثیر قبول می کنن. شرایط اقتصادی اجتماعی و ویژگیهای خانوادگی ممکنه رابطه قابل توجه ای با وضعیت عصب-روانشناختی داشته باشن و در تحقیقات ناهنجاریهای عصب-روانشناختی باید کنترل شن (هوئیه و همکاران، 2006).

 

صرع و هوش عمومی

در سال 2004 دودریل 9 مطالعه طولی کارکرد هوشی کودکانی رو که چهارسال پیگیری شده بود مورد مرور قرار داد. چندین مورد افت هوش رو گزارش کرده بودن و اون نتیجه گرفت که تشنجهایی که ضعیف کنترل شن، از قانون علی مشابهی پیروی می کنن. در سال 1968 رودن، افت هوشی در بزرگسالان با تشنجهای ضعیف کنترل شده در مقابل کارکرد هوشی بهتر شده در مریضایی که تجربه بیشتر از دو سال درمان رو داشتن، در آزمونهای بهبودی گزارش کرده بود. همینطوری، سیدنبرگ و همکاران بهره هوشی در مورد بهبود کنترل تشنجها رو گزارش کرده بودن (تامپسون و دانکن، 2005).

کودکان با صرعهای ایدئوپاتیک غیر پیچیده بیشترً نمره های بهره هوش (IQ) در حد نرمال دارن، اما مقایسه مستقیم کودکان با صرع با کودکان با شرایط رشدی عادی بیشترً بهره هوشی پائین تر و قابل توجه رو در کودکان صرعی نشون میده. این فرق بهره هوش معمولاً به تاثیر صرع و کارکرد شناختی مربوط می­شه. ممکنه این شرایط با عوامل ژنتیک، شرایط اجتماعی-اقتصادی یا فامیلی و محیطی که مورد امتحان نیستش ان رابطه بیشتری نسبت به تاثیر صرع بر بهره هوش داشته باشه. از طرفی مهمه که نمره های کارکرد شناختی اعضا خونواده رو هم باید در نظر گرفت، و مجموعه­ای از دلایل خانوادگی مشکلات یادگیری و ناهنجاریهای شناختی رو در برادران و خواهران و والدین کودک رو باید در مورد صرع روش زوم کرد. مطالعه جالبی در این مورد به وسیله والکر و همکاران (2012) انجام شد که در اون رابطه بین امتحان اندازه کامل بهره هوش در کودکان با صرع با والدینشون مورد مطالعه قرار گرفت. بهره هوشی کودکان صرعی نسبت به کودکان گروه کنترل کمتر بود. بهره هوش والدین کودکان با صرع فرقی با والدین بچه­های گروه کنترل نداشت. کودکان صرعی نسبت به والدینشون بهره هوشی کمتری نشون دادن. هرچند کودکان گروه کنترل این فرق رو نشون ندادند. فرق هوشی والد-کودک بصورت قابل توجه­ای بیشتر از گروه کنترل بود. خصوصیات صرع با فرق هوشی والد-کودک رابطه نداشت. اینجور میشه تعبیر کرد که فرق نمایان شده فرق بهره هوش والد-کودک بیان کننده نقش جداگونه صرع از بهره هوشی خانوادگی، سندرومهای صرعی، و ریخته های تشنجهای بالینیه (والکر و همکاران، 2012).

خونواده

تو یه مطالعه که به خاطر محاسبه رابطه حساسیت شاخص آزمون وکسلر-4 (WISC-IV) و نمره زیرمقیاسهای اون در امتحان مسائل شناختی در گروه کودکان با صرع در مقایسه با گروه کنترل همتا و تعریف رابطه بین مقیاسهای وکسلر، عوامل جمعیت شناختی و متغیرهای وابسته به صرع، انجام شد، نمره­های بهره هوشی در گروه کودکان با صرع به شکل قابل توجه­ای پائین تر از گروه کنترل بود و 8/36% از کودکان بهره هوشی برابر تعاریف کم توان هوشی (70FSIQ≤) نسبت به گروه کنترل داشتن. در گروه کودکان گرفتار به صرع، نمره شاخصهای حافظه کاری و سرعت پردازش پایین تر از درک کلامی و استدلال ادراکی بود. در سطح خرده آزمونها، نمره خرده آزمونهای دیداری و کلامی و توانایی استدلال مثل استدلال ماتریسی بالاتر و در کدگذاری پائین تر بود. تاخیر در سن حمله و تایم کوتاه تر دوره صرع هر دو با نمره های بالا در شاخصهای وکسلر و تست بهره هوش رابطه داشتن. ( ضریب اتحاد در محدوده 0.36 تا 0.44، 001/0 p≤) و هم اینکه تعداد داروهای ضد صرع در زمان آزمون و در گذشته هر دو رابطه برعکس با نمره بهره هوش و شاخصهای آزمون وکسلر داشتن ( ضریب اتحاد 0.27 تا 0.47  و 01/0p≤) نمره هوش و شاخصها رابطه قابل توجه­ای با بسامد تشنجها نداشتن. الگوهای مشابهی واسه نمره خرده آزمونها هم بدست اومد. فرق قابل توجه­ای در نمره هوش، شاخصها و خرده آزمونها در گروه کودکان با منطقه تشنجی مربوط به نیمکره چپ یا راست مشاهده نشد. هم اینکه با یافته های مثبت یا منفی MRI رابطه ای پیدا نشد. محققان حساسیت آزمون وکسلر-4 رو در مورد مسائل شناختی صرع مربوط به کودکان با تشنجهای پردامنه رو تائید کردن، به ویژه مسائل مربوط به سلیس بودن کلامی،حافظه کاری، سرعت پردازش. در مقایسه با گروه کنترل این کودکان درجه بالایی از مشکلات شناختی که می تونه با این آزمون مورد امتحان قرار بگیره رو دارن ( شرمن و همکاران، 2012).

[1]. memory

[2]. exacerbated

[3]. epileptogenic

[4]. medial and anterolateral temporal cortex

[5]. Integrity

[6]. Barnett AJ

[7]. Short-term memory

[8]. Long-term memory

[9]. systems

[10]. dichotomy

[11]. hippocampal

[12]. connectivity

[13]. functional

[14]. prefrontal

[15]. pulvinar

[16]. Voets

[17]. Encoding

[18]. semantic

[19]. acquisition

[20]. maintenance

[21]. retrieval

[22]. laterality

[23]. reorganization

[24]. Gregory AM

[25]. strategies

[26]. multifactorial memory questionnaire (MMQ; Troyer and Rich, 2002)

[27]. Illman NA

[28]. attention

[29]. Attention problem

[30]. Developmental

[31]. Bechtel

[32]. Weber P

[33]. da Costa CR

[34]. Comorbidities

[35]. unknown etiology

[36]. retrospectively

[37]. Wechsler Intelligence Scale for Children

[38]. Comprehensive Attention Test

[39]. flanker test: Response inhibition test

[40]. sustained attention

[41]. Centro-temporal spikes

[42]. Kang SH

[43]. Berl MM

[44]. rapid response

[45]. higher-order attention difficulties

[46]. .Executive function

[47]. control cognitive

[48]. goal-directed behavior

[49]. planning

[50]. Cognitive flexibility/set shifting

[51]. Working memory

[52]. Verbal fluency

[53]. children’s growing regulatory abilities

[54]. Academic competence

[55]. dorsolateral

[56]. orbitofrontal

[57]. motor/premotor basal ganglia-thalamocortical (BGT) circuits

[58]. context-appropriate

[59]. goal-directed behavior

[60]. Elisa D’Agati

[61]. white-matter

[62]. integrity

[63]. Elixhauser

[64]. B Hّie

[65]. Dodrill

[66]. Rodin

[67]. uncomplicated

[68]. NATALIE M WALKER

 

[69]. Elisabeth M. S. Sherman

Author: 92